محمد بیدآبادی
| فقیه، حکیم، عارف و استاد اخلاق شیعه | |
| تاریخ تولد | حدود ۱۱۳۵ ق |
|---|---|
| زادگاه | اصفهان، ایران |
| تاریخ وفات | ۱۱۹۸ ق |
| شهر وفات | اصفهان |
| محل دفن | قبرستان تخت فولاد، اصفهان |
| محل سکونت | اصفهان |
| استادان | ملا محمد نقی الماسی، ملا اسماعیل خواجوی، ملا عبدالله حکیم، فاضل هندی |
| شاگردان | ملا علی نوری، حاج محمد ابراهیم کلباسی، میرزا ابوالقاسم مدرسی خاتونآبادی، سید صدرالدین کاشف دزفولی، آخوند ملا محراب گیلانی، ملا نظر علی بن محسن گیلانی |
| محل تحصیل | حوزه علمیه اصفهان |
| اجازه روایت از | ملا محمد نقی الماسی |
| تالیفات | رساله حسن دل، مبدأ و معاد، حواشی بر اسفار و مشاعر، تفسیر قرآن، رسالههای سیر و سلوک، فصل در آداب تخلیه و تحلیه، مجموعه نامهها |
ملاّ محمد بیدآبادی (متوفای ۱۱۹۸ق) از برجستهترین حکیمان، عارفان و فقیهان سده دوازدهم هجری و از احیاگران حکمت و عرفان شیعی در عصر پساصفوی است.
وی در فضای آشفته سقوط صفویه و هجوم افغانها، با تکیه بر دانش عمیق در علوم نقلی و عقلی و با بهرهمندی از محضر استادانی چون ملاّ اسماعیل خواجویی و ملاّ محمدنقی الماسی، به یکی از ارکان علمی حوزه اصفهان تبدیل شد.
بیدآبادی علاوه بر جایگاه ممتاز در فقه، تفسیر و حدیث، در احیای حکمت متعالیه و ترویج مبانی صدرالمتألهین نقشی تعیینکننده ایفا کرد؛ نقشی که از رهگذر تربیت شاگردانی چون ملا علی نوری به بار نشست.
در عرصه عرفان نیز، با پیوند میان شریعت، برهان و سلوک، مکتبی اخلاقی ـ عرفانی بنیان نهاد که تأثیر آن در سیره و آثار بزرگانی همچون سید احمد کربلایی، ملاّ حسینقلی همدانی و دیگران آشکار است.
زهد عملی، مناعت طبع، سادهزیستی و اهتمام به تهذیب نفس، سیمای شخصیتی او را در کنار مقام علمیاش به الگویی کمنظیر در سنت حکمت و عرفان شیعی بدل ساخته است.
زندگی و زیست علمی
محمد بیدآبادی در حدود سالهای مقارن با سقوط سلسلهٔ صفویه و هجوم افغانها به ایران (حدود ۱۱۳۵ق) در خانوادهای اهل علم دیده به جهان گشود. پدرش، ملاّ محمد رفیع گیلانی، از عالمان زاهد بود که از گیلان به اصفهان مهاجرت کرد و در محلهٔ بیدآباد ساکن شد؛ ازاینرو او و فرزندش به «بیدآبادی» شهرت یافتند. شیخ عبدالنبى قزوینی دربارهٔ ملاّ محمد رفیع مینویسد: «کان فاضلاً محققاً و عالماً مدققاً و زاهداً متقیاً...».[۱]
تحصیلات
بیدآبادی علوم نقلی و عقلی را در حوزهٔ اصفهان فراگرفت و بهسرعت در شمار مدرّسان برجسته درآمد. سید محسن امین به نقل از کتاب «تجربة الاحرار» مینویسد: «کان درسه مجمع الرشد و الرشاد و مجمع اجتماع الحکماء و الفضلاء المتکلمین و الفقهاء».[۲]
از استادان او میتوان به ملاّ محمدنقی الماسی[۳] در حدیث، ملاّ اسماعیل خواجویی[۴] و ملاّ عبدالله حکیم[۵] در حکمت و فلسفه اشاره کرد. خواجویی از احیاگران حوزهٔ اصفهان پس از فتنهٔ افغان بود و به گفتهٔ صاحب «روضات الجنات»، نادرشاه در برابر او تواضع میکرد.[۶]
بیدآبادی مدتی نیز با سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ سلسلهٔ ذهبیه، معاشر شد و تحت تأثیر ارشادات او به سلوک عرفانی گرایش یافت.[۷] وی در نامهای به عبدالله بیدگلی کاشانی، علوم رسمی را «قیل و قال» خوانده و راه نجات را در عمل و تبعیت حقیقی دانسته است.
شاگردان
از شاگردان برجستهٔ او میتوان به این افراد اشاره کرد:
- ملا علی نوری، شارح و مروّج بزرگ حکمت متعالیه
- حاج محمدابراهیم کلباسی[۸]
- میرزا ابوالقاسم مدرس خاتونآبادی
- سید صدرالدین کاشف دزفولی
- ملا محراب گیلانی
- ملا نظرعلی گیلانی
- شیخ جعفر لاهیجی
- ملا حسین ساروی
- سید عبدالله داعی دزفولی
همچنین شخصیتهایی چون میرزاى قمى و عبدالله بیدگلی کاشانی از او دستورالعملهای اخلاقی دریافت کردند.[۹]
آثار
از مهمترین آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مبدأ و معاد یا رسالهٔ توحیدیه[۱۰]
- رسالهٔ حسن دل در آداب سیر و سلوک[۱۱]
- حواشی بر اسفار و مشاعر
- تفسیر قرآن[۱۲]
- رسائل متعدد در سیر و سلوک[۱۳]
- مجموعهٔ نامههای عرفانی او با عنوان تذکرة السالکین منتشر شده است.
عرفان و سلوک
بیدآبادی از چهرههای برجستهٔ عرفان عملی در اصفهان بود و پس از درگذشت قطبالدین نیریزی، قطب سلسلهٔ ذهبیه شد.[۱۴] او در سلوک، بر جمع میان شریعت، برهان و عرفان تأکید داشت و پایبندی به احکام شرعی و توسل به اهلبیت(ع) را از اصول اساسی میدانست.[۱۵]
سید جلالالدین آشتیانی او را از «اعاظم معلمان اخلاق» دانسته و تأثیرش را بر عارفانی چون ملا حسینقلی همدانی، سید احمد کربلایی و شیخ محمد بهاری یادآور شده است.[۱۶]
منابع تاریخی بر زهد و سادهزیستی او تأکید دارند. محمد هاشم آصف مینویسد که او با وجود توانایی مالی، ساده میزیست و اموال فراوان را در راه خدا انفاق میکرد.[۱۷] خوانساری نیز از همدردی او با مردم در زمان قحطی یاد کرده است.[۱۸]
در «رسالهٔ حسن دل» توصیههایی اخلاقی همچون پرهیز از آزار دیگران و خدمت به نیازمندان آمده است.[۱۹]
جایگاه
بسیاری از پژوهشگران بیدآبادی را از احیاگران حکمت متعالیه دانستهاند. مرتضی مطهری مینویسد: «ظاهراً آن دهانهٔ فرهنگ که این آب جاری زیرزمینی از آنجا کاملاً ظاهر شد، مرحوم آقا محمد بیدآبادی است».[۲۰]
هرچند به گفتهٔ سید جلالالدین آشتیانی، وی در حکمت متعالیه بهطور کامل راسخ نبود، اما با تدریس و نگارش حواشی بر «اسفار» و تربیت شاگردانی چون ملا علی نوری، زمینهٔ گسترش اندیشهٔ صدرایی را فراهم ساخت.[۲۱]
بیدآبادی در فقه نیز صاحب حوزهٔ درس بود و قائل به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بود؛ ازاینرو برای رعایت فاصلهٔ شرعی، در قریهٔ رِنان نماز جمعه اقامه میکرد.[۲۲] برخی منابع او را متمایل به دیدگاههای اخباری دانستهاند.[۲۳]
در تفسیر قرآن نیز مهارت داشت و تفسیری عربی از او باقی مانده است که نسخهای از آن در کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.[۲۴]
وفات
ملاّ محمد بیدآبادی در سال ۱۱۹۸ق درگذشت و در تکیهٔ آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. به وصیت او تا سالها بنایی بر مزارش ساخته نشد تا آنکه حدود ۱۲۰ سال بعد، میرزا سلیمان رکنالملک بنایی بر قبر او احداث کرد.[۲۵]
پانویس
- ↑ تتمیم امل الآمل، ص ۱۶۲
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۰۵
- ↑ متوفی ۱۱۵۹ق
- ↑ متوفی ۱۱۷۲ق
- ↑ متوفی ۱۱۶۲ق
- ↑ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۴، ص ۱۵۲؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۵۹۴
- ↑ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۴، ص ۲۹۸
- ↑ روضات الجنات، ج ۵، ص ۱۱۲
- ↑ تذکرة السالکین، ص ۲۸
- ↑ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۲، ص ۳۰۳
- ↑ رسالهٔ حسن دل، تحقیق علی صدرایی خویی
- ↑ نسخهٔ خطی، کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران
- ↑ چاپشده در مجلات حوزه و وحید
- ↑ دانشنامهٔ جهان اسلام، ج ۵، ص ۱۲۷
- ↑ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۴، ص ۲۹۶–۲۹۸
- ↑ همان
- ↑ رستم التواریخ، ص ۴۰۶–۴۰۷
- ↑ روضات الجنات، ج ۷، ص ۱۲۳
- ↑ رسالهٔ حسن دل، ص ۶۹
- ↑ خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۵۹۴
- ↑ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۴، ص ۲۹۸
- ↑ روضات الجنات، ج ۷، ص ۱۲۳
- ↑ همان
- ↑ دانشنامهٔ جهان اسلام، ج ۵، ص ۱۲۷؛ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۴، ص ۲۹۷
- ↑ تذکرة السالکین، ص ۲۸