حوادث پاییز ۱۴۰۱
| پرونده:بلوای 1401.jpg | |
| نامهای دیگر: | جنبش زن، زندگی، آزادی جنبش مهسا بلوای ۱۴۰۱ |
|---|---|
| تاریخ: | پاییز ۱۴۰۱ شروع: شهریور ۱۴۰۱ پایان: ماههای پایانی ۱۴۰۱ |
| محل: | ایران |
| نوع: | اعتراضات اجتماعی واکنشهای مدنی تحولات فرهنگی |
| علت: | درگذشت مهسا امینی |
| تلفات: | ۲۰۲ نفر |
| مجروحان: | ۵۴۰۰ نفر |
| پیامدها: | تغییر محسوس وضعیت حجاب توقف اجرای گشت ارشاد افزایش شکاف اجتماعی و نسلی تضعیف مرجعیت رسانههای رسمی رابطه پرتنش میان هنرمندان و حاکمیت خسارت اقتصادی سنگین افزایش ناامنی و تهدیدات تروریستی |
شرح مختصری از گزارش علت فوت مرحومه مهسا امینی ارائه شده به مرجع قضائی که بر اساس پرونده بیمارستانی عمل جراحی کرانیوفارنژیومای مغز در بیمارستان میلاد در سال ۱۳۸۶، پرونده درمانی بیمارستان کسری در زمان منتهی به فوت، شرح معاینه ظاهری جسد و کالبدگشایی، نتایج آزمایشهای سمشناسی و آسیبشناسی، تحقیقات قضائی و کمیتههای کارشناسی متعدد تخصصی و فوق تخصصی تنظیم یافته است به شرح ذیل اعلام میشود:
متوفیه پس از عمل جراحی تومور کرانیوفارنژیومای مغزی در سن ۸ سالگی دچار اختلال در محور مهم هیپوتالاموس هیپوفیز و غدد تحت فرمان آن (از جمله آدرنال و تیروئید) شده است. به علت این بیماری زمینهای متوفیه تحت درمان با داروهای هیدروکورتیزون، لووتیروکسین و دسموپرسین بوده است.
ایشان در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۲۲ از ساعت ۱۹:۵۶ بهطور ناگهانی دچار افت هوشیاری شده و متعاقب آن بر زمین میافتد که با توجه به بیماری زمینهای، متوفیه توانایی لازم جهت جبران و تطابق با وضعیت ایجاد شده را نداشته، لذا در شرایط مذکور دچار اختلال ریتم قلب و کاهش فشار خون و متعاقب آن کاهش سطح هوشیاری شده که به دلیل انجام عملیات احیای قلبی تنفسی غیرموثر در دقایق حساس اولیه، دچار هیپوکسی شدید و در نتیجه آسیب مغزی شده است، علی رغم برگشت عملکرد قلبی متعاقب عملیات احیای پرسنل اورژانس، حمایت تنفسی انجام شده کارساز نبوده و با وجود انتقال ایشان به بیمارستان و زحمات کادر درمانی بیمارستان کسری، بیمار به علت نارسایی چند ارگانی (M.O.F) ناشی از هیپوکسی مغزی در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۲۵ فوت مینماید.
لازم به ذکر است با استناد به مدارک پزشکی بیمارستانی، بررسی سی. تی اسکن مغز و ریه، نتایج معاینه ظاهری جسد و کالبدگشایی، آزمایشات آسیب شناسی، فوت نامبرده ناشی از اصابت ضربه به سر و اعضا و عناصر حیاتی بدن نبوده است.»[۱]
حوادث سال ۱۴۰۱ ایران به مجموعهای از اعتراضات اجتماعی، واکنشهای مدنی و تحولات فرهنگی - هنری اطلاق میشود که از شهریور ۱۴۰۱ و در پی درگذشت مهسا امینی آغاز شد و تا ماههای پایانی سال ادامه یافت. این رویدادها از حیث گستره جغرافیایی، تداوم زمانی و میزان بازتاب داخلی و بینالمللی، از مهمترین رخدادهای اجتماعی–فرهنگی ایران پس از دهه ۱۳۸۰ بهشمار میآید که از منظر ضریب نفوذ مسائل فرهنگی و رسانهای و همچنین فعال شدن گسستهای اجتماعی میان نسلی در ایران، مورد توجه قرار میگیرد.
حوادث سال ۱۴۰۱ که به «جنبش زن، زندگی، آزادی»، «جنبش مهسا» و «بلوای ۱۴۰۱» نیز شناخته میشود، پس از اعلام خبر درگذشت مهسا امینی آغاز شد و بلافاصله به یکی از پرتکرارترین هشتگها در شبکههای اجتماعی جهان تبدیل شد. به فاصله کوتاهی نیز این موضوع با ورود نهادهای بینالمللی و دولتهای مختلف جهان تبدیل به مبارزهای سیاسی علیه تمامیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران شد و سطح منازعه به یک نزاع سیاسی برای واردآوردن ضربات جدی به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.
این در حالی بود که پدر مهسا امینی در گفتوگویی تصویری، دلیل درگذشت دختر خود را بیماری زمینهای اختلال مغزی در محور هیپوتالاموس - هیپوفیز که باعث عمل جراحی مغز مهسا امینی در ۸ سالگی شده بود، اعلام کرد. در مهرماه ۱۴۰۱ نیز سازمان پزشکی قانونی علت اصلی درگذشت مهسا امینی را «نارسایی چند ارگانی ناشی از هیپوکسی مغزی (عدم رسیدن اکسیژن کافی به مغز)» اعلام کرده و هرگونه ضرب و جرح، آسیب یا ضربه مستقیم به سر را رد کردند.
بسیاری از هنرمندان و چهرههای فرهنگی بهویژه در سینمای ایران به این مبارزۀ سیاسی پیوسته و مواضع تندی را علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کردند. برخی از سینماگران مانند «ترانه علیدوستی»، «کتایون ریاحی»، «هنگامه قاضیانی» به نشانۀ اعتراض به جمهوری اسلامی ایران حجاب از سر برداشتند و سعی در بایکوت رویدادهای فرهنگی و هنری با مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کردند. تولیدات و رویدادهای متعدد هنری و فرهنگی نیز در این زمینه تولید و منتشر شد که یکی از مهمترین آنها قطعه موسیقی «برای…» با صدای شروین حاجیپور بود که توانست جایزهای از رویداد بینالمللی «گرمی» را از آن خود کند. همزمان چهرههای مختلفی هنری، سینمایی و مدلینگ در جهان مانند «بلا حدید»، «آنجلینا جولی»، «شارلیز ترون»، «جیسکا چستین»، «مدونا»، «پنه لوپه کروز»نیز از جنبش زن، زندگی آزادی حمایت کردند.
حوادث ۱۴۰۱ در عین حال از این منظر که نخستین مواجهه نوجوانان با صحنه منازعه و اظهارنظر رادیکال سیاسی در میدان بود نیز حائز اهمیت است. طیف مهمی از دستگیرشدگان و حاضرین در منازعات خیابانی در پاییز ۱۴۰۱ متعلق به قشر نوجوان و جوان بودند که برای نخستین بار چنین کنشگری رادیکال سیاسی اجتماعی را تجربه میکردند. به عقیده کارشناسان، این حوادث یکی از مهمترین نتایج افزایش ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی و در عین حال کاهش مرجعیت رسانههای رسمی جمهوری اسلامی ایران بود که موجب گسست جدی در روایت میان حاکمیت و نسل نوجوان شد.
حوادث پاییز ۱۴۰۱ از منظر اثرگذاری شبکههای اجتماعی نیز مورد توجه بود. آنطور که رسانهها اعلام کردند، کمپانی متا و توییتر بهطور صریح از فعالیتهای رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت میکردند و در این مسیر علاوهبر تغییر الگوریتمهای دسترسی مطالب، تعداد زیادی از کاربران غیرواقعی نیز به افزایش ضریب این مطالب کمک کردند؛ نیویورک تایمز عدد اثرگذاری کاربرهای غیرواقعی در شبکههای اجتماعی در سال ۱۴۰۱ را نزدیک به ۴۵ درصد کل کاربران فارسیزبان اعلام کرد. توییتر نیز ظرفیت افزایش پیام در این پلتفرم را ده برابر افزایش داد و همزمان بودجههای بدافزارهای فیلترشکن از سوی دولت ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی افزایش یافت.
شبکه ایران اینترنشنال نیز با دریافت بودجه مصوب از دولت عربستان سعودی نقش مهمی در افزایش تنشها در کشور و تقویت آشوب و تشویق به ساخت اسلحه انجام داد؛ اقدامی که با واکنش صریح سایر رسانههای فارسیزبان از جمله بیبیسی مواجه شد. اینترنشنال بعد از حوادث ۱۴۰۱ با کاهش شدید بودجه و مخاطب وفادار روبهرو شد که بسیاری از کارشناسان، اقدامات غیرحرفهای و آشوبطلبانه در پاییز ۱۴۰۱ را دلیل این موضوع دانستهاند.
نهادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در این منازعات که بخش زیادی از آن به خیابان کشیده شده بود، سعی در کنترل موضوع با حداقل تلفات و هزینه جانی داشت. بر همین اساس طبق دستورالعملهای محرمانه نیروهای نظامی که چند ماه بعد منتشر شد، استفاده از گلوله و سلاح گرم برای متفرق کردن تجمعات ممنوع اعلام شده و مأموران نظامی به جای گلوله واقعی، با گلولههای رنگی پینت بال و ابزارهایی چون آب پرفشار سعی در متفرق کردن تجماعات داشتند.
با این حال، این تجمعات باعث کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از ایرانیان در شهرهای مختلف کشور شد. برخی از درگذشتگان در جریان اعتراضات از دنیا رفتند و برخی دیگر نیز از سوی عوامل گروهکهای ضدایرانی شکنجه شده و درگذشتند. روحالله عجمیان، نیکا شاکرمی، کیان پیرفلک، آرمان علیوردی از جمله چهرههایی بودند که در این منازعات درگذشتند و خبر درگذشتشان با بازخوردهای مختلف و گسترده همراه بود.
طبق اعلام کمیته ویژه رئیسجمهور دربارهٔ حوادث پاییز ۱۴۰۱، در این ناآرامیها ۲۰۲ نفر از مردم جان خود را از دست دادند و حداقل ۵۴۰۰ نفر نیز مصدوم شدند. طبق اعلام این کمیته ناآرامیها در سراسر کشور بیش از ۲۰ هزار میلیارد ریال خسارت به اموال دولتی و خصوصی وارد آورد.
طبق اعلام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، برنامهریزیهای گستردهای برای انفجار یک مرکز صنعتی، ترور مسئولان ارشد نظام، بمبگذاری در یکی از هیئتهای شهر شیراز، انفجار در میدان شهدای مشهد و حملات متعدد سایبری در زیرساختهای مورد استفاده عموم مردم نیز انجام گرفته بود که از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران خنثی شد. طبق اعلام نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران، دهها نیروی وابسته به گروهکهای مختلف ضدایرانی از جمله کومله، پژاک، تکفیری، داعش، بهاییان، سلطنتطلبان، اراذل و اوباش سابقهدار در این حوادث دستگیر شدند که بسیاری از آنها وظیفه راهبری و شکلدادن اغتشاش در مناطق مختلف کشور را برعهده داشتند.
همزمان با چهلمین روز اعتراضات و در آبان ماه سال ۱۴۰۱ نیز حمله مسلحانهای به زائران آستان حضرت احمدبن موسی (شاهچراغ) در شیراز انجام گرفت که طی آن ۱۳ نفر شهید شده و بیش از ۲۰ نفر نیز مجروح شدند. این حادثه در پی حوادث داخلی ایران و از سوی عوامل گروهک تکفیری داعش انجام گرفت. وزارت اطلاعات اعلام کرد ۲۶ نفر از اتباع کشورهای مختلف مانند تاجیکستان، آذربایجان و افغانستان را به خاطر پشتیبانی و طراحی این عملیات تروریستی دستگیر کرده است.
با این حال حوادث ۱۴۰۱ از منظر فرهنگی و اجتماعی، رابطه حاکمیت و هنرمندان را از الگوی نسبتاً پایدارِ مبتنی بر تنظیم نهادی و همکاری محدود، به وضعیتی پرتنش، فردمحور و ناپایدار سوق داد؛ به گونهای که کنشگری هنرمندان از چارچوبهای صنفی و رسمی به کنشهای شخصی و نمادین منتقل شد، کارکرد اجتماعی ابزارهای رسمی فرهنگی تضعیف گردید، مرز میان فعالیت حرفهای و موضعگیری اجتماعی کمرنگ شد و در نتیجه شکاف اعتماد متقابل که بعد از حوادث انتخابات سال ۱۳۸۸ به مرور در حال افزایش بود و از آبان ۱۳۹۸ جدی تر شد، بهطور جدی تعمیق یافت. پیامد این روند، شکلگیری میدانی چندلایه در فرهنگ و هنر ایران بود که در آن فضاهای رسمی، نیمهرسمی و غیررسمی همزمان فعالاند و رابطه حاکمیت و هنرمندان بیش از آنکه قطع شود، در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت مستمر قرار گرفت؛ هرچند تعداد زیادی از چهرههایی که در سال ۱۴۰۱ به نشانه اعتراض به سیاستهای جمهوری اسلامی ایران، کشور را ترک کردند، بعد از مدتی به ایران بازگشتند یا از مهاجرت خود ابراز پشیمانی کردند.
بعد از حوادث سال ۱۴۰۱ وضعیت حجاب در ایران به طور محسوسی تغییر یافت و موضوع گشت ارشاد نیز دیگر اجرا نشد.
پیشزمینه و آغاز اعتراضات
مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله اهل سقز، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت توسط گشت ارشاد در تهران به دلیل عدم رعایت حجاب رسمی درگذشت. رسانههای ضدایرانی در ساعات اولیه دستگیری و بستری شدن مهسا امینی، دلیل بستری و درگذشت او را ضربات مستقیم نیروهای انتظامی ایران به سر و خونریزی شدید او اعلام کردند. هرچند این ادعا در ویدئویی که چند روز بعد از امجد امینی (پدر مهسا امینی) منتشر شد تکذیب شده و پدر امینی دلیل اصلی بستری او را بیماری زمینه ای مغزیای دانست که باعث جراحی مغز او در ۸ سالگی در بیمارستان میلاد تهران شده بود.
سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ایران در گزارش رسمی خود اعلام کرد که علت مرگ مهسا امینی «نارسایی چندعضوی ناشی از هیپوکسی مغزی» و «اختلال در محور هیپوتالاموس - هیپوفیز» بوده و آثار ضربه فیزیکی مؤثر مشاهده نشده است. در این گزارش نیز به سابقه بیماری زمینهای و جراحی مغز در دوران کودکی اشاره شد. مدتی بعد پیمان جبلی در گفتگویی از عدم اجازه انتشار فیلم گفتگوی امجد امینی از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران خبر داد و اعلام داشت اگر این فیلم در وقت مقتضی خود منتشر میشد اثرگذاری زیادی بر کنترل التهابات سیاسی اجتماعی داشت.
بلافاصله بعد از اعلام درگذشت مهسا امینی، شبکههای اجتماعی بهطور گسترده و کمسابقهای به این موضوع واکنش نشان دادند و نسبت به موضوع گشت ارشاد و سختگیریها در خصوص حجاب اجباری اعتراض کردند. مراسم خاکسپاری مهسا امینی در سقز نیز با حاشیههایی همراه شد و در روزهای بعد، اعتراضات بهسرعت به شهرهای مختلف ایران گسترش یافت.
واکنش و همراهی هنرمندان ایرانی
در پی گسترش اعتراضات، شماری از هنرمندان ایرانی واکنشهایی علنی نشان دادند. این واکنشها طیفی از ابراز همدلی، اعتراض مدنی، کنش نمادین، سکوت اعتراضی یا توقف فعالیت حرفهای را شامل میشد. هرچند این موضعگیریها بیش از آن که به موضوع مهسا امینی محدود باشد، به کنشهایی رادیکال و تند علیه تمامیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود که در نوع خود بیسابقه بود. از جمله چهرههای سینمایی و هنری شاخصی که به این حرکت سیاسی پیوستند میتوان به ترانه علیدوستی، باران کوثری، مانی حقیقی، محمد رسول اف، کتایون ریاحی، هنگامه قاضیانی، جعفر پناهی، نگار جواهریان و… اشاره کرد.
شروین حاجیپور با انتشار ترانه «برای»، که بر اساس مطالب کاربران شبکههای اجتماعی ساخته شده بود، به یکی از نمادهای فرهنگی این دوره بدل شد. این قطعه در مدت کوتاهی بازنشر گستردهای یافت و چند ماه بعد جایزه تازه تأسیسی را نیز از رویداد بینالمللی گرمی دریافت کرد. بسیاری از کارشناسان فرهنگی، این جایزه را – که در نوع خود بیسابقه بوده و پیش از آن وجود نداشته است – بیش از آن که یک کنش فرهنگی و هنری تلقی کنند؛ به حمایت سیاسی از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی ایران تفسیر کردند.
کنشها و تحولات فرهنگی پس از حوادث ۱۴۰۱
کنشهای نمادین
یکی از شناختهشدهترین رفتارهای فرهنگی این دوره، قیچیکردن مو توسط زنان و برخی هنرمندان بود. این کنش که نخستینبار در جریان مراسم خاکسپاری مهسا امینی بازتاب یافت، بهسرعت به نمادی جهانی بدل شد و توسط هنرمندان ایرانی و غیرایرانی بازتولید شد.
موسیقی، ادبیات و هنر اعتراضی
در کنار ترانه «برای»، اشعار، ویدئوهای کوتاه، پادکستها و آثار تجسمی متعددی با مضمون اعتراض و همبستگی تولید شد. بسیاری از این آثار خارج از چارچوب نهادهای رسمی و در بستر شبکههای اجتماعی منتشر شدند.
هنر خیابانی و دانشگاهی
پرفورمنسهای خیابانی، گرافیتی، دیوارنویسی و اجراهای کوتاه نمایشی در برخی شهرها گزارش شد. دانشگاهها، بهویژه دانشکدههای هنر، به کانونهای مهم این کنشها بدل شدند و تجمعات دانشجویی اغلب با شعرخوانی، موسیقی و اجراهای نمادین همراه بود.
کشف حجاب هنرمندان و پیامدها
در پاییز ۱۴۰۱، شماری از بازیگران زن با انتشار تصاویر بدون حجاب اجباری یا حضور علنی بدون حجاب، اعتراض نمادین خود را اعلام کردند.
مهاجرت
برخی از چهرههای حاضر در سینما و تلویزیون ایران نیز تصمیم به مهاجرت از ایران در اعتراض به وضعیت سیاسی ایران گرفتند. حمید فرخنژاد، برزو ارجمند، احسان کرمی و شبنم فرشادجو از جمله این چهرهها بودند. عمده این چهرهها به کمپین حمایت از رضا پهلوی پیوستند و در راهپیماییهای محدود طرفداران او حضور یافتند. هرچند تقریباً هیچکدام از این چهرهها نتوانستند فعالیت هنری خود را در خارج از ایران ادامه دهند و در مصاحبههایی از پشیمانی خود از خروج از ایران سخن گفتند. نمایش «خانه امن» نیز که قرار بود با حضور این چهرهها در کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا اجرا شود، به دلیل عدم استقبال مخاطب و عدم فروش بلیت، کنسل شد. گفته میشود برخی از این چهرهها در ایالات متحده به منظور امرار معاش خود راننده تاکسی و خدماتی در برخی رستورانهای آمریکا شدهاند.
تحریم و بایکوت جشنوارههای سینمایی
در ادامه اعتراضات، گروهی از سینماگران و فعالان فرهنگی با انتشار بیانیهها و فراخوانها، خواستار تحریم رویدادهای رسمی سینمایی شدند. تمرکز اصلی این فراخوانها بر تحریم جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره سینما حقیقت و جشنواره فیلم فجر بود. هرچند این رویدادهای سینمایی بدون اختلال یا توقف در زمان اعلام شده و با حضور مخاطبان در سراسر کشور برگزار شد. البته عمده هنرمندان شاخص سینما از حضور در جشنواره فیلم فجر امتناع کرده و سعی کردند از حضور سایر هنرمندان در این رویداد سینمایی نیز ممانعت بعمل آورند.
واکنش و همراهی هنرمندان جهانی
اعتراضات ۱۴۰۱ ایران بازتاب گستردهای در میان هنرمندان و چهرههای فرهنگی جهان داشت. از جمله افراد شاخصی که واکنشهایی در حمایت از جنبش مهسا امینی داشتند میتوان به بلا حدید، آنجلینا جولی، ژولیت بینوش، جسیکا چستین، ماریون کوتیار، پنهلوپه کروز، شارلیز ترون و مدونا اشاره کرد. این همراهیها عمدتاً در قالب پیامهای همبستگی، بیانیههای جمعی و بازنشر تصاویر و ویدئوها صورت گرفت و نقش مهمی در بینالمللیشدن پوشش رسانهای این رویدادها داشت.
ارزیابی فرهنگی اجتماعی حوادث ۱۴۰۱
حوادث سال ۱۴۰۱ ایران تأثیر قابلتوجهی بر زیست فرهنگی و هنری کشور گذاشت. افزایش کنشگری فردی هنرمندان، فاصلهگرفتن بخشی از جامعه هنری از نهادهای رسمی و بازتاب گسترده جهانی، این سال را به یکی از نقاط عطف در تاریخ معاصر فرهنگ و هنر ایران تبدیل کرده است. حوادث ۱۴۰۱ موجب بازتعریف رابطه حاکمیت و هنرمندان از الگوی «همزیستی مبتنی بر تنظیم نهادی» به وضعیتی پُرتنش، چندپاره و فردمحور شد.
گذار از کنش نهادی به کنش فردی
هنرمندان بهجای تکیه بر صنوف و نهادهای رسمی، کنشگری مستقیم و شخصی را برگزیدند (بیانیه فردی، کنش نمادین، سکوت اعتراضی).
کاهش کارآمدی سازوکارهای تنظیم رسمی
ابزارهایی مانند مجوز، جشنواره و حمایت نهادی کارکرد اجماعی خود را تا حدی از دست داد و به محل مناقشه بدل شد.
افزایش سیاستزدگی زیست حرفهای هنرمند
مرز میان «فعالیت هنری» و «موضعگیری سیاسی–اجتماعی» کمرنگ شد؛ انتخاب حرفهای عملاً به انتخاب موضع تعبیر شد.
تعمیق شکاف اعتماد متقابل
واکنشهای قضایی و محدودیتهای شغلی از یکسو، و تحریم/انصراف از رویدادهای رسمی از سوی دیگر، چرخه بیاعتمادی را تقویت کرد.
چندلایهشدن میدان فرهنگ
همزمانی سه فضا شکل گرفت: رسمی (نهادی)، نیمهرسمی (سازگارشده) و غیررسمی (شبکههای اجتماعی/مستقل)، با جابهجایی مستمر هنرمندان میان آنها.
نقش چهرههای فرهنگی و هنری
یکی از ویژگیهای متمایز بلوای ۱۴۰۱، حضور پررنگ و چندلایهٔ چهرههای فرهنگی، سینمایی و موسیقی در فضای عمومی و رسانهای بود. برخلاف دورههای پیشین اعتراضات اجتماعی، در این دوره، بخش قابل توجهی از واکنشها از درون جامعه هنری ایران برآمد.
از دیگر ویژگیهای این بلوا عبور جریان ضدایرانی از مسیح علینژاد بود؛ او بهجهت کنشهای رادیکال و دروغهای مداوم دیگر اعتبار رسانهای نداشت و بدین منظور نازنین بنیادی که فردی با ظاهر آراستهتر بود بهعنوان یک مدل و عنصر فرهنگی نماینده و سخنگوی گروههای مختلف ضد ایرانی شد و این اتفاق نشانگر جنبه فرهنگی بلوای ۱۴۰۱ است.
تحریم جشنوارهها
بسیاری از هنرمندان با استفاده از پلتفرمهای شخصی خود در شبکههای اجتماعی، بهنوعی به بازتاب یا تقویت فضای اعتراضی پرداختند. این کنشها در قالبهایی چون بیانیههای جمعی، کشف حجاب در فضای مجازی، تحریم جشنوارهها و توقف همکاری با نهادهای رسمی بروز یافت، اما در همان سال جشنواره سینما حقیقت، جشواره فیلم کوتاه تهران و جشنواره فیلم فجر با حضور مردم برگزار شد، هرچند که بسیاری از سینماگران حضور نداشتند و برخی از آنانی که هم در این جشنوارهها حضور پیدا کردند لباس مشکی بر تن داشتند.
گروهی دیگر از هنرمندان با حفظ رویکرد حرفهای یا همراهی با جریان رسمی فرهنگی کشور، تلاش کردند تا از تشدید تنشها جلوگیری کنند و نقش «میانجی فرهنگی» ایفا نمایند. به این ترتیب، جامعه هنری ایران در سال ۱۴۰۱ عملاً به دو قطب متمایز تبدیل شد: هنرمندانی که اعتراضات را حرکتی اجتماعی و فرهنگی میدانستند و از آن حمایت میکردند، و هنرمندانی که آن را نتیجهٔ فضاسازی رسانهای و دخالت خارجی میدانستند.
افرادی چون برزو ارجمند، حمید فرخنژاد، مهناز افشار در حاشیه این بلوا با حضور در شبکههای ایران اینترنشنال ضمن مواضع ضد جمهوری اسلامی، به حمایت از رضا پهلوی پرداختند.
کشف حجاب بازیگران
در این میان، برخی چهرههای شناختهشده مانند مریم بوبانی، هنگامه قاضیانی و ترانه علیدوستی بهصورت علنی موضعگیری کردند و بازتاب گستردهای در رسانههای جهانی یافتند. در سوی دیگر، هنرمندانی همچون مهران رجبی که از مواضع رسمی جمهوری اسلامی حمایت کردند، با واکنشهای رادیکالی، تهدید و بایکوت مواجه شدند. تحلیلگران فرهنگی، این دوقطبی را نشانهای از «سیاسیشدن حوزه فرهنگ» و «تحول نقش هنرمند در جامعه ایرانی» دانستهاند؛ تحولی که در آن مرز میان فعالیت هنری، کنش اجتماعی و موضع سیاسی بیش از پیش در هم آمیخت.
فشار بر بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران
افزونبر اینها، از آنجایی که جام جهانی فوتبال در ایام بلوای ۱۴۰۱ در کشور قطر برگزار شد، منافقین ساماندهی جدی برای حضور در استادیومهای قطر داشتند تا از این رهگذر با سر دادن شعارهای ضدمیهنی، نخواندن سرود ملی ایران و توهین به بازیکنان، فشارهایی را بر بازیکنان وارد کنند؛ این ماجرا بهحدی بود که بعد از آرام شدن وضعیت، بسیاری از بازیکنان درباره موج این فشارها صحبت کردند.
نقش شبکههای اجتماعی
به عقیده کارشناسان، شبکههای اجتماعی در حوادث ۱۴۰۱ ایران نقش زیرساخت ارتباطی و شتابدهنده اجتماعی را ایفا کردند. پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، توییتر (ایکس)، تلگرام و واتساپ با حمایت رسمی از فعالیتهای رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران و بازنشر روایتهای آشوب طلبانه در سراسر کشور امکان دادند روایتها، تصاویر و ویدئوهای لحظهای از خیابانها با سرعتی بیسابقه منتشر شود و خلأ اعتماد به رسانههای رسمی را پر کند. هشتگها، لایوها و بازنشرهای زنجیرهای باعث شدند تجربههای محلی به یک روایت ملی و حتی جهانی تبدیل شود؛ بهطوری که کنشگران داخل کشور، دیاسپورا و رسانههای بینالمللی در یک اکوسیستم خبری مشترک قرار گرفتند. این فضا هم امکان همبستگی و دیدهشدن را فراهم کرد و هم دستور کار رسانهای اعتراضات را شکل داد
در عین حال بسیاری از این خبرها با آن که تبدیل به سوژههای ملتهب شبکههای اجتماعی میشد اما خالی از واقعیت بود و بعضاً در تناقض با واقعیت نیز روایت میشد. اتفاقات شهرک اکباتان در شهادت آرمان علیوردی، جنایت صورت گرفته علیه روحالله عجمیان در استان البرز، جنایتهای مجیدرضا رهنورد و محسن شکاری در غرب شهر تهران، ادعاهای درخصوص درگذشت خدانور لجعی در سیستان و بلوچستان، درگذشت سارینا اسماعیلزاده و روایت خلاف واقع شکل گرفته در شبکههای اجتماعی از جمله موضوعاتی بودند که در شبکههای اجتماعی بهطور خلاف واقع ضریب گرفته و موردتوجه قرار گرفتند.
بسیاری از کارشناسان، کاهش مرجعیت اجتماعی رسانههای رسمی جمهوری اسلامی ایران به خصوص صداوسیما و عدم رعایت سرعت و پاسخگویی به افکار عمومی از سوی رسانههای رسمی برخط در طی یک دهه گذشته و به خصوص بعد از حوادث دی ماه ۱۳۹۸ را یکی از عوامل اصلی رجوع و اعتماد مردم به رسانههای غیررسمی و شبکههای اجتماعی دانستهاند. در عین حال، شبکههای اجتماعی میدان جنگ روایتها و عملیات شناختی هم بودند. انتشار سریع اطلاعاتِ تأییدنشده، ویدئوهای تقطیعشده و شایعات، فضای احساسی را تشدید کرد و تشخیص واقعیت از جعل را دشوار ساخت. حضور حسابهای ناشناس، رباتها و کمپینهای هماهنگ (از هر دو سوی منازعه) به قطبیشدن و رادیکالیزهشدن گفتمان دامن زد. واکنش حاکمیت با محدودسازی اینترنت و فیلترینگ نیز نشان داد که این پلتفرمها به سطحی از اثرگذاری سیاسی رسیدهاند که کنترل دسترسی به آنها خود به یک ابزار حکمرانی تبدیل شده است. به همین دلایل و به عقیده بسیاری از کارشناسان رسانه، شبکههای اجتماعی نه فقط ابزار اطلاعرسانی، بلکه بازیگری فعال در شکلدهی به ادراک، احساسات و کنش جمعی در حوادث ۱۴۰۱ بودند.
در عین حال عملکرد غیرحرفه ای برخی رسانههای رسمی ضدایرانی و هم چنین شدت موضعگیریهای رادیکال و روایتهای غیرواقعی از اتفاقات داخل ایران، باعث کاهش شدید مخاطب و مرجعیت برخی از این رسانههای ضدایرانی شد. تا جایی که برخی از رسانههای ضدایرانی نیز نسبت به رفتار غیرحرفه ای تعدادی از همین رسانههای ضدایرانی معترض بودند. طبق گزارشها میزان مرجعیت رسانه ایران اینترنشنال بعد از حوادث ۱۴۰۱ بهطور معناداری در میان ایرانیان با کاهش همراه بود. بسیاری از صفحات فعال در اینستاگرام و تلگرام نیز بعد از حوادث ۱۴۰۱ تقریباً به حالت غیرفعال درآمدند.
جداول آماری حوادث سال ۱۴۰۱
جدول ۱: آمار اعتراضات جهانی
| موضوع | آمار |
|---|---|
| بازه زمانی | ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ |
| تعداد اعتراضها | بیش از ۴۰۰ اعتراض مردمی گسترده |
| تعداد کشورها | ۱۳۲ کشور |
| اعتراضهای طولانی | ۲۳٪ بیش از ۳ ماه |
جدول ۲: ناآرامیهای ایران – پاییز ۱۴۰۱
| موضوع | تاریخ/عدد |
|---|---|
| فوت مهسا امینی | ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ |
| تشکیل کمیته ویژه وزارت کشور | ۹ آبان ۱۴۰۱ |
| تشکیل کمیته ملی و فرادستگاهی | ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ |
| گزارش کمیته ویژه | ۱۴۰۲/۱۲/۱۶، ۲۷۹ صفحه، ۱۷ پیوست |
جدول ۳: فوت مهسا امینی
| موضوع | زمان/عدد |
|---|---|
| انتقال به اداره اجتماعی پلیس | ۱۸:۳۰، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ |
| حضور بدون مشکل | ۱۹:۳۰ |
| کاهش هوشیاری و افتادن | ۱۹:۵۶ |
| ورود اورژانس | ۷ دقیقه و ۱۰ ثانیه بعد |
| بستری در بیمارستان | ۶۲ ساعت |
| زمان فوت | ۱۴:۳۵، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ |
| گزارش پزشکی قانونی | ۱۵ مهر ۱۴۰۱: فوت ناشی از ضربه نبود |
جدول ۴: جانباختگان و مصدومین
| گروه | تعداد |
|---|---|
| جانباختگان مردم | ۲۰۲ نفر |
| درگیری مسلحانه | ۹۰ نفر |
| رهگذر | ۱۱۲ نفر |
| نیروهای مجری قانون و مردم شهید | ۷۹ نفر |
| حوادث تروریستی شیراز، ایذه و سایر | ۲۵ نفر |
| نیروهای مجری قانون | ۵۴ نفر |
| مجروحین نیروهای انتظامی | حدود ۵۲۰۰ نفر |
| مجروحین سپاه و بسیج با آسیب شدید | ۱۵۴۰ نفر |
جدول ۵: خسارات مالی
| مورد | عدد |
|---|---|
| خسارت اموال دولتی، عمومی و خصوصی | ۲۰/۰۰۰ میلیارد ریال |
| خسارت به اماکن دولتی، عمومی و خصوصی | ۹۰۶۶۳۵۱ میلیون ریال |
| پرداخت به ۱۲۲ نفر | ۱ تا ۵ میلیارد ریال (۹۹ نفر ۵ میلیارد، ۲۳ نفر ۱ میلیارد) |
| پرداخت به ۳۷ خانوار | ۱۸۳.۶۸۷.۰۰۰.۰۰۰ ریال |
| وزارت دادگستری به ۳۳۴ نفر | ۴۱۳۸۴۶۱۰۹۰۰۰ ریال |
| سایر مصدومین ۲۸ نفر | ۶۶۲۳۶۸۹۵۷۴ ریال |
| نیروهای مجری قانون | ۴۷۶،۳۷۰،۳۷۲،۵۸۰ ریال |
| شکایات کارکنان فراجا | ۵۹۲ نفر (۴۰۰ جسمی، ۱۹۲ مالی) |
| خسارت پرداختی کارکنان فراجا | ۵۵ میلیارد و ۲۴۰ میلیون ریال |
جدول ۶: بازداشتها و پروندهها
| مورد | تعداد |
|---|---|
| پرونده تشکیل شده | ۳۴ هزار نفر |
| افراد در بازداشتگاه | کمتر از ۳۰۰۰ نفر |
| عفو گسترده بهمن ۱۴۰۱ | ۲۲ هزار نفر |
| زندانیان اعمال خشن | ۲۹۲ نفر |
| زندانیان با حکم قطعی | ۱۵۸ نفر |
جدول ۷: محدودیتها و دستورالعملها
| نهاد | تاریخ | دستورالعمل |
|---|---|---|
| ستاد کل نیروهای مسلح | ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ | ممنوعیت استفاده از سلاح گرم، فقط ابزار ضدناآرامی |
| فرماندهی سپاه | ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ | عدم استفاده از سلاح گرم |
| فراجا | ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ | ممنوعیت استفاده از سلاح گرم |
| وزیر کشور | ۳ مهر ۱۴۰۱ | رعایت برخورد با زنان و بازداشت آخرین چاره |
جدول ۸: عوامل خارجی و گروهکها
| گروه | تعداد/جزئیات |
|---|---|
| گروهک منافقین | بیش از ۵۰ نفر |
| گروهکهای کومله، دمکرات، پاک و پژاک | ۷۷ نفر |
| گروهکهای تکفیری | ۵ نفر با ۳۶ کیلوگرم مواد منفجره |
| تبعه بیگانه | ۹ نفر |
| اراذل و اوباش | ۱۶۴ نفر |
| کشف سلاح و مواد آتشزا | کوکتل مولوتف، کلت کمری، مسلسل، تفنگ ساچمهای |
پیوند به بیرون
پانویس
- ↑ «گزارش پزشکی قانونی در رابطه با فوت مهسا امینی منتشر شد/خبرگزاری مهر». ۱۵ مهر ۱۴۰۱. دریافتشده در ۱ دی ۱۴۰۴ش.