اکبر هاشمی رفسنجانی

از یاقوت
اکبر هاشمی رفسنجانی
سیاست‌مدار، روحانی
پرونده:اکبر هاشمی رفسنجانی.jpg
اکبر هاشمی رفسنجانی
نام تولداکبر هاشمی بهرمانی
زمینه فعالیتسیاست، قرآن‌پژوهی
ملیتایرانی
تاریخ تولد۳ خرداد ۱۳۱۳
محل تولدبهرمان (رفسنجان)
والدینمیرزا علی هاشمی بهرمانی (پدر)
محل زندگیتهران
محل درگذشتتهران
تاریخ درگذشت۱۹ دی ۱۳۹۵
مدفنحرم امام خمینی
خویشاوندان سرشناسمحمد هاشمی (برادر)
پیشهروحانی شیعه، سیاست‌مدار
سال‌های فعالیت۱۳۴۰–۱۳۹۵
تحصیلاتحوزه علمیه قم
همسرعفت مرعشی
فرزندانفاطمه هاشمی، محسن هاشمی، فائزه هاشمی، یاسر هاشمی، مهدی هاشمی
تأثیرپذیرفتهعلامه طباطبایی، امام خمینی
جوایزبرگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (۱۳۷۲)
آثارتفسیر راهنما، خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی


مستند هاشمی زنده است


فیلم کامل جلسه خبرگان ۱۳۶۸ به ریاست هاشمی رفسنجانی


علی اکبر هاشمی بهرمانی (زاده ۳۱ شهریور ۱۳۱۳ در رفسنجان- درگذشت: ۱۹ دی ۱۳۹۵ در تهران) معروف به اکبر هاشمی رفسنجانی از چهره‌های بلندپایه و سرشناس‌ترین سیاست‌مداران نظام جمهوری اسلامی ایران بود که در مسئولیت‌های راهبردی چون فرماندهی نیروهای مسلح در بخشی از دوران دفاع مقدس، رئیس جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را برعهده داشت.

او از چهره‌های نزدیک به آیت‌الله سید روح‌الله خمینی از ابتدای شکل‌گیری نهضت انقلاب اسلامی بود. او هفت‌ بار در جریان مبارزات علیه حومت پهلوی دستگیر شد و پس از انقلاب اسلامی نیز به یکی از پرنفوذترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران در عرصه سیاست تبدیل شد.

در عین حال، هاشمی رفسنجانی برخلاف چهره‌های دیگری چون سید علی خامنه‌ای، سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، حسینعلی منتظری، محمدجواد باهنر چندان دیدگاه‌های مورد توجهی در حوزه فرهنگی نداشته و بیش از آن‌که در عرصه فرهنگی و اجتماعی و هنری چهره‌ای شناخته شده به‌شمار آید، از جمله چهره‌های بانفوذ در حوزه سیاست و اقتصاد است که الگوی توسعه او مورد توجه قرار گرفته و دولتش نیز به «دولت سازندگی» شناخته می‌شود که بیش از هر چیز بر مسائل سیاسی و اقتصادی متمرکز بود، هرچند با توجه به مرتبه بلند و اثرگذاری‌اش، در حوزه فرهنگ نیز مورد توجه بوده و اثرگذاری های جدی در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی داشته است.

او در ۱۴ سالگی تحصیل در حوزه علمیه قم را آغاز کرد و علوم حوزوی را نزد اساتیدی چون حضرات آیات سید حسین طباطبایی بروجردی، سید روح الله موسوی خمینی، سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، حسینعلی منتظری فراگرفت. با این حال هیچ‌گاه به‌عنوان چهره‌های اثرگذار در دیدگاه‌های فرهنگی- فقهی و اجتماعی شناخته نشد و عمده تألیفاتش نیز علاوه‌بر روزنوشت‌ها و خاطرات و گفت‌وگوهای تفصیلی، در پیش از انقلاب به دیدگاه‌ها و مباحث تاریخ سیاسی مربوط است.

به هر حال اما او به‌عنوان یکی از مدیران و چهره‌های پرنفوذ تاریخ جمهوری اسلامی ایران از منظر فرهنگی قابل تحلیل است. هاشمی  در عرصه فرهنگ و هنر، بیش از آنکه صاحب یک نظریه یا پروژه فرهنگی مستقل باشد، کنشگری سیاسی با اولویت‌های بیرون از فرهنگ بود.

در منظومه فکری و عملی او، فرهنگ عموماً جایگاهی تبعی و ابزاری داشت و در نسبت با اهداف کلان‌تر ــ به‌ویژه تثبیت نظام سیاسی و سپس توسعه اقتصادی ــ تعریف می‌شد. به همین دلیل، برخلاف برخی دیگر از رهبران جمهوری اسلامی که فرهنگ را میدان اصلی هویت‌سازی و استمرار انقلاب می‌دانستند، هاشمی نه گفتمان فرهنگی منسجمی تولید کرد و نه در مقام رئیس‌جمهور، سرمایه سیاسی قابل‌توجهی را صرف دفاع از آزادی یا تحول فرهنگی کرد. عملکرد فرهنگی دولت او بیشتر به «اداره حداقلی فرهنگ» محدود ماند: کاهش تنش‌های ایدئولوژیک خشنِ دهه جنگ از یک سو، و حفظ کنترل و ملاحظه امنیتی در بزنگاه‌ها از سوی دیگر.

کارنامه فرهنگی هاشمی با تغییر شدید دیدگاه‌ها در طول زمان شناخته می‌شود؛ تغییری که از افراط قهری دهه نخست انقلاب آغاز شد و به‌نوعی عقب‌نشینی و پشیمانی از مواضع قبلی در حوزه فرهنگی و اجتماعی انجامید. او در سال‌های ابتدایی، از اجبار، برخورد سخت و حتی بازتربیت قهری در حوزه‌هایی چون حجاب دفاع می‌کرد و فرهنگ را بخشی از نظم انقلابی می‌دانست که باید با ابزار قدرت سامان یابد. اما در دهه‌های بعد، همان سیاست‌ها را محصول تندروی‌های احساسی انقلاب خواند و به‌صراحت از خطا بودن تلقی «حجاب اجباری به‌عنوان وظیفه حکومت» سخن گفت. این چرخش، هرچند نشانه‌ای از بازاندیشی بود، اما به شکل‌گیری یک سیاست فرهنگی جایگزین و فعال منجر نشد و در نهایت، فرهنگ در اندیشه و عملکرد هاشمی از افراط پرهزینه به تفریط و حاشیه‌نشینی رسید.

در حوزه مدیریت فرهنگی دولت سازندگی نیز چهره‌هایی چون سید محمد خاتمی و علی لاریجانی از جمله مدیران فرهنگی دوران مسئولیت اجرایی هاشمی به حساب می‌آیند. این دوران با اتفاقاتی چون برخی گشایش‌های در حوزه چاپ کتاب، کنترل شدید رسانه‌ها و کنترل پیشینی بر تولیدات سینمایی شناخته می‌شود. چهره‌هایی چون سید مرتضی آوینی، یوسفعلی میرشکاک، سید مهدی شجاعی، بهزاد بهزادپور از جمله چهره‌هایی بودند که به‌صراحت دیدگاه‌های فرهنگی اجتماعی هاشمی را به نقد می‌کشیدند و همین موضوعات گاهی به منازعات سیاسی نیز ختم شد.

در حوزه آزادی مطبوعات نیز دوران سازندگی از جمله دولت‌هایی شناخته می‌شود که با کنترل و نظارت شدید سعی در مدیریت رسانه‌ها و روزنامه‌ها داشت. اوج این موضوع در عدم پوشش ناآرامی‌های سیاسی در برخی نقاط کشور مانند مشهد در رسانه‌ها دیده شد که نمودی از کنترل حداکثری و عدم توجه عملی به آزادی بیان مطبوعات به حساب می‌آید.

در کنار نقش سیاسی، هاشمی رفسنجانی پروژه تفسیریِ تفسیر راهنما را پایه‌گذاری کرد؛ اثری موضوع‌محور که به یکی از نمونه‌های شاخص طبقه‌بندی مفاهیم قرآن در روزگار معاصر بدل شد و در سال ۱۳۷۲ به‌عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.[۱]

هویت فرهنگی و فکری

علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی از چهره‌های اثرگذار تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که هویت فرهنگی و فکری او بیش از آنکه بر نظریه‌پردازی فرهنگی یا کنش مستقیم هنری استوار باشد، در نسبت با سیاست، قدرت و توسعه اقتصادی تعریف می‌شود. بررسی سیر زندگی و کارنامه او نشان می‌دهد که فرهنگ در نگاه هاشمی، حوزه‌ای مستقل و اصیل تلقی نمی‌شد، بلکه بخشی از مدیریت کلان جامعه و تابع ملاحظات ثبات سیاسی و توسعه بود. دیدگاه‌ها و سیاست‌های فرهنگی او در طول زمان دچار تحولاتی جدی شد که می‌توان آن را در قالب چند دوره متمایز بررسی کرد.

زندگی فکری و زمینه‌های شکل‌گیری هویت فرهنگی هاشمی رفسنجانی در بستر حوزه علمیه قم پرورش یافت و فعالیت‌های فکری او در سال‌های پیش از انقلاب عمدتاً در قالب تألیف و ترجمه آثار دینی با رویکرد اجتماعی و سیاسی بروز یافت. این آثار نشان می‌دهد که او از ابتدا به دین نه صرفاً به‌عنوان امر عبادی یا فرهنگی، بلکه به‌مثابه ابزاری برای سامان‌دهی جامعه و قدرت سیاسی می‌نگریست. هویت فرهنگی او در این دوره، هویت یک روحانی عمل‌گرا بود که فرهنگ را در خدمت مبارزه سیاسی و سپس نظام‌سازی می‌دید، نه عرصه‌ای مستقل برای خلاقیت یا گفت‌وگوی آزاد.

دوره نخست: افراط انقلابی و نگاه قهری به فرهنگ (۱۳۵۷ تا اواخر دهه ۱۳۶۰)

سخنرانی هاشمی رفسنجانی دربارۀ حجاب در دهه ۶۰


سخنرانی هاشمی رفسنجانی با موضوع حجاب در خطبه نماز جمعه سال ۶۳

در اداراتمان خانم‌ها هستند، توی هرجا که خواستند خانم ها آمده‏‌اند، اصلاً بنای اینکه حقوق خانم‌ها را با مسایلی که مربوط به زندگی است هیچ محدود بکنند، این حرف‌ها نیست. مسئله حجاب است. این یک مسئله فتوای همه فقهای ماست. ما نمی‌‏توانیم از این صرف نظر کنیم. نمی‌‏توانیم اجازه دهیم توی خیابان‌ها بچه‌‏های مسلمان ها گناه بکنند. خوب، می‏‌گوید من می‌خواهم توی خیابان بروم چه گناهی کردم که حکومت نمی‏تواند محیط را صاف کند که من گناه نکنم. این حق او است. شما ملاحظه کنید ما به داخل خانه‏ های شما نیامدیم. کسی هم که آمد محکوم کردیم؛ آن‌هایی را که گاهی طغیان کردند و خلاف کردند. محدوده خانه‏‌هایتان محفوظ است. محدوده داخلی شخصی‏تان کسی کار به شما ندارد. ما خبر داریم شماها که می‏‌روید خارج، خیلی از شماها ترکیه که هواپیماتان رسید چادرها را می‌‏اندازید پایین و همان‌جا میز توالت‏تان را همراهتان بردید توی هواپیما. تیپ شما را ما می‏دانیم، ولی این خیابان‌هایمان، معابرمان، پارک‌هایمان اینها را به خاطر این مردم باید حفظ بکنیم و شما مراعات کنید، تحریک نکنید و بدانید که نصایح ما هم حدی دارد. همان طور که عرض کردم ما اگر دیدیم که قاضی‏مان نتواند، پلیس‏مان نتواند، زورش به شما نرسد چاره‌ای نداریم یک روز بگوییم خود مردم امر کنند. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ممکن است به آن مرحله برسد.[۲]

در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی در زمره سیاست‌مدارانی قرار داشت که نگاه قهری و دستوری به فرهنگ داشتند. در این دوره، فرهنگ ــ به‌ویژه در موضوعاتی چون حجاب، سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی ــ بخشی از نظم انقلابی و امنیت نظام تلقی می‌شد و نه انتخابی اجتماعی.

او در سخنرانی‌های دهه ۱۳۶۰ از تشدید برخورد با بدحجابی سخن گفت و حتی به امکان اعمال فشار اجتماعی و مردمی در صورت ناکارآمدی نهادهای رسمی اشاره کرد. در همین چارچوب، ایده‌هایی مانند بازتربیت اخلاقی و برخورد ساختاری با مظاهر «فساد فرهنگی» مطرح شد. بدحجابی و برخی رفتارهای فرهنگی، به طبقات مرفه و مصرف‌گرا نسبت داده می‌شد و نوعی پیوند میان سبک زندگی مدرن و ضدیت با انقلاب شکل گرفت. این رویکرد بعدها از سوی منتقدان، نمونه‌ای از افراط فرهنگی و هزینه‌سازی اجتماعی برای انقلاب ارزیابی شد.

دوره دوم: گذار، سازندگی و مدیریت اداری فرهنگ (دهه ۱۳۷۰)

پس از پایان جنگ ایران و عراق و آغاز دوره سازندگی، نگاه هاشمی به فرهنگ به‌تدریج دچار تغییر شد. او فرهنگ را بیش از آنکه میدان تقابل ایدئولوژیک بداند، حوزه‌ای مدیریتی و تابع ثبات و توسعه تلقی می‌کرد. ترکیب مدیران فرهنگی دولت سازندگی، از جمله در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیریت رسانه ملی، بازتاب‌دهنده همین نگاه اداری و غیرگفتمانی بود.

در این دوره، هاشمی بخشی از تنش‌های فرهنگی سال‌های نخست انقلاب را نتیجه «احساسات انقلابی» و «ادبیات تند» آن مقطع دانست و بر ضرورت مهار افراط‌ها تأکید کرد. با این حال، این تغییر رویکرد به معنای گشودن کامل فضای فرهنگی نبود. در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، مانند ناآرامی‌های شهری اوایل دهه ۱۳۷۰، اولویت دولت بر حفظ ثبات، به محدود شدن فضای رسانه‌ای و فرهنگی انجامید.

در حوزه سینما و هنرهای نمایشی نیز، دولت سازندگی نه مدافع آزادی کامل هنری بود و نه مخالف مطلق آن. آثاری چون «از کرخه تا راین»، «آژانس شیشه‌ای»، «بوی پیراهن یوسف» و «مارمولک» در مراحل مختلف تولید و اکران با موانع جدی مواجه شدند و برخی از آن‌ها تنها با دخالت چهره‌های سیاسی دیگر امکان نمایش یافتند. فضای کنترلی حاکم بر فرهنگ و رسانه، به باور بسیاری از تحلیلگران، یکی از عوامل اقبال گسترده اهالی فرهنگ و جامعه به سید محمد خاتمی و شکل‌گیری انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ بود.

دوره سوم: بازاندیشی دیرهنگام و تفریط فرهنگی (دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰)

در سال‌های پایانی عمر سیاسی، هاشمی رفسنجانی به‌طور صریح‌تری به نقد تجربه‌های فرهنگی دهه نخست انقلاب پرداخت. او در این دوره اظهار داشت که تلقی حجاب اجباری به‌عنوان وظیفه حکومت از ابتدا اشتباه بوده و گرایش به حجاب می‌بایست از مسیرهای فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گرفت. این موضع‌گیری، فاصله‌ای آشکار با دیدگاه‌های قهری دهه ۱۳۶۰ داشت. به‌ویژه پس از تحولات سیاسی سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸، مواضع فرهنگی هاشمی دچار تغییرات گسترده‌تری شد. او به یکی از چهره‌هایی تبدیل شد که درباره آزادی بیان، آزادی رسانه‌ها و نقد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی سخن می‌گفت و از برخی سیاست‌های فرهنگی رسمی انتقاد می‌کرد. با این حال، منتقدان معتقدند این بازاندیشی دیرهنگام، به تدوین یک سیاست فرهنگی فعال و جایگزین منجر نشد و فرهنگ در نگاه او بیش از پیش به حاشیه پروژه توسعه رانده شد.

زندگی‌نامه و سیر سیاسی

علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی از چهره‌های محوری سیاست در جمهوری اسلامی ایران بود که مسیر سیاسی او از مبارزه انقلابی تا کنشگری انتقادی درون‌سیستمی، دستخوش تحولات چشمگیر شد. کارنامه سیاسی او را می‌توان در چند مرحله متمایز بررسی کرد که هر یک، بازتاب‌دهنده تغییر در اولویت‌ها، رویکردها و جایگاه او در ساختار قدرت است.

دوران مبارزه و شکل‌گیری هویت سیاسی (پیش از ۱۳۵۷)

هاشمی رفسنجانی فعالیت سیاسی خود را در بستر حوزه علمیه قم و در پیوند با نهضت امام خمینی آغاز کرد. در این دوره، او از روحانیان فعال در مبارزه با حکومت پهلوی بود و بارها به دلیل فعالیت‌های سیاسی بازداشت و زندانی شد. نقش او بیشتر در حوزه سازماندهی، ارتباطات سیاسی و پشتیبانی مالی و رسانه‌ای نهضت تعریف می‌شد. هویت سیاسی هاشمی در این مرحله، هویت یک روحانی انقلابیِ عمل‌گرا و تشکیلات‌محور بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هاشمی به‌سرعت در سطوح عالی قدرت سیاسی قرار گرفت. عضویت در شورای انقلاب، نقش‌آفرینی در تدوین ساختارهای جدید و حضور مؤثر در تصمیم‌گیری‌های کلان، او را به یکی از ستون‌های نظام نوپا تبدیل کرد. در این مقطع، او مدافع تمرکز قدرت برای تثبیت نظام و مهار بحران‌های سیاسی و امنیتی بود.

دوران جنگ و سیاست‌ورزی امنیت‌محور (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸)

با آغاز جنگ ایران و عراق، هاشمی رفسنجانی به یکی از تصمیم‌گیران اصلی در حوزه جنگ و امنیت ملی بدل شد. ریاست مجلس شورای اسلامی و سپس جانشینی فرمانده کل قوا، جایگاه او را در رأس هرم قدرت تثبیت کرد. سیاست‌ورزی او در این دوره، مبتنی بر اولویت «حفظ نظام» و «اداره جنگ» بود و بسیاری از تصمیم‌ها با منطق شرایط اضطراری و امنیتی اتخاذ می‌شد. این مرحله، اوج نفوذ سیاسی هاشمی در ساختار رسمی قدرت محسوب می‌شود.

ریاست‌جمهوری و چرخش به توسعه‌گرایی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶)

ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی نقطه عطفی در مسیر سیاسی او بود. او با طرح «دولت سازندگی»، سیاست توسعه اقتصادی، بازسازی پس از جنگ و کاهش تنش‌های خارجی را در اولویت قرار داد. در این دوره، سیاست از حالت انقلابی–ایدئولوژیک به مدیریتی و تکنوکراتیک گرایش یافت. منتقدان، این دوره را زمان فاصله گرفتن دولت از بدنه اجتماعی انقلاب و تقویت نگاه نخبگانی به سیاست می‌دانند، در حالی که حامیان، آن را دوره عقلانیت اقتصادی و بازسازی کشور ارزیابی می‌کنند.

عبور از مرکز قدرت و نقش پشت‌صحنه (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴)

پس از پایان ریاست‌جمهوری، هاشمی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید. در این مقطع، او دیگر بازیگر مستقیم اجرایی نبود، اما همچنان نقشی مؤثر در تنظیم تعارض‌ها و تعادل‌بخشی میان نهادهای قدرت داشت. شکست در انتخابات مجلس ششم و سپس انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴، نشانه کاهش پایگاه اجتماعی و جابه‌جایی جایگاه سیاسی او بود.

بازتعریف سیاسی و فاصله از جریان اصول‌گرا (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸)

پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد، هاشمی رفسنجانی به‌تدریج از جریان غالب اصول‌گرا فاصله گرفت. او در این دوره، به منتقد سیاست‌های پوپولیستی، تنش‌زای خارجی و تمرکزگرایانه تبدیل شد. این تغییر موضع، نقطه آغاز بازتعریف سیاسی هاشمی به‌عنوان چهره‌ای میانه‌رو و منتقد درون‌ساختاری بود.

کنشگری انتقادی و حاشیه‌نشینی نسبی (پس از ۱۳۸۸)

پس از حوادث سیاسی سال ۱۳۸۸، هاشمی رفسنجانی مواضعی اتخاذ کرد که او را در موقعیتی متفاوت از گذشته قرار داد. تأکید بر آزادی‌های سیاسی، نقد محدودیت‌ها و حمایت ضمنی از رویکردهای اصلاح‌طلبانه، باعث شد بخشی از پایگاه رسمی قدرت را از دست بدهد. در این دوره، او بیش از آنکه سیاست‌گذار باشد، به نماد تعادل‌خواهی و نقد درون‌سیستمی تبدیل شد.

علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، مسیر گذار از انقلابی‌گری سخت‌گیرانه به عمل‌گرایی توسعه‌محور و سپس نقد درون‌ساختاری است. او نه سیاستمداری با خط ثابت، بلکه کنشگری تطبیق‌پذیر با شرایط تاریخی بود. تغییر مواضع او، همواره محل مناقشه بوده است: از نگاه منتقدان نشانه پراگماتیسم افراطی، و از نگاه حامیان، بیانگر واقع‌گرایی سیاسی و تجربه‌اندوزی در قدرت.

مستندهای درباره هاشمی رفسنجانی

  • مستند «آیت الله» برش‌هایی از زندگی هاشمی رفسنجانی، کاری از سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی استان خراسان رضوی سال تولید ۱۳۹۵.
  • هاشمی هنوز زنده است (تولید ۱۳۹۷) مستندی به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی طادی است که روایت جنجالی از زندگی سیاست‌مدار بزرگ تاریخ معاصر ایران را ارائه می‌کند.
  • شورش علیه سازندگی (تولید ۱۳۹۷) مستندی به کارگردانی مصطفی شوقی و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر است که به شورش‌های اجتماعی در شهرهای مشهد و اسلامشهر در دهه ۷۰ شمسی می‌پردازد.

آثار

علاوه بر تفسیر راهنما، هاشمی رفسنجانی آثار متعددی سیاسی، اجتماعی و دینی از جمله مجموعه خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی منتشر کرد. در حوزه سیاست‌گذاری آموزش عالی، نام او با شکل‌گیری دانشگاه آزاد اسلامی گره خورده است.

تصویر

تصویر جلد تفسیر راهنما

  • سرگذشت فلسطین (ترجمه)
  • امیرکبیر: قهرمان مبارزه با استعمار
  • آزاداندیشی اسلامی و روشنفکری اسلامی
  • فرهنگ قرآن (۳۳ جلد)
  • تفسیر راهنما
  • انقلاب‌ یا بعثت‌ جدید
  • جهان در عصر بعثت (با مشارکت محمدجواد باهنر)
  • جایگاه مساجد در نظام اسلامی از منظر قرآن
  • السیاسة الاقتصادیة فی‌ الحکومة الاسلامیة
  • تحقیقی کوتاه پیرامون معجزه
  • خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی[۳]

درگذشت

او در ۱۹ دی ۱۳۹۵ در تهران درگذشت. روایت رسمی علت مرگ، ایست قلبی اعلام شد. فقدان وی به‌عنوان از دست رفتن یک میانجی قدرتمند در ساختار سیاسی ارزیابی شد.

پانویس

  1. ویکی‌شیعه، مدخل تفسیر راهنما
  2. «سخنرانی هاشمی رفسنجانی درباره حجاب در دهه ۶۰/رجانیوز». ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۷ دی ۱۴۰۴.
  3. کتابشناسی آیت‌الله «هاشمی رفسنجانی، پایگاه اطلاع‌رسانی کتابشناسی شیعه.

پیوند به بیرون