کاهن معبد جینجا (کتاب)

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

کاهن معبد جینجا (کتاب)
کاهن معبد جینجا (کتاب)
تصویر جلد کتاب
اطلاعات کتاب
نویسندهوحید یامین‌پور
موضوعخاطرات
زبانفارسی
تعداد صفحات۲۱۹
قطعرقعی
اطلاعات نشر
ناشرانتشارات امیرکبیر
محل نشرتهران
تاریخ نشر۱۳۹۹
شابک۹۷۸۹۶۴۳۰۳۰۳۱۵
وبسایت ناشرhttp://amirkabirpub.ir/


کاهن معبد جینجا سفرنامه وحید یامین‌پور به ژاپن، سرزمین آفتاب تابان است که انتشارات امیرکبیر آن را منتشر کرده است.

کاهن معبد نینجا داستان سفر کوتاه وحید یامین‌پور به ژاپن در گرامی‌داشت سالگرد بمباران هیروشیما به همراه چند تن از هنرمندان سینما و فعالان حوزه پایداری، مثل پرویز پرستویی و مازیار میری است که در تابستان سال ۱۳۹۵ انجام شده است. این کتاب روایت ادبی و توصیفی از سفر دارد و ضمن آن یامین‌پور به مقایسه فرهنگ‌های ایران و ژاپن می‌پردازد؛ یامین‌پور در این کتاب تلاش کرده است تا عناصر اصیل فرهنگ ژاپنی را توصیف کند؛ از جمله سنت‌های سامورایی، گل‌های کیمونو و آداب و رسوم نوشیدن چای سبز تا از طریق این توصیفات نگاه تحلیلی خود را به تاریخ و فرهنگ این کشور، ارائه کند.

در این سفر، یامین‌پور با مردمی روبه‌رو می‌شود که اصالت و شرافت را در رفتار و زندگی روزمره خود معنا کرده‌اند و می‌بیند چگونه سامورایی‌های امروز، همچنان برای پاسداری از سنت‌های کهن تلاش می‌کنند. او همچنین زنان ژاپنی را توصیف می‌کند که با وجود حضور در جامعه‌ای مردسالار، با نجابت و متانت، اصالت خود را حفظ کرده‌اند.

یامین‌پور از نخستین لحظه‌های سفر، از فرودگاه دبی تا شهرهای مختلف ژاپن، هر اتفاق را با نگاه تحلیلی خود می‌نگرد. او در این کتاب، تاریخ، فرهنگ، مذهب و جغرافیای ژاپن را به‌دقت می‌کاود تا تصویری واقعی از سرزمین آفتاب ارائه دهد؛ تصویری به‌دور از افسانه‌پردازی‌های رایج. در پایان سفر، او به این باور می‌رسد که جوهره اصالت ژاپنی را باید در ساده‌زیستی و پایبندی به سنت‌ها جست‌وجو کرد. نویسنده «کاهن معبد جینجا» می‌گوید: هرچه به شرق بروی، اشعه‌ای درخشان‌تر از خورشید بر جان انسان می‌نشیند.

«وحید یامین‌پور» برای نگارش «کاهن معبد جینجا» نثر صریح و کم‌حاشیه‌ای را به کار گرفته است و مطالب کتاب کاملاً روان و شفاف بیان شده‌اند. او در طول سفر بارها به یادداشت‌برداری پرداخته که این امر سبب شده جزییات قابل توجهی را ثبت کند. با خواندن «کاهن معبد جینجا» حوصلهٔ مخاطب سر نمی‌رود چراکه نویسنده تمام مسائل غیرضروری و جانبی را حذف کرده و هنگام مطالعه، مخاطب از خواندن چیزی رد نمی‌شود. کتاب با زبانی روان و روایت‌پردازی پخته نوشته شده و بی‌هیچ مکثی، خواننده را هم‌قدم با سفر پیش می‌برد. طنزهای ظریف و به‌موقع نویسنده در میان وقار و سادگی کلمات، تعادل خوش‌خوانی میان دنیای بیرون و درون اثر ایجاد کرده و بر جذابیت آن افزوده است.

«وحید یامین‌پور» نویسنده‌ای است که در مقایسه تقابلات شرق و غرب، پیش‌زمینهٔ مناسبی دارد بنابراین مشخص است در سفر به کشوری که ایده‌هایی از هر دو فرهنگ را دارد، به چیزی بیش از سطوح و ظواهر پرداخته و خواننده را به لایه‌های عمیق‌تر و قابل‌تأمل‌تری خواهد برد.

این کتاب به علاقه‌مندان به سفرنامه‌نویسی، فرهنگ‌های آسیای شرقی، و مقایسه‌های فرهنگی میان جوامع مختلف پیشنهاد می‌شود.

وحید یامین‌پور نویسنده، پژوهشگر و مجری رسانه است و در کارنامه خود آثار موفقی چون نخل و نارنج، ارتداد را دارد، که در سال ۱۳۹۹ بخاطر دو اثر پرفروشش (ارتداد و کاهن معبد نینجا) به عنوان چهره سال هنر انقلاب برگزیده شد.

نویسنده

وحید یامین‌پور (زاده ۳ دی ۱۳۵۹ در دزفول) مدرس دانشگاه، نویسنده، فعال رسانه‌ و مجری تلویزیون ایران و چهره سال هنر انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۹ است.

او مدرک کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی را از دانشگاه امام صادق(ع) و دکتری همین رشته را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران گرفته است. او از سال ۱۳۸۱ گویندگی و اجرا را در رادیو و تلویزیون آغاز کرد.

آثار داستانی یامین‌پور افزون‌بر آنکه جزو آثار پرفروش در سال‌های اخیر به‌شمار می‌رود در میان نخبگان فرهنگی و هنری نیز مورد استقبال قرار گرفته است.

یامین‌پور در سال ۱۴۰۱ با حکم سید ابراهیم رئیسی به‌عنوان دبیر شورای عالی جوانان منصوب و با ارتقای این شورا به شورای عالی نوجوانان و جوانان، در بهمن ۱۴۰۲ به‌عنوان دبیر آن منصوب شد.

معرفی کتاب

«کاهن معبد جینجا» داستان سفر کوتاه «وحید یامین‌پور» به ژاپن در گرامیداشت سالگرد بمباران هیروشیما است که با توجه به سابقهٔ کاری او، از مرز سیر و سیاحت فراتر رفته و به تحلیل اتفاقاتی که مشاهده می‌کند می‌پردازد.

ژاپن کشوری است که همواره در تمام برهه‌ها به دلایل ریز و درشتی زیر نورافکن بوده است؛ چه به‌خاطر فرهنگ و هنر، چه در جنگ و چه در پیشرفت صنعتی و اقتصادی، نام کشور آفتاب تابان، به نحوی خودنمایی می‌کند. اما برای شناخت یک سرزمین، چه راهی بهتر از خود سفر کردن یا خواندن سفرنامه‌ای خوب وجود دارد؟

«کاهن معبد جینجا» سفرنامه‌ایست که گوشه‌ای از واقعیت‌های این کشور جذاب و شگفت‌انگیز را به تصویر کشیده و به شکل مفید و مختصر از تجربهٔ سفر به آنجا می‌گوید.

«وحید یامین‌پور» برای نگارش «کاهن معبد جینجا» نثر صریح و کم‌حاشیه‌ای را به کار گرفته است و مطالب کتاب کاملاً روان و شفاف بیان شده‌اند. او در طول سفر بارها به یادداشت‌برداری پرداخته که این امر سبب شده جزییات قابل توجهی را ثبت کند.

با خواندن «کاهن معبد جینجا» حوصلهٔ مخاطب سر نمی‌رود چراکه نویسنده تمام مسائل غیرضروری و جانبی را حذف کرده و هنگام مطالعه، مخاطب از خواندن چیزی رد نمی‌شود.

«وحید یامین‌پور» نویسنده‌ای است که در مقایسه تقابلات شرق و غرب، پیش‌زمینهٔ مناسبی دارد بنابراین مشخص است در سفر به کشوری که ایده‌هایی از هر دو فرهنگ را دارد، به چیزی بیش از سطوح و ظواهر پرداخته و خواننده را به لایه‌های عمیق‌تر و قابل‌تأمل‌تری خواهد برد.

برشی از کتاب

ژاپن ناشناخته و جادویی قرن‌هاست به اصالت و افتخار شهره است و به خون سرخی که از خنجر شرافت سامورایی مغرور می‌چکد و به گل‌های فریبنده نقش بسته بر کیمونو که تن تسلیم و نجیب زنانش را می‌پوشاند و به قلب‌های مطیعی که بر خدایگان و وطن سجده می‌بَرد و به چشمان کشیده ظریفی که نمی‌توان به عمق آن راه یافت و به سکون و آرامشی که در نوشیدن چای سبز لانه کرده است.

ژاپن گاه خشمگین و خون‌ریز، گاه آرام و خندان، گاه سرد چون زمهریر قلّه فوجی و گاه می‌دانی قلب ژاپن چیست؟ شکوفه گرم و شاعرانه آن‌چنان که لافکادیو هرن آن را ستود. گیلاسی کوهی که عطرش را در آفتاب صبح می‌گستراند اصالت، شرف و افتخار، قرن‌ها چون جواهری با خنجر جنگجویان در جان معابد جینجا محافظت شد. درست همان زمان که بالزاک در باباگوری و بر شرف و اصالت فرانسوی‌اش گریست و تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ ارزش‌های روسی‌اش را به خاک سپرد.

ژاپن همچنان در شعر شاعرانِ شیفته آفتاب، رؤیای رومانتیک مردانِ ستبرسنگی بادشنه‌ای در پهلو و زنان نازک‌تراش خاموش با بادبزنی پرنقش و نگار باقی بود؛ حتی پس از گشوده شدن دروازه جهنمِ غرب بر روی این باغ اصیل شرقی که آغاز تغییر بود. تغییر تدریجی زمین و زمان، انسان و سیاره، آنچنانکه نیکوس کازانتزاکیس مرثیه‌اش را بر این تغییر خوانده و و بر آن گریسته: همراه با مسیحیت‌شان، اروپاییان تفنگ و سفلیس و توتون و تجارت برده‌شان را نیز بدین سرزمین بکر بردند. تمدن غربی ریشه‌های خود، بازرگانان بی انصاف، دزدان دریایی فرنگ، ربایندگان زن‌ها و دائم‌الخمرها را همه جا گسترد.

قرن‌ها بعد، من در جستجوی شرف و اصالت اسطوره‌ای سرزمین آفتاب تابان، از ایران، از قلب کهن سرزمین عرفان، هنر و ادب ره سپرده‌ام؛ با این آرزوی پنهان شده در تودرتوی خاطراتم که هرچه به شرق بروی، اشعه درخشان‌تری از خورشید بر جانت خواهد نشست. (بخشی از مقدمه کتاب)