جریان روشن‌فکری حاکم بر سینمای ایران

از یاقوت
روزنامه کیهان یکی از مهمترین عناصر توقیف و ممنوع الکاری هنرمندان فیلم سینمایی «برزخی‌ها» بود. مدیرمسئول و سردبیر روزنامه در این دوران سید محمد خاتمی بود.

جریان روشن‌فکری حاکم بر سینمای ایران به طیف فکری و فرهنگی‌ای گفته می‌شود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، در بستر سینمای کشور شکل گرفت و به تدریج از مفاهیم ایدئولوژیک و انقلابی فاصله گرفت. این جریان که ریشه‌هایی در گرایش‌های فرهنگی و هنری پیش از انقلاب داشت، در دهه‌های بعد با تغییر فضای سیاسی و فرهنگی کشور، به یکی از مهم‌ترین نیروهای اثرگذار بر سینمای ایران بدل شد. نخستین نشانه‌های تقابل میان این جریان و نگاه رسمی جمهوری اسلامی در سال‌های ابتدایی انقلاب و در ماجرای توقیف فیلم «برزخی‌ها» دیده شد، اما از دههٔ ۱۳۷۰ به بعد، با گشایش فضای فرهنگی در دولت اصلاحات، نقش سیاسی و اجتماعی هنرمندان و سینماگران روشن‌فکر پررنگ‌تر شد.

تصویر

این جریان در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ به‌ویژه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، بیش از پیش در تقابل با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و با حمایت جشنواره‌ها و نهادهای فرهنگی خارجی، گرایش‌های انتقادی‌اش را در قالب آثاری موسوم به «فیلم‌های سیاه‌نما» دنبال کرد. گسترش شبکه‌های اجتماعی، ظهور پلتفرم‌های نمایش خانگی و رویدادهایی مانند اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و بلوای ۱۴۰۱، مرزهای این جریان را از اصلاح‌طلبی سنتی فراتر برد و آن را به یکی از مهم‌ترین بازیگران رسانه‌ای و فرهنگی مخالف با قرائت رسمی جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد.

حضور طناز طباطبایی در مراسم تبلیغاتی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

نخستین تنش‌های سینما با انقلاب اسلامی

سینمای ایران در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از نقاط برخورد جریان‌های انقلابی و روشن‌فکری بوده است. به این سبب که جریان اصلیِ سینمای پیش از انقلاب به فضاهای غیراخلاقی و غیرمتعهدی که به نام «فیلم‌فارسی» مشهور بود منسوب می‌شد، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری گمان می‌کردند که سینما جایی در عرصهٔ فرهنگی انقلاب اسلامی ندارد و همین موضوع باعث خروج بسیاری از سینماگران متعلق به جریان فیلم‌فارسی در ابتدای انقلاب اسلامی شد. اما سخنرانیِ امام خمینی، بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، دربارهٔ سینما ورق را برگرداند و همگان متوجه شدند که سینما با اصلاحات جدیِ محتوایی و دور شدن از محتوای ضد اخلاقیِ فیلم‌فارسی در سال‌های بعد از انقلاب نیز فعالیت خواهد داشت.

همین موضوع باعث آغاز به کار تعدادی از سینماگران با انطباق محتوایی با ارزش‌های انقلاب اسلامی شد. هرچند که همچنان نگاه‌های تندی در میان بخشی از طرفداران جمهوری اسلامی ایران دربارهٔ سینما وجود داشت که اوج نزاع‌های آن مقطع زمانی دربارهٔ فیلم سینمایی «برزخی‌ها» شکل گرفت. فیلمی که به نوعی نخستین مواجههٔ ستاره‌های سینمای قبل از انقلاب با جمهوری اسلامی ایران بود و از همین جهت حساسیت بالایی داشت. جالب این‌که در عین استقبال رزمندگان دفاع مقدس از فیلم سینمایی «برزخی‌ها»، تعدادی از طرفداران انقلاب اسلامی در تهران اعتراضات شدید و گسترده‌ای علیه فیلم «برزخی‌ها» شکل دادند که اوج این اعتراضات، طومار ۱۴ متری بود که محسن مخملباف علیه این فیلم در نماز جمعهٔ تهران جمع کرد و از این فیلم با عنوان «نماد ابتذال دولتی» یاد کرد. وزارت ارشاد وقت نیز پیِ این اعتراضات، فیلم را توقیف و عوامل فیلم را ممنوع‌الکار کرد که همین موضوع باعث خروج تعدادی از ستاره‌های آن فیلم از ایران شد. در همان مقطع زمانی آیت‌الله خامنه‌ای ـ رئیس‌جمهور وقت ـ در سخنانی از این فیلم و بازیگران آن دفاع کرد و توقیف آن را نادرست دانست.

گشایش فرهنگی و ورود اصلاح‌طلبی به سینما

به مرور و بعد از پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوریِ دوم خرداد ۱۳۷۶، فضای فرهنگی کشور با گشایش‌هایی همراه بود که این فضای تازهٔ فرهنگی باعث افزایش فعالیت سینماگران و رونق بیشتر سینماها شد. حضور سیاسیِ بازیگران و سینماگران در عرصهٔ انتخابات در جمهوری اسلامی ایران نیز از دولت اصلاحات آغاز شد و برای نخستین بار در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۰ و حمایت قاطع بدنهٔ سینماگران از سیدمحمد خاتمی دیده شد.

به نوعی از پسِ گشایش‌های فرهنگیِ دولت اصلاحات، طیف مهم و مؤثری از سینماگران به طرفداری سیدمحمد خاتمی و اصلاح‌طلبان درآمدند و «اصلاح‌طلبی» در میان هنرمندان و سینماگران یک پایگاه سنتی و دائمی پیدا کرد.

حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات ۱۳۸۸

یکی از نقاط عطف ارتباط میان هنرمندان و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیز ماجراهایی بود که بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پیش آمد. هنرمندان که هیچ علاقه‌ای به پایگاه سیاسی و وجوه ایدئولوژیکِ رئیس‌جمهور وقت، محمود احمدی‌نژاد، نداشتند، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ از میرحسین موسوی، نامزد اصلیِ اصلاح‌طلبان، حمایت کردند؛ حمایتی که هم‌زمان و همراه با سایر اقشار جامعه، پررنگ‌تر و گسترده‌تر از انتخابات قبلی بود. حضور انتخاباتیِ بازیگران و سینماگرانی چون هدیه تهرانی، ترانه علیدوستی، پیمان معادی و بهرام رادان و حمایت صریح هنرمندانی چون اصغر فرهادی، داریوش مهرجویی و محمدرضا شجریان نمونه‌هایی از حمایت قاطع هنرمندان و سینماگران از میرحسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ بود.

Song Image
تفنگت را زمین بگذار

«زبان آتش» یا «تفنگت را زمین بگذار» آهنگی به خوانندگی محمدرضا شجریان در حمایت از معترضان

0:00 0:00


اعتراضات پس از انتخابات و واکنش‌های هنرمندان

نمایی از پلان اول فیلم سینمایی عنکبوت مقدس. در این صحنه تصویر شهر مشهد جوری تصویر شده که گویی عنکبوتی این شهر را در بر گرفته است. مرکز این عنکبوت حرم امام رضا در شهر مشهد است. بسیاری از اهالی فرهنگ این اقدام را توهین صریح به امام رضا علیه السلام تعبیر کردند. در عین حال زر ابراهیمی برای این فیلم چندین جایزه بین المللی دریافت کرد و هنرمندان بسیاری هم به او و سایر سازندگان این فیلم تبریک گفتند.
کارگردان فیلم سینمایی عکبوت مقدس با لباسی مشابه روحانیت در اکران فیلمش در جشنواره هامبورگ ظاهر شد. در این گریم، روحانیت به خون آشام تشبیه شده است.

پس از انتخابات و با آغاز ناآرامی‌های آن دوران و با افزایش شائبهٔ تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری، تعدادی از هنرمندان نیز با پافشاری بر حمایت خود از میرحسین موسوی، نظام را به تقلب در انتخابات متهم کرده و با حضور در اعتراضات و مصاحبه و کنش‌های مختلف رسانه‌ای سعی در فاصله‌گذاری با حاکمیت به بهانهٔ تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری کردند.

اتفاق تازه‌ای که در این دوران رخ داد آن بود که با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و شکل‌گیری رسانه‌های نوپای فارسی‌زبان مانند «بی‌بی‌سی فارسی»، هنرمندان پایگاه رسانه‌ای تازه‌ای غیر از پایگاهِ سنتیِ تلویزیون و رادیو که متعلق به حاکمیت بود یافته بودند که خود این موضوع نیز در دامنه‌دار شدن حمایت‌ها و اعتراضات بدنهٔ هنرمندان کشور بی‌تأثیر نبود.

تا جایی که محمدرضا شجریان با تولید قطعهٔ «تفنگت را زمین بگذار» و شهرام ناظری با تولید قطعهٔ «ایران، جوان بمان» از معترضان حمایت کردند و این حمایت‌ها را تا ماه‌ها بعد نیز ادامه دادند.

در عین حال، بدنهٔ حاکمیتیِ جمهوری اسلامی ایران نیز به جای آن‌که سعی در گفت‌وگوی سازنده و جدی با هنرمندان و رفع سوءتفاهم‌ها کند، با دامن زدن به اختلافات و موضع‌گیری‌هایی که از آن‌ها به «رجزخوانی» تعبیر می‌شد، باعث افزایش کدورت‌ها و اختلافات میان هنرمندان و دولت شد. تعطیلی «خانهٔ سینما» در پسِ امتداد شدید و گستردهٔ اعتراضات سیاسیِ هنرمندان و سینماگران یکی از نقاط عطفِ این نزاع و کشمکش میان هنرمندان و دولت در این دوران بود.

جالب آن‌که در عین رفتارهای تند دولت با هنرمندان، رهبر انقلاب در جلسات غیررسمی‌ای با تنی چند از هنرمندان شاخص آن روزها سعی در کنترل شرایط در میان بخشی از هنرمندان سرشناس کشور داشت. جلسات حضوری‌ای که با چهره‌هایی چون مجید مجیدی، کمال تبریزی، سیدرضا میرکریمی و ابراهیم حاتمی‌کیا، سیدمهدی شجاعی و... برگزار می‌شد تا به نوعی از پیوستن این چهره‌ها به اردوگاه مخالفان جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند.

ماجراهای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ البته تا سال‌ها بعد امتداد داشت. تولید فیلم سینمایی «گزارش یک جشن» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا، فیلم سینمایی «عصبانی نیستم» به کارگردانی رضا درمیشیان، فیلم سینمایی «قصه‌ها» رخشان بنی‌اعتماد، «اخراجی‌ها ۳» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی از جمله تولیدات سینمای ایران در امتداد اختلافات سیاسی ناشی از انتخابات ۸۸ بودند که همگی با واکنش‌های هیجانی و سیاسی روبه‌رو شدند.

رواج «سیاه‌نمایی» و حمایت جشنواره‌های خارجی

با ادامهٔ شرایط اختلاف میان هنرمندان و حاکمیت، نهادهای فرهنگی ضدایرانی و اروپایی نیز به مرور وارد این ماجرا شدند و از جایی به بعد رویدادهای سینمایی بین‌المللی اقدام به حمایت از سینماگران ایرانی کردند که در تولیدات و آثارشان فاصله‌گذاریِ جدی نسبت به جمهوری اسلامی ایران کنند یا در فیلم‌های خود شرایط اجتماعی ایران را آشفته، آسیب‌زده و غیرقابل‌تحمل نشان دهند. موضوعِ حمایت‌های خارجی از سینماگران برای هنرمندانی که بسیاریِ آن‌ها علاقهٔ زیادی به دیده شدن در فستیوال‌های خارجی و بین‌المللی داشتند، توانست بخش وسیعی از هنرمندان، به‌خصوص در بدنهٔ سینمایی ایران را به آن سمت سوق دهد و ادبیات بخشی از سینمای ایران را در آن سال‌ها تغییر دهد؛ چیزی که در تولیدات سینمایی مانند «جدایی نادر از سیمین» (۱۳۸۹) و «دربارهٔ الی» و ... دیده می‌شد و در ادبیات فرهنگی داخل ایران نیز به «فیلم‌های سیاه‌نمایی» معروف شد. همین موضوع و ابعاد و جزئیاتِ مفهوم سیاه‌نمایی و نسبت آن با واکنش سینما به آسیب‌های اجتماعی نیز دستمایهٔ تازه‌ای برای بروز اختلافات میان سینماگران و جناح‌های سیاسی شد.

ظهور شبکه‌های اجتماعی و دگرگونی رابطه هنرمندان و حاکمیت

از اوایل دههٔ نود و با افزایش بیش از پیشِ ضریب نفوذ اینترنت و قدرت گرفتن شبکه‌های اجتماعی در ایران، یکی دیگر از راه‌های انتساب و ارتباط و نیازمندی هنرمندان به حاکمیت یعنی «رسانه و تریبون» نیز از میان رفت و هنرمندان توانستند بدون واسطه و بی‌نیاز به حاکمیت، از طریق شبکه‌های اجتماعی با مخاطبان خود گفت‌وگو کنند. اتفاقی که البته با حمایت‌های زیرساختیِ پلتفرم‌ها، به‌خصوص کمپانی «متا» و شبکهٔ اجتماعی «اینستاگرام»، توانست هندسهٔ رسانه‌ایِ هنرمندان کشور را تغییر داده و نسبت رسانه‌های رسمی با رسانه‌های اجتماعی را معکوس سازد؛ جوری که رسانه‌های رسمی به‌جای آن‌که مانند قبل از آن، مؤلف و تولیدکنندهٔ دست‌اولِ محتواهای رسانه‌ای باشند، خود از صفحات شخصیِ هنرمندان تولید محتوا می‌کردند که به مرور باعث از دست رفتن جایگاه سنتی و مهم رسانه‌های رسمی در قرائت‌های فرهنگی کشور و جایگزینی شبکه‌های اجتماعی در راهبردسازیِ رسانه‌ایِ فرهنگیِ کشور شد.

البته در همان ایام نیز بسیاری از کارشناسان، حذف طبقهٔ خبرنگارِ مسلطِ فرهنگی و افتادنِ بدون‌واسطهٔ کار به دست هنرمندان را آسیب‌زا می‌دانستند؛ چرا که اولاً الگوریتم‌های رسانه‌ایِ شبکه‌های اجتماعی بر پایهٔ اصول ژورنالیستی نبوده و هیجان‌محور طراحی شده و از سوی دیگر هنرمندان در بسیاری از مواقع واکنش‌های هیجان‌زده و احساسی از خود بروز می‌دهند.

در کنار آن، حمایت جدی پلتفرم‌ها از کنش‌های ضدایرانی و هیجان‌زدهٔ هنرمندان و ضریب دادن به این کنش‌ها نیز باعث دیده شدن بیشتر این کنش‌ها و البته واکنش‌های بیشتر داخلی شده بود؛ چیزی که باعث شد به مرور الگوریتم تولید محتوا از سوی هنرمندان تغییر یافته و شبکه‌های اجتماعی باعث شکل‌گیری کنش‌های رادیکال و کاهش تولیدات رسانه‌ایِ مذهبی، اخلاقی یا همسو با قرائتِ رسمی در میان هنرمندان شود؛ چرا که هنرمندان می‌دیدند کنش‌های رادیکال و ضدایرانی‌شان بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و از سویی نیز کنش‌های همسو با قرائت رسمی نظام حتی اگر کنش‌های مذهبی چون ارادت به امام حسین علیه‌السلام یا شهدا باشد، مورد هجمهٔ لشکر کاربرانی قرار می‌گیرد که آن‌ها را «مزدور» و «حکومتی» می‌خواند. در حالی که پژوهش‌ها نشان داد که عمدهٔ این لشکرکشی‌های مجازی از سوی کاربران غیرواقعی شکل گرفته و موضوع ریشه در فعالیت‌های تند و گستردهٔ نهادهای سیاسیِ مخالف جمهوری اسلامی دارد. با این حال اما تبدیل «اینستاگرام» به مرجع اصلیِ کنش‌های رسانه‌ایِ فرهنگی ایران، یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین اتفاقاتی بود که هندسهٔ رسانهٔ فرهنگ کشور را تا حدود زیادی دستخوش تغییر کرد.

بیانیهٔ آبان ۹۸ و گسست روشن‌فکران از اصلاح‌طلبان

به مرور، میزان حمایت‌های رویدادها و فستیوال‌های سینمایی جهان از تولیدات مخالف با نظام جمهوری اسلامی و همچنین حمایت‌های زیرساختیِ پلتفرم‌ها از کنش‌های مخالف نظام در سال‌های اخیر بیشتر شد تا جایی که در آبان‌ماه سال ۱۳۹۸ هنرمندان و سینماگران بیانیه‌ای را با عنوان «صدای آبان ۹۸» در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران از پلتفرم اینستاگرام منتشر کردند؛ بیانیه‌ای که یک موضع‌گیری رادیکال علیه نظام تلقی می‌شد و در رسانه‌های داخلی و خارجی هم بازخوردهای بسیاری داشت. این موضوع بعد از آن بود که تعدادی از هنرمندان مراسم افطار رئیس‌جمهور را تنها دو ماه بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری و در حالی که رئیس منتخب، حسن روحانی، متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان بود، تحریم کردند.

به نوعی «بیانیهٔ آبان ۹۸» نقطهٔ گذارِ بخش روشن‌فکریِ جامعه از اصلاح‌طلبان و اساس فکریِ جمهوری اسلامی ایران بود و رابطهٔ میان هنرمندان و دولت را وارد سطح تازه‌ای کرد. بلافاصله بعد از بیانیه و به فاصلهٔ دو ماه بعد از آن، ماجرای سقوط هواپیمای ۷۵۲ «هواپیمایی بین‌المللی اوکراین» و شهادت ۱۷۶ تن از هم‌وطنان، واکنش‌های بسیار گسترده و بی‌سابقه‌ای را در میان هنرمندان علیه نظام برانگیخت؛ واکنش‌هایی که رادیکال‌تر و تندتر از مقاطع قبلی بوده و به اوج نزاع رسانه‌ای میان هنرمندان و جمهوری اسلامی ایران رسید. تا جایی که ترانه علیدوستی در صفحهٔ شخصی خود در اینستاگرام با انتشار پستی با مضمون «ما مردم، عزاداریم» و با استفاده از هشتگ #فجر_بی‌فجر اعلام کرد که در جشنوارهٔ فیلم فجر شرکت نخواهد کرد و از همکارانش خواست در اعتراض به سانحه و در همدردی با خانواده‌های جان‌باختگان، جشنواره را تحریم کنند.

کنش‌های مجازی هماهنگ
کنش‌های مجازی هماهنگ
بیانیه صدای آبان ۱۳۹۸ یکی از جدی ترین کنش‌های رادیکال هماهنگ هنرمندان در مقابل جمهوری اسلامی ایران بود.
یادداشت ترانه علیدوستی
یادداشت ترانه علیدوستی
یادداشت اعتراضی ترانه علیدوستی در سال ۱۳۹۸ علیه جمهوری اسلامی ایران
واکنش علیرضا افتخاری
واکنش علیرضا افتخاری
علیرضا افتخاری در یک مراسم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران را در آغوش گرفت. او بعدها از این کار به عنوان بزرگترین اشتباه عمرش یاد کرد. بعد از این موضوع مسیر فعالیت هنری افتخاری با حملات بی سابقه به خاطر این کار تغییر کرد.
۱ ۲ ۳
×


زهرا امیرابراهیمی (زر ابراهیمی) برای فیلم عنکبوت مقدس جوایز و نامزدی های مختلفی را در رویدادهای سینمایی مانند جشنواره کن، جشنواره فیلم اورشلیم، جشنواره هامبورگ، و حلقه منتقدان ونکوور دریافت کرد.
بعد از دستگیری ترانه علیدوستی در جریان حمایتش از بلوای ۱۴۰۱، پلتفرم اینستاگرام صفحه او را از دسترس خارج کرد. گفته می شود این اقدام برای آن بود که مقامات جمهوری اسلامی ایران نتوانند به حساب کاربری علیدوستی دست پیدا کنند. این حساب بعد از آزادی علیدوستی مجدداً در دسترس قرار گرفت.

هم‌زمان، رویدادها و فستیوال‌های سینمایی جهان به بسیاری از آثار و تولیدات سینمایی ایران که قرائت غیرهمسو با نظام جمهوری اسلامی داشتند با جوایز مختلف اعتبار می‌بخشیدند که در برخی موارد، اعتراض هنرمندان سایر کشورهای دنیا بابت نگاه سیاسی و غیرهنری در برخورد با این فیلم‌ها را در بر داشت. جعفر پناهی با فیلم‌هایی چون «سه‌رخ» و «خرس نیست» در جشنواره‌های کن و ونیز جوایز متعددی دریافت کرد، و فیلم «عنکبوت مقدس» به کارگردانی علی عباسی نیز در جشنوارهٔ کن ۲۰۲۲ با وجود واکنش‌های منفی بسیاری در ایران، برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیگر زن شد؛ انتخابی که شماری از منتقدان سینمایی غربی هم آن را سیاسی و در جهت ضدیت با جمهوری اسلامی ارزیابی کردند.

«کارن همایونفر» آهنگساز ایرانی که در یادداشتی در حساب شخصی‌اش در اینستاگرام، بیانیه منتشر شده توسط گروهی از هنرمندان تحت عنوان «صدای آبان ۹۸» به نقد کشیده بود، با واکنش قهری حامیان برخی از این هنرمندان مواجه و در اتفاق غیرمنتظره نوشته او اینقدر ریپورد شد تا حذف شود؛[۱]

«۱ ــ ابتدا از تمام همکاران سینمایی و موسیقی‌ام عذرخواهی می‌کنم. عکس هم تزئینی است و هیچ مناسبتی ندارد!
۲ ــ بیانیه آبان را امضا نکردم. برای اعتراض نیازی برای لابلای جمع قاطی شدن ندارم. از این بیانیه‌ها هزار‌تا دیده‌ام مخصوصاً دم انتخابات.
۳ ــ الحمدلله مسائل مالیاتی حل شد و بده‌بستان و زور‌آزمایی فرهنگ و قدرت به سرانجام رسید، خدا را شکر. ما که درآمدی نداشتیم حاضر بودیم مالیات هم بدهیم. در سال مگر چقدر درآمد داریم؟ کل در‌آمد یک سال من اندازه یک شب دورهمی‌تان نمی‌شود. خوش به حال دوستانی که برای هر کار دستمزدشان چند میلیارد است، خدا بیشتر کند، ان‌شاءالله!
۴ ــ البته که روزگار سیاه است و همه غمگین، فقط سؤال این است تمام این مدت که پست‌ها و استوری‌ها به تبلیغات و جشن تولد و آلودگی هوا گذشت حالا که خود تلویزیون و همه شروع به اعتراض کردند ناگهان آبان سیاه ایران مد شد؟ چرا ایران را سیاه می‌کنیم؟ سیاه خود ماییم، سیاه‌کار خود ماییم. دولت‌ها می‌روند و می‌آیند چیزی که عوض نمی‌شود حال مردم است. خدا را شکر شخصاً تا به حال به کسی رأی ندادم. آن‌ها که دادند و خود را هم جر دادند الآن بیانیه می‌نویسند؟! عجباً. عزیز، سیاه‌کار خود ماییم.
۵ ــ در صفحه‌ات اعتراض می‌کنی، اما یک و نیم میلیارد دستمزد برای ده روز می‌گیری و الآن هم از دست شوخی زشت شهروند البرزی با کودکی که در سطل زباله انداختند گله می‌کنی؟ الآن آن شهروند را دستگیر کردند احتمالاً کارش با کرام الکاتبین است، نمی‌خواهید کمپین برای آزادی‌اش ترتیب دهید؟
هموطن عزیزم، سیاه خود ماییم، سیاه‌کار خود ماییم که در زندگی روزمره در رفتار اجتماعی، در حفظ حق شهروندی دیگران یک لحظه هم با خودمان روراست نیستیم. این اعتراضات و بیانیه‌های ظاهری و عوام‌فریب لیاقت خودمان است.
اعتراض مدنی مختص جوامع مدنی است. اعتراض مدنی در توتالیتاریزم یعنی بده‌بستان که در غیر این ‌صورت اصلاً اجازه نخواهند داد نفس بکشی.
دوست عزیزی که همزمان هم با ایران اینترنشنال و «من‌و تو» مصاحبه می‌کنی بعدش هم با تلویزیون داخل، دوازده میلیارد با شهرداری قرارداد می‌بندی، حق نداری بیانیه در مورد مردم بدهی.
ایران اگر سیاه است تو سپیدش کن. شما که عاشق کلید بودی احتمالاً اکنون فهمیده‌ای سوراخ کلید کجا بود. دقیقاً کجا بود؟
ایران اگر سراسر سیاه و ویران شود باز مردم اینجا هستند شما که پاسپورتت آماده است برو. اینجا هوا هم نباشد من خفگی را با جان می‌پذیرم.
جداگانه می‌نویسم بی هیچ همراهی که اگر گناهی، جرمی مرتکب شده‌ام خدای نکرده شخص دیگری با من مجازات نشود.»


قدرت‌گیری شبکهٔ نمایش خانگی و افول تلویزیون

از اوایل دههٔ ۱۴۰۰، هم‌زمانیِ قدرت‌گیری پلتفرم‌های شبکهٔ نمایش خانگی با افول شدید جایگاه اجتماعی تلویزیون به‌عنوان رسانهٔ سنتی و پرطرفدار ایران، یکی دیگر از عوامل بستگی هنرمندان به حاکمیت را از میان برداشت. هنرمندانی که تنها بستر فعالیت خود را در عرصهٔ سریال‌سازی، تلویزیون می‌دیدند، با ورود قدرتمند شبکهٔ نمایش خانگی با دستمزدهای چندبرابری مواجه شدند و دیگر نیازی به تلویزیون برای فعالیت هنری خود نمی‌دیدند.

در عین حال حاکمیت نیز اقدام مؤثر و جدی‌ای برای تلطیف شرایط یا بازنگری از الگوی رفتاری و حکمرانیِ فرهنگیِ خود در این مدت نداشت و شرایط به مرور زمان به کدورت‌های عمیق‌تر و ریشه‌دارتر تبدیل شد.

گزارش یورونیوز از اعتراضات بازیگران در بلوای ۹۸


بلوای ۱۴۰۱ و نقطهٔ اوج تقابل هنرمندان و نظام

نقطهٔ نزاع اصلی میان سینماگران روشن‌فکر و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران اما در پاییز سال ۱۴۰۱ و بعد از کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی شکل گرفت. بلوای ۱۴۰۱ که با کشته شدن مهسا امینی در ایران آغاز شد، خیلی زود تبدیل به مهم‌ترین سوژهٔ شبکه‌های اجتماعی شده و به سرعت از سوی کاربران فضای مجازی با خشم نسبت به سوءتدبیر نظام در این موضوع پیگیری می‌شد. در این موضوع اما سینماگران تقریباً پیشروی تمام اعتراضات و کنش‌های سیاسی بودند. هنرمندانی که در نزدیک به دو دهه قبل، از سوی پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به قدرتی چندبرابری دست پیدا کرده بودند، تمام توان رسانه و جریان‌سازی خود را در موضوع مهسا امینی برای مخالفت صریح و عبور از جمهوری اسلامی ایران به کار بستند. خیلی زود موضوع کشف حجاب از سوی تنی چند از هنرمندان مورد توجه ـ نظیر نگار جواهریان، ترانه علیدوستی، هنگامه قاضیانی و... ـ تبدیل به یک اتفاق جریان‌ساز در سطح کشور شد و شرایط به گونه‌ای پیش می‌رفت که اگر هنرمندی اقدام به کنش‌های رادیکال و ضدنظام نمی‌کرد، از سوی محافل رسانه‌ایِ روشن‌فکریِ هنریِ سینماییِ کشور توبیخ می‌شد.

تغییر الگوریتم رابطهٔ هنرمندان و حاکمیت

آن‌چه از پسِ مسیر شکل‌گرفته میان هنرمندان و حاکمیت شکل گرفته و به‌خصوص در دههٔ اخیر با اتفاقات مهم و مؤثر دیگری دنبال شده، نشان از تغییر کامل و مبناییِ الگوریتم‌های رفتاری میان هنرمندان و حاکمیت دارد.

پانویس

  1. «متن جنجالی کارن همایونفر در نقد بیانیه صدای آبان ۹۸ که حذف شد، چه بود؟».