فروغ فرخزاد

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

فروغ فرخزاد
اطلاعات شخصی
نام کاملفروغ فرخزاد
لقبنیمای غزل (لقب غیررسمی به‌سبب نوآوری در شعر نو)
تاریخ تولد۸ دی ۱۳۱۳
ملیتایرانی
زبان مادریفارسی
محل تولدتهران
محل درگذشتتهران
تاریخ درگذشت۲۴ بهمن ۱۳۴۵
علت درگذشتسانحهٔ رانندگی
آرامگاهگورستان ظهیرالدوله، تهران
تحصیلاتتحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران
فرزندانکامیار شاپور
خویشاوندان سرشناسفریدون فرخزاد (برادر)
اطلاعات هنری
عنوان هنریشاعر
زمینه فعالیتشعر، نویسندگی، سینما
پیشهشاعر، نویسنده، فیلم‌ساز
حوزه فعالیتادبیات معاصر فارسی، سینمای مستند
فعالیت از سننوجوانی
شروع فعالیت هنریانتشار اشعار در مجلات
سال‌های هنری۱۳۳۱ تا ۱۳۴۵
سبکشعر نو، شعر نیمایی، غزل نو
آثار برجستهتولدی دیگر، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، خانه سیاه است
کتاب‌هااسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
زبان آثارفارسی
موضوع آثارعشق، تنهایی، آزادی، زن، جامعه
جوایزجوایز بین‌المللی برای فیلم «خانه سیاه است»
سایر
سایر فعالیت‌هاتدوین و بازیگری در سینما


فروغ فرخزاد (زاده ۸ دی ۱۳۱۳، تهران –در گذشت ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران) شاعر، نویسنده و و از چهره‌های نامدار شعر معاصر فارسی است.

او در خانواده‌ای نظامی در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در همین شهر گذراند. فروغ از نوجوانی به شعر روی آورد و فعالیت ادبی خود را با انتشار اشعارش در مجلات آغاز کرد. نخستین مجموعهٔ شعر او با عنوان اسیر در سال ۱۳۳۱ منتشر شد و پس از آن دفترهای دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد که سیر تحول شعری او از قالب‌های کلاسیک و چهارپاره به شعر نو و بیانی شخصی‌تر و اندیشمندانه‌تر را نشان می‌دهند.

فروغ فرخزاد علاوه بر شاعری، در عرصهٔ سینما نیز فعال بود و با همکاری با «سازمان فیلم گلستان» به تدوین، بازیگری و فیلم‌سازی پرداخت. مهم‌ترین اثر سینمایی او مستند خانه سیاه است (۱۳۴۱) دربارهٔ زندگی جذامیان است که به‌عنوان یکی از آثار شاخص تاریخ سینمای مستند ایران شناخته می‌شود و جوایزی بین‌المللی دریافت کرده است.

شعر و شخصیت فروغ، به‌سبب صراحت، نگاه انتقادی به نابرابری‌های اجتماعی و جنسیتی و بیان تجربه‌های فردی، همواره محل توجه، بحث و ارزیابی‌های گوناگون بوده و جایگاه او را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین شاعران سدهٔ چهاردهم خورشیدی تثبیت کرده است.

فروغ فرخزاد از درخشان‌ترین و اثرگذارترین چهره‌های شعر معاصر فارسی است که با جسارت زبانی و فکری خود، افق تازه‌ای در شعر نیمایی گشود. او تجربهٔ زیستهٔ زنانه را ــ بی‌پرده، صادقانه و بی‌سابقه ــ به متن شعر آورد و از عشق، تنهایی، سرکشی، ایمان، شک و رهایی با زبانی عریان و شاعرانه سخن گفت. شعر فروغ از تقلید سنتی فاصله می‌گیرد و زبانی ساده اما عمیق، عاطفی اما اندیشمندانه، که در آن «منِ شاعر» به صدایی جمعی و انسانی بدل می‌شود. او در مسیر تحول شعری‌اش، به‌ویژه از تولدی دیگر به بعد، به بلوغی رسید که در آن شعر نه صرفاً بیان احساس، بلکه کاوشی فلسفی در معنای بودن است. فروغ را یکی از معدود چهره‌های ادبیات و شعر معاصر فارسی می‌دانند که عنصر هویتی «زن» در اشعارش و زاویه نگاهش در ادبیات و شعر موردتوجه بوده است.

جایگاه فروغ در ادبیات فارسی فراتر از یک شاعر نوپرداز است؛ او نماد دگرگونی نگاه به زن، زندگی و هنر در قرن بیستم ایران است. فروغ با شکستن تابوهای زبانی، اخلاقی و اجتماعی، راه را برای نسلی تازه از شاعران هموار کرد و نشان داد که شعر می‌تواند همزمان شخصی، اجتماعی و جهان‌شمول باشد. مجموعه‌هایی چون تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد اوج پختگی فکری و هنری او را نشان می‌دهند؛ آثاری که در آن‌ها اندوه، آگاهی و امید در هم می‌آمیزند و صدایی شکل می‌گیرد که هنوز هم زنده، تأثیرگذار و بی‌بدیل است.

در عین حال بیان صریح و بی پرده فروغ مورد انتقاد بسیاری نیز قرار گرفته و با عناوینی چون «پرده دری به زبان شعر» توصیف شد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران در اظهارنظری نسبت به فروغ فرخزاد به نیکی یاد کرده و او را «عاقبت بخیر» توصیف کرده است.

فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، در ۳۲ سالگی، بر اثر سانحهٔ رانندگی در تهران درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

تولد و کودکی

فروغ‌الزمان فرخزاد در تاریخ ۸ دی ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. فروغ چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش، محمدباقر فرّخزاد، افسر نظامی با درجهٔ سرهنگی و فارغ‌التحصیل مدرسه نظام، و مادرش توران وزیری‌تبار، زنی سختگیر و مقرراتی بود. او سه برادر به نام‌های امیرمسعود، فریدون و مهرداد و دو خواهر به نام‌های پوران و گلوریا داشت که ارتباط نزدیک‌تری با فروغ داشتند. خانوادهٔ فرخزاد در محلهٔ امیریه تهران زندگی می‌کردند.

پدر فروغ، محمدباقر، کتابخانه‌ای شخصی داشت و به فرزندان خود قبل از ورود به مدرسه خواندن و نوشتن را آموزش می‌داد. فروغ تحصیلات ابتدایی را در سال ۱۳۲۵ در مدرسه سروش و دورهٔ اول متوسطه را در سال ۱۳۲۸ در دبیرستان خسرو خاور به پایان رساند. به گفتهٔ خواهرش پوران، او از یازده‌سالگی به ادبیات علاقه‌مند شد و در پانزده‌سالگی شعر می‌سرود؛ اگرچه آن اشعار، بیشتر در قالب غزل بودند و هرگز منتشر نشدند. فروغ بعدها این دوره را دوران «عقدهٔ غزل‌سرایی» خود نامید.

ازدواج و جدایی

در سال ۱۳۲۸ برای فراگیری نقاشی و خیاطی وارد هنرستان کمال‌الملک شد و زیر نظر بهجت صدر و علی‌اصغر پتگر آموزش دید و با سهراب سپهری نیز آشنا شد. اما در سال ۱۳۲۹، هنرستان را ترک کرد، زیرا عاشق شد و در شانزده‌سالگی، با نوهٔ خالهٔ مادرش، پرویز شاپور، ازدواج کرد؛ پرویز یازده‌سال از فروغ بزرگ‌تر بود و کارمند دارایی بود. آن‌ها مدتی در اهواز زندگی کردند و این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج یک پسر به نام کامیار بود. فروغ به دلیل تمرکز بر شعر و ناتوانی در ایفای کامل نقش مادری، هیچ شکایتی نسبت به حضانت فرزند نکرد و حضانت کامیار به پدر سپرده شد.

پس از جدایی، فروغ مدتی به خانهٔ پدری بازگشت، اما پدرش او را از خانه راند. در این دوران با طوسی حائری، شاعر و تحصیل‌کردهٔ فرانسه و همسر سابق احمد شاملو، آشنا شد و سه ماه در خانهٔ او ماند. شعر «گمشده» را به طوسی تقدیم کرد که بعداً در کتاب «دیوار» منتشر شد. پس از این دوره، فروغ دوباره به خانهٔ پدری بازگشت.

شاعری

فروغ فرخزاد از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و به مرور، برخی از اشعارش را در مجلات ادبی منتشر کرد. مجلهٔ روشنفکر یکی از شناخته‌شده‌ترین رسانه‌هایی بود که شعرهای فروغ را چاپ می‌کرد. اشعار صریح و صادقانهٔ او حاشیه‌های فراوانی ایجاد کرد؛ برخی از آن‌ها بیانگر روابط عاشقانهٔ فروغ با مردانی غیر از همسرش بود و به گفتهٔ هیلمن، برخی ادبیان مانند نصرت رحمانی مدعی بودند با او رابطهٔ عاشقانه داشته‌اند.

نخستین مجموعهٔ شعر فروغ با عنوان «اسیر» در سال ۱۳۳۱ منتشر شد و مقدمهٔ آن را شجاع‌الدین شفا نوشت؛ شفا از خوانندگان خواسته بود که بدون داوری اخلاقی به اشعار نگاه کنند، زیرا همانند اشعار شاعران آمریکای لاتین و به ویژه آلفونسینا استورنی، بیشتر با احساس و عاطفه سر و کار داشت تا خرد و اندیشه. دومین دفتر شعر او با نام «دیوار» در سال ۱۳۳۵ منتشر شد.

در سال ۱۳۳۵، فروغ برای گذراندن بحران‌های عصبی خود به اروپا سفر کرد و چند ماهی را در ایتالیا و آلمان گذراند. او در این مدت زبان‌های ایتالیایی و آلمانی را فراگرفت و اشعار شاعران این دو کشور را به فارسی ترجمه کرد. در سال ۱۳۳۶، فروغ دفتر شعر دیگری با عنوان «عصیان» را منتشر کرد.

سینماگری

در سال ۱۳۳۷، رحمت الهی و سهراب دوستدار که با محافل ادبی تهران در ارتباط بودند، فروغ فرخزاد را به ابراهیم گلستان معرفی کردند تا در «سازمان فیلم گلستان» مشغول به کار شود. در آن زمان، چندین شاعر و نویسنده نیز در این سازمان فعالیت می‌کردند. نخستین وظایف فروغ شامل ماشین‌نویسی و بایگانی اسناد و اطلاعات سینمایی بود. پس از چند ماه، مسئولیت تقسیم‌بندی و ثبت مشخصات نماهای فیلم‌های مستند و همکاری در تدوین فیلم‌ها به او واگذار شد. اولین تجربهٔ او در این زمینه، ثبت و تقسیم‌بندی نماهای فیلم «یک آتش» بود که در فروردین همان سال از مهار آتش‌سوزی چاه نفت شماره شش اهواز برداشته شده بود.

فروغ بین سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ در تهیه سری فیلم‌های «چشم‌اندازها» مشارکت داشت. از جمله، در سال ۱۳۴۰ به همراه ابراهیم گلستان و سلیمان میناسیان به آبادان رفت تا صحنه‌های فیلم «چشم‌انداز آب و آتش» را فیلم‌برداری کنند. زمانی که گلستان به تهران بازگشت، انتخاب نماهای باقی‌مانده بر عهدهٔ فروغ گذاشته شد که بیشتر در بخش «آتش» فیلم استفاده شد. او در این دوره، یک بار در تابستان ۱۳۳۸ و یک بار نیز در سال ۱۳۴۰ به انگلیس رفت تا در دوره‌های آموزشی تهیه و تدوین فیلم مستند شرکت کند. فیلم کوتاه «خواستگاری» محصول همین دوران است که در سال ۱۳۴۰ به سفارش مؤسسه ملی فیلم کانادا تهیه شد و فروغ در آن هم بازیگر و هم دستیار کارگردان بود.

در سال ۱۳۴۱، روزنامه کیهان سفارش فیلم مستندی دربارهٔ افتتاح یک بیمارستان در مشهد و وضعیت جذامیان را به سازمان فیلم گلستان داد. پس از فیلم‌برداری‌های اولیه، گلستان تصمیم گرفت فیلم مستند مفصلی دربارهٔ جذامیان بسازد و ساخت این فیلم را به فروغ فرخزاد سپرد. اولین سفر او به جذامخانهٔ تبریز (باباباغی) برای آشنایی با شرایط جذامیان و محیط زندگی آن‌ها در تابستان ۱۳۴۱ انجام شد. فیلم‌برداری این پروژه ۱۲ روز طول کشید و فیلم «خانه سیاه است» برای نخستین بار در سی‌ام بهمن ۱۳۴۱ در هشتاد و دومین جلسه کانون فیلم به نمایش درآمد. این فیلم در جشنواره فیلم اوبرهاوزن آلمان غربی به عنوان بهترین فیلم مستند انتخاب شد.

در دی ماه ۱۳۴۲، فروغ در نمایشنامهٔ «شش شخصیت در جستجوی نویسنده» اثر لوئیجی پیراندللو به ترجمه و کارگردانی پری صابری بازی کرد. در این اجرا، مسعود فقیه، پرویز فنی‌زاده و پرویز پورحسینی نیز با او هم‌بازی بودند. او همچنین در سال ۱۳۴۳ در فیلم «خشت و آینه» به کارگردانی ابراهیم گلستان در دو سکانس کوتاه حضور یافت.

سبک شعری

در ارزیابی جایگاه ادبی فروغ فرخزاد، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است. از یک‌سو، بسیاری از منتقدان بر نقش برجستهٔ او در گسترش بیان زنانه در شعر معاصر فارسی تأکید می‌کنند. فروغ با زبانی عاطفی، صریح و سرشار از لطافت، تجربه‌های زیستهٔ زنانه را به شکلی بی‌سابقه وارد شعر کرد و به بیان احساسات، تنهایی و دغدغه‌های درونی انسان معاصر پرداخت. این ویژگی‌ها سبب شده است که او به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار در تحول شعر نو فارسی شناخته شود.

در عین حال، برخی منتقدان بر این باورند که در بخشی از آثار او، به‌ویژه در دوره‌های آغازین شاعری، نوعی صراحت بیانی دیده می‌شود که از نگاه سنتی یا اخلاق‌محور، عبور از مرزهای عرفی تلقی شده است. این گروه، برخی جلوه‌های عاطفی و جسمانی در شعر فروغ را نوعی افراط در بیان شخصی می‌دانند که گاه به جای تعمیق معنا، جنبهٔ چالش‌برانگیز و بحث‌برانگیز می‌یابد. با این حال، در ارزیابی کلی، بسیاری از پژوهشگران ادبی بر این نکته تأکید دارند که همین تنش میان لطافت و جسارت، عنصر شکل‌دهندهٔ هویت شعری فروغ بوده و نقش مهمی در تأثیرگذاری و ماندگاری آثار او ایفا کرده است.

آیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در چند سخنرانی مختلف از «عاقبت بخیری» فروغ فزخزاد سخن گفته است و هرچند نسبت به «پرده دری» در برخی اشعار ابتدایی او انتقاد داشته، اما مجموعاً از او به نیکی یاد کرده است.

سال‌های پایانی

چهارمین دفتر شعر فروغ فرخزاد با عنوان «تولدی دیگر» در سال ۱۳۴۳ منتشر شد. این مجموعه به «ا. گ» تقدیم شده است که به احتمال زیاد اشاره به ابراهیم گلستان دارد. به گفتهٔ حیدری، بخش عمدهٔ اشعار این دفتر در زمانی سروده شده که فروغ مشغول تهیهٔ فیلم «خانه سیاه است» بود.

فروغ در سال ۱۳۴۳ به کشورهای آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر کرد و در سال بعد در دومین جشنوارهٔ سینمای مؤلف در پزارو شرکت نمود. در این دوره، تهیه‌کنندگان سوئدی چند پیشنهاد فیلم‌سازی به او دادند و ناشران اروپایی تمایل خود را برای نشر آثارش نشان دادند. پس از این سفر، مجموعهٔ «تولدی دیگر» منتشر شد و تحسین فراوانی برانگیخت، و سپس دفتر شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را به چاپ رساند.

در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۳، فروغ یک بار اقدام به خودکشی کرد و با خوردن یک جعبه قرص گاردنال، توسط خدمتکارش در هنگام غروب نجات یافت و به بیمارستان البرز منتقل شد.

درگذشت

درگذشت فروغ فرخزاد در ساعت ۱۶:۳۰ روز دوشنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، هنگام رانندگی با جیپ ابراهیم گلستان در مسیر بین دروس و قلهک، خیابان لقمان‌الدوله ادهم (بعداً شهید کماسایی) تا چهارراه مرودشت (بعداً شهید سوری) رخ داد. به گفتهٔ گلستان، فروغ برای انجام امور فنی فیلمی قصد داشت آن را به استودیو «من» (در حال حاضر تحت مالکیت سیمافیلم) منتقل کند. حادثه در مسیر بازگشت و در فاصلهٔ اندکی از استودیو اتفاق افتاد؛ فروغ برای جلوگیری از برخورد با چند کودک که ناگهان وارد خیابان شده بودند، خودرو را چپ کرد و جیپ او در جوی بزرگ کنار خیابان سقوط نمود. مستخدم همراه او، گلستان را مطلع کرد و فروغ ابتدا به بیمارستان هدایت برده شد، اما به دلیل نداشتن بیمه کارگری در آنجا پذیرش نشد و نهایتاً به بیمارستان رضا پهلوی (شهدای تجریش) منتقل گردید، جایی که جان خود را از دست داد.

جسد فروغ روز چهارشنبه، ۲۶ بهمن، در امامزاده اسماعیل (زرگنده) غسل داده شد و با حضور خانواده، دوستان و علاقه‌مندان در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. در این مراسم، هنرمندان و نویسندگانی چون صادق چوبک، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلال آل‌احمد، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی و نجف دریابندری حضور داشتند. ناصر تقوایی بخشی از این مراسم را در فیلم مستند «فروغ فرخزاد ۱۳ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵» به تصویر کشیده است.

پس از مرگ او، در چهاردهمین جشنوارهٔ اوبرهاوزن در سال ۱۹۶۸ میلادی، جایزهٔ بزرگ بخش فیلم‌های مستند به نام «یادبود فروغ فرخزاد» اختصاص یافت و شعار جشنواره از نخستین جملهٔ گفتار فیلم «خانه سیاه است» انتخاب شد: «دنیا زشتی کم ندارد، زشتی‌های دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود اما آدمی چاره‌ساز است.»

فیلم‌های ساخته‌شده دربارهٔ فروغ فرخزاد

فیلم‌ها و مستندهایی دربارهٔ زندگی فروغ فرخزاد، شاعر و فیلم‌ساز ایرانی، پس از گذشت شش دهه از درگذشت او ساخته شده‌اند. یکی از برجسته‌ترین این آثار، سه‌گانهٔ مستند «فروغ» به کارگردانی ناصر صفاریان است که شامل سه قسمت «سرد سبز»، «جام جان» و «اوج موج» می‌شود.

قسمت اول، «سرد سبز»، در سال ۱۳۷۸ تولید شد و در آن، مخاطب با صحبت‌های مادر فروغ، بتول وزیری‌تبار، و نزدیکان او از جمله بهرام بیضایی همراه می‌شود. گفت‌وگوهای کاوه گلستان، پسر ابراهیم گلستان، نیز در این قسمت توجه ویژه‌ای را جلب می‌کند.

قسمت دوم، «جام جان»، به تحلیل سبک شعری، هویت ادبی و شخصیت منحصربه‌فرد فروغ در ادبیات ایران می‌پردازد و در آن، افرادی همچون فریدون مشیری، محمدعلی سپانلو و هوشنگ گلشیری دربارهٔ آثار و جایگاه او صحبت می‌کنند.

قسمت سوم، «اوج موج»، که در سال ۱۳۸۲ ساخته شد، تمرکز خود را بر فعالیت‌های فروغ در سینما قرار داده است. این اپیزود به بررسی نقش او در تدوین، بازیگری و ورود به فیلم‌سازی می‌پردازد و چهره‌هایی چون داریوش مهرجویی، خسرو سینایی، عزت‌الله انتظامی و بهرام بیضایی دربارهٔ اثر فروغ در سینمای ایران سخن گفته‌اند.

علاوه بر سه‌گانهٔ صفاریان، فیلم سینمایی «من فروغ هستم» به کارگردانی جهانگیر کوثری نیز زندگی فروغ را از نوجوانی تا مرگ در هشتاد دقیقه روایت می‌کند. بازیگری باران کوثری در نقش فروغ در این اثر، به دلیل تفاوت ظاهری با شاعر، از دید برخی مخاطبان مورد نقد و از نظر دیگران مورد تحسین قرار گرفته است.

یک مستند کوتاه دیگر نیز با عنوان «فروغ فرخزاد» به کارگردانی ناصر صفاریان و شاهرخ انصاری تولید شده است که در نوزده دقیقه، صحنه‌هایی از تصادف و خاکسپاری فروغ را نشان می‌دهد و به همین دلیل، برای تماشاگران زیر پانزده سال مناسب نیست.

دربارهٔ او

دیدگاه‌ها و ارزیابی‌های متعددی از سوی شاعران، نویسندگان و پژوهشگران دربارهٔ فروغ فرخزاد بیان شده است که هر یک از زاویه‌ای به شعر، شخصیت و جایگاه او در ادبیات و فرهنگ معاصر ایران پرداخته‌اند.

  • سهراب سپهری دربارهٔ فروغ چنین گفته است:

«شعر فروغ حاصلِ دو بحرانِ اساسیِ زندگی اوست. یکی دقیقه و لحظه و روزی بوده که احساسِ اسارت کرده است: احساس کرده است که زن در اسارت است. این اسارت را فروغ حس کرد و بر آن شد این زنجیر اسارت را پاره کند و برای این کار مجبور بود اول صادق باشد. بنابرین اهمیت فروغ در این است که دوران جدید، شعر صادق به معنیِّ واقعی با او آغاز شد. شعرهای فروغ صَدیق بود. احساسش را بدون پرده‌پوشی و دروغ بیان می‌کرد… از روزی که این بحران در زندگیِّ فروغ پیدا شد، شعرِ صادقانه را آفرید. میان شاعرانِ زن ایران، حتّی رابعه و مهستی و این اواخر پروین اعتصامی که براستی شاعر مقتدری است، صداقت فروغ را هیچ‌کدام نداشته‌اند. مسئلهٔ دوم تکوین فکر و تکوین تشبیهاتی است که در فکر، محیط را بوجود بیاورد. در این کار فروغ، براستی قدرتی داشت. نادرپور هم در این کار خیلی قوی بود، سیاوش کسرائی هم در این زمینه قدرت محسوسی دارد.»

او همچنین مرگ فروغ را در پیوند با همین روحیهٔ عصیان و گریز از اسارت تفسیر می‌کند و می‌گوید:

«مرضِ سرعت هم که باعث کشته‌شدن فروغ شد، همین احساسِ گریز از اسارت بود. بعضی‌ها می‌گویند که اینها مرضِ سرعت دارند. اما درست نیست. این جنونِ سرعت نیست، جستجوی خودکشی است، گریز از اسارت است و بزرگ‌ترین گریز از اسارت مرگ است و این در تمامِ شعرهای فروغ پیداست: مرگِ غیرِ معمولی و غیرِ قابل بیان و در عینِ حال محسوس… مرض سرعت هم ناشی از همین است و بگویم که کار فروغ نوعی انتحار بود و نه تصادفی، برای اینکه این امکان، برای هرکس که با اتوموبیل سرعت می‌گیرد وجود دارد… در تمامِ متفکرانی که از عصرِ خودشان جلوترند، این حس را می‌شود سراغ کرد و فروغ چنین بود.»

  • محسن هشترودی نیز فروغ را هنرمندی اصیل می‌داند و بر استعداد ذاتی و توانایی بالای سینمایی او تأکید می‌کند.
  • ابراهیم گلستان در گفت‌وگویی مفصل که در بهمن ۱۳۹۵ و به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد با سعید کمالی دهقان، خبرنگار گاردین، انجام داد، چنین بیان می‌کند:

«فروغ با این راه افتاد که شعری می‌گفت که باب طبع حسیات ساده مردم بود. گنه کردم گناهی پر ز لذت. به‌به یک زنی می‌گوید گناه کردم چقدر هم کیف کردم، قفل در را این باز کرده برایشان، ولی از یک پرش رهاشونده و رهاکننده‌ای حکایت می‌کند، ولی آیا این همهٔ حرف اوست؟ نه. وقتی می‌آیید جلو، یک مقدار ساده است، خیلی هم ساده است. بعد که به شعرهای بعدی‌اش می‌رسی، می‌بینید که داستان دارد عوض می‌شود. راجع به چیزهای دیگر گفته می‌شود و آن چیزهای دیگر بیشتر در ذهن شما می‌تواند جا بگیرد؛ ولی خواننده با چیزهای دیگر راه افتاده.»

  • مهدی اخوان ثالث، شاعر هم‌دورهٔ فروغ، دربارهٔ او می‌گوید:

«او زنی معترض به ستمی که بر زنان می‌رفت بود و می‌خواست به ظلمی که به نیمی از افراد جامعه می‌شد اعتراض کند. این را در کتاب‌هایش می‌توانیم ببینیم، از «اسیر» گرفته تا «دیوار» و زندگی و طرز فکر خیامی‌اش را در «عصیان». بعد هم که خواست اسلوب و کار تازه‌ای را ارائه دهد بسیار لطیف و پرشور و حال شعر می‌گفت. او شاعر خوبی بود، به‌خصوص شعرهای آخرش بسیار لطیف و پرشور و حال بود، شعر ناب و نجیب بود.»

  • احمد شاملو نیز جایگاه فروغ را در شعر معاصر چنین توصیف کرده است:

«شاعری که پس از تولد دوبارهٔ خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بی‌رحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر امروز تثبیت شود. با مرگ او موسیقی درخشانی که خاص شعر معصومانه‌اش بود غیرقابل تقلید ماند و از گسترش بازایستاد.»

  • عبدالعلی دستغیب در کتاب پری کوچک دریا: نقد و تحلیل شعر فروغ فرخزاد (۱۳۸۵) دربارهٔ دورهٔ نخست شاعری فروغ می‌نویسد:

«اشعار نخستین فروغ؛ به رغم داوری خویش، دارای اهمیت‌اند هم از این رو که راه کمال‌یافتگی شعری او را نشان می‌دهند و هم از این جهت که در فضای زندگانی آن روزها، شورمندی‌های جسم و جنس را با بی‌پروایی بیان می‌دارند. درست است که اشعار نخستین او نه در قالب و نه در ساخت وزن و قافیه و تعابیر، نوآوری ویژه‌ای نداشت، اما مضامین و لحن بیان اشعار، جرأت و جسارتی می‌خواست که دیگران نداشتند یا اگر داشتند، مصلحت نمی‌دیدند آن را بیان کنند. این اشعار بین دو قطب مرگ و زندگانی، بین تمنای وصل و بیزاری نوسان می‌کند. شعر ظلمت در کتاب «عصیان»، تحول تازهٔ فروغ را خوب نشان می‌دهد. این شعر با اشعار دیگر این دورهٔ شعر سرایی او از سویهٔ قالب، وزن و تصویر، تفاوت دارد و نفس کشیدنی است در جو شعر نیمایی و آزاد شدن از قالب چهارپاره و محتوا و غالباً احساساتی و سادهٔ آن. شعر فروغ، سویه‌های دیگری نیز دارد: توجه به زیبایی و عشق»

  • محمدرضا شفیعی کدکنی دربارهٔ نوآوری‌های وزنی فروغ می‌گوید:

«می‌بینیم که فروغ با گسترشی که در کیفیت افاعیل قائل شده است بیش‌تر از نیما که اغلب به توسعه کمی افاعیل گراییده بود وزن شعر را گسترش داده است و یکی از خصوصیات فراموش‌شده شعر قرن چهارم را که به علت کلیشه‌وار شدن زبان شعری در دوره‌های بعد فراموش‌شده بود زنده کرد و از حد رایج و مشخص آن هم توسعه بیش‌تری بخشید»

  • سیروس نیرو، شاعر و پژوهشگر ادبیات فارسی، نگاه انتقادی‌تری به آثار فروغ دارد و می‌گوید:

«فروغ شعر فارسی نگفته، چیزهایی برای خودش گفته که قشنگ هم هست، ولی با فرهنگ ما اینها شاعر نیستند. شعر ما همان شعر حافظ است که نمی‌توان یک کلمه از آن را جابه‌جا کرد.»

  • سید علی خامنه‌ای نیز در سال ۱۳۸۹ از فروغ فرخزاد یاد کرد و اظهار داشت که او «عاقبت به خیر شده است». وی در دیداری با شاعران جوان، ضمن تأکید بر رعایت عفاف و حجاب در شعر، برهنگی برخی از اشعار فروغ را برخاسته از شرایط زمانی خاص زندگی او دانست.

آثار

مجموعه شعر

  • ۱۳۳۱ - اسیر، شامل ۴۳ شعر
  • ۱۳۳۵ - دیوار، شامل ۲۵ قطعه شعر
  • ۱۳۳۶ - عصیان، شامل ۱۷ شعر
  • ۱۳۴۱ - تولدی دیگر، شامل ۳۵ شعر
  • ۱۳۴۲ - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر

فیلم

  • ۱۳۴۱ - خانه سیاه است

نامه‌نگاری‌ها

فروغ فرخزاد پیش از ازدواج با پرویز شاپور، با او مکاتبات عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها، به‌همراه نامه‌هایی که در دوران زندگی مشترک آن دو نوشته شد و نیز نوشته‌های فروغ خطاب به شاپور پس از جدایی، بعدها گردآوری گردید. این مجموعه در نهایت به‌کوشش کامیار شاپور و عمران صلاحی در قالب کتابی با عنوان «اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم» منتشر شد.

روایت پادکستی از زندگی فروغ فرخزاد

در دی‌ماه ۱۴۰۳ و هم‌زمان با سالروز تولد فروغ فرخزاد، پادکست «بگومگو» در قالب سه‌گانه‌ای با عنوان «فروغ؛ شاعرِ تمام نسل‌ها» به بررسی رویدادها و زوایای کمتر گفته‌شدهٔ زندگی او پرداخت؛ زنی که به تعبیر سازندگان این مجموعه، «فراتر از روزگار خودش بود». این سه قسمت (قسمت‌های سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم) به ناگفته‌های زندگی زنی می‌پردازد که سال‌ها پیش، دغدغهٔ وضعیت زنان امروز را داشت؛ زنی که نابرابری، بی‌عدالتی و نگاه جنسیتی او را می‌آزرد و می‌کوشید تا شاید در گذر زمان، زنان از این نابرابری‌ها رنج کمتری ببینند. در این مجموعه، از جنبه‌های کمتر بیان‌شدهٔ زندگی زنی سخن گفته می‌شود که به تعبیر روایت، «جرمش عاشقی و شعر بود».

به کار رفتن آثار در رسانه‌ها

ترانه‌ها

  • عاشقانه (از دفتر تولدی دیگر)، آلبوم پنجره، معین
  • این چه عشقی‌ست (دیدار تلخ، از دفتر اسیر)، آلبوم پرواز، معین
  • اندوه، فرزاد فتاحی
  • فروغ، علیرضا قربانی
  • کجاست خانه باد، پیمان خازنی
  • نگاه کن، جهان قشقایی و امید نعمتی (گروه پالت)
  • رمیده، شکیلا
  • به علی گفت مادرش روزی (از دفتر تولدی دیگر)، آلبوم نقاب، علی هاتف
  • هستی (تولدی دیگر از دفتر تولدی دیگر)، هاله غفوری
  • اسیر (تک‌آهنگ با نام اثیر) (از دفتر اسیر)، فرشاد رمضانی

ترانه‌های احمد ظاهر

  • این چه عشقی‌ست که در دل دارم (دیدار تلخ، از دفتر اسیر)، افغان موزیک آلبوم ۱
  • می‌روم خسته و افسرده و زار (وداع، از دفتر اسیر)، افغان موزیک آلبوم ۶
  • تو را افسون چشمانم (دعوت، از دفتر اسیر)، افغان موزیک آلبوم ۱۰
  • از تنگنای محبس تاریک (در برابر خدا، از دفتر اسیر)، افغان موزیک آلبوم ۱۰
  • این شعر را برای تو می‌گویم (شعری برای تو، از دفتر عصیان) آریانا موزیک آلبوم ۱
  • مرگ من روزی فرا خواهد رسید (بعدها، از دفتر عصیان) آریانا موزیک آلبوم ۱

آلبوم شیدایی درون ۱ و ۲ (دگردیس)، فرشاد رمضانی

  • آفتاب می‌شود (از دفتر تولدی دیگر)
  • بعدها (از دفتر عصیان)
  • گذران (از دفتر تولدی دیگر)
  • پوچ (از دفتر عصیان)
  • آغاز فصل سرد (از دفتر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد…)
  • آن روزها (از دفتر تولدی دیگر)
  • روی خاک (از دفتر تولدی دیگر)

جوایز و افتخارات فروغ فرخزاد

  • ۱۳۴۱: مستند خانه سیاه است برنده جایزه سال اوبرهاوزن.
  • ۱۳۴۴: تهیه یک فیلم کوتاه از زندگی فروغ فرخزاد توسط سازمان یونسکو به پاس شعر و هنر او.
  • ۱۳۴۴: ساخت فیلم کوتاه برنارد برتولوچی، کارگردان موج نو ایتالیا، از فروغ فرخزاد.
  • ۱۳۵۰–۱۳۵۶: برگزاری سالانه جایزه ادبی فروغ فرخزاد.
  • ۲۰۱۹: جایزه بهترین ترجمه کتاب سال ترکیه برای مکبوله آراس عیوضی، مترجم مجموعه‌آثار فروغ فرخزاد، با نام «باد ما را با خود خواهد برد».