محمدحسن آشتیانی

از یاقوت
محمدحسن آشتیانی
فقیه و اصولی شیعه، مدرس حوزه، مرجع دینی
نام کاملمحمدحسن آشتیانی
لقبمیرزای آشتیانی
تاریخ تولد۱۲۴۸ هـ‍.ق
زادگاهمشهد
تاریخ وفات۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۱۹ هـ‍.ق
شهر وفاتتهران
محل دفننجف اشرف، در جوار آرامگاه شیخ جعفر شوشتری
محل سکونتنجف اشرف، تهران
خویشاوندان سرشناسمرتضی آشتیانی (پسر)
محمود آشتیانی (نوه)
استادانشیخ مرتضی انصاری، ملا اسدالله بروجردی، سید شفیع جاپلقی
شاگردانحاج آقا حسین قمی، میرزا محمد قزوینی، میرزا محمد شاه‌آبادی، فیض قمی
محل تحصیلحوزه علمیه بروجرد، حوزه علمیه نجف اشرف
اجازه اجتهاد ازشیخ مرتضی انصاری
تالیفاتبحرالفوائد فی حاشیة الفرائد، رسالة فی الاجزاء، مباحث الالفاظ، کتاب القضاء و الشهادات، کتاب الخمس، کتاب الزکاة
فعالیت‌هاتدریس فقه و اصول، مرجعیت دینی، تربیت شاگردان، اداره امور شرعی
سیاسیرهبری دینی تهران در نهضت تحریم تنباکو، مخالفت با امتیازات استعماری
اجتماعیمرجعیت اجتماعی، هدایت افکار عمومی، نقش فعال در مسائل اجتماعی تهران


میرزا محمدحسن آشتیانی (۱۲۴۸–۱۳۱۹ هجری قمری) مشهور به میرزای آشتیانی، فقیه و اصولی برجسته شیعه در دوره قاجار و از شاگردان ممتاز شیخ مرتضی انصاری بود. وی از چهره‌های اثرگذار در گسترش مبانی نوین اصول فقه در ایران و از مراجع دینی پرنفوذ تهران به‌شمار می‌رفت.

آشتیانی افزون بر فعالیت‌های علمی و آموزشی، در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز نقش فعالی داشت و به‌عنوان رهبر دینی تهران، سهم مهمی در اجرای نهضت تحریم تنباکو و مخالفت با امتیازهای استعماری ایفا کرد.

آثار فقهی و اصولی او، به‌ویژه بحرالفوائد فی حاشیة الفرائد، از منابع معتبر در سنت اصولی پس از شیخ انصاری محسوب می‌شوند.

زندگی و تحصیلات

محمدحسن آشتیانی در سال ۱۲۴۸ق به دنیا آمد. پس از وفات پدر، مادر وی که زنی دیندار و آشنا با معارف دینی بود، تربیت او را برعهده گرفت و او را برای آموزش قرآن، ادبیات فارسی و حساب نزد معلمان محلی فرستاد. علاقه زودهنگام محمدحسن به مباحث علمی، به‌ویژه علوم دینی، سبب شد در نوجوانی مسیر تحصیل علوم حوزوی را برگزیند و در حدود سال ۱۲۶۱ هـ‍.ق در سن سیزده‌سالگی راهی بروجرد شود.[۱]

در زمان ورود آشتیانی به بروجرد، حوزه علمیه این شهر تحت مدیریت ملا اسدالله بروجردی از مراکز علمی برجسته ایران به‌شمار می‌رفت. وی به‌مدت چهار سال نزد او ادبیات عرب، فقه و اصول فقه آموخت و در همان سنین جوانی به تدریس متون حوزوی پرداخت؛ به‌گونه‌ای که حتی طلاب مسن‌تر نیز در درس او شرکت می‌کردند. هم‌زمان، وی حدود هجده ماه از محضر سید شفیع جاپلقی بهره برد.[۲]

هجرت به نجف و شاگردی شیخ انصاری

محمدحسن آشتیانی در حدود سال ۱۲۶۵ هـ‍.ق برای تکمیل تحصیلات راهی نجف اشرف شد. او در مسیر سفر دچار بیماری سختی شد، اما پس از ورود به نجف بهبود یافت و در این شهر ساکن شد. نقطه عطف زندگی علمی او، ورود به درس شیخ مرتضی انصاری بود. پرسش دقیق و استدلالی وی در یکی از جلسات درس، توجه شیخ انصاری را جلب کرد و از آن پس در شمار شاگردان برجسته او قرار گرفت.[۳]

به‌تدریج، آشتیانی به‌سبب قدرت بیان، دقت علمی و تقریر روشن مباحث، به «لسان شیخ» شهرت یافت و بسیاری از طلاب برای فهم آرای شیخ انصاری به او مراجعه می‌کردند.[۴]

سید محسن امین، او را از بزرگ‌ترین شاگردان شیخ انصاری و نخستین مروج اندیشه‌های او در ایران معرفی کرده است.[۵]

بازگشت به ایران و تدریس در تهران

پس از درگذشت شیخ انصاری، آشتیانی در سال ۱۲۸۲ هـ‍.ق به تهران بازگشت. با وجود تلاش دربار برای جلوگیری از استقبال عمومی، ورود او با استقبال گسترده مردم و طلاب همراه شد.[۶] وی به‌سرعت به یکی از برجسته‌ترین مجتهدان تهران بدل شد و تدریس اصول فقه را با شیوه‌ای نوین آغاز کرد.[۷]

آشتیانی علاوه بر تدریس و مرجعیت، نقش اجتماعی فعالی داشت و در حل مسائل مردم و اداره موقوفات دینی، از جمله موقوفات مدرسه مروی، مشارکت می‌کرد.[۸]

شاگردان

از شاگردان برجسته او می‌توان به آیت‌الله حاج آقا حسین قمی، سید عباس شاهرودی، میرزا محمد قزوینی، میرزا محمد شاه‌آبادی، آیت‌الله فیض قمی و جمعی دیگر از فقها و اندیشمندان اشاره کرد که هر یک در حوزه‌های علمی ایران و عراق تأثیرگذار بودند.[۹]

آثار

آشتیانی آثار متعددی در فقه و اصول تألیف یا تقریر کرد. مهم‌ترین اثر او بحرالفوائد فی حاشیة الفرائد است که از معتبرترین شروح بر «رسائل» شیخ انصاری دانسته شده و در سال ۱۳۱۵ هـ‍.ق در تهران به چاپ رسید.[۱۰]

از دیگر آثار او می‌توان به «رسالة فی الاجزاء»، «مباحث الالفاظ»، «کتاب القضاء و الشهادات»، «کتاب الخمس» و «کتاب الزکاة» اشاره کرد.[۱۱]

اخلاق و شخصیت

آشتیانی به پارسایی، فروتنی و التزام به عبادات شهرت داشت. معاصرانش او را عالمی موثق، دقیق و مورد اعتماد علما و مردم معرفی کرده‌اند [۱۲]. نقل شده است که حتی در واپسین لحظات عمر، به قرائت زیارت جامعه کبیره مشغول بود.[۱۳]

نقش سیاسی و نهضت تنباکو

میرزای آشتیانی از رهبران اصلی اعتراض به امتیاز انحصار تنباکو بود که در سال ۱۳۰۶ هـ‍.ق به یک شرکت انگلیسی واگذار شد. او با آگاهی‌بخشی به مردم و مکاتبه با دربار، این قرارداد را مغایر با استقلال کشور و موازین اسلامی دانست.[۱۴] پس از صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی، آشتیانی نقش محوری در اجرای آن در تهران ایفا کرد و با تهدید تبعید نیز از موضع خود عقب‌نشینی نکرد.[۱۵]

امام خمینی از او به‌عنوان چهره محوری اجرای نهضت تنباکو در تهران یاد کرده است.[۱۶]

وفات

میرزای آشتیانی در ۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۱۹ هـ‍.ق در تهران درگذشت. پیکر او پس از تشییع، به‌طور موقت در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد و سپس به نجف منتقل و در حرم حضرت علی(ع) کنار آرامگاه شیخ جعفر شوشتری دفن گردید.[۱۷]

پانویس

  1. مجله مسجد، شماره ۴۱
  2. اعیان الشیعه، ج۵؛ طبقات اعلام الشیعه، ج۱
  3. طبقات اعلام الشیعه، ج۱
  4. اعیان الشیعه، ج۵؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
  5. اعیان الشیعه، ج۵
  6. سیماى آشتیان
  7. المآثر و الآثار، ج۱
  8. چهل مقاله
  9. مجله مسجد، شماره ۴۱؛ یادداشت‌های قزوینی، ج۸
  10. الذریعة، ج۲؛ مجله مسجد، شماره ۴۱
  11. الذریعة؛ نقباء البشر
  12. ریحانة الادب؛ علماء معاصرین
  13. اختران فروزان ری و تهران
  14. تحریم تنباکو، ابراهیم تیموری
  15. شرح حال رجال ایران، ج۱
  16. صحیفه نور، ج۱
  17. چهل مقاله؛ فوائد الرضویه