انقلاب فرهنگی ایران

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

انقلاب فرهنگی ایران مجموعه رویدادهایی است که مرتبط با نظام آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت؛ این رویدادها بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ و با هدف پاکسازی استادان و دانشجویانی بود که «غرب‌زده» به‌شمار می‌رفتند، اتفاق افتاد. انقلاب فرهنگی هدف خود را اسلامی‌سازی دانشگاه‌های مدرن و از بین رفتن فاصله بین دو نظام آموزش عالی حوزوی و دانشگاهی بیان کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بازگشایی دانشگاه‌ها، این فضا تبدیبل به محلی برای فعالیت‌های سیاسی شده بود. تا قبل از شروع انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌های کشور از کانون‌های مهم و اصلی برای حضور مخالفان جمهوری اسلامی ایران بودند و کنترل و مدیریت آن‌ها از دست حاکمیت خارج شده بود. دانشگاه‌ها به فضای برام تیم‌سازی تشکیلاتی احزاب و گروه‌های مختلف مثل سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده بود.

سخنرانی امام خمینی در ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ نقش مهمی در شتاب گرفتن سیر انقلاب فرهنگی داشت؛ اما در هر حال این سیر از چند روز قبل آغاز شده بود. در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۵۹، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی که در آن زمان عضو شورای انقلاب بود، بریا ایراد سخنرانی به تبریز رفته و در سالن دانشکده پزشکی این دانشگاه سخنرانی کرد. بنا بر این بود که بعد از اتمام سخنرانی، او مقابل ساختمان مرکزی به سوالات دانشجویان پاسخ دهد اما اجتماع دانشجویان متشنج شد و هاشمی بدون شرکت در جلسه سخنرانی بعدی، دانشگاه را ترک کرد. در پی این اتفاق، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تبریز، ساختمان مرکزی دانشگاه را تصرف کرده و تمام کارکنان و مسئولان را از آنجا بیرون کردند. دانشجویان اعلام کردند تا زمانی که پاکسازی دانشجویان، اساتید هیئت علمی و کارکنان دانشگاه انجام نشود، ساختمان مرکزی را ترک نخواهند کرد. دولت و گروه‌های دانشجویی از این حرکت استقبال کردند. در ایام مذکور، اعلام تعطیلی دانشگاه‌ها با مخالفت و موافقیت افراد زیادی مواجه شد. فضای دانشگاه‌ها در آستانه تشنج بود به طوری که شورای انقلاب در اطلاعیه‌ای در خصوص وقایع پیش‌آمده اعلام کرد: کسانی که دلشان برای انقلاب اسلامی نمی‌تپد و درک دیگری از دانشگاه دارند، با ایجاد بحران در امور دانشگاهی و تبدیل آن به ستاد عملیات سیاسی تفرقه‌آور، مانع دگرگونی بنیادی دانشگاهی شده‌اند و باعث نارضایتی همه علاقه‌مندان به تعلیمات عالیه متعهد، شده‌اند.

در پی افزایش تنش‌ها و بالا گرفتن فضای سیاسی در دانشگاه‌ها، بسیاری از دانشگاه‌های کشور در روز ۲۹ فروردین ۱۳۵۹ با هدف اجرای انقلاب فرهنگی مورد تصرف قرار گرفتند. از جمله حوادث مهم می‌توان به اشغال دانشگاه مشهد و دانشگاه شیراز توسط گروه‌هایی از دانشجویان و مردم، تصرف دانشکده علوم بانکی که با درگیری‌ها و زد و خوردهای متعدد همراه بود، و برخوردهای گسترده در دانشگاه تربیت معلم تهران اشاره کرد. این رخدادها از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب فرهنگی به‌شمار می‌روند.

این رویداد آغاز انقلاب فرهنگی در ایران محسوب می‌شود. با دستور امام خمینی دانشگاه‌ها برای مدت بیش از دو سال تعطیل شدند و صدها استاد و هزاران دانشجوی دارای دیدگاه‌های مخالف، چپ‌گرا یا لیبرال از دانشگاه‌ها اخراج شدند.

امام خمینی در پیام خود در اولین روز فروردین سال ۱۳۵۸ بر لزوم ایجاد یک تحول اساسی در دانشگاه‌های سراسر کشور تأکید کرد و گفت دانشگاه‌ها باید محیطی سالم برای آموزش علوم عالی اسلامی باشند. ایشان بر ضرورت جلوگیری از آموزش‌های نادرست دوران رژیم گذشته تأکید کردند و تأکید کردند که بسیاری از مشکلات جامعه ناشی از عدم شناخت صحیح روشنفکران دانشگاهی از مسائل جامعه بوده است. امام خمینی از روشنفکران خواست با کنار گذاشتن تفرقه و گروه‌بندی‌های مختلف، به مردم توجه کنند و خود را از وابستگی به قدرت‌های خارجی آزاد سازند.

همچنین ایشان خطاب به طلاب علوم دینی و دانشجویان تأکید کردند که باید بر مبانی اسلامی تمرکز کنند، از پیروی از گروه‌های منحرف خودداری کنند و اسلام راستین را جایگزین تفکرات نادرست و التقاطی نمایند. امام خمینی هشدار دادند که تلفیق نادرست آموزه‌های اسلامی با مکاتب دیگر، مانند مارکسیسم، نتیجه‌ای جز انحراف و مشکلات آینده نخواهد داشت و دانشجویان نباید راه اشتباه روشنفکران غیرمتعهد را دنبال کنند.

در دوران انقلاب فرهنگی، برنامه‌های متعددی با هدف مقابله با نفوذ فرهنگ غرب و اصلاح دانشگاه‌ها اجرا شد. یکی از اهداف اصلی، ایجاد وحدت میان نظام آموزش عالی دانشگاهی و حوزه علمیه قم بود. محتوای بسیاری از کتاب‌های درسی و منابع علمی مورد بازبینی قرار گرفت و دیدگاه‌های چپ‌گرایانه و لیبرال از دانشگاه حذف شد. همچنین تغییراتی برای اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها و اجرای شریعت اسلامی در آموزش عالی اعمال شد که تأثیر قابل توجهی بر ساختار فرهنگی و علمی کشور گذاشت.

پس از بالا گرفتن تنش‌ها در دانشگاه‌ها و اوج‌گیری درخواست انجام انقلاب فرهنگی، شورای انقلاب در بیانیه دوم خود اعلام کرد که تمامی دانشگاه‌ها تا پایان روز اول اردیبهشت تعطیل خواهند بود و دانشجویان، استادان و مردم باید دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی را ترک کنند. شورا در این بیانیه تأکید کرد که تأخیر در اصلاح بنیادین نظام آموزشی ناشی از نابسامانی‌ها و درگیری‌های گوناگون است و این وضعیت مانعی برای تحقق فرصت اصلاحات محسوب می‌شود. در ادامه، تصمیم شورا در خصوص تخلیه دفاتر و ستادهای سیاسی گروه‌ها در تمام دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، شامل دفترهای هنری، ورزشی، کتابخانه‌ها و سایر مکان‌ها اعلام شد و از مردم خواسته شد تا همکاری کنند و از تجمع در اطراف دانشگاه‌ها خودداری کنند.

در پی این بیانیه، ستاد و سازمان دانشجویان دانشگاه شیراز وابسته به خط امام، که دانشکده‌های پزشکی، ادبیات، علوم و مهندسی را اشغال کرده بودند، دانشکده ادبیات و علوم را به استانداری تحویل دادند. نمایندگانی از انجمن‌های دانشجویان مسلمان نیز با اعضای شورای انقلاب به بحث و بررسی در مورد درگیری‌های اخیر و برچیدن دفاتر سیاسی پرداختند. در سایر دانشگاه‌ها، تخلیه دفاتر به‌سادگی انجام نشد و برخی گروه‌های دانشجویی از جمله پیکار و پیشگام از اجرای آن خودداری کردند که منجر به درگیری‌های گسترده در سطح کشور شد. پس از حدود ده روز، دانشگاه‌ها یکی پس از دیگری به کنترل دانشجویان مسلمان درآمد و از پانزدهم خرداد دانشگاه‌ها برای مدتی نامعلوم تعطیل شدند.

هدف از تعطیلی دانشگاه‌ها اصلاح نظام آموزشی و فراهم کردن فرصت برای تعریف برنامه‌های جدید بود. در طول حدود سی ماه تعطیلی، ستاد انقلاب فرهنگی برنامه‌ریزی و سامان‌دهی جدیدی برای نظام آموزشی کشور انجام داد که شامل تشکیل جهاد دانشگاهی، تدوین برنامه‌های آموزشی جدید، ادغام و انحلال برخی دانشگاه‌ها، بررسی مدیریت دانشگاه‌ها، تدوین لایحه تربیت مدرس، تأمین گزینش استادان، تشکیل مرکز نشر دانشگاهی، ایجاد کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها، اعزام محصل به خارج و تقسیم مناطق آموزشی و هماهنگی با تقسیمات کشوری بود.

امام خمینی در فرمان خود تأکید کردند که ضرورت انقلاب فرهنگی یک امر اسلامی است و خواست ملت مسلمان به‌شمار می‌رود و باید به‌طور جدی پیگیری شود. بر اساس این فرمان، افرادی از اساتید مسلمان، کارکنان و دانشجویان متعهد برای همکاری دعوت شدند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‌ریزی رشته‌های مختلف و خط‌مشی فرهنگی دانشگاه‌ها بر اساس فرهنگ اسلامی اقدام کنند.

ستاد انقلاب فرهنگی موظف شد فعالیت‌های خود را بر چند محور متمرکز کند:

  • تربیت و گزینش استادان شایسته برای تدریس
  • گزینش دانشجویان متعهد
  • اسلامی کردن محیط دانشگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی به‌گونه‌ای که نتایج آموزش در خدمت مردم و جامعه باشد.

برای اجرای این اهداف، گروه‌های برنامه‌ریزی در رشته‌های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه، کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. از آنجا که مدیریت دانشگاه‌ها پیش از انقلاب هماهنگ با فرهنگ اسلامی نبود، تغییراتی در سازمان دانشگاه‌ها و مدیریت آن ضروری بود و محیط دانشگاه‌ها باید اسلامی می‌شد. به همین منظور کمیته‌ای با عنوان «کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها» شکل گرفت و فعالیت عمده ستاد بر تدوین مقررات و ضوابط دانشگاهی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شد.

در شهریور ۱۳۶۲ با نظر امام خمینی، ستاد انقلاب فرهنگی ترمیم و با حضور مسئولان اجرایی کامل شد و پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، فعالیت آن ادامه یافت. در آذر ۱۳۶۴ ستاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی تبدیل شد و اعضای جدید شامل رؤسای سه قوه، مسئولان فرهنگی و اندیشمندان کشور شدند. اهداف اصلی شورا شامل گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامی در جامعه، تزکیه محیط‌های علمی و فرهنگی، تحول دانشگاه‌ها و مدارس، تعمیم سوادآموزی، حفظ و احیای آثار اسلامی و تدوین سیاست‌های فرهنگی، آموزشی و پژوهشی کشور بود.

در طول فعالیت ستاد و سپس شورا، اقدامات عملی متعددی انجام شد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تشکیل جهاد دانشگاهی
  • تدوین برنامه‌های آموزشی جدید
  • ادغام و انحلال برخی دانشگاه‌ها
  • انتصاب مدیران متعهد
  • تدوین لایحه تربیت مدرس
  • تأمین گزینش استادان
  • تشکیل مرکز نشر دانشگاهی
  • تشکیل کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها
  • اعزام دانشجویان به خارج
  • تقسیم مناطق آموزشی
  • تشکیل گروه‌های برنامه‌ریزی در رشته‌های مختلف

این اقدامات به اصلاح و سازمان‌دهی دانشگاه‌ها و آموزش عالی ایران در راستای فرهنگ اسلامی کمک کرد و مسیر تحولات بلندمدت در نظام آموزشی کشور را هموار ساخت.

مدافعان انقلاب فرهنگی بر این باور بودند که رشته‌های علوم انسانی در ایران تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار گرفته‌اند و برای اسلامی‌سازی این رشته‌ها، لازم بود موضوع‌ها، روش‌ها و ابزارهای تحقیق در این حوزه‌ها اصلاح شود. به نظر طرفداران انقلاب فرهنگی، علوم انسانی «پاکسازی نشده» نمونه‌ای از تهاجم فرهنگی بود. بحث دربارهٔ رابطه ایران و غرب و تأثیر آن بر فرهنگ و آموزش، هم در ایران و هم در محافل غربی مطرح بود و گاه با عناوینی مانند «تهاجم فرهنگی»، «برخورد تمدن‌ها» یا «گفتگوی تمدن‌ها» مورد بررسی قرار می‌گرفت.

شورای انقلاب فرهنگی مأمور شد تا نظارت بر اعمال ارزش‌های اسلامی در نظام آموزشی کشور را برعهده گیرد. در این چارچوب، دروس دانشگاهی به پنج گروه اصلی تقسیم شد: علوم انسانی (شامل علوم اجتماعی)، کشاورزی، مهندسی و تکنولوژی، پزشکی و علوم پایه. بازبینی محتوای هر گروه تحت نظارت گروه‌های تخصصی انجام می‌شد. بخش عمده‌ای از این کار توسط زیرمجموعه‌های شورای انقلاب فرهنگی، به‌ویژه سازمان سمت که بیشتر توسط روحانیون اداره می‌شد، صورت گرفت و تا سال ۱۳۶۴ حدود سه هزار عنوان کتاب بازبینی و تدوین شد که دیدگاه‌های اسلامی در آن‌ها اعمال شده بود. نقش روحانیون در بازبینی کتب علوم انسانی پررنگ‌تر بود، در حالی که کتاب‌های پزشکی و علوم پایه با مشارکت محدودتر روحانیون بازبینی شد.

کتب علوم انسانی، اجتماعی و علوم دینی به‌طور ویژه برای زدودن آثار نظام سلطنتی و تفکرات غربی مورد بازبینی قرار گرفتند. در رشته‌هایی مانند اقتصاد و حقوق تغییرات بنیادی اعمال شد؛ برای مثال، نظریه‌های اقتصادی مانند عرضه و تقاضا با مفاهیم اقتصاد اسلامی جایگزین شد و کتب حقوق بر اساس شریعت اسلامی بازنویسی گردید. چهره‌های سلطنتی و شخصیت‌های سکولار از این کتاب‌ها حذف و با قهرمانانی مورد تأیید نظام جایگزین شدند، مانند شیخ فضل‌الله نوری، سید حسن مدرس و میرزا کوچک‌خان.

در کنار بازبینی محتوای کتب، اقدامات سیاسی و اجتماعی مهمی نیز صورت گرفت. پس از استعفای مهندس مهدی بازرگان و پایان دوران کوتاه تجربه دموکراسی غرب‌گرایانه، نیروهای وفادار به امام خمینی با هدف صیانت از دانشگاه‌ها اقدام به پاکسازی جریان‌های چپ و غیرانقلابی کردند. بسیاری از کرسی‌ها و سمت‌های دانشگاهی به دست نیروهای متعهد بازپس‌گیری شد، تجمعات وابسته به جریان‌های چپ مورد برخورد قرار گرفت و دفاتر آنان تعطیل گردید. در جریان انقلاب فرهنگی، هزاران استاد و دانشجوی وابسته به جریان‌های چپ از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند و دانشگاه تهران عملاً در اختیار نیروهای انقلابی و متعهد قرار گرفت.

همچنین، دانشجویان و استادان وابسته به آیین بهایی به دلیل مغایرت با اصول انقلاب اسلامی از دانشگاه‌ها اخراج شدند و پذیرش آنان در آینده محدود گردید. طبق دستورالعمل شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاست برخورد با این افراد به‌گونه‌ای تنظیم شد که مسیر تحصیل و پیشرفت علمی آنان در چارچوب نظام اسلامی مسدود گردد. دیوان عدالت اداری نیز در سال ۱۳۹۷ با اشاره به این مصوبه، محرومیت تحصیلی شهروندان بهایی را مورد تأیید قرار داد و بدین‌سان بر ضرورت هماهنگی نظام آموزشی با ارزش‌های انقلاب اسلامی صحه گذاشت.

در زمینه مسائل جنسیتی و پوشش، اقدامات اسلامی‌سازی شامل جداسازی جنسیتی مدارس و دانشگاه‌های مختلط، اجباری کردن پوشش اسلامی و محدودیت‌هایی در پذیرش بانوان در برخی رشته‌ها بود. شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۶۴ محدودیت‌هایی در تحصیل زنان در رشته‌های مهندسی، علوم، فناوری و کشاورزی اعمال کرد، اما با مقاومت و رایزنی‌های انجام شده، این محدودیت‌ها تا سال ۱۳۷۰ رفع شد. همچنین، رسانه‌ها به بازبینی برنامه‌های خود پرداختند و برنامه‌های مذهبی و مورد تأیید نظام جایگزین برنامه‌های پیشین شدند.

گزینش استادان و دانشجویان بخشی مهم از انقلاب فرهنگی بود. استادان و معلمان لیبرال یا دارای گرایش‌های رادیکال از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند و نظام گزینش جدیدی شامل بررسی علمی و عقیدتی ایجاد شد. بر اساس آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی، حدود هشت هزار استاد از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند که تقریباً نیمی از کل استادان کشور را شامل می‌شد. دانشجویان نیز بر اساس سوابق سیاسی و عقیدتی ارزیابی شده و بسیاری اجازه ادامه تحصیل نیافتند.

بازگشایی دانشگاه‌ها با تأخیر انجام شد و ابتدا دانشجویانی که کمتر از ۲۵ واحد برای فارغ‌التحصیلی داشتند به دانشگاه‌ها بازگشتند، سپس دانشجویان پزشکی. در ۲۷ آذر ۱۳۶۱، دانشگاه‌ها پس از حدود ۳۰ ماه تعطیلی دوباره بازگشایی شدند. از آن پس، ورود دانشجویان به دانشگاه‌ها مشروط به بررسی‌های عقیدتی و سیاسی شد.

پیامدهای دیگر انقلاب فرهنگی شامل تأسیس دانشگاه‌های جدید در شهرستان‌ها، دانشگاه تربیت مدرس برای تربیت مدرسان و اعضای هیئت علمی، مدارس پزشکی برای تربیت امدادیاران و مهم‌تر از همه، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی بود که به پذیرش گسترده دانشجویان می‌پرداخت. همچنین نهادهایی مانند جهاد دانشگاهی و انجمن‌های اسلامی برای هدایت فعالیت‌های دانشجویی و اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها ایجاد شدند.

در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها، استادان به ترجمه کتاب‌های دانشگاهی و فعالیت‌های پژوهشی محدود پرداخته و برخی از محققان کشور را ترک کردند. کمبود استادان دانشگاه باعث شد تدریس در چندین دانشگاه هم‌زمان و آموزش در دانشگاه‌های دورافتاده انجام شود و کیفیت آموزش کاهش یابد. تعداد مقالات چاپ شده در ژورنال‌های بین‌المللی نیز از ۴۵۰ مقاله در سال ۱۳۵۷ به حدود ۱۲۰ مقاله در سال ۱۳۶۴ کاهش یافت.

پس از پایان جنگ ایران و عراق و در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، نیاز به بازسازی کشور و تربیت نیروی متخصص باعث شد بسیاری از استادان و متخصصان بازگردند و فعالیت‌های دانشگاهی با تأکید کمتر بر ایدئولوژی ادامه یابد. دانشجویان نیز هنگام ثبت‌نام ملزم به پذیرش عدم حق به چالش کشیدن استادان بودند که نشان‌دهنده پایان دوران انقلاب فرهنگی و گذر به مرحله بازسازی و بازگشت فعالیت‌های علمی بود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت خود را در ابتدا با نام «ستاد انقلاب فرهنگی» آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰، سید علی خامنه‌ای ریاست این شورا را بر عهده گرفت و در اولین جلسه رسمی «شورای عالی انقلاب فرهنگی» ریاست او تصویب شد. این ستاد بعدها، با تصویب لایحه‌ای که دولت وقت به مجلس شورای اسلامی ارائه کرد و با فرمان آیت‌الله خمینی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۶۳، به «شورای عالی انقلاب فرهنگی» تبدیل شد.

اعضای اولیه ستاد انقلاب فرهنگی شامل علی شریعتمداری، محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد و جلال‌الدین فارسی بودند. این ترکیب هفت نفره در سال‌های بعد، به ویژه در سال‌های ۱۳۶۲، ۱۳۶۳ و ۱۳۷۵، ترمیم شد و تعداد اعضای شورا افزایش یافت.

در سال ۱۳۷۶، محمد خاتمی به عنوان یکی از اعضای شورا تعیین شد و با تصدی ریاست جمهوری، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز بر عهده گرفت. سپس در سال ۱۳۸۴، محمود احمدی‌نژاد جانشین او شد و ریاست شورا را بر عهده گرفت. در تمامی این سال‌ها، رهبر ایران نظارت عالی بر عملکرد شورا را بر عهده داشته است. از زمان تأسیس، این نهاد مسئول سیاست‌گذاری کلان کشور در حوزه‌های آموزشی و فرهنگی بوده است و در حال حاضر شامل ۳۷عضو است.

تاریخچه و زمینه شکل‌گیری

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران با رهبری امام خمینی(ره) دانشگاه‌ها بازگشایی شدند، اما عملاً دانشگاه محل فعالیت‌های سیاسی شده بود.[۱] پیش از شروع انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌های ایران، از مهم‌ترین کانون‌های اصلی حضور مخالفان علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.[۲] یک سال پس از انقلاب، دانشگاه‌ها به محلی برای یارگیری تشکیلاتی این احزاب و گروه‌های مختلف ازجمله سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده بود.[۳]

در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹، شورای انقلاب، با تأیید امام خمینی، به گروه‌های سیاسی فعال در دانشگاه‌ها، برای تخلیه دفترهای خود در دانشگاه‌ها، مهلتی سه روزه داد که طی این روزها، درگیری و خشونت در دانشگاه‌های مختلف ایران شدت گرفت و چندین نفر کشته و تعداد زیادی نیز مجروح شدند.[۴]

این رویداد، سرآغاز «انقلاب فرهنگی» محسوب می‌شود که با دستور امام خمینی تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت بیشتر از دو سال و اخراج صدها تن از استادان و هزاران تن از دانشجویان دگراندیش، چپ‌گرا و لیبرال را در پی داشت.[۵]

امام خمینی(ره) در پیامی به‌دنبال انقلاب فرهنگی در اولین روز فروردین سال ۱۳۵۸ چنین گفته است:

«باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی. باید از بدآموزی‌های رژیم سابق در دانشگاه‌های سراسر ایران شدیدا جلوگیری کرد، زیرا تمام بدبختی جامعۀ ایران در طول سلطنت این پدر و پسر از این بدآموزی‌ها به وجود آمده است. اگر ما ترتیبی اصولی در دانشگاه‌ها داشتیم، هرگز طبقه روشنفکر دانشگاهی نداشتیم که در بحرانی‌ترین اوضاع ایران در نزاع و چند دستگی با خودشان باشند و از مردم بریده باشند و از آنچه که بر مردم می‌گذرد چنان آسان گذرند که گویی در ایران نیستند. تمام عقب ماندگی‌های ما به خاطر عدم شناخت صحیح اکثر روشنفکران دانشگاهی از جامعۀ اسلامی ایران بود و متأسفانه هم اکنون هم هست.

اکثر ضربات مهلکی که به این اجتماع خورده است از دست اکثر همین روشنفکران دانشگاه‌رفته‌ای، که همیشه خود را بزرگ می‌دیدند و می‌بینند و تنها حرف‌هایی می‌زدند و می‌زنند که دوست به اصطلاح روشنفکر دیگرش بفهمد، و اگر مردم هیچ نفهمند، نفهمند. زیرا دیگر چیزی که مطرح نیست مردم‌اند و تمام چیزی که مطرح است خود اوست، برای اینکه بدآموزی‌های دانشگاهی زمان شاه، روشنفکر دانشگاهی را طوری بار می‌آورد که‏ ‎‏اصولاً ارزشی برای خلق مستضعف قائل نبود و متأسفانه هم اکنون هم نیست. روشنفکران متعهد و مسئول، بیایید تفرقه و تشتت را کنار گذارید و به مردم فکر کنید و برای نجات این قهرمانان شهیدداده، خود را از شرّ «ایسم» و «ایست» شرق و غرب نجات دهید. روی پای خود بایستید و از تکیه به اجانب بپرهیزید.

طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‌ها باید دقیقاً روی مبانی اسلامی مطالعه کنند و شعارهای گروه‌های منحرف را کنار گذارند و اسلام عزیز راستین را جایگزین تمام کج‌اندیشی‌ها نمایند. این دو دسته باید بدانند اسلام خود مکتبی است غنی که هرگز احتیاجی به ضمیمه کردن بعضی از مکاتب به آن نیست و همه باید بدانید که التقاطی فکر کردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است که نتیجه و ثمرۀ تلخ این نوع تفکر در سال‌های آینده روشن می‌گردد. با کمال تأسف گاهی دیده می‌شود که به علت عدم درک صحیح و دقیق مسائل اسلامی، بعضی از این مسائل را با مسائل مارکسیستی مخلوط کرده‌اند و معجونی بوجود آورده‌اند که به‌هیچ‌وجه با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست. دانشجویان عزیز راه اشتباه روشنفکران دانشگاهی غیرمتعهد را نروید و از مردم خود را جدا نسازید.‏»[۶]

اهداف

اقدامات انجام‌شده در دوران انقلاب فرهنگی ایران بخشی از برنامه مبارزه با فرهنگ غرب در ایران محسوب می‌شد و یکی از اهداف انقلاب فرهنگی ایران، وحدت حوزه علمیه قم و دانشگاه بود.[۷] در طی این دوران محتوای بسیاری از کتاب‌های درسی و علمی طبق دیدگاه موجود شورای انقلاب فرهنگی، مورد بازبینی قرارگرفت. به شیوه‌های مختلف، دیدگاه‌های موسوم به چپ و لیبرال از دانشگاه حذف شد و همچنین تغییراتی با هدف اسلامی کردن دانشگاه و اجرای شریعت اسلامی در دانشگاه‌ها اعمال گردید. این سلسله برنامه‌ها، تأثیرات زیادی بر ساختار فرهنگی و علمی ایران به‌همراه داشت.[۸]

تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی

امام خمینی (ره) در ۲۳ خرداد در پیامی فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کرد و محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل‌احمد، جلال‌الدین فارسی و علی شریعتمداری را به عنوان اعضای ستاد انقلاب فرهنگی انتخاب کرد.[۹]

امام خمینی (ره) به اعضای ستاد انقلاب فرهنگی مأموریت داد که از افراد صاحب‌نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل‌کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت کنند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‏‌ریزی رشته‏‌های مختلف و خط‌مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده‌سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام کنند.[۱۰]

با رضایت امام خمینی (ره) از عملکرد ستاد انقلاب فرهنگی و با درخواست برخی از اعضا این ستاد در ۱۹ آذر سال ۱۳۶۳ ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغیییر نام پیدا کرد.[۱۱]

نتایج

انقلاب فرهنگی در ایران و تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی نتایجی از خود بر جای گذاشت که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:[۱۲]

  • تشکیل جهاد دانشگاهی
  • تدوین برنامه‌های آموزشی جدید
  • ادغام و انحلال برخی دانشگاه‌ها
  • انتصاب مدیران متعهد در دانشگاه‌ها
  • تدوین لایحه تربیت مدرس
  • تأمین گزینش استاد
  • تشکیل مرکز نشر دانشگاهی
  • تشکیل کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها
  • طرح اعزام محصل به خارج
  • طرح تقسیم مناطق آموزشی و هماهنگی با تقسیمات کشوری
  • تشکیل گروه‌های برنامه‌ریزی در رشته‌های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه، کشاورزی، علوم انسانی و هنر
  • تشکیل کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها

پانویس

  1. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  2. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  3. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  4. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  5. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  6. «متن پیام امام خمینی(ره) در پی انقلاب فرهنگی». ۱۹ آذر ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  7. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  8. «آغاز انقلاب فرهنگی». دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  9. «تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی». ۱۹ آذر ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  10. «تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی». ۱۹ آذر ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  11. «تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی». ۱۹ آذر ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.
  12. «تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی». ۱۹ آذر ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۱۶ مرداد ۱۴۰۳.

پیوند به بیرون