یاقوت:پیش نویس سازمان مجاهدین خلق

از یاقوت

سازمان مجاهدین خلق که در ادبیات سیاسی ایران گروهک منافقین خوانده می‌شود، سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی که با تغییر ایدئولوژی به مارکسیست، علیه نظام حکومت اسلامی ایران، قیام مسلحانه انجام داد. این گروهک در دهه ۶۰ خورشیدی با ارتکاب به جنایت‌های متعدد، صفحات کارنامه خود را تیره‌تر کرد، علاوه بر ترور سران نظام، از قتل‌عام مردم عادی نیز ابایی نداشت؛ سراسر دهه ۶۰ بستر جنایت‌آفرینی این گروه در ایران بود.

تاریخچه

سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ ه‌.ش، توسط چهار تن از طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی به نام‌های محمد حنیف‌نژاد، علی اصغر بدیع‌زادگان، عبدالرضا نیک‌بین و سعید محسن تشکیل شد. مدتی بعد افراد دیگری مانند مسعود رجوی و رضا رضایی نیز به عضویت کمیتۀ مرکزی آن درآمدند

مراحل فعالیت سازمان از ابتدا تاکنون

این سازمان در چند مرحله از دوران پیدایش خود فعالیت‌هایی انجام داده است که عبارتند از:

  1. دوران آمادگی
  2. تهیه و تدوین تشکیلات و برنامه‌ریزی‌های سازمان؛ (تشکیل –۱۳۵۰)
  3. جذب افراد جوان، تحصیل‌کرده و مذهبی؛
  4. اجرای آموزش‌های عقیدتی، سیاسی؛ براساس کتاب‌های آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، یدالله سبحانی و تاریخ اسلام
  5. آموزش نظامی نیروها؛ با اعزام عدۀ زیادی از نیروهای خود به اردوگاه‌های مبارزان فلسطینی در لبنان و عمان

اعلام جنگ و تغییر مواضع

  1. اعلام جنگ مسلحانه علیه رژیم شاه: (۱۳۵۰ – ۱۳۵۴) در این راست تصمیم گرفتند در آغاز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، دکل‌های اصلی برق سراسری را منفجر کنند. امّا توسط ساواک شناسایی و قبل از انجام هرگونه عملیاتی دستگیر شدند و نه نفر از آنها اعدام و مسعود رجوی و بهمن بازرگانی محکوم به حبس ابد گردیدند.
  2. سازماندهی مجدد: توسط رضا رضایی و سپس تقی شهرام و بهرام آرام و به دنبال آن به قتل رساندن ژنرال پرایس، فرماندۀ مستشاران آمریکا در ایران، سرهنگ لوئیز‌هاوکینز و سرتیپ زندی‌پور، رئیس کمیتۀ مشترک ضد خراب‌کاری ساواک
  3. تغییر مواضع ایدئولوژیک: در سال ۱۳۵۴ ه‌.ش شهرام و آرام، ضمن بیانیه‌ای اعلام کردند که مارکسیست بهترین ایدئولوژی برای مبارزه علیه رژیم شاه است. بدین شکل، به طور رسمی اسلام را از سازمان کنار گذاشتند.

دو دستگی و تصفیه‌های خونین

پس از اعلام تغییر مواضع ایدئولوژیک، (۱۳۵۴ – ۱۳۵۷): ابتدا گروهی از جوانان مسلمان و مؤمن از سازمان خارج شدند که به دستور سرکردگان سازمان ترور شدند. در سال ۱۳۵۶ ه‌.ش، لطف‌الله میثمی و چند نفر دیگر از جمله مهدی غنی، مسعود حقگو، از سازمان جدا شده، گروه نهضت مجاهدین را به وجود آوردند. عده‌ای دیگر به رهبری حسین روحانی از سازمان جدا شده و گروهک «پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر» را بنا نهادند. از اعضای اصلی دیگر این گروه، تقی شهرام، بهرام آرام، مصطفی شعاعیان بودند. تشکیلات این گروهک در اواخر سال ۱۳۶۰ با دستگیری بیشتر رهبران آن از هم پاشید.

از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون

سازمان مجاهدین خلق، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با پنهان کردن ماهیت واقعی خود و طرح شعارهای جوان‌پسند شروع به جذب جوانان کرد. آزادی‌های بعد از پیروزی و شور و شوق به وجود آمده در جوانان برای شرکت در فعالیت‌های سیاسی نیز به این امر دامن زده، عدۀ زیادی جذب سازمان شدند.

رهبری سازمان

رهبری سازمان هم به دست مسعود رجوی افتاد. منافقین در انتخابات همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی ایران و مجلس خبرگان و نیز تدوین و تصویب قانون اساسی شرکت کردند. امّا طبق اطلاعیه‌های خود، به جمهوری اسلامی رای ندادند و در انتخاب خبرگان هم به افراد مورد نظر خود رای دادند. صلاحیت مسعودی رجوی نیز برای انتخابات اوّلین دورۀ ریاست جمهوری مورد تایید قرار نگرفت.

اعلان جنگ

مجاهدین خلق، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰خورشیدی علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، اعلان جنگ مسلحانه کرد و پس از مدت کوتاهی مسعود رجوی به همراه ابوالحسن بنی‌صدر از ایران فرار کرده، در فرانسه علیه نظام به توطئه‌چینی پرداختند. در سال ۱۳۶۴، به دنبال بهبود روابط ایران و فرانسه، منافقین به صدام حسین که با ایران در حال جنگ بود، پناه بردند. و مدتی برای رژیم عراق و دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران مزدوری و خبرچینی کردند. پس از سقوط رژیم بعث نیز در اختیار منافع آمریکا قرار گرفتند.

این نوشتار، سیاهه‌ای از انواع فیلم‌ها با موضوع یا مرتبط با سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) است.

فیلم سینمایی

توهم

نویسنده و کارگردان: سعید حاجی‌میری

سال تولید: ۱۳۶۴

بازیگران: جلیل فرجاد، محمدرضا عالی‌پیام، ملیحه نظری، رضا بنفشه‌خواه و ابراهیم حاتمی‌کیا

«دو تن از اعضای سازمان مجاهدین در یک خانه تیمی پناه گرفته‌اند. یکی از آن‌ها نسبت به مواضع فکری و سیاسی سازمان تردید دارد، اما دیگری هم‌چنان بر ادامه راه راسخ است، آن‌ دو به دنبال حادثه‌ای خیال می‌کنند که به محاصره کمیته انقلاب گرفتار شده‌اند، تلاش می‌کنند تا اسناد درون‌سازمانی را در آتش بسوزانند و با نیرو‌هایی که به آن‌ها هجوم آورده‌اند مقابله کنند. اما در این کشاکش...»

عنوان این فیلم به‌خوبی وضعیت ذهنی و رفتاری سرکردگان منافقین را توصیف می‌کند. توهمی که از همان ابتدا پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون دامن‌گیر سران این گروهک شده و در بزنگاه‌هایی همچون عملیات مرصاد شکستی مفتضحانه را برای آنان به دنبال دارد.

داستان فیلم درباره دو تن از اعضای سازمان مجاهدین را روایت می‌کند که در یک خانه تیمی مخفی شده و پناه گرفته‌اند، اما اختلافات عمیقی با هم دارند. دراین‌بین عنصر توهم و این احساس که مردم خارج از این خانه آن‌ها را زیر نظر دارند و به دنبال کشتن آن‌ها هستند بن‌مایه اصلی فیلم است که در پرتو آن توخالی بودن آموزه‌های این گروهک و اعضای آن آشکار می‌شود. «توهم» موفق می‌شود این شکاف همیشگی بین اعضای سازمان و بی‌اعتقادی و شکست آن‌ها را به تصویر بکشد.

عنوان‌بندی این فیلم یکی از بهترین نمونه‌های سینمای ایران در آن سال‌هاست. نمایش امواج آب و درج عنوان فیلم به شکل موّاج و شکننده به‌خوبی بیانگر اوهام و خیالات بی‌پشتوانه سرکردگان این گروهک است؛ وضعیتی که گاه جنبه کمدی هم پیدا می‌کند و این خود یک از جنبه‌های جذاب این فیلم سینمایی است.


دست‌نوشته‌ها

کارگردان: مهرزاد مینویی

سال تولید:۱۳۶۵

بازیگران: جلیل فرجاد، علیرضا شجاع نوری، شاپور بخشایی، منوره جوهری، امیر وطن‌زاد

زنده‌یاد مهرزاد مینویی، تدوین‌گر کاربلد سینمای ایران در سال ۱۳۶۵ بر پایه فیلمنامه‌ای از بهروز افخمی فیلم «دست‌نوشته‌ها» را کارگردانی کرد. ترکیب فیلمنامه شسته و رفته و دارای گره افخمی با نگاه سینمایی و حرفه‌ای مینوی، اثری جذاب را روی پرده برد که با استقبال مخاطبان نیز مواجه شد.

داستان فیلم درباره «حسین معتمد» (جلیل فرجاد) بود که به دلیل نقض مقررات از کمیته اخراج و راننده تاکسی شده بود. یک روز که به خانه بر می‌گشت، جوانی سراغش آمد و به او گفت که چند نفر قصد دارند او را ترور کنند. فرجاد که از بازیگران پرکار سینما در نیمه اول دهه شصت بود، در این فیلم نیز همچون فیلم «توهم» نقش یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق را ایفا کرد با این تفاوت که در «دست‌نوشته‌ها»، شخصیت معتمد کاملاً از سازمان بریده و به مهره سوخته تبدیل شده بود.

این فیلم در پنجمین جشنواره فیلم‌فجر سیمرغ بهترین تدوین را از آن خود کرد که نقش پررنگ مهرزاد مینویی به عنوان تدوینگری شاخص را گوشزد می‌کند.

پرواز پنجم ژوئن

سال تولید: ۱۳۶۸

کارگردان: علیرضا سمیع‌آذر

بازیگران: مجید جعفری، ناصر آقایی، تانیا جوهری و آتیلا پسیانی، منوچهر حامدی، ابراهیم آبادی، فخرالدین صدیق شریف

«پرواز پنجم ژوئن» به کارگردانی علیرضا سمیع‌آذر در ۱۳۶۸ ساخته شد. داستان فیلم درباره چهار هواپیمارباست که روز پنجم ژوئن یک هواپیمای ایرانی را می‌ربایند. یک افسر امنیتی هواپیماربا‌ها را خلع سلاح می‌کند و هواپیما را به همان مقصدی که هواپیماربایان می‌بردند، هدایت می‌کند. طراحان اصلی توطئه، با برگزاری مصاحبه‌ای مطبوعاتی وانمود می‌کنند که همه مسافران قصد پناهندگی دارند، ولی افسر امنیتی اعلام می‌کند که هواپیما را با این هدف به آنجا آورده است تا معلوم شود مسافران علاقه‌ای به پناهندگی سیاسی ندارند. در ادامه، اتفاقاتی برای یکی از ماموران و فرمانده عملیات هواپیماربایی می‌افتد.

در این اثر که با ریتم مناسب و داستان مهیج خود توانست مخاطبان را نیز همراه خود کند، هواپیماربایان دیالوگ‌هایی را رد و بدل می‌کنند که بیش از هر چیز منش و روش فعالیت‌های تروریستی منافقین را به ذهن مخاطبان متبادر می‌کند. این موضوع زمانی اهمیت می‌یابد که بدانیم در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰، هواپیماربایی یکی از شیوه‌های ایذایی و تروریستی مرسوم در بین نیرو‌های منافقین بود.

پادزهر

سال تولید: ۱۳۷۲

کارگردان: شهرام کاظمی

بازیگران: محمد صالح‌علاء، نرسی کُرکیا، جمشید هاشم‌پور، اسماعیل داورفر، محسن زهتاب

شهرام کاظمی، دستیار داریوش مهرجویی در فیلم «مدرسه‌ای که می‌رفتیم»، در ۱۳۷۲ فیلم «پادزهر» را ساخت که به خیانت برخی ایرانیان مزدور و ارتباط آن‌ها با بعثی‌ها می‌پرداخت. البته فیلم به‌صراحت از همکاری منافقین و رژیم بعث صحبت نمی‌کرد، اما نشانه‌هایی که در آن گنجانده شده بود این موضوع را به تماشاگر منتقل می‌کرد.

داستان فیلم هم درباره دزدی است که حین دزدی، اطلاعاتی از یک خرابکاری به دست می‌آورد. سریعاً اطلاعات خود را به نیرو‌های امنیتی می‌دهند، اما ماموران او را بازداشت می‌کنند. افسر ویژه، متوجه بی‌گناهی او می‌شود و در می‌یابد که رهبر خرابکاران یک سرهنگ بازنشسته عراقی است.

روز شیطان

سال تولید: ۱۳۷۳

کارگردان: بهروز افخمی

بازیگران: آتیلا پسیانی، علی دهکردی، عبدالرضا اکبری، محمد فیلی، حمید طاعتی و منوچهر حامدی

بهروز افخمی یک سال پس از فیلم «روز فرشته» که نگاهی فانتزی و و مفرح به روابط انسانی و خانوادگی آدم‌ها داشت، این بار روز شیطان را با موضوعی امنیت روی پرده برد. در این اثر هم به صورت مستقیم اشاره‌ای به منافقین نمی‌شود، اما روند اتفاقات و مسائلی که شخصیت‌های آن مطرح می‌کنند معرف جنایت‌های منافقین در سال‌های دور و نزدیک است که با سنگ‌اندازی آنان در مسیر پیشرفت‌های علمی کشور همراه می‌شود.

به رنگ ارغوان

سال تولید: ۱۳۸۳

کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا

بازیگران: حمید فرخ‌نژاد، خزر معصومی، رضا بابک، بهناز توکلی، کوروش تهامی، فرهاد قائمیان

سیزدهمین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا یعنی «به رنگ ارغوان» در ۱۳۸۳ ساخته شد، اما برای اکران پنج سال در لیست انتظار ماند. فیلمی که قرار بود همان سال در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش دربیاید، اما به دستور وزیر وقت اطلاعات از نمایش آن جلوگیری شد. درنهایت در بهمن ۱۳۸۸ و در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شده و با دریافت پنج سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بهترین فیلم جشنواره بلافاصله پس از جشنواره نیز اکران شد.

شخصیت «شفق» و همقطارانش در «به رنگ ارغوان» به‌صراحت به‌عنوان عضو سازمان مجاهدین معرفی نمی‌شوند، اما نشانه‌های فرمی و محتوایی فیلم به عضویت آن‌ها در این سازمان تروریستی صحه می‌گذارد. ضمن این که مشکلاتی که اعضای گروهک منافقین برای خانواده‌های خود پیش می‌آورند، محور این فیلم قرار گرفته بود.

ماجرای نیمروز و رد خون

سال تولید: ۱۳۹۴/۱۳۹۷

کارگردان: محمدحسین مهدویان

بازیگران: مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی‌فر، جواد عزتی، مهدی زمین‌پرداز، حسین مهری، بهنوش طباطبایی، هستی مهدوی و محسن کیایی

به دلیل اوضاع ملتهب سیاسی در دهه شصت عملیات‌های متعددی از طرف سازمان منافقین با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و در مخالفت با نظام اتفاق می‌افتد که در مقابلش گروه‌های انقلابی قرار دارند. در سی‌ام خرداد همین سال و بعد از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری، گروهک تروریستی منافقین با تظاهرات خیابانی و صدور بیانیه‌ای رسماً علیه جمهوری اسلامی اعلام نبرد مسلحانه می‌کند. به دنبال این اعلام، اعضای این گروه به جان مردم بی‌دفاع افتادند و بعد از آن سلسله ترور‌هایی با هدف از میان برداشتن سران نظام اسلامی انجام می‌شود. «ماجرای نیمروز» به انفجار در دفتر نخست وزیری، شهادت محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر و نقش مسعود کشمیری در این اتفاق می‌پردازد.

فیلمی که با فیلمنامه، گریم و طراحی صحنه خوبی که داشته توانسته آن روز‌ها را به‌خوبی به تصویر بکشد؛ هرچند که انتخاب دو بازیگر ژانر طنز در این فیلم (احمد مهرانفر و جواد عزتی) قبل از تماشای فیلم این شائبه را به وجود می‌آورد که آن طور که باید و شاید اثر هنری خوبی از آب در نیاید، اما گریم خوب و نقش‌آفرینی خوب‌تر این دو بازیگر خط بطلانی بر این پیش‌بینی است.

یکی از نقاط قوت فیلم این است، به همان اندازه که چهره منافقین را واقعی نشان داده، بدون هیچ ترسی و فارغ از نگاه‌های کلیشه‌ای برخی فیلم‌ها که پلیس‌ها همیشه خوب هستند، واحد اطلاعات سپاه را چنان واقعی به تصویر کشیده است که (هادی حجازی‌فر) فقط به دنبال حذف فیزیکی منافقین است، (مهرداد صدیقیان) کم و بیش دلداده یک عضو سازمان است، (احمد مهرانفر) بیشتر از جنگ با عراق دغدغه وضعیت تهران را دارد، (حسین مهری) نفوذی سازمان در اطلاعات سپاه است، (جواد عزتی) به دنبال شناسایی خانه‌های تیمی و موسی خیابانی است و (مهدی زمین‌پرداز) که معتقد به برخورد نرم با اعضای منافقین است، در اواسط داستان، پوست برادر پاسدارش را منافقین از صورتش جدا می‌کنند و جنازه اش را هم آتش می‌زنند که این موضوعات سبب شده تا فیلم چهره واقع گرایانه‌ای داشته باشد.

«ماجرای نیمروز» هم روح تازه‌ای به جان سینمای انقلاب دمید و همه کلیشه‌های قبلی سینمای ایران در این زمینه را کنار زد. نگاه رئالیستی و واقعگرای او و وفاداری و پایبندی به منابع و مستندات واقعی و بازنمایی دقیق و پرجزئیات آن‌ها در قصه، به مذاق مخاطبان سخت‌پسند و منتقدان سینمای ایران هم خوش آمد و نگاهشان را نسبت به چنین موضوعاتی تغییر داد.

مهدویان بعد از «ماجرای نیمروز» و روایت موضعگیری رسمی و علنی منافقین علیه انقلاب و مردم، در قسمت دوم فیلم یعنی «ماجرای نیمروز؛ رد خون» سراغ یکی از ملتهب‌ترین و حساس‌ترین مقاطع جنگ و انقلاب می‌رود و برای اولین بار در سینمای ایران به ماجرای عملیات مرصاد و شکست منافقین می‌پردازد.

نفوذی

سال تولید: ۱۳۸۷

کارگردان: احمد کاوری، مهدی فیوضی

بازیگران: امیر جعفری، رامین راستاد، جمشید هاشم‌پور، نسرین مقانلو

فریدون کیان به همراه چند نفر از اسیران جنگ به کشور بر می‌گردد، اما بلافاصله بازداشت می‌شود، چون در زمان جنگ به منافقین پیوسته و برای آن‌ها کار کرده. زمان بازجویی کم‌کم موضوع عوض می‌شود و معلوم می‌شود یک نفوذی در سیستم اطلاعاتی کشور هست. «نفوذی» از معدود آثاری است که به واقعه حضور منافقین در جنگ و نحوه جذب نیروی آن‌ها می‌پردازد...

سیانور

سال تولید: ۱۳۹۴

کارگردان: بهروز شعیبی

بازیگران: بهروز شعیبی، هانیه توسلی، حامد کمیلی، مهدی هاشمی، پدرام شریفی

قصه سیانور در دهه ۵۰ می‌گذرد و به تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در ۱۳۵۴می‌پردازد؛ این فیلم بخش‌هایی از زندگی مجید شریف واقفی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است که به‌خاطر اختلافاتی که با سازمان پیدا کرد، کشته شد.

امکان مینا

سال تولید: ۱۳۹۴

بازیگران: میلاد کی‌مرام، مینا ساداتی، سیامک صفری، شاهرخ فروتنیان

مهران یک روزنامه‌نگار پرشور و مستقل است که درگیر ماجرا‌هایی با همسرش مینا می‌شود، این ماجرا کار را به تعقیب و گریز می‌کشاند و در ادامه پای گروهک منافقین از یک سو و نیرو‌های امنیتی ایرانی از سوی دیگر به میان می‌آید. نیرو‌های اطلاعاتی هرآنچه اطلاعات دارند در اختیار مهران می‌گذارند با این امید که او رازنگه‌دار است! ولی مهران که نمی‌تواند دست روی دست بگذارد از این اطلاعات استفاده می‌کند و به نیرو‌های اطلاعاتی رو دست می‌زند و مسیر عملیات را به سمتی می‌برد که خودش به قهرمان اصلی فیلم تبدیل شود.

ضد

کارگردان: امیرعباس ربیعی

سال تولید:۱۴۰۰

بازیگران: مهدی نصرتی، نادر سلیمانی، مجید پتکی، لیندا کیانی، لیلا زارع

این فیلم در چهلمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و برخی نکات و ویژگی‌های آن از جمله بازی‌های نادر سلیمانی و مهدی نصرتی در آن به چشم آمد که نقش دو نفر از اعضای این گروهک ضدانقلاب را بازی می‌کردند. اولی که نقش یکی از سرکرده‌های مخوف و بی‌رحم منافقین را بازی می‌کرد به خاطر بازی خوبش برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد و دومی هم باید جریان نفوذ را در دستگاه دولتی و انقلابی نمایندگی می‌کرد.

سرهنگ ثریا

سال تولید: ۱۴۰۱

کارگردان: لیلی عاج

بازیگران: ژاله صامتی، مجید پتکی، وحید آقاپور، دیبا زاهدی، سعید آلبوعبادی، سلیمه رنگزن

«سرهنگ ثریا» اثری متفاوت درباره گروهک منافقین بود که این بار ماهیت، افکار و عملکرد آن‌ها را در بستر مناسبات خانوادگی و از نگاهی مادرانه و زنانه روایت می‌کرد. نحوه مواجهه اعضای ساکن در اردوگاه اشرف با خانواده‌هایشان چند سال پس از سقوط صدام و در سال‌های پایانی دهه هشتاد، پیش از این نیز سوژه چند اثر مستند از جمله مستند تکان‌دهنده «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» نیز شده بود. از سوی دیگر، لیلی عاج نیز که از کارگردانان جوان، اما پرکار تئاتر در سال‌های اخیر محسوب می‌شود و آثاری همچون «قند خون»، «روزمرگی» و «کمیته نان» را روی صحنه برده است نیز در آخرین اثر تئاتری خود یعنی «بابا آدم» این موضوع را محور قرار داد که با تحسین و استقبال مخاطبان نیز همراه شد.


با این حال روایت سینمایی و دراماتیک این رخداد تلخ و عبرت‌انگیز، در فضایی که حضور فیزیکی و معنوی زنان غلبه دارد آن هم از نگاه یک فیلمساز زن، نفوذ عاطفی این اثر را دوچندان کرده بود؛ گواه این که علاوه بر استقبال خوب مخاطبان و اهالی رسانه در زمان نمایش این فیلم در جشنواره، جمعی از همین خانواده‌ها که برای نجات نزدیکان خود از اردوگاه اشرف بار‌ها به عراق سفر کرده بودند، مهمان رونمایی از این اثر و نشست خبری پس از اکران آن بودند. پدران، مادران، دختران و پسرانی که سال‌هاست چشم انتظار بازگشت فرزند یا پدر و مادر خود از چنگال فرقه التقاطی رجوی هستند و برای دیدن عزیزانشان رنج سفر به بیابان‌های دیاله عراق و انتظار در پشت سیم خاردار‌های اردوگاه «اشرف» و «لیبرتی» را به جان خریده‌اند.

در زمان اکران «سرهنگ ثریا» تعدادی از مادران این افراد گرفتار با دیدن صحنه‌های این فیلم که بر اساس خاطرات مستند خانواده‌ها ساخته شده بود، به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و حتی حال تعدادی از مادران نیز به کلی دگرگون شد که با کمک حاضران در سالن نمایش فیلم بهبود یافتند.

به این ترتیب، ترکیب درام و یک واقعیت تلخ که ریشه در تاریخ سیاسی کشور دارد بر پرده نقره‌ای نقش بست؛ در این بین، بازی هنرمندانه ژاله صامتی در نقش مادری دردمند و چشم‌انتظار نیز بر این تاثیرگذاری افزود تا «سرهنگ ثریا» به‌عنوان اولین فیلم بلند لیلی عاج، اثری آبرومند برای او محسوب شود.

اتاقک گلی

فیلم سینمایی اتاقک گلی روایتی ست عاشقانه که در جریان عملیات مرصاد رخ می دهد.

دست نوشته ها

این تنها فیلم مهرزاد مینویی است. او تدوین گر بسیار مشهور و چیره دستی بود که فیلم هایی مثل «وصل نیکان» و «شوکران» را مونتاژ کرده بود. سال 1365 او تصمیم گرفت بر اساس فیلمنامه ای از بهروز افخمی «دست نوشته ها» را بسازد. داستان فیلم درباره حسین معتمد بود که به دلیل نقض مقررات از کمیته اخراج و راننده تاکسی شده بود. یک روز که به خانه بر می گشت جوانی سراغش آمد و به او گفت که چند نفر قصد دارند او را ترور کنند.

فیلم فضایی به شدت هیچکاکی داشت و با تعلیق و جستجو و سوءتفاهم جلو می رفت. فیلمنامه مهندسی شده بود و اجرای مینویی دقیق و دلنشین و البته حرفه ای بود. در دهه شصت که فیلم های اکشن هنوز بروبیایی داشتند، این فیلم نمایش داده شد که بد هم نفروخت اما متاسفانه چندان جدی گرفته نشد در حالی که هنوز فیلم گرم و زنده ای است و داستان خانه امن و فعالیت گروهک منافقین در آن به خوبی نشان داده شده است. سکانس پایانی فیلم «امکان مینا» به شدت یادآور سکانس آخر همین فیلم است.

پرواز پنجم ژوئن

داستان فیلم درباره چهار هواپیمارباست که روز پنجم ژوئن یک هواپیمای ایرانی را می ربایند. یک افسر امنیتی هواپیمارباها را خلع سلاح می کند و هواپیما را به همان مقصدی که هواپیماربایان می بردند هدایت می کند. طراحان اصلی توطئه، با برگزاری مصاحبه ای مطبوعاتی وانمود می کنند که همه مسافران قصد پناهندگی دارند ولی افسر امنیتی اعلام می کند که هواپیما را با این هدف به آنجا آورده است تا معلوم شود مسافران علاقه ای به پناهندگی سیاسی ندارند. در ادامه یکی از ماموران به همراه فرمانده عملیات هواپیماربایی توسط طراحان پشت پرده کشته می شوند. در این فیلم مجید جعفری، ناصر آقایی و آتیلا پسیانی بازی می کنند.

تعقیب سایه ها

دومین فیلم علی شاه حاتمی درباره بمب گذاری در تهران بود. کاری که گروهک منافقین در دهه شصت انجام می دادند. شاه حاتمی که قبل از این، فیلم «گودال» را درباره برخورد ساواک با نیروهای انقلابی ساخته بود، سال 1369 داستانی درباره گروه‌های معارض کشور را مد نظر قرار داد. فیلم از جایی شروع می شود که ماشینی منفجر می شود و نیروهای امنیتی هویت و شماره خودروی عامل اصلی بمب گذاری را شناسایی می کنند. بمب گذاری دوم در خودروی دیگر باعث شهادت دو تن از ماموران خنثی سازی می شود. پرونده بمب گذاری با شهادت یکی دیگر از ماموران و کشته شدن بمب گذار بسته می شود. در این فیلم جعفر دهقان، جواد هاشمی و رضا توکلی بازی می کردند.

پادزهر

بهرام کاظمی که دستیار داریوش مهرجویی در فیلم «مدرسه ای که می رفتیم» بود، بیش از 10 سال منتظر بود تا اولین فیلم بلندش را بسازد. سال 1372 به رسم آن سال ها که فیلم اولی ها با یک اثر جنگی کارشان را در سینما شروع می کردند، او هم فیلمی ساخت هم به جنگ ربط داشت هم به نیروهای مزدور مربوط به آنها. «پادزهر» هم خیلی صریح و روشن درباره منافقین حرف نمی زد اما از آنجایی که پای یک افسر عراقی در میان است و نیروهای ایرانی که با اعضای بعث همکاری می کنند، می شود حدس زد که فرد مزدور هم از این گروه است.

داستان فیلم هم درباره دزدی است که حین دزدی، اطلاعاتی از یک خرابکاری به دست می آورد. سریعا اطلاعات خود را به نیروهای امنیتی می دهند اما ماموران او را بازداشت می کنند. افسر ویژه، متوجه بی گناهی او می شود و در می یابد که رهبر خرابکاران یک سرهنگ بازنشسته عراقی است.


این دو فیلم را به این دلیل کنار هم می گذاریم چون خیلی صریح درباره موضوع منافقین نیست. این فیلم ها بیشتر روی گروه های معارض و تروریست متمرکزند اما هم به سلطنت طلبان اشاره می کنند هم به نیروهای چپ و هم به منافقین.

در اولی موضوع ترور یک دانشمند هسته ای موضوع اصلی است. یادتان باشد که فیلم در سال 1372 ساخته شده و داستان جوانی است که برای ترور وارد کشور می شود اما کمی بعد به ماهیت گروهی که برای شان کار می کند پی می برد.

فیلم دوم را کریم آتشی ساخته که آن زمان پرکار بود و فیلم های اکشن و پلیسی می ساخت. «انتهای قدرت» درباره یک مامور امنیتی است که درباره یک ترور ناموفق تحقیق می کند و کم کم می فهمد بین این شخص و یک گروهک تروریست در داخل کشور ارتباطی برقرار است و باید خانه تیمی آنها را کشف کرد.

نفوذی

فیلم را دو نفر ساخته اند؛ احمد کاوری و مهدی فیوضی و امیر جعفری نقش اصلی را در آن بازی می کند. فیلم داستان جذابی دارد: فریدون کیان به همراه چند نفر از اسیران جنگ به کشور بر می گردد اما بلافاصله بازداشت می شود چون در زمان جنگ به منافقین پیوسته و برای آنها کار کرده. زمان بازجویی کم کم موضوع عوض می شود و معلوم می شود یک نفوذی در سیستم اطلاعاتی کشور هست. این فیلم از معدود آثاری است که به واقعه حضور منافقین در جنگ و جذب نیرو و شکل برخورد با رزمنده ها می پردازد و اتفاقا وجه کمیک ندارد و کاملا جدی و خشن، رویکرد آنها را نشان می دهد.

اخراجی ها 2

دومین ساخته مسعود نمکی درباره سرقت یک هواپیما به دست نیروهای سازمان است. آنها در بغداد فرود می آیند و مسافران به عنوان تماشاچی بازی فوتبال عراقی ها و اسرای ایرانی انتخاب می شوند. وجه کمیک بیشتر از نمایش روحیه خائنانه هواپیمارباها اهمیت دارد.

قلاده های طلا

فیلم ابوالقاسم طالبی درباره وقایع 88 است اما در آن رویدادها ردی از منافقین هم می بیند و آنها را جزو گروه هایی نشان می دهد که در شلوغی ها نقش داشتند و درصدد عملیات هایی در تهران بودند. در واقع این افراد شخصیت هایی حاشیه ای در فیلم هستند و آنچنان دقیق و کامل به حضورشان پرداخته نمی شود.

سیانور

دومین فیلم سینمایی بهروز شعیبی به تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در سال 54 می پردازد و نشان می دهد که رهبران مذهبی گروه چقدر تلاش می کنند تا از این اقدام انحرافی جلوگیری کنند اما قربانی خشونت و ترور می شوند. فیلم وجه تاریخی قابل استنادی دارد و شخصیت ها کاملا مطابق نمونه های اصلی هستند. اگرچه وجه دراماتیک آن کم رنگ است و شاید قصه آنچنان برای تماشاگران قابل فهم نباشد.

مجموعه های تلویزیونی

سریال ارمغان تاریکی

از معدود آثاری است که تلویزیون درباره این گروهک ساخته است. ارمغان تاریکی را جلیل سامان ساخته و داستان شکل گیری گروهک مجاهدین را نشان می دهد. سریال در زمان پخش مورد توجه قرار گرفت و حتی جوایزی هم در جشنواره سیما دریافت کرد. در این سریال امیر آقایی، لیلا زارع و آرش مجیدی بازی می کردند.

ضلع سوم

پروانه

مستند

کتابشناسی

رمان

میلیشیا

تسخیرشدگان

ماتروشکا

در پس غبار

معرفی سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

عملیات مهندسی

خوابگردها

سازمان مجاهدین خلق

از مجاهدین تا منافقین

مجاهدین خلق در آیینه تاریخ

خداوند اشرف از ظهور تا سقوط

سرگذشت من با مجاهدین خلق

عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین

شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن

پرونده مسکوت

آرامش

خاطره‌نگاری و مصاحبه

تهران تا تیرانا

تلخی رهایی

استراتژی و دیگر هیچ