ابراهیم گلستان
| نویسنده، کارگردان و مترجم ایرانی | |
| پرونده:ابراهیم گلستان.jpg | |
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| نام کامل | سید ابراهیم تقوی شیرازی |
| تاریخ تولد | ۲۶ مهر ۱۳۰۱ |
| ملیت | ایرانی |
| زبان مادری | فارسی |
| محل تولد | شیراز |
| محل درگذشت | انگلستان |
| تاریخ درگذشت | ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ |
| خویشاوندان سرشناس | لیلی گلستان، مانی حقیقی (نوهها) |
| اطلاعات هنری | |
| زمینه فعالیت | ادبیات، سینما، ترجمه |
| پیشه | نویسنده، کارگردان، مترجم |
| حوزه فعالیت | ادبیات داستانی، سینمای مستند و داستانی |
| شناختهشده برای | فیلمهای «خشت و آینه»، «اسرار گنج درهٔ جنی»، «یک آتش»، «موج و مرجان و خارا»؛ مجموعه داستانی «جوی و دیوار و تشنه» |
| سبک | نثر مدرن فارسی، سینمای روشنفکری |
| آثار برجسته | خشت و آینه، اسرار گنج درهٔ جنی، یک آتش، موج و مرجان و خارا، شکار سایه، مد و مه، جوی و دیوار و تشنه |
| کتابها | شکار سایه، مد و مه، جوی و دیوار و تشنه |
| زبان آثار | فارسی |
| جوایز | مدال برنز جشنواره فیلم ونیز (۱۳۴۰)؛ جایزه بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن (۱۳۴۱) |
| سایر | |
| سایر فعالیتها | عکاسی، ترجمه |
ابراهیم گلستان (زاده ۲۶ مهر ۱۳۰۱ شیراز – درگذشت ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ انگلستان) نویسنده، کارگردان و مترجم ایرانی بود و مهمترین چهرههای جریان روشنفکری تاریخ معاصر ایران است.
ابراهیم گلستان از چهرههای شاخص و در عین حال مناقشهبرانگیز در تاریخ روشنفکری، ادبیات و سینمای معاصر ایران بهشمار میآید. ارزیابی جایگاه او در فضای فرهنگی ایران همواره با دیدگاههای انتقادی همراه بوده و برخی پژوهشگران، او را نمونهای از نوعی روشنفکری مسئلهدار و فاصلهگرفته از بستر اجتماعی دانستهاند.
گلستان از اعضای حزب توده در دوران دانشجویی بود و سپس از آن جدا شد. او در آبادان با ادارهٔ انتشارات شرکت نفت ایران و انگلیس همکاری کرد و فیلمها و مستندهایی از جمله «یک آتش» و «موج و مرجان و خارا» را ساخت. همچنین کارگردانی فیلمهای داستانی «خشت و آینه» و «اسرار گنج درهٔ جنی» و تهیهکنندگی فیلم «خانه سیاه است» به کارگردانی فروغ فرخزاد از دیگر فعالیتهای اوست. آثار داستانی و ترجمههای متعدد، عکاسی و نقش او در موج نوی سینمای ایران از دیگر دستاوردهایش بهشمار میروند.
از منظر ادبی و هنری، گلستان بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در تحول نثر مدرن فارسی و شکلگیری سینمای متفاوت دهههای میانی قرن بیستم شناخته میشود. با این حال، منتقدان معتقدند که تواناییهای زبانی و فرمی او اغلب با نوعی نخبهگرایی و نگاه از بالا به مخاطب همراه بوده است. در این دیدگاه، آثار گلستان بیشتر بر مهارت تکنیکی و خودآگاهی هنری تأکید دارند و کمتر در پی برقراری ارتباط گسترده با تجربههای زیستهٔ عموم جامعهاند.
آثار ادبی ای چون «شکار سایه»، «مد و مه»، «جوی و دیوار و تشنه» و فیلمهای «خشت و آینه»، «موج و مرجان و خارا»، «یک آتش» از جمله آثار سینمایی گلستان است. خشت و آینه یکی از مهمترین و موردتوجهترین فیلمهای روشنفکری و هنری سینمای ایران بهشمار میرود و «جوی و دیوار و تشنه» مجموعه داستانی است که بیش از سایر آثارش نگاه روشنفکری و تک گزین و فاصله گذاری شده با مردم را نمایندگی میکند؛ نگاهی که البته بسیاری آن را متفرعنانه و از بالا به پایین توصیف کرده و همین مبنا را سبب شکلگیری نگاه ایدئولوژیک و اندیشه ای گلستان دانستهاند.
در حوزهٔ فکری و فرهنگی، گلستان اغلب بهعنوان چهرهای معرفی میشود که با بخش قابلتوجهی از جریان روشنفکری معاصر خود نیز فاصله داشته است. مواضع صریح، لحن داورانه و تأکید بر تمایز فردی، سبب شده برخی منتقدان او را نمایندهٔ نوعی روشنفکری نخبهگرا بدانند که بیش از مشارکت اجتماعی، بر مرزبندی و تمایز تأکید میکند. از این منظر، روشنفکری او کمتر به کنش اجتماعی منتهی شده و بیشتر در سطح نقد، داوری و فاصلهگذاری باقی مانده است.
گلستان جوایز بینالمللی نیز دریافت کرد، از جمله مدال برنز جشنواره فیلم ونیز (۱۳۴۰) برای فیلم مستند «یک آتش» که نخستین جایزه بینالمللی تاریخ سینمای ایران بود، و تهیهکنندگی فیلم «خانه سیاه است» (۱۳۴۱) که برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان شد.
مانی حقیقی بازیگر و کارگردان ایرانی و لیلی گلستان، نویسنده و مترجم ایرانی نوههای ابراهیم گلستان هستند. او در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در خانه شخصی خود در انگلستان درگذشت.
زندگی
ابراهیم گلستان با نام اصلی سید ابراهیم تقوی شیرازی، در ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز متولد شد. او نوهٔ آیتالله سید محمد شریف تقوی شیرازی، از روحانیان شناختهشده شیراز، و فرزند ارشد سید محمدتقی گلستان، روزنامهنگار و مدیر روزنامهٔ «گلستان» بود؛ کسی که نمایندگی استان فارس در مجلس مؤسسان ۱۳۰۴ را بر عهده داشت؛ مجلسی که انتقال پادشاهی از سلسلهٔ قاجار به پهلوی را تصویب کرد. پدربزرگ و عموی ابراهیم گلستان هر دو از مجتهدان بودند. او تحصیلات دورهٔ متوسطه را در دبیرستان شاهپور شیراز گذراند.
ابراهیم گلستان در سال ۱۳۲۰ برای ادامه تحصیل در رشته حقوق راهی تهران شد و در همان سال، در ۲۰سالگی، با دخترعموی خود فخری گلستان (تقوی شیرازی) ازدواج کرد. او سپس به دانشکده حقوق دانشگاه تهران وارد شد، اما در دوران دانشجویی به حزب تودهٔ ایران پیوست و تحصیلات خود را ناتمام رها کرد. از سال ۱۳۲۳، بهعنوان عکاس در روزنامههای «رهبر» و «مردم» وابسته به حزب توده فعالیت میکرد.
گلستان مدتی بهعنوان مسئول حزب توده در مازندران شرقی در شهر شاهی زندگی کرد و میان کارگران به فعالیت حزبی پرداخت. در این دوره، اپریم اسحاق و نورالدین کیانوری از دوستان نزدیک او در حزب بودند. پس از انشعاب خلیل ملکی از حزب توده، گلستان با این جدایی مخالفت کرد، اما خود در سال ۱۳۲۶ از حزب جدا شد. به گفته او، این جدایی نه به دلیل اختلاف فکری و ایدئولوژیک، بلکه به سبب باورش به وجود روابط ناسالم، باندبازی و جاهطلبیهای فردی در حزب صورت گرفت. در همان سال، نخستین کتابش با عنوان «به دزدی رفتهها»، که مجموعهای از داستانهای کوتاه بود، منتشر شد.
پس از خروج از حزب توده، گلستان برای اشتغال در ادارهٔ انتشارات شرکت نفت ایران و انگلیس به آبادان رفت. در سال ۱۹۵۱ میلادی، زمانی که دیلن تامس، شاعر ولزی، برای نگارش مطالب تبلیغاتی شرکت نفت به آبادان سفر کرد، گلستان بهعنوان مترجم با او همکاری داشت. او در این اداره به ترجمهٔ رمانهای مشهور جهان برای نشریهٔ روزانهٔ «اخبار هفته» میپرداخت و مدتی نیز سردبیر این نشریه با تیراژ ۲۵ هزار نسخه بود. افزون بر این، با مجلهٔ انگلیسی «دیلی نیوز» نیز همکاری میکرد. گلستان تا سال ۱۳۳۳ در این مجموعه فعالیت داشت تا با تأسیس دفتر کنسرسیوم بینالمللی نفت ایران، بخشی از امور تبلیغاتی و روابط عمومی آن را بر عهده گرفت؛ فعالیتی که به تولید فیلم، عکس و کتابچههای تبلیغاتی انجامید.
او پس از سال ۱۳۳۶ استودیوی سینمایی خود را با نام «استودیو گلستان» راهاندازی کرد و برای یکی از سازمانهای وابسته به شرکت نفت، مجموعهای از فیلمهای مستند ساخت؛ از جمله «یک آتش» و «موج و مرجان و خارا». به سبب این همکاریها، برخی روشنفکران آن دوره لقب «گلستان نفتی» را به او دادند. جلال آل احمد از جمله افرادی بود که بهصراحت با این فعالیتها مخالفت کرد و ساخت فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از «رفتارهای روشنفکران واداده» دانست.
به گفته منوچهر انور در مستند بیبیسی فارسی، کارگردانی و اجرای اصلی فیلم «یک آتش» را شاهرخ، برادر گلستان، بر عهده داشت، اما ابراهیم گلستان فیلم را به نام خود به جشنوارهٔ ونیز ارسال کرد؛ موضوعی که به قطع رابطه شاهرخ با او انجامید.
گلستان کارگردانی دو فیلم داستانی «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و «اسرار گنج درهٔ جنی» (۱۳۵۰) را نیز در کارنامه دارد. او همچنین تهیهکنندهٔ فیلم «خانه سیاه است» به کارگردانی فروغ فرخزاد بود و با فروغ فرخزاد رابطهٔ عاشقانه داشت. ازدواج ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد هرگز بهطور رسمی و قانونی اتفاق نیفتاد، هرچند رابطهای عمیق و پرشور داشتند که در آثار فروغ مشهود است، اما با وجود ادعاهای برخی مبنی بر عقد شرعی آنها در سال ۱۳۴۲، ابراهیم گلستان و خواهر فروغ (پوران فرخزاد) این ادعاها را رد کردهاند و گلستان آن را «پرت» خوانده است. رابطه آنها بیشتر یک دلدادگی عاطفی و هنری بود که با مرگ فروغ در سن ۳۲ سالگی پایان یافت.
ابراهیم گلستان در نیمهٔ نخست دههٔ ۱۳۴۰، مستندهای «تپههای مارلیک» و «گنجینههای گوهر» را ساخت و سپس نخستین فیلم بلند داستانی خود با عنوان «خشت و آینه» را کارگردانی کرد.
سخنرانیها برای دانشجویان دانشگاه شیراز
در اسفند ۱۳۴۸، ابراهیم گلستان مجموعهای از سخنرانیها را در دانشگاه شیراز ارائه کرد که متن ویرایششدهٔ پنج بخش از آنها ابتدا در روزنامهٔ «آیندگان» منتشر شد و بعدها در کتاب «گفتهها» به چاپ رسید. گلستان توضیح داده است که از ضبط صدای این سخنرانیهای بداهه آگاهی نداشته است. فایل صوتی این سخنرانیها تاکنون منتشر نشده، اما در فیلم «نیمه پنهان» (۱۳۸) بخشهایی از متن آنها مورد استفاده قرار گرفته است.
از دههٔ ۱۳۵۰
ابراهیم گلستان از سال ۱۳۵۶ در استان ساسکس انگلستان سکونت داشت. او دو فرزند به نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان، عکاس خبری ایرانی، در سال ۲۰۰۳ و در جریان مأموریتی همراه با گروه خبری بیبیسی در عراق، بر اثر انفجار مین جان باخت. لیلی گلستان نیز بهعنوان مترجم، نویسنده و مدیر گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی (کارگردان)، مهرک گلستان (خوانندهٔ رپ)، صنم حقیقی (کارشناس نفت) و محمود حقیقی از نوههای او هستند.
زندگینامهٔ ابراهیم گلستان برای نخستینبار به قلم محمدرضا رهبریان و با عنوان «از آینه تا خشت: ۱۰۰ سال زندگی ابراهیم گلستان» نوشته شد و همزمان با صدمین سال تولد او منتشر گردید.
درگذشت
گلستان در سال ۱۳۴۶ بهطور موقت به انگلستان مهاجرت کرد و در ۱۳۵۰ به ایران بازگشت، اما از سال ۱۳۵۶ برای همیشه در انگلستان اقامت گزید. پس از دهه ۵۰، فعالیتهای او کمتر شد و پرسشهایی دربارهٔ زندگی او در انگلستان مطرح میشد.
در سال ۱۳۶۰، گلستان خانهای مشهور در انگلستان به نام «سرای وایکهرست» خرید؛ ساختمانی با معماری نئوگوتیک که در ۱۸۷۱ ساخته شده و در فیلمهایی مانند «عقاب فرود آمده» (The Eagle Has Landed) بهکار رفته بود. پس از سال ۱۳۶۳، او درخواست کرد دیگر از این خانه فیلمبرداری نشود و خانه به محیطی آرام و خصوصی تبدیل شد.
ابراهیم گلستان در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در خانه شخصیاش در جنوب انگلستان درگذشت.
آثار مکتوب
آثار منتشرشدهٔ ابراهیم گلستان در حوزهٔ نوشتار، از سبکی متمایز برخوردارند و بسیاری از منتقدان، شیوهٔ نویسندگی او را متأثر از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی دانستهاند. با این حال، خود گلستان همواره تأثیرپذیری از هر نویسندهای را رد کرده است. او از جمله نخستین نویسندگان معاصر ایران بهشمار میآید که به زبان داستانی و بهرهگیری از نثر آهنگین در قالبهای نوین داستانی توجه نشان داد و در این مسیر کوشید. از این منظر، نقش او در روند تحول داستان معاصر فارسی قابل اعتناست.
از دیگر ویژگیهای برجستهٔ داستاننویسی گلستان، نگارش مجموعهداستانهایی است که اجزای آنها به یکدیگر پیوند دارند. اگرچه این شیوه در ادبیات غرب پیشینهای طولانیتر دارد، اما در ادبیات فارسی، چنین نوعی از داستانپردازی با آثار گلستان آغاز میشود. با این حال، اهمیت اصلی این آثار در آن است که گلستان گونهای تازه از داستاننویسی را پدیدآورد که ریشههایی در متون کلاسیک فارسی، از جمله «منطقالطیر»، دارد. در این شیوه، پیوند میان داستانها نه بر اساس درونمایه یا شخصیتها، بلکه بر پایهٔ ساختارهای مشابه شکل میگیرد.
عکاسی
احمدرضا احمدی در مقالهٔ «حقیقت تلخ است» که برای ویژهنامهٔ کتاب «نوشتن با دوربین» نوشته شده، ابراهیم گلستان را نخستین عکاس پرتره در ایران معرفی میکند و مینویسد:
«پرترههایی که از سران حزب توده گرفته بود و در ماهنامه مردم چاپ شد. در واقع اولین کسی که در ایران پرتره گرفت گلستان بود نه هادی شفائیه که مرحوم کریم امامی در مقدمه کتاب مریم زندی عنوان کرده بودند.»
احمدی همچنین به عکسهای گلستان از نمایشنامهٔ «شش شخصیت در جستجوی یک نویسنده» به کارگردانی پری صابری و با بازی فروغ فرخزاد، و نیز به تصاویر او از مناظر گوناگون ایران اشاره کرده است.
نظرات و مصاحبهها
گلستان در کتاب «نوشتن با دوربین» با نگاهی انتقادی، دیدگاههایی چالشبرانگیز دربارهٔ چهرههایی چون احمد شاملو، جلال آلاحمد، ناصر تقوایی، پرویز ناتل خانلری و احسان طبری مطرح میکند. افزون بر این، در زمستان ۱۳۸۶ گفتوگویی مفصل با نشریهٔ «شهروند امروز» انجام داد و در آن نیز به بیان نظرات خود دربارهٔ افرادی همچون احمد شاملو و جلال آلاحمد ادامه داد؛ از جمله گفت:
«من اصلاً با شاملو آشنایی نداشتم و اگر هم اختلاف نظر دارم به خاطر حرکتها و حرفهایی بود که میکرد و میزد [...] مثلاً آقای اعتمادزاده دن آرام را برداشته بود ترجمه کرده بود بعد آقای شاملو برمیدارد و این را بازنویسی میکند. آخر تو که نه انگلیسی میدانستی نه فرانسه و نه روسی میدانستی برداشتهای ترجمه این آدم را جلوی خودت گذاشتهای و بازنویسی میکنی؟ شاید آقای اعتمادزاده غلط ترجمه کرده باشد. اگر اینطور باشد تو چه چیزی داری بگویی [...] عین همین اتفاق برای 'گیلگمش' منشیزاده افتاد. آن فارسی که منشیزاده برای گیلگمش به کار برد فارسی فوقالعاده و درجه اولی است. شاملو میگفت: این بد است و چون اصل آن را گیر نیاوردم آمدم همین را بازنویسی کردم.»
او در بخش دیگری از همان گفتوگو، دربارهٔ جلال آلاحمد چنین اظهار میکند:
«آلاحمد سه سال میآمد و گزارش سالانه شرکت نفت را از من میگرفت تا به عنوان ترجمه خودش به فارسی جا بزند. او هم که انگلیسی نمیدانست میداد به سیمین که ترجمه کند و میآمد و پولش را میگرفت.»
گلستان در بهمن ۱۳۹۵، همزمان با پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد، در مصاحبهای با روزنامهٔ گاردین گفت:
«هیجوقت او را من در غیر باروری ندیدم. همچنان خیلی دیگر را در غیر باروری دیدم. غیر باروری اما با ادعای باروری. ادعای کار کردن. خیلی از شعرهایی که گفته میشود همانوقت. شعر نبود. یک نظمی بود، شعر یک معنی دیگر دارد. یکی را یک قافیه میگذاشتند، ریتم میدادند میشد نظم. اما درددل نبود، روشنی فکر نبود. وقتی شما مثنوی را میخوانی، میبینید که توانایی این آدم برای درک و فهم خیلی بالاتر از توانایی منوچهری است مثلاً؛ ولی منوچهری ممکن است به شما زیبایی بیشتری بدهد؛ که میدهد هم؛ ولی خب شما هویت اینها را مشخص بکنید. دنبال هویت این حرفها بروید و نه دنبال قیافه اینها. حالا پنجاهمین سال مرگش است، فلان فلان فلان. آیا اشخاصی که حرفش را میفهمند، به اندازه کافی هستند؟ آیا اینها که میگویند ما میفهمیم و اینها، قربان صدقه میروند برای او، آیا واقعاً حرفش را فهمیدند؟ مسئله این است…»
در سال ۱۳۸۴، فیلم «یک بوس کوچولو» به کارگردانی بهمن فرمانآرا در سینماهای ایران اکران شد. یکی از شخصیتهای این فیلم با نام «سعدی»، به دلیل شباهتهایی در نام، پیشینهٔ زندگی و برخی رخدادهای داستانی، استعارهای از ابراهیم گلستان دانسته شده است.
فیلمهای گلستان
فیلمسازیِ ابراهیم گلستان در فاصلهٔ سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۲ شکل گرفت و در این دوره در تولید ۱۳ اثر سینمایی مشارکت داشت. از میان این آثار، ۹ فیلم را بهصورت مستقل کارگردانی کرد و فیلم «سفید و سیاه» را بهطور مشترک با فروغ فرخزاد ساخت. در فیلم «خانهٔ خدا» مسئولیت تدوین را برعهده داشت و در فیلم «خانه سیاه است» صرفاً بهعنوان تهیهکننده حضور داشت. همچنین فیلم «دریا» از جمله آثار ناتمام او بهشمار میآید.
فهرست فیلمها
| سال | نام فیلم | ژانر |
|---|---|---|
| ۱۳۳۲ | از قطره تا دریا | مستند کوتاه |
| ۱۳۳۶–۱۳۴۱ | مجموعه مستند «چشماندازها» (شامل ۶ فیلم) | مستند |
| ۱۳۴۰ | خرابآباد (ما آدمیم) | مستند کوتاه |
| ۱۳۴۰ | خواستگاری | مستند کوتاه |
| ۱۳۴۲ | تپههای مارلیک | مستند کوتاه |
| ۱۳۴۴ | خرمن و بذر | مستند کوتاه |
| ۱۳۴۴ | گنجینههای گوهر | مستند کوتاه |
| ۱۳۴۴ | خشت و آینه | داستانی بلند |
| ۱۳۵۲ | اسرار گنج دره جنی | داستانی بلند |
آثار مکتوب ابراهیم گلستان
از ابراهیم گلستان تاکنون هفت اثر داستانی منتشر شده است و علاوه بر این، تعدادی کتاب منتشرنشده نیز از او وجود دارد. افزون بر آثار داستانی، کتابهای متعددی شامل ترجمههای گلستان، مجموعهای از مصاحبهها با او، نامههای منتشرشدهاش و همچنین مجموعهای از مقالات و یادداشتهای گوناگون او به چاپ رسیدهاند.
فهرست کتابهای داستانی ابراهیم گلستان
| سال | نام کتاب | انتشارات | ژانر |
|---|---|---|---|
| ۱۳۲۷ | آذر، ماه آخر پاییز | روزن | مجموعه داستان |
| ۱۳۳۴ | شکار سایه | روزن | مجموعه داستان |
| ۱۳۴۶ | جوی و دیوار و تشنه | روزن | مجموعه داستان |
| ۱۳۴۸ | مد و مه | روزن | مجموعه داستان |
| ۱۳۵۳ | اسرار گنج دره جنی | آگاه | یک داستان |
| ۱۳۷۴ | خروس | روزن | یک داستان |
| ۱۳۹۵ | در گذار روزگار | بازتابنگار | هشت داستان |
فهرست کتابهای ترجمهشده توسط ابراهیم گلستان
| سال | نام کتاب | نویسنده | انتشارات |
|---|---|---|---|
| ۱۳۲۸ | زندگی خوش کوتاه فرنسیس مکومبر | ارنست همینگوی | امیرکبیر |
| ۱۳۴۶ | کشتیشکستهها | استیفن کرین، ویلیام فالکنر، استفن وینست بنه، آنتوان چخوف و ارنست همینگوی | چاپخانه نقش جهان |
| ۱۳۴۹ | هکلبری فین | مارک تواین | روزن |
| ۱۳۵۴ | دون ژوان در جهنم | جورج برنارد شاو | آگاه |
| مارکس و خلاصهای از اصول مارکسیسم | ولادیمیر ایلیچ لنین | شرکت چاپ شعلهور |
جوایز و افتخارات
ابراهیم گلستان جوایز بینالمللی مهمی کسب کرد، از جمله مدال برنز جشنواره فیلم ونیز برای فیلم مستند «یک آتش» (۱۳۴۰)، که اولین جایزه بینالمللی سینمای ایران بود، و به عنوان تهیهکننده در فیلم «خانه سیاه است» (۱۳۴۱) فروغ فرخزاد، که برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان شد، نقش داشت. او به خاطر آثار داستانی و فیلمهایش، به خصوص در موج نوی سینمای ایران، و سبک خاص خود در داستاننویسی شناخته میشود.
از نگاه دیگران
پرویز جاهد در گفتوگویی با علی میرزایی، ضمیمه چاپ چهارم کتاب نوشتن با دوربین، دربارهٔ گلستان مینویسد:احمدرضا احمدی نیز در مقالهٔ «حقیقت تلخ است» مینویسد:«آقای گلستان در برخورد اول خیلی خوب رفتار کردند. گرچه رفتارشان خشک و رسمی بود، اما بسیار محترمانه و مهماننوازانه بودند. ایشان آدم بسیار مهربان و صمیمی است و حتی گاهی ناهار درست میکردند، با وجود آنکه من حاضر نبودم ایشان این کار را انجام دهد.»
دهها مقاله، سخنرانی و نشست دربارهٔ کارهای سینمایی و داستانی گلستان برگزار و منتشر شده است. از جمله، مقالهٔ «کارنامه فیلم گلستان» به قلم بهرام بیضایی در شماره پنجم مجله آرش، آذر ۱۳۴۱. گلستان همچنین از سوی روزنامهنگاران ستایش شده و تلاش شده او شخصیتی فراتر از فهم عامه باشد. حسن صلحجو به مناسبت صدسالگی او نوشت:«با همه اتهاماتی که بر گلستان وارد شد و گفته شد در برج عاج زندگی میکند… او پاکِ پاک بود. گلستان تا امروز مورد حقد و حسد دیگران بوده است… نه به کسی باج میداد و نه از کسی حساب میبرد.»
جلال آلاحمد در کتاب یک چاه و دو چاله (۱۳۴۳) دربارهٔ گلستان مینویسد:«سخت است که در عین زندگی مشترک داشتن، با فروغ فرخزاد باشی و فروغ تصادف کند و جان بدهد و جماعت به وراجی رو بیاورند و تو همینطور بیهدف به جاده بزنی و تا کاشان برانی بیهیچ کلامی.»
آلاحمد در ادامه، به همکاری گلستان با کنسرسیوم نفت و تلاشهای او در فیلمها و مستندهای صنعتی اشاره میکند و تأکید میکند که گلستان بهصورت مستقل کار میکرد و هیچگاه تحت فشار دیگران قرار نگرفت:«با گلستان از همان سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ آشنا بودیم… او از همان ابتدا میخواست خودش را در مسلک تماشاگران بکشاند… نوعی خودخواهی نمایشدهنده داشت که کمتر در دیگران میدیدی. همیشه متکلم وحده بود… اما با هوش و ذوق بود، خوب مینوشت و عکس میگرفت… اما حیف که درست و حسابی درس نخوانده بود… اولین تجربه جدی ما با گلستان در داستان انشعاب بود. او با ما بود، اما با ما نیامد و کاغذ استعفایی به حزب نوشت… تنهایی آبادان کار خودش را کرد یعنی گلستان خل شد…»
«… گلستان شده است حماسهسرای صنعت نفت که مرا و مارا در آن هیچ دستی نیست و به طریق اولی هیچ حقی برای حماسهسرایی… ما که بودیم؟ و گلستان که بود؟ که هریک از ما را به تنهایی چه براحتی مهار میکنند یا رها میسازند…»