سید محمدسرور بهسودی

از یاقوت
سید محمدسرور بهسودی
فقیه، مجتهد، واعظ، پژوهشگر و روحانی مبارز شیعه
نام کاملسید محمد سرور واعظ بهسودی حسینی
نسبسادات حسینی
تاریخ تولد۱۲۹۵ هـ‍.ش
زادگاهروستای کجاب، حصه دوم بهسود، ولایت وردک، افغانستان
تاریخ وفات۱۳۵۷ هـ‍.ش
محل سکونتکابل، نجف اشرف، قم
خویشاوندان سرشناسسید حسن رضا کربلایى (پدر)، سید سعید (برادر)
استادانآیت‌الله میرعلى احمد حجت کابلى، شیخ محسن، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله حکیم، آیت‌الله خوئی، شیخ شاهرودی
شاگردانحجت الاسلام سید محمد حسین معصومی، حجت الاسلام سید محمد سعید واعظی، حجت الاسلام حاج محمد بیک، حجت الاسلام سید خادم حسین عادلی
محل تحصیلحوزه علمیه کابل، حوزه علمیه قم، حوزه علمیه نجف
اجازه اجتهاد ازآیات عظام حکیم و خوئی و شاهرودی
تالیفات«مصباح الاصول» (سه جلد)، خاطرات زندان، «سیف الاسلام»، شرح مکاسب (خطی)، «قضاء در مذهب شیعه» (خطی)، «تحفة الفقیه»، تقریرات کفایه و نهج الاصول، تقریرات استصحاب
سیاسیمخالفت با رژیم‌های سلطنتی و کمونیستی افغانستان، دفاع از حقوق شیعیان


سید محمد سرور واعظ بهسودی حسینی (۱۲۹۵–۱۳۵۷ش)، فقیه، مجتهد، واعظ و پژوهشگر شیعه اهل افغانستان بود. وی از سادات حسینی بهسود و از نخبگان حوزه‌های علمیه کابل، قم و نجف به شمار می‌رفت و از محضر علمای بزرگ همچون آیات عظام حکیم و خویی بهره برد.

آیت‌الله واعظ بهسودی در مسیر زندگی خود علاوه بر تألیف آثار برجسته فقهی و اصولی همچون «مصباح الاصول»، در تربیت طلاب، تأسیس مدارس و مساجد، نشر مجله «برهان»، و هدایت اجتماعی و فرهنگی جامعه شیعی افغانستان نقش بی‌بدیلی ایفا کرد.

او در دوران حکومت‌های استبدادی افغانستان، به دلیل حمایت از حقوق شیعیان و فعالیت‌های دینی، بارها دستگیر و زندانی شد و سرانجام در جریان سرکوب‌های پس از کودتای ۱۳۵۷ هـ‌ش ناپدید گردید.

فعالیت‌ها و آثار او تا امروز الهام‌بخش طلاب و روحانیون شیعه در افغانستان و فراتر از آن است.

زندگی‌

سید محمد سرور واعظ بهسودی در سال ۱۲۹۵ هـ‌ش در روستای کجاب بهسود، ولایت وردک افغانستان به دنیا آمد. تبار وی به امام چهارم شیعیان، حضرت سجاد(ع)، می‌رسد و خانواده‌ای از سادات حسینی و مدافع مظلومان منطقه بود.[۱] پدرش کشاورز و دامدار بود و او از کودکی تحت فشار اقتصادی قرار داشت، اما از همان سنین ابتدایی به فراگیری قرآن، دیوان حافظ، سعدی و علوم مقدماتی پرداخت و از محضر سید مصطفی بزرگ خاندان واعظ به کسب دانش پرداخت.[۲]

تحصیلات

وی در حدود سال ۱۳۰۹ هـ‌ش در محافل سوگواری اهل بیت به عنوان واعظ کوچک شناخته شد و در ۱۳۱۰ هـ‌ش به کابل برای تحصیل علوم اسلامی رفت، جایی که در محضر آیت‌الله میر علی احمد حجت و شیخ محسن به تحصیل پرداخت و خود نیز به تدریس پرداخت.[۳] او پس از مدتی به بهسود بازگشت و مدرسه‌ای به نام «محمدیه» تأسیس کرد تا تحولات فرهنگی و آموزشی جامعه شیعی منطقه را سامان دهد.[۴]

تحصیل در حوزه‌های عالی

سید محمد سرور واعظ سپس به حوزه‌های قم و نجف اشرف مهاجرت کرد و در نجف از دروس خارج فقه و اصول آیات عظام حکیم و خویی بهره برد. وی در این مدت کتاب «مصباح الاصول» را تدوین کرد و در حوزه‌های علمی به عنوان طلبه‌ای برجسته شناخته شد.[۵] او پس از اتمام تحصیل، به افغانستان بازگشت و به تربیت طلاب و اداره امور فرهنگی و دینی شیعیان پرداخت.

فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی

آیت‌الله واعظ بهسودی فعالیت‌های گسترده‌ای در حوزه‌های آموزش، وعظ و فرهنگ داشت. وی مسجد و مدرسه «محمدیه» را در کابل تأسیس کرد، طلاب فاضل تربیت نمود و مجله «برهان» را برای مقابله با ایدئولوژی‌های کمونیستی منتشر کرد.[۶] او همچنین به سرپرستی ایتام و مستمندان پرداخت و وجوهات شرعی را برای رفاه نیازمندان صرف می‌کرد.[۷]

دستگیری و زندان

به دلیل فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی خود، آیت‌الله واعظ در سال‌های حکومت محمد ظاهر شاه در کابل دستگیر و زندانی شد و مدتی در کنار زندانیان شاخص شیعه همچون علامه سید اسماعیل بلخی محبوس گردید.[۸] پس از آزادی، وی به فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی خود ادامه داد.

آثار

برخی از آثار او عبارت‌اند از:

  • مصباح الاصول: تقریرات درس آیت‌الله خوئی در ۳ جلد
  • خاطرات زندان: مجموعه‌ای از یادداشت‌های دوران حبس
  • سیف الاسلام: پاسخ به کتابی علیه شیعیان
  • شرح مکاسب و قضاء در مذهب شیعه
  • تحفة الفقیه و تقریرات دروس خارج

ناپدید شدن و شهادت

پس از کودتای هفت ثور در سال ۱۳۵۷ هـ‌ش، آیت‌الله واعظ بهسودی و جمعی از علما و روحانیون شیعه دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند و تا امروز خبری از آنان در دست نیست.[۹]

پانویس

  1. گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۲۹–۲۳۹
  2. گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۲۹–۲۳۹
  3. گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۲۹–۲۳۹
  4. گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۲۹–۲۳۹
  5. کوثرالنبی، ص ۴۵۱–۴۵۲
  6. زندانیان روحانیت شیعه، ص ۳۴–۵۰
  7. کوثرالنبی، ص ۴۵۴–۴۵۸
  8. زندانیان روحانیت شیعه، ص ۳۴–۵۰
  9. کوثرالنبی، ص ۴۵۷