محمدرضا حکیمی

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

علامه محمدرضا حکیمی
نویسنده، پژوهشگر، مدرس حوزه و دانشگاه
نام کاملمحمدرضا حکیمی
لقبعلامه حکیمی
تاریخ تولد۱۴ فروردین ۱۳۱۴
زادگاهمشهد
تاریخ وفات۳۱ مرداد ۱۴۰۰
شهر وفاتتهران
محل دفنحرم امام رضا (ع)، مشهد
محل سکونتمشهد، تهران
استادانادیب نیشابوری، شیخ مجتبی قزوینی، علامه آقابزرگ تهرانی
تحصیلاتعلوم دینی، فلسفه، فقه، ادبیات فارسی و عربی، نجوم، ریاضیات
محل تحصیلمدرسه نواب مشهد، حوزه‌های علمیه مشهد و تهران
تالیفاتالحیاة (۱۲ جلدی)، خورشید مغرب، الهیات الهی و الهیات بشری، حماسه غدیر، مکتب تفکیک
سایراز اندیشمندان برجسته مکتب تفکیک، عدالت‌خواه و قرآن‌گرا
فعالیت‌هاتدریس، تألیف، پژوهش، فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی
سیاسیمشارکت در نهضت ملی شدن صنعت نفت، حمایت از انقلاب اسلامی
اجتماعیتأکید بر عدالت اجتماعی، مبارزه با فقر و ستم، دفاع از کرامت انسان

محمدرضا حکیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۴ مشهد- درگذشت ۳۱ مرداد ۱۴۰۰تهران) معروف به علامه حکیمی مدرس حوزه و دانشگاه، نویسنده و شاعر، پژوهشگر و اسلام‌شناس و از اندیشمندان برجسته ایران در دهه‌های اخیر بود.

او در مشهد به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و حوزوی خود را از مکتب‌خانه و مدرسه نواب آغاز کرد و سپس در محضر استادان بزرگی همچون ادیب نیشابوری، شیخ مجتبی قزوینی و علامه آقابزرگ تهرانی به تحصیل در علوم دینی، فلسفه و فقه پرداخت. حکیمی علاوه بر تبحر در علوم حوزوی، در ادبیات فارسی و عربی نیز فعالیت داشت و آثار متعددی در زمینه مکتب تفکیک، تبیین روایات اهل‌بیت و معرفی آموزه‌های فردی و اجتماعی اسلام تألیف کرد. پس از آن نیز در علوم نجوم، ریاضیات، علوم غریبه به تخصص رسید.

وی از نوجوانی در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی شرکت داشت و از دهه ۱۳۳۰ در نهضت ملی شدن صنعت نفت و جلسات آموزشی ـ فرهنگی «الغدیر» نقش مؤثری ایفا کرد. در سال ۱۳۴۵ ش به تهران مهاجرت کرد و با شخصیت‌هایی چون مرتضی مطهری، محمدتقی جعفری و علی شریعتی همکاری و ارتباط داشت. حکیمی هرگز ازدواج نکرد و مدتی لباس روحانیت پوشید. او از جمله فعالان جدی و حامیان نهضت انقلاب اسلامی بود که بارها در فعالیت‌های سیاسی علیه حکومت پهلوی مشارکت کرده و از نهضت انقلاب اسلامی و آیت‌الله سید روح‌الله موسوی خمینی حمایت جدی کرده است.

حکیمی از جمله محترم‌ترین و معتبرترین اندیشمندان تاریخ معاصر ایران بود. علی شریعتی در وصیت‌نامه‌اش صریحاً از حکیمی خواسته بود که اگر لازم باشد سخنرانی‌ها و آثار او را «براساس اسلام فقاهتی» بازنگری کند. امام خمینی همواره با احترام ویژه از او یاد می‌کرده و آیت‌الله خامنه‌ای نیز بعد از درگذشت حکیمی، او را «فیلسوف بزرگ، متفکر نوآور، اسلام‌شناس عدالتخواه و رفیق دیرین» خواند.

حکیمی به عنوان اندیشمندی عدالت‌محور و قرآن‌گرای مکتب تفکیک شناخته می‌شود که بر پیراستن معارف دینی از دخالت فلسفه یونان و بازگشت به «معارف ناب» اهل‌بیت تأکید می‌کرد؛ او در کنار نقد عقل‌گرایی انتزاعی، بر عقل عملیِ عدالت‌خواه، فقرستیز و انسان‌مدار پافشاری داشت و دین را اساساً پروژه‌ای برای برپایی قسط و رهایی محرومان می‌دانست. حکیمی با الهام از نهج‌البلاغه و سنت حدیثی، نظام فکری‌ای بنا کرد که در آن معرفت، اخلاق و سیاست به‌سوی تحقق جامعه توحیدی و آرمان عدالت اجتماعی گره می‌خورند و روشنفکر دینی را موظف به تعهد، مبارزه با ستم و دفاع از کرامت انسان می‌دانست. همین موضوع باعث شده تا برخی فعالان دانشجویی و سیاسی، الهام گرفته از افکار و آرای او به‌طور جدی عدالتخواهی را پیگیری کنند.

او بیش از پنجاه کتاب منتشر کرد و برای ده‌ها اثر دیگر مقدمه نوشت. برخی از آثار برجسته او شامل «خورشید مغرب»، «الهیات الهی و الهیات بشری»، «حماسه غدیر» و «مکتب تفکیک» است. اما از میان آثار متعدد و تألیفات گوناگوه حکیمی، «الحیاة» بیش از بقیه موردتوجه قرار گرفته است. «الحیات» مجموعه‌ای ۱۲ جلدی به زبان عربی از محمدرضا حکیمی و دو برادرش است که نگارش آن از سال ۱۳۵۳ آغاز شد و آخرین جلدش در ۱۳۹۴ منتشر گردید؛ این اثر که ترجمه فارسی‌اش را احمد آرام انجام داده، تلاشی برای ارائه یک دایرةالمعارف زندگی اسلامی است و طیفی از مباحث اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی را با چینش موضوعی آیات و روایات در بر می‌گیرد. این دوره در نشرهای مختلف چندین‌بار تجدید چاپ شده (از جمله گزارش «چاپ دوم» در نسخه ۱۲ جلدی)، و در سال ۱۳۹۵ نیز به عنوان یکی از آثار برگزیده «کتاب سال حوزه» معرفی شد.

آثار و تألیفات مختلفی دربارهٔ علامه حکیمی به رشته تحریر درآمده و آیین بزرگداشت او نیز در دوازدهمین دوره همایش کتاب سال حوزه در سال ۱۳۸۹ در قم برگزار شد. حکیمی در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ درگذشت و مراسم خاکسپاری او در حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار شد.

از راست: سید احمد خمینی، محمدرضا حکیمی و امام خمینی
محمدتقی جعفری و محمدرضا حکیمی

زندگی و تحصیلات

محمدرضا حکیمی در ۱۴ فروردین ۱۳۱۴ شمسی در مشهد متولد شد. پدرش عبدالوهاب - که از اردکان به مشهد کوچ کرده بود - از معتمدان بازار مشهد بود. حکیمی در شش‌سالگی (۱۳۲۰) ابتدا به مکتب‌خانه رفت و قرآن، «صد کلمه» از کلمات قصار امیرالمؤمنین (ع) با ترجمه منظوم آن‌ها، بخشی از دیوان حافظ، مبادی انشاء و فنون نویسندگی را فراگرفت و سپس دبستان را گذراند.

در سال ۱۳۲۶ و در دوازده‌سالگی، با تشویق پدر و ترغیب شوهرعمه‌اش حاج شیخ محمد سلطان‌الذاکرین به مدرسه نواب مشهد وارد شد. «أمثله و شرح آن» را نزد آقا سید جعفر سیّدان خراسانی و مقدمات دیگر را نزد حاج سید عباس سیّدان خواند؛ سپس کتاب‌هایی همچون سیوطی، مغنی، حاشیه و مطوّل را تحت تعلیم آقا شیخ رحمت‌الله فشارکی اصفهانی و آقا میرزا محمد اشکذری آموخت و هم‌زمان بخشی از آموخته‌های خود را به طلاب مبتدی تدریس می‌کرد.

با تشویق حاج شیخ محمدرضا خلیل‌الواعظین، به حلقه درس ادیب ثانی، مرحوم شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری، در مدرسه خیر اتخان پیوست و طی دو سال بی‌وقفه آموخته‌های ادبی خود را مرور و تکمیل کرد. ادبیات عالی، بلاغت، عروض و قافیه را نزد ادیب نیشابوری فراگرفت و یادداشت‌برداری منظم از درس‌ها داشت. همچنین شرح لمعه و قوانین را نزد حاج میرزا احمد مدرس یزدی خراسانی گذراند.

در سطوح فقه و اصول، اصول سطح و بخشی از خارج اصول را نزد شیخ هاشم قزوینی خواند و دو جلد کفایةالاصول و مقداری از خارج فقه را نزد شیخ مجتبی قزوینی دنبال کرد و برخی از این دروس را تقریر نمود. به مدت ده سال در درس خارج فقه و اصول آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی شرکت می‌کرد و تقریرات آن درس‌ها را به‌طور منظم نوشت.

در حوزه فلسفه و کلام، شرح باب حادی عشر و شرح تجرید را نزد آقا شیخ عبدالنبی کجوری و شرح منظومه سبزواری را نزد آقا شیخ غلامحسین محامی بادکوبه‌ای خواند و هم‌زمان دیگر متون فلسفی و منطقی را مطالعه می‌کرد. سپس به درس حاج شیخ مجتبی قزوینی راه یافت و طی دوازده سال، از منظومه‌ها تا شرح اشارات ابن‌سینا و بخش‌هایی از اسفار را فراگرفت و بخشی از علوم غریبه را نیز از وی آموخت. مقدمات «علم رمل»، «اوفاق ذوالکتابه» و برخی خَتومات را نزد حاج سید ابوالحسن حافظیان و حاجی‌خان مخیری، و علم نجوم و تقویم احکام را نزد آقا شیخ اسماعیل نجومیان فراگرفت.

در سی‌سالگی، هنگام حضور علامه آقابزرگ تهرانی در مشهد، اجازه شفاهی نقل حدیث از او دریافت کرد و سپس در رجب ۱۳۸۳ق، آقابزرگ تهرانی اجازه کتبی برایش نوشت و او را به سلسله محدثان متصل کرد. لقب‌هایی چون «الاستاذ المحقق» از سوی آقابزرگ تهرانی و «العلامة الجلیل» از سوی علامه امینی گواه جایگاه علمی او بود.

حکیمی از سال‌های نخست تحصیل به نوشتن پرداخت؛ یادداشت‌های ادبی نزد ادیب نیشابوری، تقریرات کفایه و اصول، و تحقیقاتی در فلسفه از جمله نوشته‌های او در جوانی است. قدیمی‌ترین متن منتشرشده‌اش مقاله‌ای دربارهٔ غدیر است که در ۱۳۴۰ ش در «نامه آستان قدس» چاپ شد. وی به فارسی و عربی شعر می‌سرود و در سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۵ در انجمن‌های ادبی مشهد، به‌ویژه انجمن فردوسی، شرکت داشت. نخستین قصیده عربی‌اش را در ۱۹سالگی برای استاد ادیب نیشابوری دوم سرود و قصیده عینیه‌اش در ۲۵سالگی مورد تحسین علامه حائری سمنانی و بدیع‌الزمان فروزانفر قرار گرفت. مجموعه‌ای از اشعارش در «ساحل خورشید» منتشر شده است.

به نوشته برخی منابع، در دهه ۴۰ شمسی، هرچند عالمان مشهد مردم را به مراجع نجف ارجاع می‌دادند، حکیمی از هواداران آیت‌الله خمینی بود و می‌کوشید استادش مجتبی قزوینی را نیز همراه سازد. این تلاش‌ها موجب شد قزوینی همراه گروهی از علمای خراسان به قم برود و با آیت‌الله خمینی دیدار کند. حکیمی به‌سبب فعالیت‌ها و سخنرانی‌هایش چند بار در شهرهای مختلف بازداشت و زندانی شد و در مشهد جلساتی با عنوان «الغدیر» برگزار می‌کرد.

در خرداد ۱۳۴۵ ش از خراسان به تهران مهاجرت کرد و با شخصیت‌هایی چون مرتضی مطهری و محمدتقی جعفری دوستی یافت. همچنین در کانون حقایق اسلامی با علی شریعتی آشنا شد و رابطه‌ای گسترده با او برقرار کرد؛ شریعتی در نامه‌ای به حکیمی اجازه تصحیح آثار خود را داد، هرچند حکیمی به دلایلی این کار را دنبال نکرد.

در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۴۰۰ ش تصاویر او بر دو تمبر یادبود منتشر شد. حکیمی هرگز ازدواج نکرد و علت آن را انگیزه‌های مبارزاتی می‌دانست. همچنین مدتی لباس روحانیت پوشید اما بعدها آن را کنار گذاشت.

آثار

مقام عقل - از آثار علامه حکیمی

محمدرضا حکیمی از نویسندگانی بود که عمر خود را تماماً وقف پژوهش و نگارش کرد و حاصل این تلاش، انتشار بیش از پنجاه اثر مستقل است. علاوه بر این، او برای بیش از سی کتاب مقدمه‌هایی تحلیلی نوشت و در ده‌ها یادنامه نیز با مقاله‌های مفصل حضور داشت.

پژوهشگران، آثار حکیمی را معمولاً در پنج دسته جای می‌دهند:

  • نخست، نوشته‌هایی که به تبیین مبانی «مکتب تفکیک» اختصاص دارند؛
  • دوم، آثاری که با هدف سامان‌دهی و توضیح روایات اهل‌بیت(ع) تألیف شده‌اند؛
  • سوم، کتاب‌هایی که به شرح و معرفی آموزه‌های اخلاقی، فردی و اجتماعی اسلام می‌پردازند؛
  • گروه چهارم، آثاری که حول زندگی و شخصیت عالمان دینی تنظیم شده‌اند؛
  • و نهایتاً، مجموعه‌هایی که مقاله‌ها و نوشته‌های پراکنده حکیمی را در خود گرد آورده‌اند.

برخی از مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:

  1. الحیاة؛ مجموعه‌ای روایی که با همکاری دو برادرش تدوین شد.
  2. خورشید مغرب
  3. امام در عینیت جامعه
  4. الهیات الهی و الهیات بشری (دو جلد)
  5. حماسه غدیر
  6. مکتب تفکیک
  7. بیدارگران اقالیم قبله
  8. عقلانیت جعفری
  9. اجتهاد و تقلید در فلسفه
  10. معاد جسمانی در حکمت متعالیه
  11. مقام عقل
  12. پیام جاودانه

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

حکیمی در خرداد ۱۳۴۵، بنا بر احساس تکلیف، زندگی آرام حوزه مشهد را کنار گذاشت و راهی تهران شد. ورود او به پایتخت، ورود به فضاهای فرهنگی و روشنفکری آن روزگار بود؛ محیط‌هایی که در دهه چهل جزو مهم‌ترین مراکز فکری ایران به‌شمار می‌آمدند. او به برخی نهادهای فرهنگی ـ سیاسی راه یافت و در چند مجموعه مؤثر مطبوعاتی و فکری که با عنوان‌ها و اهداف گوناگون فعالیت می‌کردند، حضور پیدا کرد. در همین مسیر با گروه‌های متنوعی از جامعه ـ از اهل علم و ادب و دانشگاه گرفته تا هنرمندان و فعالان مردمی ـ آشنا شد و با آنان ارتباط گرفت. حکیمی تلاش می‌کرد در میان این جریان‌ها، از اندیشه دینی، معارف اسلامی و حقایق شیعه دفاع کند و مبانی انقلابی اسلام را با نوشته‌ها و گفتارهایش تبیین کند. او با نگارش «تعلیقات» و «توضیحات» بر چند اثر، استنادات اسلامی به‌ویژه شیعی را در موضوعات مختلف روشن ساخت؛ کاری که شهید مطهری آن را اقدامی درست و ترک آن را ناروا دانست. شهید مطهری نیز از طریق حکیمی با برخی محافل خاص روشنفکری آشنا شد و در برابر، برای این گروه‌ها فلسفه اسلامی را شرح می‌داد و آنان نیز معارف فلسفه غرب را برای او بیان می‌کردند.

ورود حکیمی به فعالیت سیاسی و اجتماعی به سال‌های نوجوانی او بازمی‌گردد. در حدود سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۰، هم‌زمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت، به مبارزه و کنشگری سیاسی روی آورد و تا حد توان خود پیگیر آن بود.

از سال ۱۳۳۸ در جلساتی که شب‌های چهارشنبه برای جوانان مشهد با عنوان «الغدیر» تشکیل می‌داد، دربارهٔ «حکومت عادل» سخن می‌گفت و نسل جوان را نسبت به ضرورت آگاهی اجتماعی و دینی توجه می‌داد. این فعالیت‌ها در زمانی انجام می‌شد که هنوز نشانی از مبارزات گسترده یا فضای انقلابی نبود. دیری نگذشت که مأموران رژیم این محفل را تعطیل کردند و از همان زمان تا پیروزی انقلاب، او را تحت نظر گرفتند.

در سال ۱۳۴۰ مقاله‌ای منتشر کرد که در آن، مذهب تشیع را مذهبی انقلابی و مدافع محرومان معرفی کرده بود. او توجه خوانندگان را به حماسه‌های علوی، قیام‌های شیعی و فلسفه این حرکت‌ها جلب می‌کرد و مکتبی را بازمی‌نمود که در آن تبعیض و ستم جایی ندارد و انسان باید آزاد باشد و آزاد بیندیشد.

در نوروز ۱۳۴۳، هنگامی که صحن‌های حرم رضوی مملو از جمعیت بود و مطابق معمول شاه به مشهد می‌آمد، حکیمی و دوستانش روایت «مَن رَأی سلطاناً جائراً…» را با ترجمه‌ای زیبا چاپ کردند و در لحظه‌ای که چراغ‌های حرم برای چند ثانیه خاموش و روشن می‌شد، آن برگه‌ها را از بام‌ها و صحن‌ها به میان مردم در مسیر عبور شاه پخش کردند. با روشن شدن چراغ‌ها و خوانده شدن متن‌ها، ساواک آگاه شد و واکنشی شتاب‌زده نشان داد. روز بعد مسیر عبور شاه را تغییر دادند و مأموران مدعی شدند که هدف عاملان، ترور شاه بوده است.

در سال‌های اختناق، او چندین بار در شهرهای مختلف از جمله تهران، رشت، خوی، سلماس، مرند و ارومیه بازداشت و زندانی شد. پس از مهاجرت به تهران نیز بارها به ساواک فراخوانده و تهدید شد.

آشنایی او با نواب صفوی در مشهد تأثیری عمیق بر او گذاشت. حکیمی چون احتمال می‌داد مسیر مشابهی در پیش گیرد، از نظر شرعی خود را ملزم به ازدواج نمی‌دانست و فعالیت سیاسی و فرهنگی را مهم‌تر می‌شمرد. همچنین به دلیل تحت نظر بودن، از تشکیل خانواده صرف‌نظر کرد و پس از پانزده سال پوشیدن لباس روحانیت، آن را کنار گذاشت.

پس از سال‌ها مطالعه و تأمل در آیات و روایات، حکیمی معتقد بود که جامعه اسلامی در همه جنبه‌ها بی‌نیاز از مکاتب و احزاب بیگانه است. او باور داشت که هر چه خیر و فضیلت در دیگر مکتب‌ها مطرح شده، در اسلام ـ به‌ویژه در تشیع ـ از بالاترین مرتبه توحید تا مسائل زندگی روزمره وجود دارد. به نظر او، کامل‌ترین معارف در قرآن و حدیث نهفته است و راه فهم روایات، مسیری عقلانی مبتنی بر وحی است.

درگذشت

اقامه نماز میت محمدرضا حکیمی توسط سید جعفر سیدان در حرم امام رضا علیه السلام

این حکیم فرزانه، در ۸۶ سالگی، در نیمه شب ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ شمسی به لقاء الله پیوست. مراسم تشییع و خاکسپاری او دوم شهریورماه در حرم مطهر امام رضا علیه السلام انجام شد و در رواق دارالحجه حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.

آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی درگذشت این عالم و متفکر برجسته را تسلیت گفتند. در این پیام آمده است که ایشان دانشمندی جامع و ادیبی توانمند، اندیشه‌ورزی نوآور و اسلام‌شناسی عدالت‌خواه بود. عمر خود را فارغ از تعلقات دنیوی در راه معارف قرآن و سنت صرف کرد و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت. بهره‌گیری از محضر پر برکت استادان مشهد، ذخیره‌ای از توکل، عبودیت و غنای روحی در او ایجاد کرده بود که تا پایان عمرش پشتیبان و استواری او بود. رهبر انقلاب فقدان این شخصیت فرهیخته را به خانواده محترم حکیمی، به ویژه برادر بزرگوارش، و همچنین به تمامی دوستان و علاقه‌مندان او تسلیت گفت و رحمت و مغفرت الهی را برای او طلب کردند.

بزرگداشت

محمدرضا حکیمی در دوازدهمین دوره همایش کتاب سال حوزه، که در سال ۱۳۸۹ در قم برگزار شد، به پاس خدمات علمی، فرهنگی و تألیفاتش به عنوان یکی از شخصیت‌های برجسته علمی حوزه معرفی و تقدیر شد. کتاب او با عنوان «الحیاة» نیز در هجدهمین دوره همایش کتاب سال حوزه در سال ۱۳۹۵ به عنوان یکی از آثار برگزیده این همایش شناخته شد.

برای بزرگداشت و معرفی اندیشه‌ها و زندگی علمی حکیمی، کتاب «مرزبان توحید: کارنامه محمدرضا حکیمی» منتشر شده است. این اثر که زیر نظر سعید حسینی تهیه شده، شامل بیش از ۱۰۰ مقاله دربارهٔ حکیمی و افکار اوست و توسط انتشارات علمی و فرهنگی الحیاة به چاپ رسیده است.

همچنین کتاب «فیلسوف عدالت: نگرشی به زندگی علمی و عملی علامه حکیمی» در سال ۱۳۸۳ توسط کریم فیضی منتشر شده و کتاب «راه خورشیدی» نوشته محمد اسفندیاری، که توسط انتشارات دلیل ما منتشر شده، نیز به عنوان تصویری روشن از اندیشه‌های حکیمی معرفی شده است.

پیوند به بیرون