شبنم مقدمی
| پرونده:شبنم مقدمی1.jpg | |
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| نام کامل | شبنم مقدمی |
| تاریخ تولد | ۳ فروردین ۱۳۵۱ (۵۳ سال) |
| ملیت | ایرانی |
| زبان مادری | فارسی |
| محل تولد | تهران |
| محل اقامت | تهران |
| تحصیلات | کارشناسی ادبیات فارسی |
| اساتید | امین تارخ |
| همسر | علیرضا آرا |
| اطلاعات هنری | |
| عنوان هنری | بازیگر |
| زمینه فعالیت | سینما، تلویزیون، تئاتر، رادیو |
| پیشه | بازیگر گوینده رادیو |
| حوزه فعالیت | سینما، تلویزیون، تئاتر، شبکه نمایش خانگی |
| شناختهشده برای | «به نام پدر»، «شبی که ماه کامل شد»، «امروز»، «آباجان»، «ابد و یک روز» |
| شروع فعالیت هنری | تئاتر؛ نمایش «خانه کاغذی» |
| سالهای هنری | از دهه ۱۳۷۰ تاکنون |
| سبک | بازی درونیمحور و پدیدارشناسانه |
| آثار برجسته | «شبی که ماه کامل شد»، «امروز»، «آباجان»، «نفس»، «خجالت نکش» |
| آثار | فیلمها، سریالها، نمایشها و آثار رادیویی متعدد |
| جوایز | دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جوایز جشن حافظ برای بهترین بازیگر زن کمدی |
| سایر | |
| سایر فعالیتها | فعالیتهای اجتماعی و خیرخواهانه |
شبنم مقدمی (زاده ۳ فروردین ۱۳۵۱ تهران) بازیگر، گوینده رادیو و از چهرههای سرشناس تئاتر، سینما و تلویزیون ایران در دهههای اخیر است و به واسطه حضور مستمر، انتخابهای متنوع و کیفیت پایدار نقشآفرینیهایش، جایگاهی تثبیتشده در میان بازیگران حرفهای سینما و تلویزیون ایران دارد. او دانشآموخته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی است و دورههای بازیگری را نزد امین تارخ گذرانده است.
فعالیت حرفهای مقدمی از اواسط دهه ۱۳۷۰ با تئاتر آغاز شد و نخستینبار با بازی در نمایش «خانه کاغذی» به کارگردانی شهرام کرمی روی صحنه رفت. او سپس در نمایشهایی چون «باغ مرگ»، «نامههایی به تِب»، «مرغ دریایی من» و «شرق، شرق است!» به ایفای نقش پرداخت و در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۷ جایزه بهترین بازیگر زن خانه تئاتر را دریافت کرد. هرچند نخستین حضور او در سینما به فیلم «زخمی» (۱۳۷۶، کامران قدکچیان) بازمیگردد، اما نقطه عطف کارنامه سینماییاش بازی در فیلم «به نام پدر» ساخته ابراهیم حاتمیکیا (۱۳۸۴) بود. پس از آن، در فیلمهایی چون «پاداش سکوت»، «فرزند خاک»، «همیشه پای یک زن در میان است»، «آباجان»، «خجالت نکش»، «شبی که ماه کامل شد»، «امروز» و «ابد و یک روز» نقشآفرینی کرد. او در این مسیر توانست جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر باکیفیت در سینمای ایران تثبیتکرده و در رویدادهای سینمایی مختلف موردتوجه واقع شود.
شینم مقدمی هرچند جزو بازیگران پرکار سینما و تلویزیون بهشمار میرود، اما در عین حال توانسته همواره استاندارد حرفهای خود را در عمده نقشآفرینیهایش حفظ کند و جزو بازیگران باکیفیت سینما بهشمار آید که در کمتر اثری نقشآفرینی ضعیف به جای گذاشته است. منتقدان سینمایی شیوه بازی او را «پدیدارشناسانه و درونیمحور» توصیف کردهاند؛ بازیگری مبتنی بر پرهیز از اغراق و اتکا به رفتار، سکوت، نگاه و تغییرات ظریف لحظهای که به باورپذیری و تمایز شخصیتها انجامیده است. این ویژگیها باعث شده نقشآفرینیهای او، بهویژه در سینمای اجتماعی ایران، با استقبال منتقدان و مخاطبان همراه باشد.
او از جمله چهرههایی است که در برخی از نقشآفرینیهایش در نقشهای مکمل نیز درخشان ظاهر شده و به یکی از نقاط قوت فیلمها تبدیل شده است. بازی مقدمی در فیلمهایی چون شبی که ماه کامل شد، امروز، آباجان و نفس چنین ویژگی داشته و مورد توجه و تمجید منتقدان سینمایی قرار گرفته است.
مقدمی در تلویزیون نیز در مجموعههایی چون «هفت سنگ»، «چرخ و فلک»، «زیر تیغ»، «دوپینگ» و «مدینه» ایفای نقش کرده است و سابقه گویندگی رادیو و اجرای برنامههای رادیویی متعدد را نیز در کارنامه دارد. او از بازیگرانی است که به واسطه فعالیت در فضای مجازی شناخته نشده و حضور پررنگی در شبکههای اجتماعی ندارد، اما در فعالیتهای اجتماعی و خیرخواهانه مشارکت داشته است. شبنم مقدمی در تولیدات شبکه نمایش خانگی مانند بیگناه، شبکه مخفی زنان و شغال نیز خوش درخشیده و تاکنون جوایز متعددی از رویدادهای سینمایی داخلی و بینالمللی دریافت کرده که از جمله آنها میتوان به دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم «امروز» (۱۳۹۳) و فیلمهای «نفس» و «زاپاس» (۱۳۹۴) و همچنین جوایز بهترین بازیگر زن کمدی جشن حافظ برای «خجالت نکش» (۱۳۹۸) و «هیولا» (۱۳۹۹) اشاره کرد.
شبنم مقدمی همسر علیرضا آرا، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون است.
زندگی و تحصیلات
شبنم مقدمی در ۳ فروردین ۱۳۵۱ در تهران متولد شد. او در خانوادهای اهل فرهنگ و هنر رشد یافت؛ پدرش مهندس برق و مادرش کارمند دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران بود و یک برادر کوچکتر به نام بهنام دارد. مقدمی تحصیلات متوسطه خود را در رشته علوم تجربی به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد. او ابتدا مدتی در رشته پرستاری تحصیل کرد، اما بهدلیل علاقهمندی به ادبیات و هنر، مسیر تحصیلی خود را تغییر داد و در نهایت مدرک کارشناسی ادبیات فارسی را دریافت کرد. او در گفتوگوهای مختلف به نقش خانواده در گرایشش به هنر اشاره کرده و از پدر و مادر خود بهعنوان مشوقان اصلی یاد کرده است.
علاقه او به هنر از سالهای نوجوانی شکل گرفت. مقدمی از دوران دبیرستان با گروه کودک رادیو آشنا شد و تجربههایی پراکنده در این رسانه بهدستآورد. مقدمی پیش از ورود جدی به سینما و تلویزیون، فعالیتهایی در رادیو داشت و از جمله در سال ۱۳۷۷ اجرای برنامه رادیویی «خانه کاغذی» را بر عهده گرفت. این تجربهها، در کنار علاقه شخصی، او را به سمت پیگیری حرفهای بازیگری سوق داد. مقدمی برای آموزش جدیتر، دورههای مختلفی را گذراند و سرانجام با شرکت در دورههای بازیگری نزد امین تارخ بهطور حرفهای وارد عرصه تئاتر شد. او همچنین مدتی در مدرسه فیلمنامهنویسی حوزه هنری زیر نظر استادان این حوزه آموزش دید. تئاتر نخستین بستر اصلی فعالیت هنری او بود و تلاش و تمرین مستمر در این حوزه، زمینهساز موفقیتهای بعدیاش در سینما و تلویزیون شد.
شبنم مقدمی از جمله بازیگرانی است که کارش را با تئاتر شروع کرده و نقشها را با دقت و از راه شناخت درست آدمها میسازد. منتقدان سینمایی بازی او را «پدیدارشناسانه و درونی محور» توصیف کردهاند. او بهجای بازیهای اغراقآمیز، به حس و رفتار واقعی آدمها تکیه میکند؛ سکوت، نگاه، تردید و تغییرات لحظهای در بازی او معنیدار است. به همین دلیل شخصیتهایی که خلق میکند باورپذیر، زنده و متفاوت از یکدیگر هستند و در سینمای اجتماعی ایران بهخوبی دیده میشوند.
جایگاه مقدمی در سینمای ایران، جایگاه بازیگری است که حضورش باعث بالاتر رفتن کیفیت اثر میشود؛ بدون اینکه داستان را به سمت خودش بکشد. او نشان داده برای دیده شدن نیازی به نقشهای پر سروصدا ندارد و با انتخابهای دقیق، احترام منتقدان و تماشاگران را جلب کرده است. شبنم مقدمی امروز یکی از چهرههای قابل اعتماد سینمای ایران است؛ بازیگری که نقش را زندگی میکند، نه فقط اجرا.
شبنم مقدمی در سال ۱۳۸۳ با علیرضا آرا، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون، ازدواج کرد.
فعالیت حرفهای و مسیر هنری
تئاتر
شبنم مقدمی فعالیت حرفهای خود را با تئاتر آغاز کرد و نخستین بار در اواسط دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با بازی در نمایش «خانه کاغذی» به کارگردانی شهرام کرمی روی صحنه رفت. او از همان سالها با حضور مستمر در تئاتر، بهتدریج بهعنوان بازیگری توانمند شناخته شد و بخش مهمی از شهرت اولیهاش را از صحنه تئاتر به دست آورد؛ جایی که توانایی او در «ورود به شخصیت» و درک روانشناختی نقشها، ابتدا در صحنه تئاتر خودنمایی کرد.
مقدمی با عضویت در «گروه تئاتر شایا» فعالیت حرفهای خود را شکل داد و در ادامه، بازیگری تئاتر را در همکاری با کارگردانانی چون حمید امجد، محمد رحمانیان، مسعود رایگان و کیومرث مرادی دنبال کرد. او در این مسیر در نمایشهای متعددی به ایفای نقش پرداخت که از جمله آنها میتوان به «باغ مرگ»، «نامههایی به تِب»، «مرغ دریایی من»، «شرق، شرق است!»، «زائر»، «پل»، «بیشیر و شکر»، «سکوت میراث من است»، «ترمینال»، «قاتل بیرحم، هسه کارلسون» و «تونل» اشاره کرد.
حضور پیوسته و موفق مقدمی در صحنه تئاتر، با دریافت جوایز نیز همراه بود. او در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۷ موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر زن خانه تئاتر ایران شد؛ افتخاراتی که جایگاه او را بهعنوان یکی از بازیگران شاخص تئاتر معاصر ایران تثبیت کرد و نقش مهمی در شکلگیری مسیر حرفهای و شیوه بازیگریاش پیش از ورود گسترده به سینما و تلویزیون داشت.
رادیو و صداپیشگی
شبنم مقدمی همزمان با حضور فعال در تئاتر، فعالیت حرفهای خود را در رادیو نیز دنبال کرده و بهعنوان گوینده، صداپیشه و مجری–بازیگر با شبکههای مختلف رادیویی همکاری داشته است. تحصیل او در رشته ادبیات فارسی و علاقهمندی جدیاش به متون ادبی، زمینه مناسبی برای حضور مؤثرش در برنامههای ادبی و نمایشی رادیو فراهم کرده و باعث شده اجرای او در این حوزه مورد توجه قرار گیرد.
مقدمی در شبکههایی چون رادیو جوان، رادیو ایران و رادیو فرهنگ فعالیت داشته و در طول سالها در برنامههای متعددی حضور یافته است. از جمله برنامههای شاخص او میتوان به «هفت شنبه»، «سهشنبه خطخطی»، «صدای عبرت» و «هفت ترانه» اشاره کرد که برخی از آنها در زمان پخش، از برنامههای شناختهشده و پرمخاطب رادیو بهشمار میآمدند.
شبنم مقدمی پس از شهرت در سینما و تلویزیون فعالیت در عرصه رادیو و صداپیشگی آثار تلویزیونی و پویانمایی را ادامه داد. او در مجموعه تلویزیونی یکی بود یکی نبود به کارگردانی رضا فیاضی که در سال ۱۳۸۴ برای صداوسیمای مرکز خوزستان تولید شد، صداپیشه یکی از عروسکها بود. همچنین در اپیزود سوم مجموعه پویانمایی چهارقسمتی نامها به کارگردانی رضا میرکریمی، صداپیشگی شخصیت پروین داعیپور (همسر حسن باقری) را بر عهده داشت.
مقدمی در سالهای اخیر دامنه فعالیت خود در حوزه صداپیشگی را گسترش داده و در تولید نسخههای صوتی آثار ادبی نیز حضور پررنگتری یافته است. از جمله، صداپیشگی کتاب چراغها را من خاموش میکنم نوشته زویا پیرزاد و قصههای شیخ عطار اثر مهدی آذر یزدی از مجموعه قصههای خوب برای بچههای خوب را انجام داده است. افزون بر این، او برای رادیو سوینا (سینمای ویژه نابینایان) به پردهخوانی و روایت توضیحدار آثاری چون فیلم کلاسیک بربادرفته ساخته ویکتور فلمینگ و فیلم سینمایی دلشدگان به کارگردانی علی حاتمی پرداخته است.
سینما
شبنم مقدمی فعالیت سینمایی خود را از اواخر دهه هفتاد شمسی با بازی در فیلم زخمی (۱۳۷۷) به کارگردانی کامران قدکچیان آغاز کرد. با این حال، نقطه عطف جدی در مسیر سینمایی او به بازی در فیلم به نام پدر ساخته ابراهیم حاتمیکیا بازمیگردد؛ نقشی که باعث شد کیفیت بازی او بیش از پیش مورد توجه منتقدان قرار گیرد و زمینه حضورش در نقشهای چالشبرانگیزتر را فراهم کند.
پس از آن، مقدمی حضور مستمری در سینما داشت و در فیلمهای متعددی به ایفای نقش پرداخت؛ از جمله پاداش سکوت، فرزند خاک، همیشه پای یک زن در میان است، امروز، ابد و یک روز، نفس، زاپاس، آباجان، خجالت نکش و شبی که ماه کامل شد. کارنامه سینمایی او نشاندهنده تنوع ژانری و انتخاب نقشهایی در حوزه درام اجتماعی، کمدی، آثار تاریخی و فیلمهای شخصیتمحور است.
سال ۱۳۹۳، بازی شبنم مقدمی در فیلم امروز نقطه عطف دیگری در فعالیت حرفهای او رقم زد و نخستین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از جشنواره فیلم فجر برایش به همراه آورد. او در جشنواره سیوچهارم فیلم فجر نیز برای بازی همزمان در دو فیلم نفس و زاپاس بار دیگر موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد؛ اتفاقی که جایگاه او را بهعنوان بازیگری قابل اعتماد و تأثیرگذار در سینمای ایران تثبیت کرد.
مقدمی در طول سالها با کارگردانان متعددی همکاری داشته است؛ از جمله اصغر فرهادی، عباس کیارستمی، جعفر پناهی، ابراهیم حاتمیکیا، رضا میرکریمی، سعید روستایی، کمال تبریزی، مازیار میری، ایرج کریمی، حمید امجد و سیروس مقدم. این گستره همکاریها، همراه با تجربه نقشآفرینی در گونههای مختلف سینمایی، سبب شده است که او بهعنوان بازیگری «چندوجهی» با توان تطبیقپذیری بالا در ژانرهای گوناگون مانند درام، اجتماعی، کمدی و اجتماعی شناخته شود.
منتقدان سینمایی بارها به توانایی شبنم مقدمی در خلق شخصیتهای پیچیده و واقعگرایانه اشاره کردهاند و معتقدند بازی او با پرهیز از اغراق، به شخصیتها عمق میبخشد و لایههای روانی و اجتماعی آنها را برجسته میکند. حضور او، چه در نقشهای اصلی و چه در نقشهای مکمل، در بسیاری از آثار بهعنوان یکی از نقاط قوت فیلمها ارزیابی شده است.
تلویزیون
شبنم مقدمی در کنار فعالیت گسترده در سینما، حضور مستمری در تلویزیون نیز داشته و در مجموعههای نمایشی متعددی به ایفای نقش پرداخته است. هرچند در سالهای اخیر تمرکز اصلی کارنامه او بر سینما قرار داشته، اما نقشهای تلویزیونیاش سهم مهمی در شناختهشدن عمومی و تثبیت جایگاه حرفهای او ایفا کردهاند.
او پس از چند تجربه سینمایی، در دهه ۱۳۸۰ بار دیگر به تلویزیون بازگشت و در سال ۱۳۸۵ با بازی در سریال پرمخاطب زیر تیغ حضور شاخصی را تجربه کرد. مقدمی در این مجموعه، در کنار بازیگرانی چون پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا و آتیلا پسیانی، نقشی تأثیرگذار ایفا کرد که با بازتاب گستردهای همراه شد. دو سال بعد، در سال ۱۳۸۷، او در مجموعه تلویزیونی پس از سالها نیز حضور یافت.
در سال ۱۳۹۳، یک سال پس از دریافت نخستین سیمرغ بلورین، مقدمی تصمیم گرفت هیچ پروژه سینماییای را نپذیرد و تمرکز خود را بر تلویزیون و شبکه نمایش خانگی بگذارد. در همین سال، در سه مجموعه نمایشی حضور داشت که از میان آنها میتوان به سریالهای هفت سنگ و مدینه برای تلویزیون و سریال ابله به کارگردانی کمال تبریزی در شبکه نمایش خانگی اشاره کرد.
در ادامه، شبنم مقدمی در مجموعههای دیگری نیز نقشآفرینی کرد که از جمله آنها میتوان به هیولا، خاتون، بیگناه، مردم معمولی و شبکه مخفی زنان اشاره کرد. این آثار، تنوع نقشها و توانایی او در انطباق با فضاهای متفاوت نمایشی را نشان میدهند و جایگاه او را بهعنوان بازیگری چندوجهی در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی تثبیت کردهاند.
سبک بازیگری و جایگاه هنری
شبنم مقدمی از جمله بازیگرانی است که مسیر حرفهای خود را از تئاتر آغاز کرده و شکلگیری نقشها را بر پایه شناخت دقیق شخصیت و روان آدمها پیش میبرد. منتقدان سینمایی، بازی او را عموماً درونیمحور و متکی بر جزئیات رفتاری توصیف کردهاند. او بهجای بازیهای اغراقآمیز، بر عناصری چون حس، سکوت، نگاه، تردید، مکث و تغییرات ظریف و تدریجی رفتاری تکیه میکند؛ عناصری که در مجموع به شکلگیری بازیهایی واقعگرا و کنترلشده منجر میشود.
بر همین اساس، شخصیتهایی که مقدمی خلق میکند اغلب باورپذیر، زنده و متمایز از یکدیگر هستند و بهویژه در سینمای اجتماعی ایران حضوری تحسینشده دارند. او در نقشهای اصلی و مکمل، بیشتر بر رفتارهای روزمره و واکنشهای طبیعی شخصیتها تکیه دارد و از بزرگنمایی کنشها پرهیز میکند. در بسیاری از آثار، حتی حضور او در نقشهای مکمل نیز بهعنوان یکی از نقاط قوت فیلم یا سریال مورد توجه قرار گرفته و در شکلگیری کلیت اثر نقشی تأثیرگذار داشته است.
در نقدهای منتشرشده دربارهٔ کارنامه او، بارها به «چندوجهی بودن» آثار شبنم مقدمی اشاره شده است؛ قابلیتی که امکان گذر از نقشهای متنوعی چون زن خانهدار، زن شهری، شخصیتهای درام اجتماعی، زن سنتی و زن معاصر را با درک روانشناختی مناسب و رویکردی واقعگرایانه برای او فراهم کرده است. نظریه رایج در نقد بازیهای او بر این نکته تأکید دارد که قدرت اصلی مقدمی در ناتورالیسم نهفته است؛ یعنی بازی طبیعی و باورپذیر، بدون اغراق و با رسوخ به لایههای درونی نقش.
همچنین توانایی او در سازگاری با رسانههای مختلف، از تئاتر و رادیو گرفته تا سینما و تلویزیون، نشاندهنده انعطافپذیری و تسلط حرفهای او بر ابزارهای بازیگری است. جایگاه شبنم مقدمی در سینمای ایران، جایگاه بازیگری است که حضورش به ارتقای کیفیت کلی اثر کمک میکند، بیآنکه روایت را به سمت خود منحرف کند. انتخابهای حرفهای، پرهیز از نقشآفرینیهای کمدقت و تداوم کیفیت بازی، موجب شده است او در میان منتقدان و مخاطبان بهعنوان بازیگری قابل اعتماد شناخته شود.
در مجموع، شبنم مقدمی را میتوان یکی از بازیگران معتبر و برجسته سینما، تئاتر و تلویزیون ایران دانست؛ بازیگری که با پشتکار، تنوع نقشها، تجربه در رسانههای مختلف و اتکا به بازی واقعگرایانه، طی سه دهه حضور مستمر جایگاه خود را تثبیت کرده است. تطبیقپذیری او با نقشهای متفاوت و تحسین منتقدان برای کیفیت بازیهایش، بهویژه در آثار اجتماعی و واقعگرایانه، نام او را بهعنوان یکی از چهرههای حرفهای و قابل اعتماد بازیگری در سینمای معاصر ایران ثبت کرده است.
فعالیتهای اجتماعی و رسانهای
شبنم مقدمی در مقایسه با بسیاری از بازیگران معاصر، حضور پررنگ و مستمری در شبکههای اجتماعی ندارد و شهرت و شناختهشدن او بیش از آنکه مبتنی بر فعالیت مجازی باشد، بر کارنامه حرفهایاش در عرصه هنر استوار است. با این حال، او در کنار فعالیتهای هنری، در حوزه کنشگری اجتماعی و فعالیتهای خیرخواهانه نیز مشارکت داشته و از ظرفیت حرفهای و رسانهای خود برای حمایت از گروههای مختلف اجتماعی استفاده کرده است.
مقدمی از جمله هنرمندانی است که اجرای نمایشنامهخوانی را در راستای اهداف اجتماعی به کار گرفته و در برنامههایی به نفع زنان بیسرپرست، کودکان مبتلا به سرطان و زلزلهزدگان حضور داشته است. او عضو بنیاد خیریه برکت است و در قالب همکاری با این نهاد، در فعالیتهای فرهنگی و هنری با هدف حمایت از نیازمندان مشارکت کرده است. این کنشگری اجتماعی عمدتاً در پیوند با فعالیتهای هنری او و بهویژه از طریق اجراهای نمایشی و فرهنگی صورت گرفته است.
در حوزه رسانهای، شبنم مقدمی سخنرانیای در بخش «تداکس» (از زیرمجموعههای همایشهای TED) ارائه کرده است که در آن به بازگویی تجربههای شخصی و چالشبرانگیز زندگی خود پرداخته و این تجربهها را بهعنوان راهی برای مواجهه با دشواریها و موانع زندگی تحلیل کرده است. این سخنرانی با رویکردی شخصی و تأملمحور، تلاشی برای انتقال امید، تابآوری و یافتن معنا در مسیر زندگی تلقی شده است.
علاوه بر این، هرچند حضور مقدمی در شبکههای اجتماعی محدود است، اما در مواردی از پلتفرم پرمخاطب خود برای آگاهیبخشی دربارهٔ مسائل اجتماعی و انسانی بهره برده است.
حواشی
- حذف ناگهانی قسمت برنامه «همرفیق»
شهرت و حضور گسترده شبنم مقدمی در فضای عمومی و رسانهای، در مواردی با واکنشها و حاشیههایی نیز همراه بوده است. از جمله این موارد، اتفاقی است که در سال ۱۳۹۹ و در جریان حضور او در برنامه «همرفیق» رخ داد. در یکی از قسمتهای این برنامه، پیشنهاد بداهه مقدمی برای همراهی و همخوانی کوتاه با گروه موسیقی «بمرانی» با واکنشهایی در فضای رسانهای مواجه شد. پس از این بازتابها، نسخه مربوط به حضور او در این برنامه، بدون ارائه توضیح رسمی، از آرشیو پلتفرم نماوا حذف شد؛ اقدامی که خود به موضوع بحث در شبکههای اجتماعی و برخی رسانهها تبدیل شد.
- شکایت طلاب قم از پانزده بازیگر زن
یکی از حواشی مربوط به شبنم مقدمی به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که گروهی از طلاب قم علیه ۱۵ بازیگر زن ایرانی، از جمله شبنم مقدمی، شکایتی را مطرح کردند. در این شکایت، اتهام «جریحهدار کردن عفت عمومی» بهواسطه نوع پوشش در معابر و مجالس عمومی و همچنین فعالیت در صفحات شخصی اینستاگرام مطرح شده بود. طرح این شکایت با واکنش گسترده کاربران شبکههای اجتماعی، هنرمندان و رسانهها همراه شد و بازتاب قابل توجهی در فضای عمومی یافت. در نهایت، در مرداد ۱۴۰۱، قوه قضائیه با اعلام عدم صلاحیت برای رسیدگی به این پرونده، قرار منع تعقیب برای این بازیگران صادر کرد و پرونده مختومه شد.
- واکنش تند شبنم مقدمی به حضور بلاگرهای اینستاگرامی در تئاتر
در سال ۱۴۰۲، شبنم مقدمی در واکنش به حضور برخی چهرههای فعال در شبکههای اجتماعی و بلاگرها در صحنه تئاتر، مواضعی انتقادی مطرح کرد. او با انتشار مطالبی در فضای مجازی، نسبت به آنچه «تضعیف شأن حرفهای تئاتر» میدانست ابراز نگرانی کرد و بر ضرورت حفظ استانداردهای تخصصی، آموزشی و حرفهای در انتخاب بازیگران و عوامل آثار نمایشی تأکید داشت. این موضعگیری بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی یافت و واکنشهای موافق و مخالفی را در میان کاربران و فعالان حوزه هنرهای نمایشی برانگیخت.
مقدمی در صفحه شخصی خود نوشت:
«صحنه، حتماً ارثِ پدرِ هیچکس نیست! اما پر واضح است جای هرکس و ناکسی روی صحنه نیست! و نامِ هر لاطائلاتی که بر سکویی اجرا میشود نمایش نیست! تئاتر قداست نه، اما حرمت دارد! آبرو دارد، اصالت دارد. هیچکس، احدی، صاحب تماشاخانهٔ شخصی یا هرکس که گمانش میرود صِرفِ دوزاردهشاهی پولِ تهِ جیبش سرمایهگذارِ تئاتر است یا هرآنکس که نمیدانیم به چه دلیل مجوز اجراهای اینچنین سخیف و بیمحتوا را صادر میکند، به هیچ بهانه، اعم از پول یا غیره اجازهٔ بیاحترامی به ساحتِ تئاتر و اهلِ آن را ندارد. تمام کنید این بساط فضاحت و تحقیر وابتذال را. اهالیِ حرفهای و شریف تئاتر را نیازارید بیش از این. کم غم ندارند که بارِ دلشان هم میشوید! تمام کنید این نمک به زخم پاشیدنهای مدام را. چطور توی چشمِ این همه جوانِ بااستعداد و قابل، که بهخونِ دل و هزار هزینه درس خواندهاند، دوره و کلاس گذراندهاند، هزار امید در دل پروراندهاند نگاه میکنید، در را بهرویشان میبندید، به ریششان میخندید و بعد این کارها را با این آدمها روی صحنه میفرستید؟ توضیحتان چیست؟ مسئولش کیست؟ یک نفر این افتضاح را گردن بگیرد.»
آثار
فیلمهای سینمایی و تلهفیلمها (بازیگر)
| سال | عنوان | نوع اثر (تقریبی) | کارگردان | توضیح خیلی کوتاه |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۷۶ | زخمی | سینمایی | کامران قدکچیان | اولین حضور جدی در سینما |
| ۱۳۷۸ | خوابهای گمشده خواجو | تلهفیلم (شبکه ۱) | رضا مهیمنی | تولید برای تلویزیون |
| ۱۳۷۹ | از صمیم قلب | سینمایی | بهرام کاظمی | درام اجتماعی |
| ۱۳۸۰ | زیستن | سینمایی | رضا سبحانی | نمایش در جشنواره توکیو |
| ۱۳۸۰ | سفر خوش | تلهفیلم | افشین صادقی | محصول تلویزیون |
| ۱۳۸۴ | به نام پدر | سینمایی | ابراهیم حاتمیکیا | از نقاط جدی شدن کارنامهٔ سینمایی |
| ۱۳۸۵ | پاداش سکوت | سینمایی | مازیار میری | درام دفاع مقدسی–اجتماعی |
| ۱۳۸۵ | فرش ایرانی (بخش «گرهگشایی») | مجموعه فیلم کوتاه | جعفر پناهی | حضور در اپیزودِ کار پناهی |
| ۱۳۸۵ | هدیهٔ شب عید | تلهفیلم | وحید نیکخواهآزاد | مناسبتی نوروز/عید |
| ۱۳۸۵–۱۳۸۶ | همیشه پای یک زن در میان است | سینمایی | کمال تبریزی | کمدی–اجتماعی |
| ۱۳۸۶ | خشاب خالی | تلهفیلم (شبکه ۱) | مسعود آبپرور | پلیسی/معمایی تلویزیونی |
| ۱۳۸۶ | سایههای آرزو | تلهفیلم (شبکه ۱) | محمدابراهیم سلطانی | ملودرام تلویزیونی |
| ۱۳۸۶–۱۳۸۷ | فرزند خاک | سینمایی | محمدعلی باشهآهنگر | درام جنگی–آسیبهای پس از جنگ |
| ۱۳۸۷ | شیرین | سینمایی | عباس کیارستمی | یکی از ۱۱۳ بازیگر حاضر در فیلم |
| ۱۳۸۷ | کودک و فرشته | سینمایی | مسعود نقاشزاده | شرکت در جشنوارهٔ فیلمهای ایرانی حیدرآباد |
| ۱۳۸۷ | راز | تلهفیلم (شبکه ۱) | سعید اسعدی | محصول تلویزیون |
| ۱۳۸۷ | روابط | تلهفیلم (شبکه ۱) | ایرج کریمی | درام تلویزیونی |
| ۱۳۸۷ | آوای نخلستان | تلهفیلم | سیامک شایقی | درام با پسزمینه جنوب |
| ۱۳۸۷ | محبوبه | تلهفیلم | وحید نیکخواهآزاد | شرکت در جشنواره کودک و نوجوان مادرید |
| ۱۳۸۸ | زیر آب | سینمایی | سپیده فارسی | درام اجتماعی |
| ۱۳۸۸ | عطش | تلهفیلم | کامبیز کاشفی | تلویزیونی |
| ۱۳۸۹ | یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر | تلهفیلم | حجت قاسمزادهاصل | ساختار اپیزودیک |
| ۱۳۸۹ | چهار حرفی | تلهفیلم | جمشید محمودی | تلویزیونی |
| ۱۳۸۹ | فقط بیست | سینمایی | مسعود کرامتی | درام نوجوانانه |
| ۱۳۸۹ | گزارش یک جشن | سینمایی | ابراهیم حاتمیکیا | فیلم توقیفشده |
| ۱۳۹۰ | بوسیدن روی ماه | سینمایی | همایون اسعدیان | درام ملایم دربارهٔ دو زن سالخورده |
| ۱۳۹۰ | پیدا و پنهان | تلهفیلم (شبکه ۴) | حجت قاسمزادهاصل | پلیسی–امنیتی |
| ۱۳۹۰ | ابرهای ارغوانی | سینمایی | سیامک شایقی | درام اجتماعی |
| ۱۳۹۰ | آزمایشگاه | سینمایی | حمید امجد | روایت چند جوان در آزمایشگاه پزشکی |
| ۱۳۹۱ | گس | سینمایی | کیارش اسدیزاده | جایزه گروه بازیگران در جشنواره رم |
| ۱۳۹۱ | قصه من و دوچرخه بابام | تلهفیلم (شبکه ۲) | فیاض موسوی | فیلم کودک/نوجوان |
| ۱۳۹۲ | بلوک ۹ خروجی ۲ | سینمایی | علیرضا امینی | درام جادهای |
| ۱۳۹۲ | امروز | سینمایی | رضا میرکریمی | نماینده ایران در اسکار؛ سیمرغ نقش مکمل |
| ۱۳۹۴ | آنها | سینمایی | احسان سلطانیان | درام مستقل |
| ۱۳۹۴ | نفس | سینمایی | نرگس آبیار | درام کودکی–جنگ؛ سیمرغ نقش مکمل |
| ۱۳۹۴ | یک روز طولانی | سینمایی | بابک بهرامبیگی | درام روانشناختی |
| ۱۳۹۴ | سایه | سینمایی | مسعود نوابی | درام خانوادگی |
| ۱۳۹۴–۱۳۹۵ | زاپاس | سینمایی | برزو نیکنژاد | کمدی فوتبالی؛ سیمرغ نقش مکمل |
| ۱۳۹۵ | شکلاتی | سینمایی | سهیل موفق | فیلم کودک/خانواده |
| ۱۳۹۵ | خاله قورباغه | سینمایی عروسکی | افشین هاشمی | موزیکال عروسکی |
| ۱۳۹۵ | اکسیدان | سینمایی | حامد محمدی | کمدی جنجالی اجتماعی |
| ۱۳۹۵ | آباجان | سینمایی | هاتف علیمردانی | درام جنگی–خانوادگی؛ نامزد سیمرغ مکمل |
| ۱۳۹۵ | سیاهسرفه | فیلم کوتاه | رضا توفیقجو | کوتاه داستانی |
| ۱۳۹۶ | خجالت نکش | سینمایی | رضا مقصودی | کمدی اجتماعی؛ نامزد سیمرغ نقش اول |
| ۱۳۹۶ | درساژ | سینمایی | پویا بادکوبه | درام نوجوان؛ حضور موفق بینالمللی |
| ۱۳۹۷ | خداحافظ دختر شیرازی | سینمایی | افشین هاشمی | درام/کمدی شهری |
| ۱۳۹۷ | کلمبوس | سینمایی | هاتف علیمردانی | کمدی مهاجرتی |
| ۱۳۹۷ | زهرمار | سینمایی | جواد رضویان | کمدی–سیاه مذهبی/سیاسی |
| ۱۳۹۷ | شبی که ماه کامل شد | سینمایی | نرگس آبیار | درام بر اساس ماجرای ریگی؛ نامزد و جوایز متعدد |
| ۱۳۹۸ | زنبور کارگر | سینمایی | افشین صادقی | درام/کمدی اجتماعی |
| ۱۳۹۸ | ستارهبازی | سینمایی | هاتف علیمردانی | درام با محور مهاجرت و اعتیاد |
| ۱۴۰۰ | در انتهای روز | سینمایی | بابک بهرامبیگی | تغییر نام از «چهره به چهره» |
| ۱۴۰۰ | ماه در تکهآینه | مستند پشتصحنه | الهام حسامی | مستند پشتصحنه «شبی که ماه کامل شد» |
| ۱۴۰۱ | شهر هرت | سینمایی | کریم امینی | کمدی |
| ۱۴۰۲ | نوروز | سینمایی | سهیل موفق | محصول کودک/خانواده |
| ۱۴۰۳ | خجالت نکش ۲: جدایی قنبر از صنم | سینمایی | رضا مقصودی | ادامه دنیای فیلم «خجالت نکش» |
مجموعههای تلویزیونی (سریالهای پخش از سیما)
| سال | عنوان سریال | کارگردان | شبکه |
|---|---|---|---|
| ۱۳۷۶ | گلهای آفتابگردان | مسعود شاهمحمدی | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷ | همشاگردیها | مسعود شاهمحمدی، احمد نجیبزاده | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷ | چشمبهراه | اصغر فرهادی | شبکه ۵ |
| ۱۳۷۸ | داستان یک شهر | اصغر فرهادی | شبکه ۵ |
| ۱۳۷۹ | چای قندپهلو | ناصر هاشمی | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۰ | تازه چه خبر همسایه | بهروز بقایی | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۱ | آتیه | ارژنگ امیرفضلی | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۳ | باجناغها | فرهاد آئیش | شبکه ۵ |
| ۱۳۸۴ | پای پیاده | اصغر توسلی | شبکه ۵ |
| ۱۳۸۴ | راه شب | داریوش فرهنگ | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۵ | زیر تیغ | محمدرضا هنرمند | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۷ | پس از سالها | اکبر خواجویی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۸ | آشپزباشی | محمدرضا هنرمند | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۹ | ستارههای سربی | محمدرضا آهنج | شبکه ۲ |
| ۱۳۹۰ | سقوط یک فرشته | بهرام بهرامیان | شبکه ۱ (مناسبتی رمضان) |
| ۱۳۹۰ | بچهها نگاه میکنند | حمیدرضا صلاحمند | شبکه ۲ (نوروزی) |
| ۱۳۹۱ | جلالالدین | شهرام اسدی، آرش معیریان | شبکه ۱ (پخش ۱۳۹۳) |
| ۱۳۹۳ | مدینه | سیروس مقدم | شبکه ۱ (سریال رمضان) |
| ۱۳۹۳ | هفتسنگ | علیرضا بذرافشان | شبکه ۳ (سریال رمضان) |
| ۱۳۹۵ | چرخ فلک | عزیزالله حمیدنژاد، بهرام عظیمپور، احسان عبدیپور | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۶ | عقیق | بهرنگ توفیقی | شبکه ۳ (محرم) |
| ۱۳۹۹ | دوپینگ | رضا مقصودی | شبکه ۳ (نوروزی) |
مجموعههای شبکهٔ نمایش خانگی (پلتفرمها)
| سال | عنوان | کارگردان | توضیح |
|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | ابله | کمال تبریزی | کمدی فانتزی، شبکه خانگی |
| ۱۳۹۸ | هیولا | مهران مدیری | کمدی–اجتماعی پربیننده |
| ۱۴۰۰ | خاتون | تینا پاکروان | درام تاریخی–جنگی |
| ۱۴۰۰ | مردم معمولی | رامبد جوان | کمدی موقعیت |
| ۱۴۰۱ | شبکهٔ مخفی زنان | افشین هاشمی | کمدی/تاریخی؛ نامزد حافظ ۱۴۰۳ |
| ۱۴۰۱ | بیگناه | مهران احمدی | درام جنایی/خانوادگی |
| ۱۴۰۱ | سرگیجه | بهرنگ توفیقی | تریلر روانشناختی |
| ۱۴۰۲ | صداتو | حامد جوادزاده | محصول پلتفرمی جدید |
| ۱۴۰۴ (اعلامشده) | خجالت نکش (سریال) | رضا مقصودی | اسپینآف/ادامه دنیای فیلم «خجالت نکش» |
تئاتر
کارنامه تئاتری شبنم مقدمی مفصل است؛ از جمله آثار شاخص وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
| سال | عنوان نمایش | کارگردان | محل اجرا (خلاصه) |
|---|---|---|---|
| ۱۳۷۷ | خانهٔ کاغذی | شهرام کرمی | فرهنگسرای ابنسینا، تهران |
| ۱۳۷۸ | شهر آدم، شهر حیوان | شهرام کرمی | تئاترشهر، تالار شماره ۲ |
| ۱۳۷۸ | سه سال و دوسوم | امیر آقایی | تئاترشهر |
| ۱۳۷۹ | داستان باورنکردنی سه آدمکش | بنفشه توانایی | تئاترشهر |
| ۱۳۷۹ | نمکی | بابک توسلی | تئاترشهر + جشنواره کودک همدان |
| ۱۳۸۰ | هتل عروس | سیما تیرانداز | تئاترشهر |
| ۱۳۸۰ | بازرس | علیرضا کوشکجلالی | تئاترشهر، تالار اصلی |
| ۱۳۸۲ | پل | محمد رحمانیان | تئاترشهر، چهارسو |
| ۱۳۸۲ | زائر | حمید امجد | تئاترشهر، چهارسو |
| ۱۳۸۳ | ماده ۱۱۳۳ | سعید شاپوری | تئاترشهر، تالار سایه |
| ۱۳۸۳ | کسی که هیچکس نمیدانست کیست | داریوش فائزی | تماشاخانه مهر |
| ۱۳۸۴ | کبوتری ناگهان | عباس غفاری | تئاترشهر + جشنواره شبهای سپید آلمان |
| ۱۳۸۵ | سمفونی درد | حسین پاکدل | تئاترشهر + جشنواره راه ابریشم آلمان |
| ۱۳۸۶ | مهر هفتم | سعید شاپوری | تئاترشهر |
| ۱۳۸۷ | ترمینال | سیامک احصایی | تئاترشهر + روئر آلمان |
| ۱۳۸۸–۸۹ | باغ مرگ | سیامک احصایی | تماشاخانه ایرانشهر |
| ۱۳۸۹ | نامههایی به تِب | سیامک احصایی | تماشاخانه ایرانشهر |
| ۱۳۹۱ | پرواز به تاریکی | افشین هاشمی | تماشاخانه «آو» |
| ۱۳۹۴ | تونل | سیامک احصایی | تماشاخانه باران |
| ۱۳۹۸ | مرغ دریایی من | کیومرث مرادی | تماشاخانه ایرانشهر |
جوایز و نامزدیها
جوایز تئاتر
| جشنواره / رویداد | سال | اثر | عنوان جایزه | نتیجه |
|---|---|---|---|---|
| جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان | ۱۳۷۹ | نمکی | جایزهٔ اول بازیگر زن | برنده |
| جشنواره نمایشهای آئینی–سنتی | ۱۳۸۲ | زائر | بهترین بازیگر زن | دیپلم افتخار |
| جشنواره تئاتر ماه | ۱۳۸۳ | کسی که هیچکس نمیدانست کیست | بهترین بازیگر زن | برنده |
| جشن خانهٔ تئاتر ایران | ۱۳۸۴ | کبوتری ناگهان | بهترین بازیگر زن سال | برنده |
| جشن خانهٔ تئاتر ایران | ۱۳۸۷ | کوکوی کبوتران حرم | بهترین بازیگر زن سال | برنده |
جوایز و نامزدیهای سینما و تلویزیون
| جشنواره / جشن | سال | اثر | رده | نتیجه |
|---|---|---|---|---|
| جشنواره فیلم فجر (دوره ۳۰) | ۱۳۹۰ | بوسیدن روی ماه | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | نامزد |
| جشنواره فیلم فجر (دوره ۳۲) | ۱۳۹۲ | امروز | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | برنده (سیمرغ) |
| جشنواره تلویزیونی جامجم (دوره ۳) | ۱۳۹۲ | قصهٔ من و دوچرخهٔ بابام | بهترین بازیگر زن | برنده |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۸) | ۱۳۹۳ | امروز | بهترین بازیگر مکمل زن | نامزد |
| جشنواره فیلم فجر (دوره ۳۴) | ۱۳۹۴ | نفس و زاپاس | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | برنده (سیمرغ) |
| جشن حافظ (دوره ۱۵) | ۱۳۹۴ | هفتسنگ | بهترین بازیگر زن کمدی (تلویزیون) | نامزد |
| جشن حافظ (دوره ۱۵) | ۱۳۹۴ | مدینه | بهترین بازیگر زن درام تلویزیونی | برنده |
| جشنواره فیلم فجر (دوره ۳۵) | ۱۳۹۵ | آباجان | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | نامزد |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۱۰) | ۱۳۹۵ | ابد و یک روز | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | نامزد |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۱۰) | ۱۳۹۵ | نفس | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | برنده |
| جشنواره فیلم فجر (دوره ۳۶) | ۱۳۹۶ | خجالت نکش | بهترین بازیگر نقش اول زن | نامزد |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۱۱) | ۱۳۹۶ | آباجان | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | نامزد |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۱۲) | ۱۳۹۷ | خجالت نکش | بهترین بازیگر نقش اول زن | نامزد |
| انجمن منتقدان سینما (دوره ۱۳) | ۱۳۹۸ | شبی که ماه کامل شد | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | نامزد |
| جشن حافظ (دوره ۱۹) | ۱۳۹۸ | خجالت نکش | بهترین بازیگر زن کمدی | برنده |
| جشن حافظ (دوره ۲۰) | ۱۳۹۹ | هیولا | بهترین بازیگر زن کمدی | برنده |
| جشن حافظ (دوره ۲۳) | ۱۴۰۳ | شبکه مخفی زنان | بهترین بازیگر زن کمدی | نامزد |