حسینبن شرفالدین عبدالحق اردبیلی
| فقیه، متکلم، عارف و شاعر شیعه | |
| پرونده:الهی اردبیلی.jpg | |
| نام کامل | حسین بن شرفالدین عبدالحق اردبیلی |
|---|---|
| لقب | کمالالدین، جمالالدین |
| تاریخ تولد | ۸۷۰ق |
| زادگاه | اردبیل |
| تاریخ وفات | ۹۵۰ق |
| شهر وفات | اردبیل |
| محل دفن | حظیرهٔ شیخ صفیالدین اردبیلی |
| محل سکونت | اردبیل، هرات |
| خویشاوندان سرشناس | شرفالدین عبدالحق اردبیلی (پدر) |
| استادان | علی آملی، شیخ حیدر صفوی، ملا جلالالدین دوانی، سید امیر عطاالله حسینی دشتکی |
| شاگردان | سید کمالالدین ابراهیم صفوی اردبیلی |
| محل تحصیل | اردبیل، هرات، فارس، عراق عجم |
| اجازه روایت از | ملا جلالالدین دوانی، سید امیر عطاالله حسینی |
| تالیفات | تفسیر الهی (تفسیر اردبیلی)، کشفالاسرار، شرح گلشن راز، رسائل فقهی و کلامی، دیوان اشعار |
| سایر | تخلص شعری «الهی» |
حسین اردبیلی مشهور به حسین الهی اردبیلی (۸۷۰–۹۵۰ق)، فقیه، متکلم، عارف و شاعر شیعه در سدهٔ نهم و دهم هجری قمری بود. او فرزند شرفالدین عبدالحق اردبیلی و از عالمان برجستهٔ دورهٔ گذار از حکومتهای تیموری به صفوی بهشمار میآید.
الهی اردبیلی تحصیلات مقدماتی را در اردبیل آغاز کرد و سپس در مراکز علمی مهمی چون هرات، فارس و عراق عجم به تحصیل علوم نقلی و عقلی پرداخت و از استادانی چون علی آملی، شیخ حیدر صفوی، ملا جلالالدین دوانی و سید امیر عطاالله حسینی بهره برد. او در منابع با القاب «کمالالدین»، «جمالالدین» و با تخلص شعری «الهی» شناخته میشود و از پیشگامان نگارش متون فقهی و اعتقادی شیعه به زبان فارسی بهشمار میآید.
وی پس از سالها تحصیل و تدریس در هرات، به اردبیل بازگشت و در جوار بقعهٔ شیخ صفیالدین اردبیلی به آموزش و تربیت شاگردان همت گماشت. حسین الهی اردبیلی از پیشگامان نگارش علوم دینی و معارف شیعه به زبان فارسی بهشمار میرود و در فقه، کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر، حدیث و ادبیات آثار متعددی تألیف کرد. از مهمترین آثار او میتوان به تفسیر الهی، کشفالاسرار، شرح گلشن راز، رسائل فقهی و کلامی و دیوان اشعار اشاره کرد.
الهی اردبیلی به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی عصر تیموری، در مقاطعی به تقیه روی آورد، اما آثار و نوشتههای او بیانگر گرایش آشکار به مذهب تشیع امامی است. با روی کار آمدن صفویان، نقش و جایگاه اندیشههای او در گسترش معارف شیعی و فارسینگاری دینی آشکارتر شد. وی در سال ۹۵۰ هجری قمری درگذشت و از او به عنوان یکی از چهرههای مؤثر علمی، فکری و فرهنگی در شکلگیری فضای مذهبی ایران عصر صفوی یاد میشود.
ولادت و تحصیلات مقدماتی
عبدالحق اردبیلی (شرفالدین) در سال ۸۷۰ق صاحب فرزندی شد که او را حسین نام نهاد[۱]. از همان آغاز، تربیت او با آموزههای عاشورایی و فرهنگ اهلبیت(علیهمالسلام) پیوند خورد. استادان وی بعدها القاب «کمالالدین» و «جمالالدین» را برایش برگزیدند و خود نیز تخلص «الهی» را در اشعارش اختیار کرد.[۲].
به سبب موفقیت در مباحث عرفانی و تألیف آثار در این حوزه، به لقب «مولا» شهرت یافت.[۳]. حسین اردبیلی دوران کودکی و نوجوانی را زیر نظر پدر، در فضایی آکنده از تربیت اخلاقی و معنوی سپری کرد و از آغاز جوانی در اردبیل به تحصیل ادبیات عرب و مبانی علوم شرعی پرداخت.
نخستین استاد او علی آملی بود. الهی پس از گذراندن مقدمات ادبی، به محضر وی راه یافت و بعدها در حاشیهای بر قواعد علامه حلی، سلسلهٔ آموزشی خود را چنین گزارش میکند: «روش ما در دانشهای فقهی و شرعی که آموختهایم، از دانشور وارسته و زاهد علی آملی است که او از ابوالحسن محمد حلی و او از شرفالدین مکی و وی از شیخ فاضل مقداد و مورد اشارهٔ شیخ شهید، و ایشان از سعید و شریف، و این دو از علامه صاحب این کتاب مطلب یاد گرفتهاند.»[۴]
میرزا محمدباقر خوانساری، ضمن ستایش علی آملی بهعنوان یکی از بزرگان فقها، تصریح میکند که الهی اردبیلی در آثار و فعالیتهای تبلیغی خود از وی روایت نقل کرده است[۵].
از دیگر استادان او شیخ حیدر صفوی (متوفی ۸۹۳ق) بود. بهاحتمال، الهی تا حدود سال ۸۹۰ق در اردبیل از اندیشههای عرفانی شیخ حیدر بهره برد. آموزشهای ذوقی و معنوی این استاد، زمینهٔ پیوندی عمیق و عاطفی میان آن دو فراهم ساخت و به توصیهٔ شیخ حیدر، حسین اردبیلی برای تبلیغ و نشر اندیشههای عرفانی راهی خراسان بزرگ شد[۶].
هجرت به هرات
هرات در دوران تیموریان (۷۸۲–۹۱۱ق) مرکز مهم سیاسی و فرهنگی بهشمار میرفت و با مهاجرت علما، شاعران شیعی و سادات، تشیع در این شهر رونق یافت. شاهرخ میرزا و پس از او سلطان حسین بایقرا، با گرایش به اهلبیت، از عالمان شیعه حمایت میکردند[۷].
این شرایط، همراه با تشویقهای شیخ حیدر، حسین اردبیلی را به هجرت به هرات ترغیب کرد. سام میرزا صفوی در اینباره مینویسد: «مولانا حسین اردبیلی در اوایل جوانی در خدمت ارشادپناه هدایت دستگاه حیدر صفوی بوده و به اشارات آن قدوهٔ ارباب نجات، جهت تحصیل کمالات، روی توجه به جانب خراسان کرده بود.»[۸]
الهی اردبیلی ابتدا با هدف ارشاد و تبلیغ به هرات رفت، اما پس از فشارهای سیاسی بر شیخ حیدر و یارانش، از فعالیتهای ارشادی فاصله گرفت و به تحصیل علوم عقلی و نقلی روی آورد. هرات در آن زمان از مراکز بزرگ علمی بود و استادان برجستهای در آن سکونت داشتند[۹].
تحصیل در هرات
در این دوره، ملا جلالالدین محمد دوانی در هرات به تدریس مشغول بود و حوزهٔ درس او مجمع اهل فضل بهشمار میرفت.[۱۰]. الهی اردبیلی نزد او علوم عقلی، منطق، الهیات، نبوت، ولایت و امامت را فراگرفت و رسالهٔ «اثبات واجب» استاد را شرح کرد.[۱۱].
علامه دوانی در پشت نسخهٔ شرح الهیاکل، که به خط خود الهی نوشته شده بود، اجازهنامهای صادر کرد و ضمن ستایش از دقت علمی و اخلاقی شاگردش، به او اجازهٔ روایت آثار خویش را داد. این اجازهنامه در ۱۴ جمادیالاول ۸۹۲ق صادر شد.[۱۲].
الهی اردبیلی همچنین از محضر سید امیر عطاالله حسینی دشتکی شیرازی نیشابوری، از محدثان بزرگ عصر تیموری، بهره برد و علوم قرآنی و حدیث نبوی را نزد وی فراگرفت. این استاد نیز اجازهای مفصل برای شاگردش صادر کرد و فضل و کمال او را ستود.[۱۳].
بازگشت به اردبیل
الهی در هرات با امیرعلیشیر نوایی و غریب میرزا آشنا شد و آثاری علمی از جمله تلخیص تحریر اقلیدس و رسالهای در امامت برای نوایی نگاشت[۱۴]. برخلاف برخی ادعاها، این رساله برای شاه اسماعیل صفوی نوشته نشده است، بلکه بهقرینهٔ گرایشهای زبانی و فکری نوایی، به او اهدا شده است.[۱۵].
پس از آن، الهی اردبیلی به فارس، عراق عجم و سپس آذربایجان سفر کرد و در جوار آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی به تدریس و تألیف پرداخت.[۱۶]. از شاگردان او تنها نام سید کمالالدین ابراهیم صفوی اردبیلی در اجازهنامهای باقی مانده است.[۱۷].
جایگاه و شخصیت علمی و مذهبی
الهی اردبیلی از شیعیان متعهد و کوشای در احیای معارف تشیع بود و از نخستین کسانی است که موازین فقهی شیعه را به زبان فارسی تدوین کرد. بهسبب شرایط سیاسی و رواج تقیه، گاه به تسنن منسوب شده است، اما آثار فقهی، اصولی و اعتقادی او بهروشنی بر تشیع وی دلالت دارد[۱۸].
میرزا عبدالله افندی با رد این اتهام تصریح میکند که آثار الهی اردبیلی، بهویژه اجازات و نوشتههای فقهی او، آشکارا بیانگر گرایش شیعی اوست.[۱۹].
سام میرزا صفوی، معاصر او، الهی اردبیلی را عالمی کامل و متبحر در علوم معقول و منقول معرفی میکند[۲۰]. میرزا عبدالله افندی نیز او را فاضلی جامع، شاعر، طبیب و دانشمندی چندبعدی میداند[۲۱].
الهی اردبیلی در فقه، کلام، حکمت، عرفان، نجوم، هندسه، حدیث و ادعیه آثار متعددی نگاشت. اثر عرفانی او کشفالاسرار و شرحی که بر گلشن راز شبستری نوشت، از مهمترین آثار عرفانی اوست[۲۲].
وی دیوان شعری نیز دارد که شامل بیش از دو هزار بیت در قالب غزل و رباعی است[۲۳].
آثار
الف) علوم قرآنی، تفسیر و حدیث
- تفسیر الهی یا تفسیر اردبیلی: بعضى این اثر را از تفاسیر جامع شیعى دانستهاند که به زبان فارسى نگاشته شده و در آن، آیات قرآن کریم بر اساس مبانى اعتقادى امامیه تفسیر شده است. این تفسیر از نخستین تلاشها در جهت گسترش معارف قرآنى شیعه به زبان فارسى بهشمار مىآید و در آن به روایات اهلبیت(ع) توجه ویژهاى شده است. از این تفسیر نسخههایى در کتابخانههاى ایران گزارش شده و در منابع کتابشناختى شیعه بارها از آن یاد گردیده است.
- تعلیقات و حواشى حدیثى: الهى اردبیلى در جریان تحصیل علوم حدیث، بر برخى از منابع مهم روایى تعلیقاتى نگاشته است. از جمله، قرائت و سماع کتاب مشکاة المصابیح نزد سید امیر عطاالله حسینى و نگارش توضیحات و یادداشتهاى حدیثى بر آن، که نشاندهندهٔ تسلط او بر فنون روایت، درایه و نقد حدیث است.
ب) فقه و اصول: الهى اردبیلى در فقه امامیه جایگاهى برجسته دارد و از پیشگامان نگارش فقه به زبان فارسى بهشمار مىآید. او در دورانى به این کار دست زد که بیشتر آثار فقهى به زبان عربى نوشته مىشد و فارسىنویسى در علوم دینى کمتر رواج داشت.
- حاشیه بر قواعد علامه حلّى: وى حاشیهاى بر قواعد الأحکام علامه حلّى نگاشت و در مقدمهٔ آن، به سلسلهٔ استادان فقهى خود اشاره کرده است. این حاشیه افزون بر مباحث فقهى، حاوى نکات اصولى و اجتهادى است و از منابع مهم شناخت مشرب فقهى الهى اردبیلى محسوب مىشود.
- رسائل فقهى به زبان فارسى: از دیگر آثار فقهى او، رسالههایى است که به زبان فارسى نگاشته شده و با هدف آموزش احکام شرعى و تبیین فروع دین براى عموم مردم تدوین شدهاند. این آثار نقش مهمى در رواج فقه امامیه در میان فارسیزبانان داشته است.
- ردّ جبر: الهى اردبیلى در برخى از نوشتهها و رسائل خود، دیدگاه جبرگرایان را مردود دانسته و با استناد به مبانى کلام شیعه، بر اختیار انسان تأکید کرده است. این دیدگاه در اجازههایى که براى شاگردانش صادر کرده نیز بهصراحت بیان شده است.
ج) کلام، فلسفه و حکمت: الهى اردبیلى در علوم عقلى، بهویژه کلام و فلسفه، از شاگردان برجستهٔ ملا جلالالدین دوانى بهشمار مىرفت و آثار متعددى در این حوزه پدید آورد.
- شرح اثبات واجب: وى رسالهٔ اثبات واجب دوانى را شرح کرده و در آن به تبیین مباحث توحید، واجبالوجود و صفات الهى پرداخته است. این شرح بهسبب دقت علمى، مورد تحسین استادش قرار گرفت.
- شرح و حاشیه بر الهیاکل: الهى اردبیلى کتاب الهیاکل را به خط خود کتابت و بر آن شرحى نگاشت و اجازهٔ روایت آن را از دوانى دریافت کرد. این اثر از نوشتههاى مهم او در الهیات فلسفى بهشمار مىرود.
- رساله در امامت: وى رسالهاى مستقل در باب امامت نگاشت که در آن، امامت ائمهٔ اطهار(ع) را با استدلالهاى عقلى و نقلى اثبات کرده است. این رساله براى امیرعلىشیر نوایى تألیف شده و از آثار کلامى مهم او محسوب مىشود.
د) عرفان و تصوف الهى اردبیلى در عرفان نظرى و عملى جایگاهى برجسته دارد و آثار او نشاندهندهٔ تأثیرپذیرى از مکتب ابن عربى و شارحان آن است.
- کشف الاسرار: این اثر از مهمترین نوشتههاى عرفانى اوست و در آن به مباحث وجود، مراتب هستى و شرح اصطلاحات عرفانى پرداخته شده است. الهى اردبیلى در این کتاب از آراء ابن عربى، سهروردى، سید حیدر آملى، قیصرى و عزالدین محمود کاشانى بهره برده است.
- شرح گلشن راز: وى بر منظومهٔ گلشن راز شیخ محمود شبسترى شرحى مبسوط نگاشت که از نظر عرفانى و ادبى داراى اهمیت فراوان است. در این شرح، افزون بر توضیح ابیات شبسترى، اشعارى از خود الهى نیز آمده است.
هـ) ادبیات و شعر: الهى اردبیلى شاعرى توانا بود و اشعار خود را با تخلص «الهى» مىسرود.
- دیوان اشعار: دیوان وى شامل غزلها، رباعىها و اشعار عرفانى است و بیش از دو هزار بیت شعر را دربر مىگیرد. مضامین اشعار او غالباً توحیدى، عرفانى و شیعى است.
- اشعار مندرج در آثار عرفانى:بخش قابل توجهى از سرودههاى او در ضمن آثارى چون شرح گلشن راز آمده و نشاندهندهٔ ذوق ادبى، زبان روان و قدرت بیان وى در شعر است.
پانویس
- ↑ مفاخر اسلام، علی دوانی، ج ۳، ص ۷۹.
- ↑ مفاخر اسلام، علی دوانی، ج ۳، ص ۷۹.
- ↑ مفاخر اسلام، علی دوانی، ج ۳، ص ۷۹.
- ↑ شرح قواعد، نقل در: روضات الجنات، ج ۲، ص ۲۹۰.
- ↑ روضات الجنات، ج ۲، ص ۲۹۰.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۴۰.
- ↑ همان، ص ۲۴۲–۲۵۳.
- ↑ تحفه سامی، نقل در: مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ مفاخر اسلام، ج ۳.
- ↑ ریاض العلماء، ج ۱.
- ↑ ریاض العلماء، ج ۱.
- ↑ تحفه سامی.
- ↑ ریاض العلماء.
- ↑ الذریعة.
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۵.