سید عبدالله بهبهانی

از یاقوت
سید عبدالله بهبهانی
فقیه، مجتهد، مبارز مشروطه‌خواه، پایه‌گذار نهضت مشروطیت
نام کاملسید عبدالله بن اسماعیل بن نصرالله بهبهانی
نسببه امام موسی کاظم(ع) می‌رسد
تاریخ تولد۱۲۶۲ هـ .ق.
زادگاهنجف اشرف، عراق
تاریخ وفات۱۳۲۸ هـ .ق.
شهر وفاتتهران، ایران
تاریخ شهادت۹ رجب ۱۳۲۸ ق
محل شهادتتهران، ایران
محل دفننجف اشرف، کنار پدر بزرگوارش در صحن مطهر امام علی(ع)
محل سکونتتهران، نجف، بهبهان
خویشاوندان سرشناسسید اسماعیل بهبهانی (پدر)، سید محمد بهبهانی (پسر)، سید علی بهبهانی (پسر)
استادانمیرزا شیرازی، آیت‌الله سید حسین کوه‌کمرى، شیخ راضى
محل تحصیلنجف اشرف، تهران، بهبهان
سیاسیرهبر مشروطه‌خواهان، مبارزه با استبداد قاجار، شرکت در تدوین قوانین و مشروطیت
امضا


سید عبدالله بن اسماعیل بن نصرالله بهبهانی (۱۲۶۲–۱۳۲۸ق)، مشهور به آیت‌الله بهبهانی، فقیه، مجتهد، و روحانی مبارز ایرانی و از رهبران برجسته نهضت مشروطیت ایران بود. وی از خاندان علم و اجتهاد بهبهانی و نواده سید عبدالله بلادی بحرینی بود و نسب او به امام موسی کاظم(ع) می‌رسید.

بهبهانی پس از تحصیل در نجف و فراگیری علوم دینی نزد عالمان بزرگ، به تهران آمد و در فعالیت‌های علمی، تبلیغی و اجتماعی فعال شد. او از بنیان‌گذاران و رهبران اصلی جنبش مشروطیت بود و نقش مهمی در تحصن‌ها، هدایت مردم، و دفاع از قانون اساسی داشت.

آیت‌الله بهبهانی در جریان مقابله با استبداد محمدعلی شاه قاجار و نیروهای وابسته به روسیه، در ۹ رجب ۱۳۲۸ق در تهران به شهادت رسید و پیکرش در نجف اشرف به خاک سپرده شد. وی به‌خاطر شجاعت، استقامت، نفوذ اجتماعی و اخلاق برجسته‌اش در تاریخ ایران و حوزه علمیه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پیشگامان مشروطیت شناخته می‌شود.

خاندان

خاندان بهبهانی، یکی از خانواده‌های عالم‌پرور و مجاهد ایران است که ریشه آن به بحرین می‌رسد و شاخسارهای آن در شهرهایی همچون نجف، بصره، خرمشهر، بوشهر، شیراز، تهران و بهبهان گسترده شده است.[۱] نسب این خاندان به «آل غریفى» بحرین بازمی‌گردد و منسوب به روستای «غرفه» در بحرین می‌باشد.[۲]

نخستین فرد این خاندان که از بحرین مهاجرت کرد، جدّ پنجم آیت‌الله بهبهانی، سید عبدالله بلادی بود.

سید عبدالله بلادی در سال ۱۰۶۵ق. در بلاد بحرین متولد شد. او پس از فراگیری دانش‌های مقدماتی، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و نزد استادان بزرگی چون شیخ احمد جزایری، شیخ عبدالله بن صالح بحرانی، شیخ سلیمان ماحوزی و شیخ احمد بحرانی علوم دینی را آموخت و به مرتبه فقاهت و اجتهاد رسید.[۳] او از شیخ احمد بحرانی اجازه روایت گرفت و خود نیز به شاگردانش، از جمله شیخ یوسف بحرانی، اجازه روایت داد.[۴]

سیّد عبدالله در بحرین به انجام وظایف دینی مشغول بود، اما پس از تسلط خوارج بر بحرین و افزایش آزار و اذیت شیعیان، به همراه استادش، شیخ عبدالله، به ایران مهاجرت کرد و در بهبهان سکونت گزید.[۵] شیخ یوسف بحرانی درباره او می‌نویسد که او دانشمند، پرهیزکار و زاهدی بود که در عصر خود همتایی در تقوا نداشت و پس از وفات استادش عهده‌دار امامت جمعه و جماعت بهبهان شد.[۶]

سید عبدالله بلادی در سال ۱۱۶۵ق. در بهبهان وفات یافت و در همین شهر دفن شد.[۷] او سه برادر به نام‌های سید موسى، سید نورالدّین و سید هاشم داشت و از نوادگانش می‌توان به روحانی شهید سید احمد بحرانی اشاره کرد که در عراق به شهادت رسید و در محل «لملوم» دیوانیه به خاک سپرده شد.[۸]

نسب

آیت‌الله بهبهانی از نوادگان امام موسی کاظم(ع) بود و نسب وی به شرح زیر است: سید عبدالله بن سید اسماعیل بن سید نصرالله بن سید محمد شفیع بن سید یوسف بن سید حسین بن سید عبدالله بن سید علوی بن سید حسین غریفی بن الحسن بن احمد بن عبدالله بن عیسی بن خمیس بن احمد بن ناصر بن علی کمال‌الدین بن سلیمان بن جعفر بن ابن‌العشائر موسی بن ابی‌الحمراء محمد بن علی الطاهر بن علی الضخم بن ابی‌علی الحسن بن ابی‌الحسن محمد حائری بن ابراهیم المجاب بن محمد معروف به عابد بن الامام موسی بن جعفر (ع)[۹]

پدرش، سید اسماعیل، در سال ۱۲۲۹ق. در بهبهان متولد شد و پس از فراگیری علوم مقدماتی، به نجف مهاجرت کرد و نزد استادان بزرگی همچون شیخ محمد حسن نجفی، شیخ مرتضی انصاری و شیخ حسین تحصیل کرد. وی پس از نیل به اجتهاد به بهبهان بازگشت و بعدها به تهران مهاجرت نمود و مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت.[۱۰] سید اسماعیل در سال ۱۲۹۶ق. وفات یافت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.[۱۱]

تولد و تحصیلات

سید عبدالله بهبهانی، فرزند سید اسماعیل بن سید نصرالله و نواده سید عبدالله بلادی، در سال ۱۲۶۲ق. در نجف اشرف متولد شد.[۱۲] او پس از فراگیری خواندن و نوشتن، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و نزد استادان بزرگی چون میرزای شیرازی، آیت‌الله سید حسین کوه‌کمری و شیخ راضی آموزش دید. پس از نیل به مقام اجتهاد، در سال ۱۲۹۵ق. به ایران بازگشت و در تهران سکونت گزید.[۱۳]

آیت‌الله بهبهانی مجموعه‌ای فقهی شامل بیست رساله فقهی نگاشت که هرکدام به یک موضوع اختصاص داشت و سال تألیف آن ۱۲۹۲ق. بود.[۱۴]

فعالیت‌های سیاسی و نهضت مشروطه

آیت‌الله بهبهانی در تهران به انجام وظایف دینی پرداخت و به حل مشکلات اجتماعی می‌پرداخت.[۱۵] به دنبال اختلافی که میان طلاب پیش آمد و پناهنده شدن معتمدالاسلام رشتی به خانه او، وی مورد آزار قرار گرفت.[۱۶]

آیت‌الله بهبهانی با مشاهده رفتار متکبرانه عین‌الدوله، دریافت که وی تنها به قدرت‌طلبی می‌اندیشد و ضعف مظفرالدین شاه، موجب شده بود امور کشور به دست صدر اعظم سپرده شود.[۱۷] انتشار روزنامه‌ها و پیمان‌های ناعادلانه، موجب افزایش اعتراض مردم شد.[۱۸] وی با آیت‌الله طباطبایی همدست شد و مبارزه علیه استبداد آغاز گردید.[۱۹] اوج مبارزات در اعتراض به ظلم و ستم حکومت و اقدامات مستبدانه از جمله احداث بانک روس و تعطیلی بازارها نمود پیدا کرد، که مردم در مسجد اجتماع کردند و آیت‌الله بهبهانی مردم را به مقاومت تشویق کرد.[۲۰]

تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم

آیت‌الله بهبهانی و دیگر روحانیون برای جلوگیری از خونریزی، به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) پناه بردند و خواسته‌های خود از جمله ایجاد عدالت‌خانه را مطرح کردند. دولت با موافقت با خواسته‌ها، عقب‌نشینی کرد.[۲۱]

تحصن در سفارت و فرمان مشروطیت

با خروج رهبران دینی از تهران، مردم به سفارت انگلستان پناهنده شدند و نهضت از مسیر اصیل خود منحرف شد. پس از استعفای عین‌الدوله، شاه مشیرالدوله را منصوب کرد و در ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ق. فرمان مشروطیت صادر شد. آیت‌الله بهبهانی در تدوین قوانین با مجلس همکاری می‌کرد.[۲۲]

دستگیری و شهادت

محمدعلی شاه با خوی استبدادی خود، در ۱۳ جمادی‌الأول ۱۳۲۶ق. به مجلس حمله کرد و آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی دستگیر و مجروح شدند. سپس به کرمانشاه تبعید و از آنجا به نجف منتقل شدند.[۲۳]

در شب نهم رجب ۱۳۲۸ق. آیت‌الله بهبهانی توسط مجاهدان تحت فرمان حیدر عمو اوغلی به شهادت رسید. پیکر وی به نجف منتقل شد و در مقبره خانوادگی دفن گردید.[۲۴]

آیت‌الله بهبهانی فردی شجاع، بردبار و اجتماعی بود که همواره تلاش می‌کرد نیازمندان را یاری کند و مشکلات مردم را رفع نماید.[۲۵] او با اراده قوی، همواره مسیر اهداف خود را دنبال می‌کرد و هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شد.[۲۶]

پانویس

  1. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۹
  2. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۹
  3. سیماى بهبهان، ص ۷۹
  4. لؤلؤة البحرین، ص ۹۲
  5. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۸
  6. شهیدان راه فضیلت، ص ۴۰۶
  7. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۸
  8. شهیدان راه فضیلت، ص ۴۰۶
  9. شهیدان راه فضیلت، ص ۴۰۵-۴۰۶
  10. رهبران مشروطه، ص ۱۷۳؛ شهیدان راه فضیلت، ص ۵۳۰-۵۳۱
  11. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۳۱
  12. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۹
  13. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۲۹-۵۳۰
  14. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۳۰
  15. تاریخ بیدارى ایرانیان، ص ۱۳۳
  16. تاریخ بیدارى ایرانیان، ص ۱۳۴
  17. استقلال گمرکى ایران، رضا صفینیا، تهران ۱۳۰۷
  18. تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروی، ص ۳۷
  19. تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروی، ص ۴۹
  20. تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروی، ص ۱۰۱
  21. تاریخ پیدایش مشروطیت، محمدحسین ادیب هروی خراسانی، ص ۱۴۰
  22. زمینه انقلاب مشروطیت ایران، سید حسن تقی‌زاده، ص ۴۴
  23. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج ۴و۵، ص ۷۸۴-۷۸۷
  24. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۳۱
  25. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج ۶و۷، ص ۱۳۳۳-۱۳۳۵
  26. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج ۱و۲، ص ۲۴۷