محمدتقی بهلول
| فقیه، شاعر، مبارز و استاد اخلاق شیعه | |
| نام کامل | محمدتقی بهلول گنابادی |
|---|---|
| لقب | شیخ بهلول، علامه بهلول |
| تاریخ تولد | ۱۳۲۰ق |
| زادگاه | گناباد، خراسان، ایران |
| تاریخ وفات | ۱۳۸۴ ش |
| شهر وفات | تهران، ایران |
| محل دفن | گناباد، خراسان، ایران |
| محل سکونت | گناباد، سبزوار، مشهد، قم، نجف اشرف، دمشق، مصر |
| استادان | آیتالله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند ملاعلی معصومی همدانی، حاج ابراهیم سبزواری |
| شاگردان | طلاب و فضلای بسیاری در حوزههای علمیه ایران و افغانستان |
| محل تحصیل | حوزه علمیه گناباد، سبزوار، قم، نجف اشرف |
| تالیفات | مقالات و اشعار متعدد به فارسی و عربی، از جمله مثنوی «خمینی نامه» و قصیده بلند «بود و نبود» |
| فعالیتها | تدریس فقه، اصول، اخلاق و عرفان؛ مبارزه سیاسی علیه اقدامات ضد اسلامی رژیم پهلوی؛ تربیت طلاب و فضلای برجسته؛ نگارش شعر و مقالات مذهبی، حضور در نهضت مسجد گوهرشاد |
محمدتقی بُهلول گنابادی (۱۲۷۹–۱۳۸۴ ش)، معروف به «شیخ بهلول» و «علامه بهلول»، عالم، شاعر و مبارز شیعی ایرانی بود. وی در طول دوران زندگی خود با فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی، از جمله مخالفت با اقدامات ضد اسلامی رژیم پهلوی و هدایت نهضت مسجد گوهرشاد، نقش برجستهای در حفظ هویت دینی و ملی ایفا کرد.
شیخ بهلول در طول ۳۵ سال تبعید در افغانستان به تدریس علوم دینی و پرورش طلاب پرداخت و پس از بازگشت به ایران، فعالیتهای فرهنگی و دینی خود را ادامه داد. او علاوه بر مبارزات سیاسی، به سادگی زندگی، زهد، حافظه و ذوق شعری برجستهاش مشهور بود و تا سن ۱۰۵ سالگی در ایران زیست و به تعلیم و هدایت مردم پرداخت.
خاندان و زندگی
جد شیخ بهلول، حاج محمد طاهر خزائی، در عربستان زندگی میکرد و پس از تحقیق در مورد مذاهب اسلامی، مذهب شیعه دوازده امامی را پذیرفت و به ایران مهاجرت کرد. پدر وی، شیخ نظامالدین، فرزند زینالدین بن ملاصادق بن محمد طاهر خزائی، مجتهدی سرآمد در گناباد بود. شیخ نظامالدین تحصیلات خود را در گناباد آغاز کرد و سپس در سبزوار و مشهد ادامه داد و در درسهای خارج فلسفه و حکمت حضور یافت. عموهای او نیز از علما و حکما بودند.[۱]
محمدتقی بهلول در هشتم جمادیالثانی ۱۳۲۰ هـ ق.[۲] در روستای بیلند گناباد متولد شد. نوزاد هفتماهه و در ابتدا بیهوش بود، اما پس از به هوش آمدن، به نام محمدتقی نامگذاری شد.[۳]
تحصیلات
بهلول از شش سالگی به مکتب رفت و حافظ قرآن شد. تحصیلات حوزوی را نزد پدر آغاز کرد و سپس برای ادامه به سبزوار و پس از آن به قم مهاجرت نمود. وی در نجف اشرف در درس خارج آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی حاضر شد.[۴]
فعالیتهای سیاسی
شیخ بهلول در منبرهای خود به مخالفت با فرقه صوفیه و اقدامات حکومتی خلاف شرع میپرداخت. وی در سبزوار با انتقاد از جشنها و برنامههای ناهنجار دولتی، حمایت مردم را جلب کرد و به قم مهاجرت نمود.[۵]
در قم، به دستور رضاشاه، قبرستان میدان آستانه تخریب شد. بهلول ضمن مشورت با علما و مقدسین، به مبارزه با این اقدامات پرداخت و بارها از دست مأموران دولتی فرار کرد.[۶]
واقعه مسجد گوهرشاد
شیخ بهلول در جریان قیام مسجد گوهرشاد (۱۳۵۴ هـ ق) با هدایت مردم و روحانیون، در اعتراض به کشف حجاب و برنامههای ضد اسلامی حکومت، حضور فعال داشت. اقدامات وی باعث شد نیروهای دولتی عقبنشینی کنند و مردم در حمایت از روحانیون متحد شوند.[۷]
تبعید و اقامت در افغانستان
پس از قیام گوهرشاد، بهلول به دلیل خطر دستگیری از سوی حکومت، به افغانستان پناهنده شد و حدود سی و پنج سال در زندانها و تبعیدگاههای مختلف این کشور اقامت داشت. در این مدت، به تدریس علوم دینی و پرستاری از کودکان بیسرپرست پرداخت و به چهرهای شناختهشده در میان مردم افغانستان تبدیل شد.[۸]
سفر به مصر و عراق
پس از آزادی، شیخ بهلول به دمشق و سپس مصر رفت و در دانشگاه الازهر به تدریس علوم دینی پرداخت. همچنین در بخش فارسی رادیو قاهره فعالیت کرد. سپس به نجف سفر کرد و پس از آن، به ایران بازگشت و فعالیتهای دینی و فرهنگی خود را ادامه داد.[۹]
ویژگیها و اخلاق فردی
شیخ بهلول حافظهای قوی داشت و بسیاری از قرآن، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و دعاهای مفاتیح الجنان را حفظ بود. وی حدود ۱۲۰ هزار بیت شعر سرود و به کتابهای ادبی و فقهی حوزه مسلط بود.[۱۰]
وی به روزه دائم، پرهیز از دخانیات و نوشیدنیهای غیرضروری، و سادهزیستی مشهور بود. همچنین ذوق شعر و ادبیات داشت و مثنویهایی از جمله «خمینینامه» را سرود که حوادث انقلاب و مخالفت با رژیم پهلوی را بیان میکند.[۱۱]
وفات
شیخ محمدتقی بهلول گنابادی در هفتم مرداد ۱۳۸۴ ش در سن ۱۰۵ سالگی در تهران درگذشت. پس از تشییع در تهران و مشهد، پیکرش در گناباد دفن شد.[۱۲]
پیام رهبر انقلاب
رهبر شهید انقلاب در پیامی درگذشت وی را تسلیت گفت و وی را انسانی وارسته، مجاهد، و فقیه برجسته توصیف کرد که عمر طولانی خود را صرف عبادت، مبارزه، و هدایت مردم کرده بود.[۱۳]
پانویس