سید اسماعیل بلخی
| روحانی، خطیب، شاعر و فعال سیاسی | |
| نام کامل | سید اسماعیل بلخی |
|---|---|
| لقب | علامه بلخی |
| تاریخ تولد | ۱۲۹۵ ش |
| زادگاه | سرپل بلخاب، ولایت بلخ، افغانستان |
| تاریخ وفات | ۲۴ تیر ۱۳۴۷ ش |
| شهر وفات | کابل |
| محل شهادت | کابل |
| خویشاوندان سرشناس | سید محمد روحانی (پدر) |
| استادان | حوزه علمیه مشهد، نجف و قم |
| محل تحصیل | مشهد، نجف، قم |
| تالیفات | دیوان بلخی (اشعار حماسی، عرفانی، اخلاقی و سیاسی) |
| سیاسی | مبارزه علیه استبداد و استعمار، تشکیل کمیتههای اسلامی |
سید اسماعیل بلخی (۱۲۹۵–۲۴ تیر ۱۳۴۷ خورشیدی)، مشهور به علامه بلخی، روحانی شیعه، شاعر، خطیب و از برجستهترین فعالان سیاسی–اجتماعی شیعیان افغانستان در سدهٔ چهاردهم خورشیدی بود.
او از پیشگامان جریان بیداری اسلامی در افغانستان بهشمار میآید و نقش مهمی در مبارزه با استبداد سیاسی، استعمار و احقاق حقوق مذهبی و اجتماعی شیعیان ایفا کرد. بلخی با تأسیس و رهبری تشکلهایی چون «مجتمع اسلامی» و «حزب ارشاد» به سازماندهی مبارزات دینی و سیاسی پرداخت و بهسبب فعالیتهایش سالهای طولانی را در زندانهای حکومت وقت سپری نمود.
وی افزون بر فعالیتهای سیاسی، در عرصهٔ تبلیغ دینی، خطابه و شعر نیز جایگاهی برجسته داشت و آثار ادبی و اشعار حماسی، عرفانی و اجتماعی او، بهویژه سرودههای دوران زندان، از مهمترین یادگارهای فرهنگی او محسوب میشود.
تولد و زادگاه
سید اسماعیل بلخی در سال ۱۲۹۵ خورشیدی در قریهٔ سرپل بلخاب، از توابع منطقهٔ بلخاب، در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. منطقهٔ بلخاب سرزمینی کوهستانی و خوشآبوهواست که در جنوب استان مزار شریف و در مسیر رودخانهٔ «بلخآب» ــ که از بامیان سرچشمه میگیرد ــ قرار دارد. این ناحیه از دیرباز یکی از مراکز تشیع در شمال افغانستان بوده و خاستگاه عالمان، فقیهان و شخصیتهای علمی و فرهنگی متعددی بهشمار میآید.[۱]
بلخاب تا پیش از ورود میر سید علی فرزند میر سید جلالالدین بخارایی شهرت چندانی نداشت، اما پس از ورود او در سال ۸۱۰ قمری، آوازهٔ این منطقه در گسترهای از سمرقند تا هرات پیچید. نفوذ علمی و معنوی میر سید علی چنان بود که شاهرخ تیموری چندین بار او را به هرات دعوت کرد و دختر خود را به عقد او درآورد. بنابر گزارشها، میر سید علی پس از درگذشت شاهرخ در شهر ری، بنا بر وصیت وی، پیکرش را به هرات منتقل کرد و بر او نماز گزارد.[۲]
بلخاب همواره با حوزههای بزرگ شیعی همچون نجف، مشهد و قم در ارتباط بوده و حتی در دشوارترین دورهها، پیوند علمی خود را حفظ کرده است. از این منطقه شمار زیادی از طلاب علوم دینی برخاستهاند و مدارس و روحانیت بلخاب از مراکز پیشگام تشیع در افغانستان بهشمار میرفتهاند. از جمله عالمان سرشناس این منطقه میتوان به آیتالله میر سید مسعود مغزار، آیتالله میر سید حسین عالم، آیتالله میر سید حیدر نجفی،[۳] آیتالله حاج میر سید محمد دهنه،[۴] آیتالله حاج میر سید محمد عادل، سید علی نجفی تل عاشقان و شیخ عیسی عبقری اشاره کرد که مزار بسیاری از آنان در جوار بارگاه میر سید علی ولی قرار دارد.
مهاجرت به مشهد
سید اسماعیل بلخی پس از درگذشت مادرش،[۵] همراه پدرش سید محمد، راهی خراسان شد و پس از عبور از مسیر بلخ، فاریاب و هرات، در آغاز سال ۱۳۰۷ خورشیدی وارد مشهد گردید. او در آن زمان دوازده سال داشت. بلخی پیش از هفتسالگی قرآن را آموخته و با زبان فارسی آشنا شده بود و از حافظهای قوی و ذوق ادبی قابل توجهی برخوردار بود.
وی و برادر بزرگترش سید ابراهیم، پس از ورود به مشهد، در مدرسهٔ «بالاسر» حرم رضوی حجره گرفتند و به تحصیل علوم حوزوی پرداختند. آنان در مدت کوتاهی دروس مقدماتی را به پایان رساندند و در میان طلاب بهعنوان چهرههایی مستعد شناخته شدند. با این حال، درگذشت زودهنگام برادرش اندوهی سنگین بر او وارد ساخت.
فعالیتهای دینی و سیاسی در مشهد
بلخی در دوران طلبگی، به سادهزیستی، قناعت و زهد شهرت داشت و در عین حال، سخاوتمند بود و هیچگاه برای خود اندوختهای فراهم نکرد. او از همان سالهای نخست تحصیل، به مسائل جهان اسلام، استعمار و وضعیت سیاسی منطقه توجه نشان میداد و در منابر خود از آزادی، استقلال و مبارزه با استعمار سخن میگفت.
در ایام تبلیغی، در مناطق مختلفی چون حسنبلبل فریمان، سیاهکوه، شاوان و سرچشمهٔ برشک به منبر میرفت. نفوذ کلام، صراحت لهجه و بیان شیوا سبب شد که به «سید اسماعیل واعظ» شهرت یابد و در بسیاری از مجالس، همراه شیخ غلامرضا طبسی واعظ سخنرانی کند.[۶]
بلخی در قیام خونین ۱۳۱۴ مشهد حضور داشت و پس از آن، همراه پدرش مشهد را ترک کرد و به هرات رفت.
بازگشت به افغانستان
وی در رمضان ۱۳۱۵ خورشیدی، پس از هشت سال تحصیل در حوزهٔ خراسان، به افغانستان بازگشت و فعالیتهای خود را علیه حکومت ظاهرشاه آغاز کرد. او با تأسیس هستههای اولیهٔ مقاومت و تشکیل «مجتمع اسلامی»، بهعنوان یکی از چهرههای شاخص مبارزه سیاسی شناخته شد. سخنرانیهای او در هرات موجب جلب توجه اقشار مختلف جامعه، از جمله اهل سنت، شد و دولت وقت او را ممنوعالخروج کرد.[۷]
فعالیت در بلخ و کابل
بلخی در سال ۱۳۲۳ خورشیدی وارد مزار شریف شد و حدود چهار سال در آنجا به ارشاد و سازماندهی تشکیلات «مجتمع اسلامی» پرداخت. سپس در سال ۱۳۲۷ خورشیدی بنا به دعوت مردم کابل وارد پایتخت شد و رهبری «حزب ارشاد» را بر عهده گرفت. اعضای این حزب ترکیبی از شخصیتهای دینی، نظامی و اجتماعی بودند.[۸]
پس از قیام ۱۳۲۹ خورشیدی، بسیاری از اعضای حزب دستگیر یا مفقود شدند و بلخی همراه با شماری از یارانش در نوروز ۱۳۳۰ بازداشت و به زندان منتقل شد. او حدود پانزده سال در زندانهای حکومت وقت بهسر برد تا سرانجام در دورهٔ صدارت محمدیوسف خان آزاد شد.
دوران زندان و آثار ادبی
بلخی در دوران زندان، از ملاقات با بیرون محروم بود و تنها همدم او قرآن بود. به گفتهٔ خودش، در این مدت حدود ۱۷۰۰ بار قرآن را با تدبر تلاوت کرد [۹]. همچنین، بیش از ۷۵ هزار بیت شعر در موضوعات حماسی، سیاسی، عرفانی و اخلاقی سرود که بخشی از آنها در قالب «دیوان بلخی» منتشر شده است.[۱۰]
سفرها و دیدار با مراجع شیعه
پس از آزادی، در سال ۱۳۴۶ خورشیدی به ایران، سوریه و عراق سفر کرد و با مراجع بزرگی چون امام خمینی، آیتالله حکیم، آیتالله خویی، آیتالله سید حسن شیرازی و علامه امینی دیدار داشت.[۱۱]
وفات
بلخی پس از سفر به قم و مشهد، به افغانستان بازگشت و با استقبال گستردهٔ مردم در هرات و کابل مواجه شد. چند ماه بعد، بر اثر بیماری و فشار خون، در بیمارستان علیآباد کابل بستری شد و سرانجام در سحرگاه ۲۴ تیر ۱۳۴۷ خورشیدی درگذشت. خبر درگذشت او با قرائت آیهٔ «إنا لله و إنا إلیه راجعون» از منارههای مساجد کابل اعلام شد و مراسم سوگواری گستردهای در شهر برپا گردید.[۱۲]
پانویس
- ↑ به مجموعه ولایات سمت شمال افغانستان «ترکستان» اطلاق میشود
- ↑ به نقل از نسبتنامهٔ سادات هرات و بلخاب
- ↑ از شاگردان آخوند خراسانی
- ↑ معروف به آقای کلان
- ↑ بیبی هاجر
- ↑ به نقل از حجتالاسلام احمدی بزرگ
- ↑ جمهوری اسلامی، ۲۶ تیر ۱۳۶۱
- ↑ نهضتهای اسلامی در افغانستان، سید هادی خسروشاهی
- ↑ از گفتار آیتالله ناصر مکارم شیرازی
- ↑ دیوان بلخی؛ ماهنامهٔ حبلالله
- ↑ به نقل از طلاب نجف
- ↑ پیام و جدال، ۲۴ تیر ۱۳۴۷