احمد شاملو

از یاقوت
احمد شاملو
شاعر
اطلاعات شخصی
تخلصالف. بامداد
الف. صبح
مشهور بهپدر شعر سپید فارسی
تاریخ تولد۲۱ آذر ۱۳۰۴
زبان مادریفارسی
محل تولدتهران
محل درگذشتفردیس کرج
تاریخ درگذشت۲ مرداد ۱۳۷۹
علت درگذشتعوارض بیماری دیابت
آرامگاهامامزاده طاهر کرج
پدرحیدر شاملو
همسراشرف‌الملوک اسلامیه، طوسی حائری، آیدا سرکیسیان
فرزندانسیاوش، سیروس، سامان، ساقی
خانوادهخانواده شاملو
اطلاعات هنری
عنوان هنریشاعر
زمینه فعالیتشعر، نویسندگی، ترجمه، پژوهش
پیشهشاعر، نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، فرهنگ‌نویس
حوزه فعالیتادبیات معاصر فارسی
علت شهرتبنیان‌گذاری و گسترش شعر سپید
شناخته‌شده برایشعر سپید فارسی، کتاب کوچه
شروع فعالیت هنری۱۳۲۱
سال‌های هنری۱۳۲۱–۱۳۷۹
سبکشعر سپید
آثارباغ آینه، آیدا درخت و خنجر و خاطره، مدایح بی‌صله، در آستانه، ابراهیم در آتش، آیدا در آینه،
موضوع آثارشعر، ادبیات
تأثیرپذیرفته ازنیما یوشیج، پل الوار، فدریکو گارسیا لورکا
تأثیرگذاشته برشاعران شعر سپید و ادبیات معاصر فارسی
سابقه منصبعضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
جوایزجایزه فروغ فرخزاد (۱۳۵۱)
جایزه استیگ داگرمن (۱۳۷۸)
جایزه واژه آزاد هلند


احمد شاملو ( زادۀ ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران – درگذشت: ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم‌نامه‌نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران «کانون نویسندگان ایران» بود.

او بنیان‌گذار قالب شعری موسوم به شعر سپید بود که تحولی در شعر نو فارسی پس از شعر نیمایی به شمار می‌آمد و از این رو او را «پدر شعر سپید فارسی» می‌نامند.

شاملو در شعر و ادبیات جزو چهره‌های موردتوجه و شناخته‌شده تاریخ معاصر ایران شناخته می‌شود. آثار متعددی از او در ترجمه، پژوهش ادبی، تصحیح، فیلمنامه، شعر و ترانه باقی مانده که در سال های اخیر نیز بسیاری از آن ها چاپ مجدد شده است.

اشعار او را ترکیبی از عناصر خیال و ایدئولوژی و عاطفه نامیده‌اند و خلاقیت‌های او در به‌کارگیری عناصر زیباشناختی شعر و جسارتش در کنار گذاشتن زبان های مرسوم و قالب‌های قدیمی و گرایش به شعر سپید نیز از دیگر ویژگی‌های ادبی شاملو به حساب می آید.

شاملو هرچند در زمینه ادبیات جزو چهره‌های مهم و موردتوجه به شمار می‌آید، ولی در زمینه تفکرات سیاسی و اجتماعی چهره‌ای پر فراز و نشیب بوده و بارها تفکرات خود را تغییر داده و نسبت به تفکرات پیشین خود ابراز پشیمانی کرد.

او در جوانی تمایلات سیاسی قابل توجهی از خود نشان داده و در سال های ابتدایی جوانی به تفکر نازیسم متمایل بود و هوادار آلمانِ هیتلری به حساب می‌آمد. پس از آن نیز از این تفکر دوری گزید و آن سال‌ها را برای خود «ننگ» توصیف کرد. پس از آن و در اواخر دهه ۲۰ خورشیدی به عضویت حزب توده درآمده و تفکراتی نزدیک به کمونیسم شوروی برگزید. چند سال بعد هم با نزدیک شدن به محافل سلطنتی یکی از مدیران سمعی و بصری وزارت کشاورزی شد و آثاری چون «بی عشق هرگز»، «نیرنگ دختران» و... را در همکاری با حکومت پهلوی نوشت. چند سال بعد هم در گفت‌وگویی از عقاید سیاسی قبلی‌اش دوباره ابراز پشیمانی کرد و با زبانی تلخ درباره مردم ایران سخن گفت. او در گفت‌وگویی با مجله «فردوسی» که در ۱۳ فروردین ۱۳۴۵ انجام شده بود، گفت:

«تنها آرزویی که برایم باقی مانده این است که پس از مردن، لاشه مرا در گورستان عمومی دفن نکنند. بگذارید دست‌کم پس از مرگ آرزوی من برای به دور ماندن از مردم و پلیدی‌هایشان برآید؛‌ مردمی که از ایشان متنفرم. من وظیفه‌ای برای خود در قبال این مردم نمی‌شناسم... من یک لاکی دارم و خزیده‌ام توش. من به هیچ چیز در زندگی اعتقاد ندارم.»

چند سال بعد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاملو تصمیم به حمایت از فرح پهلوی و پس از آن منافقین گرفت و به طور صریح از مسعود رجوی - سرکرده مناففین- تمجید کرد.

او در سال‌های واپسین دهه ۶۰ نیز در سخنرانی‌ای که در دانشگاه برکلی آمریکا داشت، قرائتی عجیب از شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ شخصیت‌های آن ارائه کرده که بعدها مورد انتقاد چهره‌هایی چون مرتضی مطهری، بهاءالدین خرمشاهی و... را واقع شد. شاملو در نگاشته‌ها و صحبت‌هایش به‌شدت سعدی، حافظ و فردوسی را مورد نکوه قرار می داد و از شاعران اروپایی چون پل الوار و فدریکو گارسیا لورکا تمجید می کرد.

در عین حال بعد از مرگ شاملو؛ از او در برخی محافل به عنوان «نماد و وجدان روشنفکری ایران» یاد شد. جالب آن که روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» درباره او نوشت: «شاملو شاعر نوگرای ایران و یک چپ‌گرای سیاسی بود که برای براندازی حکومت شاه تلاش کرد!» این در حالی که شاملو در سال ۱۳۵۷ به طور صریح از فرح پهلوی حمایت کرده بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز صراحتاً از مسعود رجوی و منافقیت حمایت کرده و در مدح آنان نوشته‌هایی منتشر کرده بود.

جایزه شعر احمد شاملو جایزه‌‌ای است که سالانه طیِ مراسمی در سالروز تولد احمد شاملو(۲۱ آذر) به مجموعه‌شعرهای نو ِ چاپ اول ِ منتشرشده تعلق می‌گیرد. این جایزه از سال ۱۳۹۴ به‌همت «مؤسسه فرهنگی پژوهشی الف. بامداد» بنیان نهاده شده است.

احمد شاملو در ۲ مرداد ۱۳۷۹ و بعد از چند سال انزوا و در حالی که تمایلی به خروج از کشور نداشت، بعد از طی دوره‌ای بیماری در فردیس کرج درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده‌شد.

زندگی، تحصیلات و ازدواج

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه‌ شماره‌ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه تهران از پدری به نام حیدر (که اصالتاً از قریه‌ی شاملو، هِریس، در ۲۰ کیلومتری تبریز، بعد از بخش خواجه و از تبار اسماعیل‌میرزای صفوی بود) و مادری به نام کوکب چشم به جهان گشود. به گفته‌ شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه‌ی مدایح بی‌صله، مادرش کوکب شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکیِ ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده‌اش به‌اجبار به ایران کوچانده شده بود.

دوره‌ی کودکی را به‌خاطر شغل پدر، که افسر ارتش رضاشاه بود، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان، مشهد، بیرجند، و قریه‌ی شاملو (در ۲۰کیلومتری تبریز، بعد از بخش خواجه) گذراند و از دوازده ـ سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد.

دوره‌ی دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان، و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایرانشهر و مدتی در دبیرستان فیروزبهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد. در همان زمان به آموختن زبان فرانسوی، که زبان بین‌المللی آن دوره بود، مشغول شد.

احمد شاملو سه بار ازدواج کرد. نخستین ازدواج او با بانو اشرف‌الملوک اسلامیه بود که در سال ۱۳۲۶ رقم خورد. حاصل این ازدواج چهار فرزند به نام‌های سیاوش، سیروس، سامان و ساقی بود. با این حال، این زندگی پس از حدود ۱۰ سال به جدایی رسید.

دومین ازدواج احمد شاملو با طوسی حائری ـ نویسنده، مترجم و اولین گوینده‌ی زن رادیوی ملی ایران ـ بود. آنها پس از چهار سال زندگی مشترک از هم جدا شدند. ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ برای احمد شاملو روزی ویژه بود. شاملو در این روز با آیدا سرکیسیان (ریتا آتانث سرکیسیان) آشنا شد و مسیر زندگی شخصی و حتی حرفه‌ای او تغییر کرد. احمد شاملو در این سال‌ها بسیار کم‌کار بود و تقریباً هیچ اثر هنری‌ای خلق نمی‌کرد، اما آشنایی با آیدا سبب شد زندگی برای او بار دیگر معنا بیابد، به طوری که خودش درباره‌ی تأثیر آیدا بر زندگی‌اش در گفت‌و‌گو با مجله‌ی فردوسی گفته بود: «هر چه می‌نویسم برای اوست و به خاطر او… من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده بودم پیدا کردم.»

آیدا سرکیسیان و احمد شاملو در سال ۱۳۴۳ ازدواج کردند و تا پایان عمر شاملو، عاشقانه کنار هم زیستند.

آغاز فعالیت حرفه‌ای

احمد شاملو که به نویسندگی علاقه داشت و در زمینه‌ی اجتماعی نیز فردی دغدغه‌مند بود، مقاله‌نویسی در مطبوعات را به طور جدی از سال ۱۳۲۱ شروع کرد و در همین سال، به‌خاطر فعالیت‌های ضدمتفقین بازداشت شد.

در اوایل دهه‌ ۲۰ خورشیدی، پدرش به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت‌های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد. احمد شاملو مدتی در بازداشتگاه سیاسی شهربانی تهران حبس شد و سپس به بازداشتگاه سیاسی شوروی در رشت انتقال یافت؛ او در پاییز ۱۳۲۳ آزاد شد.

در سال ۱۳۲۴، احمد شاملو به همراه خانواده برای مأموریت کاری پدر راهی رضاییه (ارومیه) شد و در کلاس چهارم دبیرستان ادامه‌ی تحصیل داد. همان‌جا بود که چریک‌های فرقه‌ی دموکرات به منزل آنها رفتند و او و پدرش را دستگیر کردند. بعد از این اتفاق، احمد شاملو برای همیشه ترک تحصیل کرد، به تهران بازگشت و مشغول کار در کتاب‌فروشی شد. او از اواخر سال ۱۳۲۵، به عنوان سردبیر هفته‌نامه‌ی «ادیب» فعالیت داشت. در سال ۱۳۲۷، هفته‌نامه‌ی ادبی «سخن نو» زیر نظر احمد شاملو و عبدالرضا ناظر به زیر چاپ رفت و چندین داستان کوتاه شاملو در این مجله منتشر شد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دکتر محمد مصدق، فضای سیاسی کشور به‌شدت در خفقان بود. در همین دوران بود که مأموران مجموعه‌ی شعر «آهن‌ها و احساس» احمد شاملو را در چاپخانه سوزاندند. یورش علیه نوشته‌های احمد شاملو به همین‌جا ختم نشد و ترجمه‌ی کتاب «طلا در لجن» اثر ژیگموند موریس، قسمت‌هایی از کتاب «مردی که قلبش از سنگ بود» اثر مور یوکایی، برخی از داستان‌های کوتاه شاملو و یادداشت‌هایی که برای مجموعه‌ی «کتاب کوچه» گردآوری شده بود نابود شدند.

این حملات به‌سوی نوشته‌های احمد شاملو در نهایت به دستگیری مجدد او به عنوان زندانی سیاسی منجر شد. احمد شاملو مدتی در زندان موقت شهربانی و سپس در زندان قصر بود، تا اینکه پس از حدود یک سال، در زمستان ۱۳۳۳ به خانه بازگشت.

زمینه‌های فعالیت

شعر و ترانه

  1. آهنگ‌‌های فراموش‌ شده(۱۳۲۶)
  2. قطع‌ نامه (مجموعه‌ شعر) (۱۳۳۰)
  3. هوای تازه(۱۳۳۶)
  4. باغ آینه(۱۳۳۹)
  5. لحظه‌‌ها و همیشه
  6. آیدا در آینه(۱۳۴۳)
  7. آیدا، درخت و خنجر و خاطره(۱۳۴۴)
  8. دشنه در دیس(۱۳۴۴)
  9. ققنوس در باران(۱۳۴۵)
  10. مرثیه‌‌های خاک(۱۳۴۸)
  11. شکستن در مه(۱۳۴۹)
  12. ابراهیم در آتش(۱۳۵۲)
  13. ترانه‌‌های کوچک غربت(۱۳۵۹)
  14. مدایح بی‌صله(۱۳۷۱)
  15. در آستانه
  16. حدیث بی‌‌قراری ماهان(۱۳۷۸)

ترجمه‌ها

  1. نایب اول
  2. لئون مورنِ کشیش
  3. زنگار (خزه)
  4. پابرهنه‌‌ها
  5. دن آرام
  6. افسانه‌‌های هفتاد و دو ملت
  7. دماغ، سه قصه و یک نمایش‌ نامه
  8. افسانه‌‌های کوچک چینی
  9. زهرخند
  10. سربازی از دوران سپری شده
  11. مرگ کسب و کار من است
  12. عیسایی دیگر، یهودایی دیگر
  13. شازده کوچولو
  14. دست به دست
  15. پسران مردی که قلبش از سنگ بود
  16. بگذار سخن بگویم
  17. برزخ
  18. قصه‌‌های بابام
  19. جزیره

تحقیق، تصحیح، بازسرایی و سخنرانی

  1. کتاب کوچه
  2. حافظ شیراز به روایت احمد شاملو
  3. افسانه‌‌های هفت گنبد
  4. ترانه‌‌ها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام و بابا طاهر)
  5. هایکو، شعر ژاپنی
  6. نگرانی‌‌های من

فیلمنامه‌

  1. اول هیکل
  2. دختر کوهستان
  3. بن‌ بست
  4. داغ ننگ
  5. همه سر حریف
  6. فرار از حقیقت
  7. بی عشق هرگز

روزنامه‌نگاری

احمد شاملو در سال ۱۳۳۹ مدتی سردبیری هفته‌نامه فردوسی را به عهده گرفته بود. او مجله را به شکل و اندازه‌ای غیر از معمول مجله فردوسی درمی‌آورد و سنجاق نشده و روزنامه‌وار به دست مخاطبان می‌رساند. او بخشی از صفحات هفته‌نامه را به چاپ نوشته‌های پژوهش‌گران فرهنگ مردم، تحت عنوان «کتاب کوچه» اختصاص داده بود.

دیگر فعالیت‌ها

از دیگر فعالیت‌های شاملو شامل اجرای برنامه‌هایی در تلویزیون بود. او تجربه‌ی تهیه و برنامه‌ای برای کودکان را داشت که با نام «قصه‌های مادربزرگ» بر روی آنتن می‌رفت. علاوه بر این او تعدادی فیلم فولکلوریک را نیز کارگردانی کرد. اجرای نمایشنامه‌ی آنتیگون دیگر فعالیت او بود که ناتمام باقی ماند. هم‌چنین او در رادیو نیز برنامه‌هایی را برای کودکان و نوجوانان برگزار کرد.

در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس کرد و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۷ «شب شعر خوشه» را با همکاری امیر هوشنگ عسگری و با حضور ۱۱۰ شاعر معاصر، نمایشگاه نقاشی منصوره حسینی، نمایشگاه کاریکاتور اردشیر محصص و تئاتر در انتظار گودو را با هنرمندی داوود رشیدی، پرویز صیاد و پرویز کاردان برگزار کرد.

شاملو که به بریتانیا رفته بود، سه هفته پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ ایران و سقوط حکومت پهلوی، در ۱۱ اسفند به ایران بازمی‌گردد. او پس از بازگشت، به عنوان عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می‌شود و مقاله‌ها و مصاحبه‌های متعددی پیرامون تحلیل و آسیب‌شناسی انقلاب و مسایل روز سیاسی و اجتماعی از او در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ می‌رسد.

او از علاقه مندان به جنبش‌های چپی و کمونیستی در ایران بود به گونه ای که در مدح عزت‌الله سیامک بنیان‌گذار شاخه نظامی حزب توده شعر ساعت اعدام، برای مرتضی کیوان روزنامه‌نگار و از اعضای حزب توده شعرِ از عموهایت و برای مهدی رضایی از فرماندهان سازمان مجاهدین خلق شعر ابراهیم در آتش را سروده بود. او همچنین نامه ای به مسعود رجوی بلندپایه‌ترین رهبر سازمان مجاهدین خلق نوشت.

جوایز و افتخارات

احمد شاملو در طول زندگی‌اش افتخارات و جوایز متعددی را در سطح کشوری و جهانی کسب کرد.

مهم‌ترین افتخارات او به شرح زیر است:

  1. دریافت جایزه‌ی فروغ فرخزاد در سال ۱۳۵۱
  2. دریافت جایزه‌ی Free Expression در سال ۱۳۶۹ از سازمان حقوق بشر نیویورک
  3. دریافت جایزه‌ی استیک داگرمن در سال ۱۳۷۸
  4. دریافت جایزه‌ی واژه آزاد هلند

جایزه شعر احمد شاملو

جایزه شعر احمد شاملو جایزه‌‌ای است که سالانه طیِ مراسمی در سالروز تولد احمد شاملو(۲۱ آذر) به مجموعه‌شعرهای نو ِ چاپ اول ِمنتشرشده تعلق می‌گیرد. این جایزه از سال ۱۳۹۴ به‌همت مؤسسه فرهنگی پژوهشی الف. بامداد بنیان نهاده شده است. جایزه احمد شاملو ضمن انتخاب مجموعه شعر برگزیده سال، از رقابت‌های ادبی بخش خصوصی و مستقل در ایران است؛ شمس لنگرودی، علی باباچاهی، حسن همایون و علیرضا آبیز ازجمله برگزیدگان این جایزه ادبی بوده‌اند.

سال‌های پایانی زندگی و مرگ

احمد شاملو در سال‌های پایانی عمر به بیماری دیابت مبتلا شد و پیشرفت بیماری به حدی بود که پزشکان مجبور شدند پای راست او را قطع کنند. او در زمان درگیری با بیماری هم برای تکمیل مجموعه‌ی کتاب کوچه بسیار تلاش کرد و با اینکه برنامه‌ریزی کرده بود این مجموعه تا حدود ۵۰ جلد برسد، مرگ به سراغش آمد و کتاب کوچه نیمه‌تمام باقی ماند.

احمد شاملو دوم مرداد سال ۱۳۷۹ و در ۷۴ سالگی در منزل خود در دهکده‌ی فردیس چشم از جهان فروبست و پیکرش چهار روز بعد، با حضور جمع کثیری از علاقه‌مندانش، تشییع و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

کانون نویسندگان ایران، انجمن‌های قلم آمریکا، سوئد، آلمان و چندین انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام‌های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال کردند.