حاج آقا رحیم ارباب
| فقیه، حکیم و مدرس علوم عقلی و نقلی | |
| پرونده:رحیم ارباب.jpg | |
| نام کامل | رحیم بن محمد ارباب |
|---|---|
| لقب | حاج آقا رحیم ارباب |
| تاریخ تولد | ۱۲۹۷ هـ.ق |
| زادگاه | اصفهان |
| تاریخ وفات | ۱۳۹۶ هـ.ق |
| شهر وفات | اصفهان |
| محل دفن | تخت فولاد اصفهان |
| محل سکونت | اصفهان |
| استادان | جهانگیرخان قشقایی، آخوند ملا محمد کاشی |
| محل تحصیل | حوزه علمیه اصفهان |
| سایر | از چهرههای برجسته مکتب فلسفی اصفهان |
| فعالیتها | تدریس فقه، اصول و فلسفه؛ اقامه نماز جمعه |
| اجتماعی | ارتباط گسترده با مردم و توجه ویژه به امور اجتماعی |
آیتالله حاج آقا رحیم ارباب (زادۀ ۱۲۹۷ق - درگذشت: ۱۳۹۶ق) از عالمان برجسته، فقیهان نامدار و حکیمان تأثیرگذار مکتب اصفهان در سده چهاردهم هجری قمری بود. وی با برخورداری از جامعیت علمی در فقه، اصول، فلسفه، حکمت و علوم عقلی، از چهرههای ممتاز حوزه علمیه اصفهان بهشمار میرفت و در عین حال به زهد، سادهزیستی، اخلاق عملی و نفوذ معنوی شهرت داشت.
ارباب در فقاهت، دارای مشربی معتدل میان اصولی و اخباری بود و با وجود اجتهاد مسلم، استقلال رأی فقهی داشت و در برخی مسائل، فتاوایی متفاوت با مشهور فقیهان عصر خود ارائه میکرد. او به سبب جامعیت علمی، زهد، سلوک اخلاقی و نقش مؤثر در احیای نماز جمعه، از جایگاهی ممتاز در میان عالمان دینی برخوردار بود و در منابع با عنوان «ارباب معرفت» از او یاد شده است.
وی از شاگردان برجسته حکمای مکتب قدیم اصفهان، بهویژه جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی بود و در حکمت متعالیه، بهویژه فلسفه صدرایی، تبحر عمیق داشت، هرچند از تظاهر علمی و فضلفروشی پرهیز میکرد. آیتالله ارباب در کنار فعالیتهای علمی، به اقامه نماز جمعه با اعتقاد به وجوب عینی آن اهتمام ویژه داشت و سالیان متمادی این فریضه را در مناطق مختلف اصفهان برپا میکرد.
از دیگر ویژگیهای برجسته او، ارتباط گسترده و مؤثر با اقشار مختلف جامعه، از جمله جوانان، دانشگاهیان و عموم مردم بود. شیوه برخورد نرم، عقلانی و اخلاقمحور او در مواجهه با مسائل اجتماعی، موجب تأثیرگذاری عمیق و ماندگار وی شد. توجه ویژه به فقرا، احترام خاص به سادات، ارادت عمیق به اهل بیت(ع)، و پایبندی عملی به آموزههای دینی از مهمترین جلوههای سیره فردی و اجتماعی او بهشمار میآید. آیتالله رحیم ارباب سرانجام در عید غدیر سال ۱۳۹۶ هجری قمری درگذشت و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
زندگی و خاندان
رحیم ارباب در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در قریهٔ چرمهین از توابع اصفهان و در خانهٔ حاج علیپناه (معروف به ارباب حاج آقا) دیده به جهان گشود و نام «رحیم» برای او برگزیده شد.[۱]
پدر وی حاج علیپناه، مشهور به ارباب حاج آقا، فرزند عبدالله (معروف به ارباب آقا) و از نسل ملا عبدالله شیرانی بود. او در خانوادهای پرورش یافت که اهل علم، ادب، شعر و تاریخ بودند. پدرش در شعر با تخلص «لنگر» شناخته میشد و با شاعرانی چون عمان سامانی، دهقان سامانی و ملا محمد همامی مجالس ادبی داشت. آقا رحیم نیز بخش قابل توجهی از اشعار فارسی حافظ و مولانا و نیز اشعار عربی را از کودکی و از طریق شنیدن از پدر و عموی خود فرا گرفت.[۲]
رحیم ارباب بزرگترین فرزند خانواده بود و دو برادر و یک خواهر داشت. یکی از برادران او، عبدالله ارباب (۱۲۹۸–۱۳۷۹ هـ.ق)، از استادان برجستهٔ خط نسخ بود و قرآن و کتب ادعیه را با این خط کتابت میکرد. برادر دیگرش، حاج عبدالعلی ارباب (۱۳۰۴–۱۳۸۴ هـ.ق)، مردی باسواد و اهل کمال بود که تأمین هزینههای خانواده عمدتاً بر عهدهٔ او قرار داشت. هر دو برادر پیش از رحیم ارباب درگذشتند.[۳] اجداد رحیم ارباب از اعیان، دهاقین و بزرگان قریهٔ چرمهین و از مالکان صاحبنفوذ منطقهٔ لنجان اصفهان بودند و به همین سبب به لقب «ارباب» شهرت داشتند.[۴] پدر و عموی او (ارباب حاج حسن) به سبب ستم بختیاریها ناچار به ترک زادگاه خود شدند و برای دادخواهی به اصفهان آمدند، اما به دلیل فساد حاکم وقت، در همان شهر ماندگار شدند و در محلهٔ باغ همایون (باغ تختی امروزی) سکونت گزیدند. محل سکونت آنان مجموعهای از چهار خانهٔ تو در تو بود که حدود هشت خانوار و نزدیک به شصت نفر در آن با صلح و آرامش زندگی میکردند.[۵]
تحصیلات
رحیم ارباب آموزش ادبیات فارسی و بخشی از صرف و نحو را در کودکی نزد ملا محمد همامی در چرمهین آغاز کرد.ارباب معرفت، ص ۷۴ وی سپس در اصفهان، باقی مقدمات و سطوح را نزد حاج میرزا بدیع درب امامی (درگذشتهٔ ۱۳۱۸ هـ.ق) فرا گرفت. کتاب «قوانین» اصول فقه را نزد آیتالله سید محمدباقر درچهای (درگذشتهٔ ۱۳۴۲ق) و خارج اصول را نزد سید ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا منیر احمدآبادی آموخت. فلسفه، هیئت و ریاضیات را نیز نزد جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملا محمد کاشی فرا گرفت.[۶]
وی چهار سال به تحصیل اسفار نزد حاجی ملا اسماعیل درب کوشکی پرداخت و سپس برای ادامهٔ تحصیل به عراق رفت و در درس میرزا محمدحسن شیرازی شرکت کرد و به مرتبهٔ اجتهاد نائل آمد. او شوق فراوانی به تحصیل علم داشت و خود در اینباره میگوید که شبها تا صبح به مطالعه میپرداخت و کمبود خواب مانع حضورش در درس نمیشد.[۷] رحیم ارباب از نظر تبحر در ادبیات، در زمان خود کمنظیر بود و اشعار سیوطی و نیز کتاب «شرح منظومه» ملا هادی سبزواری را در سنین کهنسالی از حفظ داشت.[۸]
استادان
استادان رحیم ارباب در اصفهان و نجف عبارت بودند از: ابوالمعالی کلباسی، آخوند ملا محمد کاشی، سید محمدتقی مدرس، سید محمدباقر درچهای، جهانگیرخان قشقایی، سید ابوالقاسم دهکردی، میرزا بدیع درب امامی، حاج آقا منیر احمدآبادی و سید محمود کلیشادی.[۹]
ارادت رحیم ارباب به استادان خود، بهویژه جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی، بسیار چشمگیر بود. او حتی در امور زندگی شخصی، از جمله تهیهٔ غذا و شستوشوی لباس، به خدمت استاد خود میپرداخت و این رفتار را نوعی افتخار میدانست.[۱۰]
نظرات فقهی
آیتالله رحیم ارباب در فقاهت، دارای «مذاقی معتدل و میانه میان اصولی و اخباری» بود و از نظر فقاهتی، مجتهدی مسلّم بهشمار میرفت. وی در فقه، مبنای خود را بر اخبار قرار داده بود، بیآنکه اخباری محض باشد؛ بلکه همانند صاحب حدائق که گرایشی به اخباریگری دارد، متمایل به اخبار بود. در حوزه اصول فقه، همسو با صاحب کفایه نبود و گرایش بیشتری به فرائد شیخ مرتضی انصاری داشت؛ اصولی که آمیخته با فقه و در اصل، فقهمحور است.
آقای ارباب بر این باور بود که اگر کسی مطالب کتاب شرح لمعه را بهخوبی، با دقت و عمق بخواند، به مرتبه اجتهاد میرسد و نیازی به شرکت در درس خارج ندارد. وی در فقه، خوشسلیقه و مستقل بود و در مسائل فقهی تحت تأثیر دیگران قرار نمیگرفت. در هیچیک از مسائل فقهی، تزلزل و تردیدی در ذهن او راه نمییافت. برخی از فتاوای او مخالف فتوای بسیاری از فقیهان معاصر وی بود، از جمله:
- وجوب عینی نماز جمعه؛ وی پیوسته در اصفهان و نواحی اطراف آن نماز جمعه اقامه میکرد و معمولاً خطبههای امیرالمؤمنین علی(ع) را در دو خطبه نماز جمعه میخواند.
- ارث بردن زوجه از تمام ترکه شوهر، حتی از زمین
- طهارت اهل کتاب
- عدم اختصاص زکات به موارد نهگانه.
- لزوم پرداخت سهم امام به سادات
- کفایت هر غسل از وضو
مشرب فلسفی
جلالالدین همایی درباره مشرب فلسفی حاج آقا رحیم ارباب مینویسد: «حاج آقا رحیم ارباب آخرین یادگار مکتب قدیم اصفهان هستند که به غور فلسفه ملاصدرا رسیده و غوامض و دقایق آن را بهدرستی و خالی از حشو و زواید فهمیده و هضم کرده و به اصول و مبانی آن کاملاً معتقد میباشند. چیزی که هست، اهل تظاهر و فضلفروشی نیستند. شاگردان خصوصی خود را نیز با همین خوی و عادت تربیت فرمودهاند»
سفر کربلا و مکه
آیتالله ارباب در سفر حج نیز با حادثهای روبهرو شد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم، در سال ۱۳۲۱ ش، بههمراه برادرش حاج عبدالعلی ارباب و دو تن از دوستانش عازم سفر حج شد. پس از زیارت نجف اشرف و کربلای معلی، خودرویی کرایه کردند تا آنان را به مکه برساند؛ اما هنوز ده فرسخ در صحرا پیش نرفته بودند که خودرو از کار افتاد و راننده اظهار عجز کرد. افزون بر آنان، صدها وسیله نقلیه دیگر نیز در میان شنهای روان از کار افتاده و سرگردان مانده بودند و ظاهراً تنها یک شبانهروز تا آغاز مناسک حج باقی مانده بود.
در این هنگام، خودرویی از سمت مکه رسید و سراغ «اربع اربع، رحیم» را گرفت که احتمالاً مقصود از آن، «ارباب رحیم» بوده است. پس از معرفی، راننده با احترام آنان را سوار کرد و مسیر طولانی را با سرعت پیمود و جز برای اقامه نماز توقف نکرد. آنان دقیقاً همزمان با آغاز مراسم حج به مکه رسیدند و سجده شکر بهجا آوردند.
این خودرو از سوی شیخ بزرگ مکه یا امام جمعه مکه فرستاده شده بود و روشن نبود که چگونه نام «رحیم» و وضعیت آنان را در بیابان دانسته است. این واقعه برای آنان نشانهای از لطف الهی بود که نهتنها موجب نجاتشان از بیابان شد، بلکه توفیق انجام کامل مناسک حج را نیز برایشان فراهم آورد. نقل شده است که حاج آقا رحیم بنا به درخواست شیخ مکه، در مسجد او خطبهای طولانی ایراد کرد که مورد تحسین و شگفتی نمازگزاران قرار گرفت.
تألیفات
حاج آقا رحیم ارباب جزوهای در علم هیئت نگاشت. از جمله آثار علمی او، حاشیهنویسی بر کتابهای مختلف علمی و فلسفی بود؛ به این صورت که مطالب مورد اختلاف را در حاشیه یادداشت میکرد و نظر خود را نیز مینوشت. وی در این زمینه همانند مرحوم ابوالحسن شعرانی عمل میکرد که بر آثار دیگران تعلیقه میزد.
آیتالله ارباب همراه با آیتالله حاج میرزا علیآقا شیرازی در تصحیح تفسیر «تبیان» تلاش فراوانی کرد. نقل شده است که حاج میرزا علیآقا شیرازی جلسات متعددی در طول هفته با حاج آقا رحیم داشت و آن دو به گفتوگو میپرداختند و دیگران سراپا گوش بودند.
آنان مدتها، از بعدازظهر تا غروب، بهصورت مستمر به تصحیح این اثر میپرداختند و در نهایت آن را به پایان رساندند. این تفسیر شامل ۷۶ جزء بود که نسخه آن در کتابخانه مرحوم حاج آقا محسن اراکی نگهداری میشد و به دستور حاج میرزا علیآقا شیرازی برای تصحیح و مقابله به اصفهان منتقل شد. از دیگر آثار او، تعلیقات ریاضی بر حواشی کتاب «منهاج معادن التجنیس» است که نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
سیرۀ رفتاری و اخلاقی
رسیدگی به همسایه
در سالی که بارندگی شدید در اصفهان موجب تخریب یا آسیبدیدگی بسیاری از خانهها شد، آیتالله ارباب به وضعیت همسایهای که چند فرزند داشت و چندان مذهبی نبود، توجه ویژهای نشان داد. وی همسر خود را مأمور بررسی وضعیت آنان کرد. پس از اطلاع از شرایط نامناسب خانه همسایه، آیتالله ارباب آنان را فوراً به منزل خود منتقل کرد، با آنکه خانهاش تنها شامل یک اتاق و یک پساتاق بود. ایشان فرمودند همسایه در اتاق اصلی ساکن شود و خود و همسرش در پساتاق زندگی کنند. پس از پایان بارندگی و تعمیر خانه همسایه، آیتالله ارباب شخصاً وضعیت خانه را بررسی کرد و پس از اطمینان از قابلیت سکونت، اختیار ماندن یا رفتن را به همسایه واگذار کرد.
مراسم روضهخوانی
آیتالله ارباب هر سال در منزل خود مراسم عزاداری امام حسین(ع) را برگزار میکرد. وی با گذاشتن مقداری گل بر پیشانی، شخصاً در مقابل درِ منزل به استقبال عزاداران میرفت و تا پایان مراسم ایستاده از آنان پذیرایی میکرد. شیوه برگزاری این مراسم بدین صورت بود که سخنران بر پله بالای منبر، مداح بر پله میانی و روضهخوان بر پله پایین مینشست. ابتدا روضهخوان ذکر مصیبت میگفت، سپس مداح دم میگرفت و مردم سینهزنی میکردند و در پایان، سخنران درباره نهضت کربلا سخن میگفت. این ابتکار در برگزاری مراسم، موجب استقبال گسترده مردم میشد.
آیتالله ارباب ارادت ویژهای به اهل بیت(ع) داشت. یکی از مداحان اصفهان نقل میکند که وی از او خواسته بود شبی را به مدح امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت عصمت و طهارت اختصاص ده. شاگردانش نیز بر دلبستگی عمیق او به اهل بیت، بهویژه حضرت علی(ع)، تأکید کردهاند. عشق او به حضرت فاطمه زهرا(س) نیز کمنظیر بود و همواره به تسبیحات آن حضرت توصیه میکرد.
انس با نهجالبلاغه
آیتالله ارباب بیشتر خطبههای نهجالبلاغه را از حفظ داشت و علاقه وافری به شرح ابنابیالحدید نشان میداد. اشعار او سرشار از مدح امیرالمؤمنین علیبنابیطالب(ع) و مضامین نهجالبلاغه بود. معمولاً در جلسات دوستانهاش، بخشی به گفتوگو درباره نهجالبلاغه اختصاص مییافت. این مباحث بهویژه در دوران حیات مرحوم آیتالله حاج میرزا علیآقا شیرازی(ره) بارها در منزل حاج آقا رحیم ارباب برگزار میشد و آن عالم بزرگ، محور و شمع محفل بود و دیگران سراپا گوش میماندند.
بهویژه در یک تابستان، ادیب نیشابوری با آن قامت کوتاه و لهجه خراسانی، همهروزه در منزل ایشان حضور داشت و بحث اصلی آنان نهجالبلاغه بود.
توجه به فقرا و مستمندان
دکتر محمدباقر کتابی نقل میکند که هنگام عزیمت به سفر حج، قصد پرداخت بدهی مالی به آیتالله ارباب داشت؛ اما ایشان پولی به وی داد و او را به رسیدگی به همسایه نیازمندش توصیه کرد. وی هرگز از سهم امام برای امرار معاش استفاده نکرد و مردم را به پرداخت مستقیم آن به مستحقان تشویق میکرد.
احترام به سادات
آیتالله ارباب برای سادات احترام ویژهای قائل بود و همواره آنان را مقدم میداشت. به دستور او، در مدرسه امام صادق(ع) انجمن سادات تشکیل شد و حتی توصیه میکرد نشانهای سبزرنگ بر لباس خود داشته باشند تا مورد احترام قرار گیرند.
وفات
آیتالله رحیم ارباب نزدیک به یک قرن زندگی کرد. وی راز طول عمر خود را چنین بیان میکرد: «من هیچگاه بدخواه کسی نبودم» او در ۱۸ ذیالحجه ۱۳۹۶ هـ.ق، مصادف با ۱۹ آذر ۱۳۵۵ ش و در روز عید غدیر درگذشت و پیکرش در تخت فولاد اصفهان، حوالی تکیه ملک، به خاک سپرده شد.