محمدتقی برغانى

از یاقوت
محمدتقی برغانى
فقیه، محدث، عارف و استاد اخلاق شیعه
نام کاملمحمد تقی برغانى
لقبشهید ثالث
تاریخ تولد۱۱۸۴ هـ.ق
زادگاهبرغان، کرج، ایران
تاریخ وفات۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هـ.ق
شهر وفاتقزوین
محل دفنجوار امامزاده حسین(ع)، قزوین
محل سکونتبرغان، کرج؛ قم؛ اصفهان؛ کربلا
استادانملاّ محمد ملائکه، ملاّ آقا بیدآبادی، ملاّ علی نوری، آقا محمد باقر وحید بهبهانی، علاّمه سید علی طباطبایی اصفهانی (صاحب ریاض)، میرزا ابوالقاسم گیلانی قمی، علاّمه شیخ جعفر کاشف الغطاء، سید محمد طباطبایی (سیّد محمد مجاهد)
محل تحصیلحوزه علمیه برغان، قم، اصفهان، کربلا
اجازه اجتهاد ازشیخ جعفر کاشف الغطاء، صاحب ریاض، سید محمد مجاهد


ملا محمدتقی برغانی قزوینی (۱۱۸۴–۱۲۶۴ق) معروف به «شهید ثالث»، از برجسته‌ترین فقها، مراجع دینی، و استادان اخلاق و عرفان شیعه در دوره قاجار بود.

وی در روستای بَرَغان کرج به دنیا آمد و تحت تربیت پدر دانشمند خود، ملا محمد ملائکه، علوم دینی، فلسفه، کلام و عرفان را فراگرفت. برغانی پس از تحصیل در قم، اصفهان و کربلا، به ایران بازگشت و در تهران و قزوین به تدریس و پرورش شاگردان برجسته پرداخت.

او علاوه بر اجتهاد و نگارش آثار فقهی و کلامی همچون «منهج الاجتهاد» و «عیون الاصول»، به نشر علوم اسلامی و تقویت حوزه‌های علمیه اهتمام داشت. برغانی با صدور فتواهای مهم، مقابله با انحرافات مذهبی مانند شیخیه و بابیه، و ترویج نظریه «ولایت فقیه» در عصر خود نقش برجسته‌ای در تحکیم فقه و اخلاق شیعه ایفا کرد.

وی همچنین در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی، از جمله جهاد علیه تجاوزات روسیه در عهد فتحعلی شاه، شرکت داشت.

برغانی در نهایت در سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هـ.ق. به شهادت رسید و پیکرش در کنار امامزاده حسین(ع) قزوین به خاک سپرده شد.

زندگی‌

محمد تقی برغانى در روستای «برغان» از توابع کرج دیده به جهان گشود؛ نام محل تولد او «بَرَغان» است که در ۳۸ کیلومتری شمال غربی کرج و در منطقه‌ای کوهستانی با آب‌وهوای سردسیر واقع شده است.[۱]

پدر او، ملاّ محمد ملائکه، از علمای نامدار بود که با برگزاری جلسات علمی و مذهبی در قزوین، سهم مهمی در تقویت حوزه‌ی علمیّه‌ی این شهر داشت. مقام علمی و معنوی پدر موجب شد تا خودِ محمد تقی از کودکی در محیطی آکنده از علم و دیانت رشد یابد.[۲]

زیست علمی

تحصیل

محمد تقی برغانى به تشویق پدر، تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و مقدمات، فقه و اصول را نزد استادان قزوین فرا گرفت.[۳] او سپس به قم رفت و در محضر علامه حقیقتاً محقق میرزای قمی به تحصیل پرداخت، و پس از آن به اصفهان رفت تا حکمت و کلام را نزد بزرگان این شهر بیاموزد.[۴] در ادامه، کربلا را برای تکمیل دروس خود برگزید و چند سال در درس صاحب ریاض شرکت کرد، تا این که به ایران بازگشت.[۵]

اساتید

برغانى از محضر شمار قابل‌توجهی از استادان بزرگ زمان خود بهره برد، از جمله:

یکی از تجربیات تأثیرگذار زندگی علمی او برخوردی معنوی با شیخ جعفر کاشف‌الغطاء بود که باعث شد تا همواره به مناجات شبانه اهتمام ورزد.[۱۴]

اجتهاد

برغانی پس از تکمیل تحصیلات، حضور او در تهران و تشکیل جلسات علمی موجب شهرت فراوان وی شد. برای آزمودن درجه فقهی او، از محمد تقی سوالی فقهی پرسیده شد و پاسخ وی با استدلال فقهی نوشته شد و برای میرزای قمی برده شد تا صلاحیت وی سنجیده شود[۱۵] سپس وی به عراق بازگشت و از سید علی طباطبایی (صاحب ریاض) اجازه اجتهاد دریافت کرد، بدین ترتیب اجتهاد او بر همگان ثابت شد.[۱۶]

مشایخ اجتهاد او در اسناد و نوشته‌های خود شهید ثالث عبارتند از:

  • شیخ جعفر کاشف الغطاء
  • صاحب ریاض
  • سید محمد مجاهد[۱۷]

برخی منابع همچنین میرزای قمی را نیز در شمار مشایخ اجتهاد او آورده‌اند.[۱۸]

آثار

شهید ثالث از نویسندگان برجسته‌ی زمان خود بود و آثار متعددی در فقه، اصول، کلام و اخلاق به یادگار گذاشت. از مهم‌ترین تألیفات او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • عیون الاصول: کتابی دو جلدی که در آن بر برخی مبانی اصول نقد وارد کرده است.[۱۹]
  • منهج الاجتهاد: اثر جامع ۲۴ جلدی درباره‌ی فقه استدلالی از طهارت تا دیات که از منابع مهم فقه شیعه است.[۲۰]
  • ملخّص العقائد: اثر در علم کلام.[۲۱]
  • مجالس المتقین: درباره‌ی اخلاق، مشتمل بر پنجاه مجلس.[۲۲]
  • رساله‌هایی در موضوعات نماز جمعه، طهارت، نماز و روزه، قضاء نمازها و دیات به زبان فارسی.[۲۳]

مطالعات و تحقیق وی چنان عمیق بود که حتی دیگر دانشمندان نیز از مباحث او بهره بردند، به‌گونه‌ای که شاگردش فرزندش و دیگران از مواد فقهی او در آثار خود استفاده کردند.[۲۴]

حوزه علمیه قزوین

در قرن سیزدهم هجری، حوزه‌ی علمیه‌ی قزوین یکی از مراکز مهم فقه امامیه بود و شاگردان و استادان آن نقش بسزایی در گسترش «فقه اجتهادی» داشتند. در این دوره، مکتب اخباری احیاء شده و اغلب حوزه‌ها تحت تأثیر آن قرار داشتند، به‌گونه‌ای که اصولی‌ها و اخباری‌ها در بخش‌های مختلف شهر زندگانی می‌کردند و حتی بارها به جان هم افتادند.[۲۵]

یکی از مناظرات مهم در این فضای پرتنش، گفتگوی علمی پدر شهید ثالث، ملاّ محمد ملائکه، با شیخ یوسف بحرانى.[۲۶] بود که موجب تقویت گرایش‌های اصولی در قزوین شد و سبب انزوای اخباریون گردید.[۲۷]

فعالیت‌های اجتماعی

امر به معروف و نهی از منکر

برغانى در عمل به ارکان دین، به‌ویژه امر به معروف و نهی از منکر، بسیار جدی بود؛ به گونه‌ای که تلاش او و برادرش، ملاّ محمد صالح برغانى، موجب شد جامعه‌ی قزوین از بسیاری ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی پاک شود.[۲۸]

شرکت در جبهه‌های جهاد

در دوره‌ی جنگ‌های ایران و روس به فرمان سید محمد مجاهد و حضور علما در دفاع از سرزمین و دین، برغانى حضور یافت و با دیگر علمای زمان، در صفوف جنگ شرکت جست و بر روحیه سپاه اسلام اثرگذار بود، هرچند نتیجه کلی جنگ برای ایران ناموفق بود.[۲۹]

دیدگاه درباره ولایت فقیه

شهید ثالث از نخستین علمایی بود که نظریه ولایت فقیه را در عصر غیبت مطرح کرد و حکومت پادشاهی را در صورتی که با شریعت ناسازگار باشد غیرشرعی دانست.

در جلسات علمی با شاه و بزرگان دربار، وی ضمن ارائه استدلال فقهی، خواستار آن شد که امور سیاسی و نظامی و روابط بین‌الملل، به اذن و نظر فقیه جامع‌الشرایط باشد. این دیدگاه، اگرچه برای زمان خود چالش‌برانگیز بود، اما آغازی برای توسعه مفهوم ولایت فقیه در اندیشه‌ی سیاسی شیعی شد.[۳۰]

مقابله با انحرافات فکری

شهید ثالث در برابر دو مکتب انحرافی برجسته‌ی عصر خود یعنی شیخیه و بابیه ایستاد و با قوت علمی و فقهی به نقد و رد دیدگاه‌های آن‌ها پرداخت.[۳۱]

در مناظره‌ای با شیخ احمد اَحسائى، وی اشکالات فراوانی بر عقاید شیخیه وارد کرد و حتی حکم تکفیر آن مکتب را صادر نمود که تأثیر گسترده‌ای در انزوای این جریان در مراکز علمی شیعه داشت.[۳۲]

عبادات و مناجات

شهید ثالث از زاهدان و شب‌زنده‌داران بود و زندگی او با عبادت، تضرع و مناجات پیوند عمیق داشت. شاگردان نقل کرده‌اند که وی از نیمه‌شب تا اذان صبح در مساجد به عبادت و دعا می‌پرداخت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ می‌خواند، حتی در روزهای سرد زمستان.[۳۳]

نمازجمعه و منبر

وی همچنین نماز جمعه برگزار می‌کرد و موعظه‌هایش دربرگیرنده‌ی تفسیر، اصول دین، احکام و اخلاق می‌بود، به‌گونه‌ای که طلاب در مجالس درس او حاضر شده و نوشته‌هایش را ثبت می‌کردند.[۳۴]

شهادت

شهید ثالث در حال راز و نیاز با خدا و در شب، هنگامی که برای خواندن نماز شب به مسجد می‌رفت، توسط گروهی از پیروان شیخیه و بابیه با ضربات نیزه به شهادت رسید.[۳۵] پس از شهادت، دو روز بعد روزگار تاسف‌آوری در قزوین پدید آمد و پیکر مطهر او در ۱۵ ذی‌القعده در جوار امامزاده حسین(ع) به خاک سپرده شد.[۳۶] از شهادت وی در منابع به عنوان نقطه‌ای عمیق در تاریخ تشیع یاد شده است، به گونه‌ای که حوزه‌های علمیه در ایران، عراق، هندوستان و لبنان در سوگ او به عزاداری پرداختند.[۳۷]

میراث

از جمله آثار ماندگار شهید ثالث علاوه بر تألیفات علمی، تأسیس و توسعه‌ی مراکز مذهبی و علمی است:

۱. مسجدی در قزوین در محله «دیمج»

۲. مدرسه علمیه‌ای سه‌طبقه در شمال همان مسجد

۳. مسجدی در کربلای معلی در محله «باب السّلامه»

از نگاه دیگران

چهره‌های برجسته‌ی شیعه درباره او چنین بیان کرده‌اند:

پانویس

  1. لغتنامه دهخدا؛ شهیدان راه فضیلت
  2. شهیدان راه فضیلت
  3. شهیدان راه فضیلت
  4. شهیدان راه فضیلت
  5. شهیدان راه فضیلت
  6. شهیدان راه فضیلت
  7. مجله حوزه
  8. مجله حوزه
  9. مجله حوزه
  10. مجله حوزه
  11. مجله حوزه
  12. معارف الرجال؛ ریحانة الادب
  13. معارف الرجال؛ ریحانة الادب
  14. سیماى فرزانگان – رضا مختارى
  15. تذکرة العلماء – میرزا محمد تنکابنى
  16. تذکرة العلماء – میرزا محمد تنکابنى
  17. قصص العلماء – میرزا محمد تنکابنى
  18. گنجینه دانشمندان
  19. قصص العلماء
  20. الکرام البررة
  21. الکرام البررة
  22. الکرام البررة
  23. الکرام البررة
  24. مجله حوزه
  25. مجله حوزه
  26. صاحب حدائق
  27. مجله حوزه
  28. الکرام البررة
  29. علما و آثار علمی حرکت‌های سیاسی حوزه‌ها
  30. مجله حوزه
  31. مجله حوزه
  32. مجله حوزه؛ شهیدان راه فضیلت
  33. قصص العلماء
  34. قصص العلماء
  35. قصص العلماء؛ شهیدان راه فضیلت
  36. مجله حوزه؛ قصص العلماء
  37. مجله حوزه
  38. شهیدان راه فضیلت؛ اجساد جاویدان
  39. تذکرة العلماء
  40. الکرام البررة
  41. معارف الرجال