سریال امام علی (ع) یک مجموعه تلویزیونی تاریخی، مذهبی و حماسی ایرانی به کارگردانی سید داوود میرباقری است که در سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ روی آنتن شبکه یک سیما رفت. این مجموعه که به بازه پنج سال پایانی عمر امام علی علیه السلام و حوادث اواخر دوران عثمان تا شهادت حضرت علی علیه السلام میپردازد، یکی از پربینندهترین و خاطره انگیزترین آثار تلویزیونی ایران است که در هنگام پخش با استقبال ۸۵ درصد بینندگان تلویزیون مواجه شده و بازپخشهای آن نیز با استقبال گسترده مخاطبان همراه بوده است.
سریال امام علی نخستین تولید «الف ویژه» تلویزیون بود که منتقدان سینمایی در مجلات دهه ۷۰ آن را «نخستین تجربه موفق روایت تصویری تاریخ اسلام با نگاه شیعی» توصیف کردند. این فیلم به حوادث مهمی چون جنگ جمل، جنگ شفین و جنگ نهروان میپردازد و با شهادت حضرت علی در مسجد کوفه به پایان میرسد.
سریال امام علی از منظر عوامل جلوی دروبین و پشت دوربین نیز جزو سریالهای شاخص تلویزیون به حساب میآید. مجید میرفخرایی، عبدالله اسکندری، بهرام زند، فرهاد فخرالدینی از جمله بهترین عوامل سینمایی ایران بودند که در سریال امام علی عوامل اصلی پشت صحنه را تشکیل میدادند. حضور همزمان چهرههایی چون داریوش ارجمند، داوود رشیدی، مهدی فتحی، بهزاد فراهانی، آزیتا حاجیان، جمشید مشایخی، انوشیروان ارجمند، حسین پناهی، فخرالدین صدیق شریف و… در کنار صداپیشگانی چون منوچهر اسماعیلی، مینو غزنوی، ژرژ پطرسی، بهرام زند، خسرو شایگان و… به عنوان بازیگر یکی از باکیفیتترین ترکیبهای هنری جلوی دوربین تاریخ تلویزیون را شکل داد.
پژوهشهای بسیاری دربارهٔ عوامل موفقیت این سریال انجام شد که بر اساس برخی از این پژوهشها، سبک کارگردانی منحصر به فرد میرباقری با استفاده از تکنیکهای تئاتری مانند میزانسنهای ایستا، مونولوگهای فلسفی و نورپردازی نمادین برای بیان معنویت در تصویر جزو عوامل مهم موفقیت این سریال بوده است.
موسیقی سریال امام علی با آهنگسازی فرهاد فخرالدینی یکی از ماندگارترین آثار موسیقی معاصر ایران به حساب میآید که در حافظه جمعی چند نسل ثبت شده است. فرهاد فخرالدینی این موسیقی را از حرکت کاروانهای شتر صحرانشینان عربستان الهام گرفته و آن را با سازهای بادی و زهی با ریتم سنگین مذهبی و همراهی خوانندگانی چون صدیق تعریف، علیرضا قربانی و… اجرا کرده است؛ اجرایی که به عقیده خودش «یکی از دشوارترین تجربههای آهنگسازی مذهبی» برایش بوده است.
میرباقری با کارگردانی موفق سریال امام علی آغازگر مسیر تولیدات تاریخی مذهبی ویژه دیگری در تلویزیون مانند مردان آنجلس، مریم مقدس، مختارنامه، ولایت عشق، تنهاترین سردار، یوسف پیامبر و… شد که تقریباً تمام آنها جزو پرمخاطبترین آثار تولیدشده تلویزیون بودند.
سکانسی از سریال امام علی(ع)
سکانسی ماندگار از سریال امام علی(ع)
داوود میرباقری در پشت صحنه تولید سریال امام علی(ع)
روایت فرهاد فخرالدینی از چگونگی شکل گیری موسیقی متن سریال امام علی(ع)
این مجموعه، دوران پرآشوبی را روایت میکند که با قتل خلیفه سوم آغاز میشود و جامعه اسلامی را درگیر اختلافات و فتنههای عمیق میسازد. محور اصلی داستان، تلاشهای امام علی در برپایی عدالت است؛ تلاشی که او را با پیمانشکنان جنگ جمل، جاهطلبیهای معاویه در شام و سپس ظهور خوارج درگیر میکند. سریال، علاوه بر روایت تاریخ، تصویری تراژیک از تقابل آرمانگرایی و واقعگرایی سیاسی ارائه میدهد؛ داستان رهبری که حاضر نشد برای حفظ قدرت از اصول الهی خود کوتاه بیاید و سرانجام در محراب عبادت به شهادت رسید.
پخش از شبکههای ایرانی و غیرایرانی
تلویزیون ایران تا پیش از مجموعه امام علی(ع)، مجموعه دیگری با این گستردگی و وسعت تولید نکرده بود. این مجموعه مسیر را برای تولید آثاری عظیم با مایههای مذهبی هموار کرد. ساخت این اثر حدود چهار سال طول کشید[۱] و در نهایت نمایش این مجموعه از سال ۱۳۷۵ در ۲۸ قسمت از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.[۲]
پس از پخش این سریال از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، شبکههای تلویزیونی «الاعلام العراقی» (شبکه رسانهای عراق)[۳] و «آینس» جمهوری آذربایجان اقدام به خرید و پخش این مجموعه ایرانی کردند.[۴]
مجموعه تلویزیونی امام علی (مجموعه تلویزیونی) به کارگردانی داوود میرباقری، روایتگر حوادث سالهای پایانی خلافت عثمان بن عفان تا شهادت امام علی، امام اول شیعیان است. این سریال طی پنج سال، از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵، در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تولید و در سال ۱۳۷۵ پخش شد. امام علی(ع) را نخستین پروژه بزرگ تاریخی و مذهبی صداوسیما دانستهاند که در دوران ریاست علی لاریجانی در صدا و سیما ساخته شد؛ مجموعهای که توجه برخی شبکههای خارجی را نیز جلب کرد و آنها اقدام به خرید و پخش آن کردند. میرباقری تاکید کرده است که حدود هشتاد درصد این سریال بر پایه تخیل هنری ساخته شده است.
فیلمنامه و تولید
فیلمنامه این مجموعه با عنوان اولیه «خاری در گلو» نوشته شده بود؛ متنی که در سال ۱۳۷۰ به سازمان صداوسیما ارائه شد و بارها بازنویسی و اصلاح گردید. این نام اشارهای به خطبه شقشقیه دارد. سریال در سال ۱۳۷۳ با حضور ۱۵۰ بازیگر اصلی و بیش از پنج هزار هنرور از نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران مقابل دوربین رفت.
بودجه و موسیقی
این پروژه در آغاز با بودجهای حدود ۲۷ میلیون تومان و بهصورت یک تلهتئاتر کلید خورد، اما در طول تولید بیش از ده بار اصلاح بودجه خورد و در نهایت با هزینهای حدود ۲۶۹ میلیون تومان به پایان رسید. دستمزد ماهانه داریوش ارجمند، بازیگر نقش مالک اشتر، ۹۵ هزار تومان تعیین شده بود که در پایان به ۱۴.۵ میلیون تومان رسید. موسیقی سریال را فرهاد فخرالدینی با استفاده از سرودهای از عبدالقادر مراغهای ساخت و صدیق تعریف آن را اجرا کرد؛ موسیقیای که با استقبال گسترده روبهرو شد. پخش این مجموعه در شبکههای ملی و محلی جمهوری آذربایجان نیز باعث شد ملودی تیتراژ آن بهسرعت محبوب شود و بر اساس آن سرودهای دینی آذری ساخته شود که خوانندگان مذهبی در عروسیهای درویشی اجرا میکردند.
اهمیت و پخش
پیش از این سریال، تلویزیون ایران تجربه ساخت مجموعهای در این ابعاد را نداشت و امام علی(ع) راه را برای تولید آثار عظیم مذهبی هموار کرد. فرآیند ساخت آن حدود چهار سال طول کشید و پخش رسمیاش از سال ۱۳۷۵ در قالب ۲۸ قسمت از شبکه یک سیما آغاز شد. پس از نمایش در ایران، شبکه الاعلام العراقی و شبکه آینس جمهوری آذربایجان نیز این مجموعه را خریداری و پخش کردند.
واکنشها و نقدها
امام علی(ع) با واکنشهای مثبت و منفی فراوانی روبهرو شد و بهدلیل موضوع حساسش، نقدها بیشتر بر جنبههای تاریخی و شخصیتپردازی متمرکز بود. از نقاط قوت سریال میتوان به استفاده از زبان محاوره برای شخصیتهای تاریخی، دیالوگهای باورپذیر برای دو قطب مثبت و منفی، شخصیتپردازی و چهرهپردازی محکم، جلوههای ویژه قابلتوجه و انتخاب گستردهای از بهترین بازیگران چند نسل سینما و تئاتر ایران اشاره کرد.
انتقادها
در مقابل، منتقدان معتقد بودند تصویر ارائهشده از خلیفه سوم و عایشه با واقعیت تاریخی همخوانی ندارد و شخصیتپردازی یاران امام، مانند مالک، ابوذر و عمار، تکبعدی، کمتحرک و فاقد ظرافت لازم است؛ در حالی که چهرههای منفی داستان مانند معاویه، عمرو عاص و ولید، پرنشاط، خوشبیان و با گریمهای جذاب نمایش داده شدهاند. همچنین تمرکز بیش از اندازه بر شخصیتهای منفی مانند ولید و قطام و توجه کمتر به امام و یارانش از دیگر نقدهای مهم بود. عدم بازسازی شهادت عمار یاسر در جنگ صفین و ضعف صحنهسازی شهادت امام علی نیز مورد اشاره منتقدان قرار گرفت.
پاسخ کارگردان
میرباقری در گفتوگویی با مجله سروش در شهریور ۱۳۷۵ این انتقادها را چنین پاسخ داد: هشتاد درصد مجموعه بر پایه تخیل هنری شکل گرفته و تنها بیست درصد آن بر اسناد تاریخی استوار بوده است، با این حال این تخیل نیز از مطالعات تاریخی او سرچشمه گرفته و بیارتباط با منابع نیست.
گفتاورد
گفتوگو با داریوش ارجمند (بازیگر نقش مالک اشتر) در سریال امام علی(ع)؛[۷]
از بازی در نقش مالک اشتر وحشت داشتم
من آن زمان مطلقا آقای میرباقری را نمیشناختم. یک روز من را صدا کرد و رفتم صحبتی شد. نگاهی انداختم به کسانی که قرار بود در این سریال ایفای نقش کنند. بعد هم رفتم به مشهد. خوب برای من که تاریخ خواندهام و شاگرد دکتر شریعتی بودم و امام علی(ع) را از زبان او شنیدم و عظمت امام علی(ع) را از زبان او در دوران دانشجویی درک کردهام، خیلی وحشت داشتم که این نقش را بازی کنم. چون آن موقع حداقل 50 دبیرستان در ایران وجود داشت که نام آنها مالک اشتر بود، گروه هنری به نام مالک اشتر داشتیم، تیپ و لشکر در جبهه به اسم مالک اشتر بود، در مشهد چند مسجد به نام مالک اشتر بود، پادگان به این نام داشتیم. این آدم در ایران با فاصله زیادی از امام علی (ع) در رتبه دوم قرار دارد و به عنوان فردی که در رکاب ایشان بوده، شناخته میشود.
اگر بد بازی میکردم باید از ایران میرفتم
برای من مهم نبود که یک کاری بکنم و پولی بگیرم. بلکه برای من ارزش این کار خیلی مهم بود و چیزهایی که درباره ایشان میدانستم و به آنها عشق میورزیدم. آرزو داشتم که ای کاش موقعی بودم که میتوانستم نوکری امام علی (ع) را بکنم. اینها همه برای من مساله بود و این موقعیت برای من به وجود آمد. ولی وحشت داشتم به خاطر اینکه اگر آن شخصیت را بد بازی میکردم، قطعا بدانید که باید از ایران میرفتم. چون یک تصور ذهنی بزرگی از این سردار امام علی (ع) در ذهن شیعیان وجود داشت.
استخاره بد آمد/ به میرباقری گفتم بازی نمیکنم
به همین دلیل در مشهد نزد یکی از دوستانم به نام آقای سید محسن مصطفیزاده که شاعر و فرد مؤمنی است رفتم و گفتم در حرم امام رضا(ع) برای من یک استخاره بگیرد. نگفتم که برای چه موضوعی هم استخاره میخواهم. استخاره هم گرفت و آمد گفت بد آمده. گفتم چرا؟ آیهاش را برایم را بنویس. نوشت و آیه این بود که کسانی که در صف نماز با شما میایستند، از شما که دور میشوند، به استهزاء شما میپردازند و مسخرهتان میکنند. آن را نوشت و به من داد. مدتی بعد به تهران رفتم و آقای میرباقری نتیجه را از من جویا شد، گفتم من نمیتوانم بازی کنم. گفت چرا؟ گفتم به من گفتهاند بازی نکنم. خیلی حیرت زده شد. گفت کی؟ فکر میکرد کسی از این کارگردانها یا بازیگران این حرف را به من زده است، گفتم کسی است که تو هم او را قبول داری. گفت کیست؟ من هم کیفم را باز کردم و کاغذ استخاره را دستش دادم. وقتی خواند، حیرت زده شد. گفتم با خدا مشورت کردم و او موافقت نکرد. بعد هم به مشهد رفتم. خیلی به آقای میرباقری برخورد. دیگر هم سراغی از من نگرفتند، تا اینکه آقای محمد بیگزاده تهیهکننده کار آمدند به مشهد. آن موقع مدیر کل من حاج حسن آقای خامنهای، برادر مقام معظم رهبری بودند، ایشان من را به اتاقشان صدا کردند، وقتی رفتم دیدم آقای بیگزاده آنجا نشستهاند، آقای خامنهای گفتند چرا شما با تلویزیون کار نمیکنید؟ من هم گفتم استخاره کردهام. ایشان هم پاسخ دادند که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. تو رفتهای و در جستوجوگر، نقش شیطان بازی کردهای، حالا نقش مالک اشتر را بازی نمیکنی؟ گفتم به هر حال من روی نقشهایم حساسیت زیادی دارم. ایشان به من گفتند خوب دوباره یک استخاره دیگر بکن.
همه عوامل سریال امام علی (ع) عوض شدند
ما در ماه محرم یک هیئت عزاداری در مشهد داریم. شب عاشورا که به هیئت رفته بودم، دوباره از همان دوستم خواستم تا به حرم برویم و برایم دوباره استخاره بگیر. او هم نماز خواند و استخارهای گرفت، بعد هم گفت که نمیدانم ماجرا چیست ولی این بار دیگر نه نمیتوانی بگویی. گفتم چرا؟ گفت آیه فرمان ساختن کعبه به ابراهیم آمده است. این فرمان است و نمیتوانی نه بگویی. گفتم بنویسش. خیلی حالم بد شد. به هر حال آمدم تهران و آقای میرباقری دوباره پیگیری کردند. گفتم سمعا و طاعتا. گفت برو و در راهرو چارت عوامل را نگاه کن. خیلی عجیب است. شاید جوان و مردم امروز این حرفها را باور نکند، اما من که نمیخواهم خودشیرینی کنم. رفتم چارت را نگاه کردم و دیدم یک نفر از هنرپیشههایی که قبلا انتخاب شده بودند، این بار نیستند. فیلمبردار، طراح صحنه، طراح لباس و … همه گروه عوض شده بود. البته میرباقری خودش هم متوجه نکته عظیمی شد که به هر حال از یک جاهایی نگاههای سنگین روی کاری که میکند، هست. توجه مولای من به سریال امام علی (ع) همین بود که تا به امروز با توجه به همه کارهایی که انجام شده و حتی کارهایی که خود میرباقری انجام داده، نتوانسته به زیر زانوی سریال امام علی (ع ) هم برسد. حتی با همین سریال پرطمطراق و پر زرق و برق ده ساله مختارنامه. آخر مختار ثقفی اصلا با علی ابن ابیطالب قابل مقایسه نیست و مقایسهشان قیاس معالفارغ است. خیلی هم خوشحالم که در این سریال نبودم. البته جایی هم برای من نبود. کسی به من گفت که چرا در این سریال بازی نکردی؟ گفتم برای اینکه میدانستند جای من در این سریال نیست.
از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر میچسبید
امام علی (ع) چنین وضعیتی داشت و از تمام لحظاتی که ما از صبح تا غروب آفتاب با آن لباسهای سنگین بازی میکردیم و عرق میریختیم، از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر میچسبید و سیاهی لشکرهای نیزه به دست در زیر آفتاب گنو در بندعباس میافتادند و آمبولانس یکی یکی آنها را میبرد، مار نیششان میزد اما یک نیرویی آنجا ما را نگه داشته بود و ترانه آوای برگهای نخلهایی که باد میزد و به هم میخوردند، دائم تداعی نالههای حضرت علی(ع) بود، تداعی مدینه بود، تداعی رنج علی بود، تداعی نفاقی بود که به جان علی افتاد و ریایی که بر پوست دین خدا نشسته بود و ما داشتیم نوکری کسی را میکردیم که مظلوم اول همه تاریخ بود و نگاه همه ستمدیدگان به اوست تا وقتی که بشر زنده است. آرام میشدیم و سعی میکردیم عمق این مظلومیت را نشان بدهیم. اما یک روزی وقتی دور هم بودیم داوود میرباقری گفت این امام در سریال من هم مظلوم بود و نتوانستم آن طور که باید مظلومیتش را نشان بدهم.
سریال امام علی(ع)نشانه اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی است
من بعد از سریال امام علی(ع) گفتم که نشانه اقتدار فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران سریال امام علی(ع) است. چون نظام جمهوری اسلامی یک نظام شیعه است و اقتدار این نظام متجلی در سریال امام علی(ع) بدون توهین به هیچکس است. آنها که این قدر به عمروعاص خود مینازند در تاریخ هست که چگونه لخت شد از ترس جان ناقابلش. خداوند رحمت کند مهدی فتحی را که این ماجرا را به این خوبی بازی کرد.
هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) میشود برای مهدی فتحی فاتحه میخوانم
من هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) میشود برای مهدی فتحی فاتحه میخوانم و جای خالیاش را بیشتر از هر زمان دیگری احساس میکنم و حقیقتا بغض گلویم را میگیرد. او هنرپیشه شش دنگ و باهوشی بود که البته مظلوم هم بود. بسیار زود و مظلوم رفت. حقش هم به طور کامل ادا نشد. من در کارهای بسیاری با او همکار بودم، آرزویش این بود که اتللو را روی صحنه ببرد و من نقش اتللو را برایش بازی کنم.