حسین بن علی ابن سینا (شیخ‌الرئیس)

از یاقوت
پیشوای حکیمان
فیلسوف، پزشک و دانشمند بزرگ جهان اسلام
تصویر منسوب به شیخ‌الرئیس ابن‌سینا
تصویر منسوب به شیخ‌الرئیس ابن‌سینا
نام کاملابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا
لقبشیخ‌الرئیس
بوعلی
نسبمنسوب به خاندان ایرانی‌تبار ساکن بلخ و بخارا
تاریخ تولدحدود ۳۷۰ قمری
زادگاهافشنه، از توابع بخارا
تاریخ وفات۴۲۸ قمری
شهر وفاتهمدان
محل دفنهمدان، آرامگاه بوعلی سینا
محل سکونتبخارا، گرگانج، گرگان، ری، همدان، اصفهان
استادانابوعبدالله ناتلی، اسماعیل زاهد
شاگردانابوعبید جوزجانی، بهمنیار بن مرزبان، ابن زیله اصفهانی، ابوعبدالله معصومی
محل تحصیلبخارا
تالیفاتشفاء، قانون در طب، الاشارات و التنبیهات، النجاة، حکمت مشرقیه، دانشنامه علائی، حىّ بن یقظان، رسالة العشق
سایرشاعر، متکلم، طبیب دربار سامانیان و آل‌بویه
فعالیت‌هاتدریس، طبابت، تألیف آثار فلسفی و علمی
سیاسیوزارت شمس‌الدوله دیلمی
اجتماعینقش محوری در گسترش فلسفه و پزشکی اسلامی


تصویر

آرمگاه ابن سینا در همدان

تصویر

مجسمهٔ ابن سینا در محوطه روبه‌روی دفتر سازمان ملل متحد در وین

حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا (زادۀ حدود ۳۷۰ق، افشنهٔ بخارا – ۴۲۸ق، همدان)، مشهور به ابوعلی سینا و ملقب به شیخ‌الرئیس، فیلسوف، پزشک، دانشمند و اندیشمند برجستهٔ ایرانیِ جهان اسلام در سدهٔ چهارم و پنجم هجری قمری است.

ابن‌سینا در علوم گوناگونی چون فلسفه، منطق، الهیات، پزشکی، ریاضیات، نجوم، طبیعیات و اخلاق تبحر داشت و در جوانی به مرتبه‌ای از نبوغ رسید که به درمان حاکمان و تألیف آثار بنیادین علمی پرداخت.

او از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ فلسفه و پزشکی به‌شمار می‌رود و آثارش، به‌ویژه در فلسفهٔ مشّائی و طب، تأثیری ژرف بر سنت علمی و فلسفی جهان اسلام و اروپا گذاشت. ابن‌سینا با نظام‌مند کردن دانش‌های پزشکی، طبیعی و فلسفی و انتقال آن‌ها از جهان اسلام به اروپا، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری نوزایی علمی غرب ایفا کرد. کتاب قانون در طب او تا حدود ۷۰۰ سال از متون اصلی آموزش پزشکی در دانشگاه‌های معتبر اروپا بود؛ اثر فلسفی عظیم شفاء نیز از مهم‌ترین دانشنامه‌های فلسفی تمدن اسلامی محسوب می‌شود.

وی بخش عمده‌ای از زندگی خود را در شرایط ناپایدار سیاسی، مهاجرت‌های پی‌درپی و گاه زندان سپری کرد، با این حال پربارترین آثار علمی خویش را در همین دوران پدید آورد. ابن‌سینا در سال ۴۲۸ قمری در همدان درگذشت و آرامگاه او امروزه در همین شهر قرار دارد.

ولادت و تبار

ابن‌سینا در حدود سال ۳۷۰ق در روستای افشنه از توابع شهر بخارا زاده شددر تاریخ ولادت شیخ‌الرئیس چند روایت ذکر شده است: ۳۶۳، ۳۷۰، ۳۷۳ و ۳۵۷، اما صحیح آن سال ۳۷۰ق است؛[۱]

پدر او عبدالله، از اهالی بلخ و از مردان کاردان آن دیار بود که در عهد نوح بن منصور سامانی به بخارا مهاجرت کرد و عهده‌دار مناصب دیوانی شد. مسئولیت سامان‌دهی مالی منطقه خورمیثن نیز به او سپرده شد.[۲] عبدالله در افشنه با ستاره‌خاتون ازدواج کرد و در همان‌جا اقامت گزید.[۳] حاصل این ازدواج حسین و پس از آن محمود بود.[۴]

تحصیلات و آموزش

ابن‌سینا آموزش قرآن و ادب را از کودکی آغاز کرد و تا ده‌سالگی قرآن و بخش بزرگی از علوم ادبی را فرا گرفت، به‌گونه‌ای که مایه شگفتی استادان شد.[۵] پس از آن به فقه روی آورد و نزد اسماعیل زاهد به تحصیل پرداخت و با روش‌های استنباط فقهی آشنا شد.[۶] پدرش با مشاهده نبوغ او، ابوعبدالله ناتلی، استاد منطق، هندسه و نجوم را به خانه دعوت کرد. ابن‌سینا در منطق چنان پیش رفت که گاه جای استاد و شاگرد عوض می‌شد.[۷]

پزشکی و علوم عقلی

وی در نوجوانی به پزشکی روی آورد و در مدت کوتاهی در این علم به چنان مهارتی رسید که پزشکان نزد او به تحصیل می‌پرداختند.[۸] با وجود اشتغال به علوم مختلف، علاقه او به فقه همواره باقی ماند و خود تصریح می‌کند که همواره در فقه غور می‌کرد.[۹]

فلسفه و حکمت

ابن‌سینا از شانزده‌سالگی مطالعه جدی فلسفه را آغاز کرد و شبانه‌روز به آن پرداخت.[۱۰] در مواجهه با دشواری‌های علمی، به مسجد پناه می‌برد و نماز می‌گزارد. برخی بدخواهان این رفتار او را تحریف کرده و به ناروا متهم ساختند، در حالی که او در آثار خود صراحتاً شرب خمر را نکوهش کرده است.[۱۱]

ماجرای مابعدالطبیعه

ابن‌سینا در فهم مابعدالطبیعه دچار دشواری شد و بارها کتاب ارسطو را خواند بی‌آنکه مقصود آن را دریابد.[۱۲] سرانجام با مطالعه شرح فارابی، حقیقت بر او گشوده شد و از فرط شکرگزاری صدقه داد.[۱۳]

ارتباط با دربار سامانیان

در پی درمان نوح بن منصور سامانی، ابن‌سینا به کتابخانه عظیم سامانیان راه یافت و از منابع کم‌نظیر آن بهره برد[۱۴] وی خود می‌گوید که تا هجده‌سالگی از بیشتر علوم زمانه فارغ شده بود[۱۵] پس از آتش‌سوزی کتابخانه، که برخی او را متهم کردند، حاکم سامانی به او اعتماد داشت و حتی بر منزلتش افزود.[۱۶]

هجرت‌ها و دوران آوارگی

پس از مرگ پدر و سقوط سامانیان، ابن‌سینا ناچار بخارا را ترک کرد.[۱۷] و سال‌ها میان شهرهای مختلف در رفت‌وآمد بود.[۱۸] او به گرگانج، گرگان، ری، همدان و اصفهان سفر کرد و در هر جا به تدریس، طبابت و تألیف پرداخت.

وزارت، زندان و تألیف شفا

ابن‌سینا در همدان به وزارت شمس‌الدوله رسید اما به‌سبب مخالفت‌ها زندانی شد.[۱۹] در زندان فردجان، بخش‌های مهمی از کتاب «شفا» و رسائل «حی بن یقظان» و «هدایه» را نوشت.[۲۰]

اقامت در اصفهان

اقامت هفده‌ساله او در اصفهان در دوران علاءالدوله دیلمی پربارترین دوره علمی زندگی‌اش بود. بسیاری از آثار مهم خود از جمله «شفا»، «نجات» و «دانشنامه علایی» را در این دوره تکمیل کرد.[۲۱]

هجوم غزنویان

اسارت

پس از درگذشت شمس‌الدوله دیلمی، فرزندش سماءالدوله به حکومت همدان رسید و از ابن‌سینا خواست وزارت را ادامه دهد، اما شیخ‌الرئیس با درک بی‌ثباتی اوضاع سیاسی از پذیرش این مسئولیت خودداری کرد و مدتی به‌صورت پنهانی زندگی کرد. با افزایش فشارها، همدان را ترک گفت و مخفیانه در خانه ابوغالب عطار اقامت گزید و در این دوران به تکمیل کتاب «شفاء» پرداخت. سپس به‌طور محرمانه با علاءالدوله کاکویه مکاتبه کرد.

با افشای این نامه‌نگاری، سماءالدوله دستور دستگیری او را صادر کرد و ابن‌سینا در قلعه فردجان زندانی شد. با وجود سختی اسارت، فعالیت علمی‌اش متوقف نشد و رساله‌های «هدایة» و «حیّ بن یقظان» را تألیف کرد. پس از حدود چهار ماه، با تصرف قلعه توسط علاءالدوله آزاد شد. ابن‌سینا پس از آزادی، با بزرگواری از تاج‌الملک کوهی که در زندانی شدنش نقش داشت، شفاعت کرد.

شاگردان

ابن‌سینا افزون بر تألیفات گستردهٔ خود، شاگردان برجسته و توانمندی را پرورش داد که هر یک بعدها در شمار دانشمندان نامدار عصر خویش قرار گرفتند. از جملهٔ این شاگردان می‌توان به ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد معصومی اشاره کرد. این افراد نقش مهمی در انتقال و گسترش اندیشه‌های علمی و فلسفی ابن‌سینا داشتند. در میان شاگردان او، افراد زیر شهرت بیشتری یافته‌اند:

  • ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان از شناخته‌شده‌ترین شاگردان ابن‌سینا است و بخشی از آثار علمی او تاکنون باقی مانده است. وی اصالتاً از زرتشتیان آذربایجان بود، اما در ادامه اسلام آورد و کنیهٔ «ابوالحسن» را اختیار کرد. این موضوع هم در منابع تاریخی و هم در نوشته‌های خود او، از جمله کتاب التحصیل، مورد تأیید قرار گرفته است. گفته می‌شود بخش قابل توجهی از کتاب المباحث ابن‌سینا در پاسخ به پرسش‌های علمی بهمنیار نگاشته شده است.
  • ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی از سال ۴۰۳ هجری قمری تا زمان درگذشت ابن‌سینا، همواره همراه و ملازم او بود. وی پس از مرگ استاد، به گردآوری، تنظیم و تدوین آثار ابن‌سینا پرداخت. جوزجانی در علم ریاضیات تبحر ویژه‌ای داشت و دانشنامهٔ سه‌جلدی دانشنامهٔ علایی را پس از وفات ابن‌سینا به اتمام رساند.
  • ابوعبدالله محمد بن احمد معصومی از دیگر شاگردان برجستهٔ ابن‌سینا به‌شمار می‌رود. رسالهٔ العشق به نام او نوشته شده است. پس از آن‌که مناظرهٔ علمی میان ابن‌سینا و ابوریحان بیرونی به‌سبب برخی دیدگاه‌های ابوریحان ناتمام ماند، معصومی ادامهٔ این مباحثات را بر عهده گرفت. دیدگاه‌های او همراه با پاسخ‌های ابن‌سینا و پرسش‌ها و نقدهای ابوریحان، در کتاب اسئله و اجوبه گردآوری شده و در ایران و لبنان به چاپ رسیده‌است.
  • شیخ علی نسائی خراسانی از دیگر شاگردان ابن‌سینا است که ناصر خسرو نیز در سفرنامهٔ خود از او یاد کرده است.
  • ابومنصور حسین بن طاهر بن زیله اصفهانی، از دانشمندان ایرانی سده‌های چهارم و پنجم هجری و از شاگردان ابن‌سینا بود. وی در علوم متداول زمان خود، به‌ویژه در ریاضیات، مهارت چشمگیری داشت و در سال ۴۴۰ هجری قمری درگذشت.

جایگاه و تأثیرگذاری ابن سینا در جهان

انتقال میراث علمی یونان به‌وسیلهٔ دانشمندان مسلمان و سپس ترجمهٔ آثار عربی به زبان لاتین، زمینه‌ساز نخستین رنسانس یا نوزایی علمی در جنوب اروپا شد. این جنبش فکری در سدهٔ دهم میلادی از سیسیل آغاز گردید، در سدهٔ دوازدهم در شهر طُلَیطُلَه (تولدو) به اوج رسید و اندکی بعد به فرانسه گسترش یافت. در این میان، دو اثر بنیادین ابن‌سینا، یعنی شفا و قانون، جایگاهی بی‌همتا برای او در اروپا پدید آورد و وی را به‌عنوان مرجع اصلی در پزشکی، علوم طبیعی و فلسفه مطرح ساخت.

از سدهٔ دوازدهم تا سدهٔ شانزدهم میلادی، آموزش نظری و عملی پزشکی در اروپا به‌طور گسترده بر پایهٔ آموزه‌های ابن‌سینا استوار بود. هرچند اروپاییان با آثار ابوبکر محمد بن زکریای رازی نیز آشنایی داشتند و برخی او را در درمان عملی برتر از ابن‌سینا می‌دانستند، اما قانون به‌عنوان مجموعه‌ای آموزشی، جایگاهی یگانه و بی‌رقیب داشت. کتاب کلیات فی الطب اثر ابن‌رشد، تنها با بخش نخست قانون قابل مقایسه بود. ترجمهٔ کامل قانون به لاتینی به‌دست ژرارد کرمونایی در فاصلهٔ سال‌های ۱۱۵۰ تا ۱۱۸۷ انجام شد و در مجموع ده‌ها ترجمه از این اثر پدید آمد که البته برخی از آن‌ها تنها بخش‌هایی از کتاب را در بر می‌گرفت. بیشتر این ترجمه‌ها به زبان لاتین بود، اما نسخه‌هایی به عبری نیز در اسپانیا، ایتالیا و جنوب فرانسه ترجمه شد.

با این حال، کیفیت ترجمه‌های پزشکی ابن‌سینا همواره هم‌سطح ترجمه‌های فلسفی او نبود. در بسیاری از موارد، واژگان یونانی که پیش‌تر به عربی درآمده بودند، در ترجمه‌های لاتینی به‌صورت تحریف‌شده و نامفهوم ظاهر شدند. همچنین شماری از اصطلاحات تخصصی عربی بدون ترجمه و صرفاً با حروف لاتینی نقل شده بود که فهم آن‌ها را دشوار می‌ساخت. با وجود این کاستی‌ها، قانون برای قرن‌ها شالودهٔ آموزش پزشکی در دانشگاه‌های اروپا به‌شمار می‌رفت. در کهن‌ترین برنامهٔ آموزشی شناخته‌شدهٔ مدرسهٔ پزشکی مون‌پلیه و نیز در فرمان‌های صادرشده از سوی پاپ کلمنت پنجم در اوایل قرن چهاردهم میلادی، نام قانون به‌صراحت ذکر شده و این روند تا میانهٔ قرن شانزدهم ادامه داشت. هرچند در دوره‌ای جالینوس بر ابن‌سینا ترجیح داده شد، اما قانون همچنان تا قرن هفدهم میلادی تدریس می‌شد.

چاپ متن عربی قانون در شهر رم نشان‌دهندهٔ ارزش و اعتباری است که این اثر نزد دانشمندان اروپایی داشت. جفری چاسر در مقدمهٔ کتاب داستان‌های کنتربری تصریح می‌کند که هیچ پزشکی نباید از مطالعهٔ قانون غافل بماند. بسیاری از پزشکان نسخه‌هایی از بخش‌هایی از این کتاب، به‌ویژه فصل‌های مربوط به تب‌ها یا بیماری‌های چشم، یا رساله‌های کوتاه‌تری مانند مقاله‌ای دربارهٔ نبض و رساله در بیماری‌های قلبی را در اختیار داشتند. تقریباً همهٔ نویسندگان عرب از سدهٔ هفتم تا دهم هجری قمری، برابر با سده‌های سیزدهم تا شانزدهم میلادی، به‌نحوی تحت تأثیر اندیشه‌ها و آثار ابن‌سینا قرار داشتند؛ حتی آنان که نسبت به برخی دیدگاه‌های او تردید نشان می‌دادند یا در صدد تکمیل و اصلاح قانون برآمده بودند.

امروزه نیز پژوهشگران، آثار پزشکی ابن‌سینا را به‌سبب ارزش تاریخی و علمی آن‌ها مورد مطالعه قرار می‌دهند. کتاب قانون در پزشکی در دوران معاصر بار دیگر مورد توجه قرار گرفته و در سال ۱۹۷۳ میلادی در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا تجدید چاپ شده است.

آثار

بر پایه پژوهش‌های انجام‌شده، شمار آثار منسوب به ابن‌سینا حدود ۲۴۲ اثر دانسته شده است که از این میان، حدود ۱۳۱ اثر به‌طور قطعی از آنِ او شمرده می‌شود و سایر آثار به وی نسبت داده شده‌اند. نوشته‌های ابن‌سینا گستره‌ای وسیع از علوم گوناگون، از فلسفه و منطق گرفته تا پزشکی، الهیات، ریاضیات، طبیعیات، عرفان و اخلاق را دربرمی‌گیرد. در این‌جا تنها به معرفی مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آثار او پرداخته می‌شود.

شفاء

کتاب «الشفاء» بزرگ‌ترین و جامع‌ترین اثر فلسفی ابن‌سینا و یکی از مهم‌ترین دانشنامه‌های حکمت در تمدن اسلامی است. این کتاب تأثیر عمیقی بر فیلسوفان پس از او، از جمله شهاب‌الدین سهروردی و صدرالمتألهین شیرازی، بر جای گذاشت. ابن‌سینا نگارش شفاء را با طبیعیات آغاز کرد، سپس به الهیات پرداخت و پس از آن منطق را تدوین نمود. دو بخش پایانی طبیعیات، یعنی «الحیوان» و «النبات»، که ابتدا ناتمام مانده بود، بعدها تکمیل شد. برخلاف دیدگاهی که شفاء را صرفاً شرح آرای ارسطو می‌داند، ابن‌سینا در مقدمه کتاب تصریح می‌کند که این اثر حاصل تحقیق، تحلیل و استقلال رأی اوست، نه بازگویی صرف فلسفه یونانی.

الاشارات و التنبیهات

این اثر از مهم‌ترین و پخته‌ترین نوشته‌های فلسفی ابن‌سینا به شمار می‌رود و دربردارنده مباحثی در منطق، فلسفه، الهیات، کلام و عرفان نظری است. «اشارات» نشان‌دهنده گذار ابن‌سینا از فلسفه صرفاً مشائی به نوعی فلسفه خاص و عمیق‌تر است که در آن، رگه‌هایی از تفکر اشراقی نیز دیده می‌شود. این کتاب مشتمل بر ده «نهج» در منطق و ده «نمط» در طبیعیات، الهیات و عرفان است. شروح فراوانی بر این اثر نگاشته شده که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به شرح خواجه نصیرالدین طوسی، فخرالدین رازی، قطب‌الدین رازی، علامه حلی و ملاعبدالرزاق لاهیجی اشاره کرد.

قانون در طب

«القانون فی الطب» مهم‌ترین اثر پزشکی ابن‌سینا و یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های تاریخ پزشکی جهان است. این کتاب در پنج بخش تنظیم شده و برای چندین قرن در دانشگاه‌های معتبر اروپا تدریس می‌شد. قانون نقش بنیادینی در انتقال دانش پزشکی اسلامی به غرب ایفا کرد. افزون بر این اثر، ابن‌سینا آثار دیگری نیز در پزشکی نگاشت، از جمله «ارجوزه در طب»، رساله‌هایی درباره ادویه قلبیه، نبض، سرکنگبین و خواص گیاهان دارویی.

حکمت مشرقیه

این کتاب از آثار مهم ابن‌سینا در فلسفه است که در آن دیدگاه‌های حکمای مشرق‌زمین را در برابر فلسفه اسکندرانی و شارحان غربی فلسفه یونان مطرح می‌کند. هرچند اصل کتاب به‌طور کامل در دسترس نیست، اما از طریق نقل‌ها و گزارش‌ها، جایگاه مهم آن در اندیشه فلسفی ابن‌سینا روشن است.

آثار عرفانی و فارسی

ابن‌سینا رساله‌های متعددی در عرفان و اخلاق نگاشته است؛ از جمله «حیّ بن یقظان»، «رسالة الطیر»، «رسالة فی ماهیة العشق»، «رسالة فی السعادة» و «شرح سورة الاخلاص». در کنار آثار عربی، او نوشته‌هایی به زبان فارسی نیز دارد که «دانشنامه علائی» مهم‌ترین آن‌هاست. این کتاب به درخواست علاءالدوله کاکویه و با هدف تبیین مباحث فلسفی به زبان فارسی تألیف شد و شامل منطق، طبیعیات، الهیات و ریاضیات است.

پانویس

  1. پورسینا، سعید نفیسی، ص ۷۳؛ فیلسوف عالم، جعفر آل‌یاسین، ص ۲۶.
  2. نامه دانشوران ناصری، ج۱، ص۸۹؛ فرهنگ ایران باستان، پورداود، ص۸۳؛ جشن‌نامه ابن‌سینا، ج۱، ص۴
  3. تتمه صوان الحکمه، علی بن زید بیهقی، ص۳۸.
  4. اخبار الحکماء، علی بن یوسف قفطی، ص۲۶۹–۲۷۵.
  5. پورسینا، سعید نفیسی، ص۶۳؛ عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج۲، ص۲.
  6. پورسینا، سعید نفیسی، ص۶۳؛ عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج۲، ص۲.
  7. درة الاخبار و لمعة الانوار، منشی یزدی، ص۲۹–۳۹.
  8. پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
  9. پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
  10. پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
  11. فلسفه سیاسی ابن‌سینا، ابوالفضل شکوری، ص۱۰۴–۱۱۳.
  12. پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
  13. پورسینا، نفیسی، ص۶۵.
  14. اخبار الحکماء، ص۲۶۹–۲۷۸.
  15. پورسینا، نفیسی، ص۶۵.
  16. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج۶، ص۷۲–۸۰.
  17. تتمه صوان الحکمه، ص۴۴.
  18. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۴، ص۲.
  19. اخبار الحکماء، ص۲۷۴.
  20. الکامل، ابن اثیر، حوادث سال ۴۱۱ق.
  21. رابطه بین ابن‌سینا با اصفهان، جلال‌الدین همایی، ج۲، ص۲۲۷.