سید محمدحسین طباطبایی

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

علامه طباطبایی
فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، استاد حوزه
سید محمدحسین طباطبایی
نام کاملسید محمدحسین طباطبایی
لقبعلامه طباطبایی
تاریخ تولد۲۶ اسفند ۱۲۸۲
زادگاهتبریز
تاریخ وفات۲۵ آبان ۱۳۶۰
شهر وفاتقم
محل دفنحرم فاطمه معصومه، قم
محل سکونتقم
استادانمیرزای نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبه‌ای، سید علی قاضی طباطبایی، سید ابوالقاسم خوانساری
شاگردانمرتضی مطهری، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن‌زاده آملی، عبدالله جوادی آملی، ناصر مکارم شیرازی
تحصیلاتعلوم دینی، فلسفه، عرفان، ادبیات، ریاضیات
محل تحصیلنجف، قم
تالیفاتتفسیر المیزان، اصول فلسفه و روش رئالیسم، سنن النبی، بدایة الحکمه، نهایة الحکمه، ز مهر افروخته
سایرجلسات علمی با هانری کربن و اندیشمندان ایرانی
فعالیت‌هاتدریس، تألیف، تربیت شاگردان
سیاسیمخالف حکومت پهلوی، حامی انقلاب اسلامی
اجتماعیمعرفی تشیع به محافل دانشگاهی اروپا


سید محمدحسین طباطبایی (زادهٔ ۲۶ اسفند ۱۲۸۲ تبریز – درگذشته ۲۵ آبان ۱۳۶۰ قم) معروف به علامه طباطبایی، استاد سطوح عالی حوزه، فیلسوف، عارف، ریاضیدان، شاعر و ادیب، مفسر بزرگ شیعه و از برجسته‌ترین اندیشمندان معاصر ایران بود. وی به‌ویژه با نگارش تفسیر المیزان شناخته می‌شود که از مهم‌ترین تفاسیر قرآن در دوران معاصر به‌شمار می‌رود و از مهم‌ترین چهره‌های فقه و اخلاق تشیع در تاریخ معاصر به حساب می‌آید.

علامه طباطبایی در تبریز زاده شد و تحصیلات مقدماتی خود را در علوم دینی، ادبیات فارسی و عربی آغاز کرد، او سپس برای ادامهٔ تحصیل به نجف رفت و در طول یک دهه اقامت در این شهر از محضر استادانی چون میرزای نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی و سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبه‌ای، سید علی قاضی طباطبایی و سید ابوالقاسم خوانساری بهره برد. او پس از بازگشت به تبریز مدتی به تدریس پرداخت و سپس به حوزه علمیه قم هجرت کرد. از آن پس تدریس فلسفه، تفسیر قرآن و آثار مهم فلسفی مانند شفای ابن‌سینا و اسفار اربعه صدرالمتألهین شیرازی در حوزهٔ قم را آغاز نمود. در همین دوره بود که بسیاری از شاگردان برجستهٔ او پرورش یافتند.

او در علوم دیگری چون ادبیات عرب، خوشنویسی، ریاضیات، نجوم، علوم غریبه، ادبیات و شعر و… نیز استاد و متخصص بود و مجموعه اشعار او در مجموعه «ز مهر افروخته» گردآوری شده است.

سید محمدحسین طباطبایی شاگردان متعددی را تربیت کرد که مرتضی مطهری، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن‌زاده آملی، عبدالله جوادی آملی و ناصر مکارم شیرازی از جمله آنان بودند. این شاگردان بعدها نقش مهمی در گسترش اندیشه‌های دینی، فلسفی و اجتماعی در ایران معاصر ایفا کردند.

وی همچنین جلسات علمی و فلسفی مهمی با هانری کربن، فیلسوف و اسلام‌شناس فرانسوی برگزار کرد. این نشست‌ها که با حضور برخی اندیشمندان ایرانی همچون سید حسین نصر، سید جلال‌الدین آشتیانی و غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز همراه بود، تأثیر چشمگیری در معرفی تشیع به محافل دانشگاهی اروپا داشت. این جلسات از منظر سطح بالای علمی جزو جلسات تاریخی در نسبت تمام تاریخ به‌شمار می‌رود و بسیاری از اندیشمندان این مراوده علمی و فلسفی را جزو مهم‌ترین ارتباطات علمی اندیشه ای میان اسلام و مسیحیت در طول تاریخ به خصوص از قرون وسطی توصیف کرده‌اند.

بسیاری از تألیفات و مباحثات علامه طباطبایی مورد استناد و توجه محافل مختلفی علمی، حوزوی و پژوهشی قرار گرفته و بخشی از آن‌ها جزو آثار سرآمد در طول تاریخ در مباحث خود به‌شمار می‌روند. تفسیر المیزان، اصول فلسفه و روش رئالیسم، سنن النبی، بدایة الحکمه، نهایه الحکمه و… از جمله این آثار است.

علامه طباطبایی از جمله مخالفان حکومت پهلوی و حامیان شکل‌گیری حکومت اسلامی در ایران بوده و از سال ۱۳۴۲ به مبارزه علیه حکومت پهلوی کمک می‌کرده و از جمله معترضان سرشناس به بازداشت امام خمینی از سوی دستگاه پهلوی بوده است. به تعبیر شهید مرتضی مطهری که از شاگردان علامه است، او ارتباط فکری و عاطفی نزدیکی با امام خمینی داشته و او را استاد خود خطاب کرده است. امام خمینی نیز همواره به بهره‌مندی از فضائل و شخصیت علامه طباطبایی توصیه می‌کرده است.

علامه طباطبایی تا پایان عمر خود به تدریس، تألیف و تربیت شاگردان ادامه داد. او در ۲۵ آبان ۱۳۶۰ در قم درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد. آثار و اندیشه‌های او همچنان یکی از منابع اصلی مطالعات فلسفه اسلامی، تفسیر و عرفان در ایران و جهان اسلام به‌شمار می‌رود.

توصیه علامه طباطبایی به همه مردم

خصوصیات علامه طباطبایی از زبان رهبر انقلاب

علامه در جایی فرموده بودند “همسرم وقتی در قم رو به حضرت معصومه(س) سلام میدادند من جواب خانوم را میشنیدم! و همچین هنگامی که زیارت عاشورا میخواندند من جواب سلام امام حسین(علیه‌السلام) را میشنیدم!”

سخنان علامه طباطبایی


همایش نکوداشت علامه طباطبایی در تبریز
همایش نکوداشت مقام علامه سید محمدحسین طباطبایی و بزرگداشت هفته کتاب و روز حکمت و فلسفه با سخنرانی آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی

زندگی‌نامه

براساس زندگی‌نامه خودنوشت علامه طباطبایی، او در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شده است؛[۱] اما در کتاب «الطباطبائی و منهجه فی تفسیره المیزان» دست‌خطی به او منسوب است که در آن تولدش ۲۶ اسفند سال ۱۲۸۲ ذکر شده است.[۲] سید محمدحسین حسینی تهرانی، از شاگردان علامه طباطبائی، تولد او را ۲۹ ذی‌القعده سال ۱۳۲۱قمری می‌داند.[۳]

اجداد پدری وی از سادات حسنی بوده و نسل او از طریق پدر به ابراهیم بن اسماعیل دیباج بن حسن مثنی فرزند امام حسن(ع) می‌رسد.[۴] و از طرف مادر نیز از اولاد امام حسین(ع) بود.[۵] تا ۱۴ پشت او همگی دانشمند و عالم بودند.[۶] سید محمدحسین، در ۵ سالگی، مادر و در ۹ سالگی پدرش را از دست داد.[۷]

برادر کوچکتر او معروف به سید محمدحسن الهی (درگذشت: ۱۳۴۷)، عارف و فیلسوف بود.[۸]

همسر نخست علامه، قمرالسادات مهدوی، از خانواده سادات طباطبایی بود. آن‌ها چند فرزند داشتند که سه فرزند اول در کودکی و در نجف درگذشتند. فرزند بعدی آن‌ها، پسری، به سفارش استاد علامه، سید علی قاضی طباطبایی، «عبدالباقی» نام گرفت. سید عبدالباقی طباطبایی علاوه بر تحصیلات فنی، در حوزه ریاضیات و هندسه نیز از استاد بهره برده بود. نجمه سادات طباطبایی، دختر دیگر آن‌ها، با شهید علی قدوسی، از شاگردان علامه، ازدواج کرد. همچنین جواد مناقبی، داماد دیگر علامه است. همسر دوم علامه، خانم منصوره روزبه، تا زمان درگذشتش در سال ۱۴۰۲ش زندگی ایشان را همراهی می‌کرد.

زیست علمی

سید محمدحسین طباطبایی پس از فراگیری مقدمات علوم دینی، مسیر علمی خود را با آموزش قرآن آغاز کرد؛ آموزشی که در شیوهٔ درسی آن روزگار پیش از هر علم دیگری تدریس می‌شد. او طی شش سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶) علاوه بر قرائت قرآن، آثار ادبی همچون گلستان و بوستان سعدی را فراگرفت.[۹] سپس برای ادامهٔ تحصیل وارد مدرسهٔ طالبیه تبریز شد و در آنجا به تحصیل ادبیات عرب، علوم نقلی، فقه و اصول پرداخت.[۱۰] او همچنین به یادگیری خطاطی و فنون خوشنویسی زیر نظر میرزا علینقی پرداخت.[۱۱]

وی در سال ۱۳۰۴ به همراه برادرش عازم نجف شد و تا ۱۳۱۴ در آن شهر به تحصیل علوم حوزوی پرداخت.[۱۲] طباطبایی در این دوره علوم مختلفی را نزد استادان برجسته فراگرفت:

طباطبایی در سال ۱۳۱۴ به تبریز بازگشت[۱۳] و در سال ۱۳۲۵ به قم هجرت کرد.[۱۴] او در حوزهٔ علمیه قم به تدریس تفسیر و فلسفه پرداخت و آثار مهمی همچون شفاء و اسفار را در دروس خود تدریس کرد.[۱۵]

از دیگر فعالیت‌های او، برگزاری جلسات علمی، فلسفی و عرفانی در تهران بود[۱۶] که با حضور شخصیت‌هایی همچون هانری کربن، سید حسین نصر، سید جلال‌الدین آشتیانی، مرتضی مطهری و غلامحسین ابراهیمی دینانی برگزار می‌شد.[۱۷]

شاگردان

  1. سید عزالدین حسینی زنجانی
  2. مرتضی مطهری
  3. عبدالله جوادی آملی
  4. محمد فاضل لنکرانی
  5. حسینعلی منتظری
  6. نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی[۱۸]
  7. سید موسی شبیری زنجانی
  8. محمدتقی مصباح یزدی
  9. جعفر سبحانی
  10. غلامحسین ابراهیمی دینانی
  11. حسن حسن‌زاده آملی
  12. سید محمدحسین حسینی تهرانی معروف به علامه طهرانی
  13. سید علی حسینی خامنه‌ای
  14. ابراهیم امینی
  15. سید جلال‌الدین آشتیانی
  16. ناصر مکارم شیرازی
  17. احمد احمدی
  18. سید حسن طاهری خرم‌آبادی
  19. علی قدوسی
  20. علی‌اکبر غفاری [۱۹]
  21. محمد محمدی گیلانی
  22. یحیی انصاری شیرازی
  23. سید محمد حسینی بهشتی
  24. محمد مفتح
  25. محمدجواد باهنر
  26. سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
  27. حسین نوری همدانی
  28. ابوطالب تجلیل
  29. امام موسی صدر
  30. محمد شجاعی زنجانی
  31. سید محمدباقر موحد ابطحی
  32. سید محمدعلی موحد ابطحی
  33. سید مهدی روحانی
  34. علی احمدی میانجی
  35. عباس ایزدی
  36. محمد صادقی تهرانی
  37. عزیزالله خوشوقت
  38. علی سعادت‌پرور.[۲۰]
  39. احمد بهشتی

آثار

آثار قرآنی و تفسیری علامه طباطبایی

علامه طباطبایی نوشتن تفسیر المیزان را از حدود سال ۱۳۳۳ش (۱۳۷۴ق) آغاز کرد و تا سال ۱۳۵۰ش (۱۳۹۲ق) آن را در ۲۰ جلد به زبان عربی به پایان رساند. در این تفسیر، روش تفسیر قرآن به قرآن به کار رفته و علاوه بر شرح آیات و بحث‌های لغوی، مباحثی روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی، علمی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است. این اثر به فارسی نیز ترجمه شده است؛ نخست در ۴۰ جلد و سپس در ۲۰ جلد. ترجمه بخش اعظم آن با توصیه علامه توسط سید محمدباقر موسوی همدانی انجام شده و برخی جلدها نیز توسط مترجمان دیگر ترجمه شده است.

پیش از تفسیر المیزان، علامه در تبریز اقدام به نوشتن تفسیر دیگری با محوریت احادیث کرده بود که با نام کامل البیان فی الموافقة بین الحدیث و القرآن شناخته می‌شود. طبق یادداشت‌های خود علامه، نگارش این تفسیر بین سال‌های ۱۳۶۴ق تا ۱۳۶۹ق انجام شده است. احتمالاً به دلیل شرایط سخت تبریز و ورود ارتش روسیه، این اثر نیمه‌تمام باقی ماند. تفسیر البیان بعد از درگذشت علامه منتشر شد و تا پایان سوره یوسف را شامل می‌شود.

علامه طباطبایی بحارالانوار را بهترین دائرة‌المعارف شیعه در زمینه احادیث می‌دانست و معتقد بود فصل‌بندی و توضیحات آن مناسب است، اما در برخی مسائل فلسفی، مجلسی دقیق نبوده است. به همین دلیل علامه طباطبایی در چاپ جدید بحارالانوار، نکاتی را در حاشیه اضافه کرد تا توضیحات فلسفی و تفسیری کامل‌تر شود. این کار تا جلد هفتم ادامه یافت، اما به دلایلی مانند حساسیت‌های زمانی و مخالفت برخی افراد با نقدهای فلسفی علامه، ادامه نیافت. موسسه الوفاء بیروت این تعلیقات را همراه با بحارالانوار منتشر کرده است. برخی منابع، از جمله محمدباقر بهبودی، علت نیمه‌تمام ماندن این تعلیقات را قانع نشدن مدیر انتشارات و حساسیت‌های موجود در آن زمان دانسته‌اند.

لیست آثار

از سید محمدحسین طباطبایی بیش از ۳۰ کتاب و چندین مقاله به جا مانده است. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی|مرکز تحقیقات نور مجموعه آثار او را در قالب نرم افزار آثار علامه طباطبایی منتشر کرده است. [۲۱]بخشی از آثار او بدین قرار است:

  1. المیزان فی تفسیر القرآن
  2. اصول فلسفه و روش رئالیسم
  3. شیعه در اسلام
  4. سنن النبی (ص)
  5. اسفار صدرالدین شیرازی
  6. بدایة الحکمه
  7. نهایة الحکمه
  8. شيعه: مجموعه مذاكرات با هانری کربن
  9. رسالت تشيع در دنياى امروز(بخش دوم مذاكرات با هانری کربن)
  10. کفایة الاصول
  11. رساله در حکومت اسلام
  12. رساله در قوه و فعل
  13. رساله در اثبات ذات
  14. رساله در صفات
  15. رساله در افعال
  16. رساله در وسائط
  17. الانسان قبل الدنیا
  18. الانسان فی الدنیا
  19. الانسان بعد الدنیا
  20. رساله در نبوت
  21. رساله در ولایت
  22. رساله در مشتقات
  23. رساله در برهان
  24. رساله در مغالطه
  25. رساله در تحلیل
  26. رساله در ترکیب
  27. رساله در اعتباریات
  28. رساله در نبوت و مَنامات
  29. منظومه در رسم خط نستعلیق
  30. علی و الفلسفة الالهیه (به فارسی ترجمه شده است)
  31. قرآن در اسلام
  32. نسب‌نامه خاندان طباطبایی (اولاد امیر سراج‌الدین عبدالوهاب)
  33. مقالات متعددی که در نشریات گوناگون مانند مکتب تشیع و درس‌هایی از مکتب اسلام و راهنمای کتاب و... به انتشار رسیده است.[۲۲]

آراء و اندیشه‌ها

  • تفسیر قرآن به قرآن و بی‌نیازی فهم قرآن از حدیث؛ طباطبایی معتقد است فهم قرآن خودبسنده است و برای فهم قرآن نیازی به روایات نیست. [۲۳] و بلکه قرآن است که معیار ارزش‌گذاری روایات دانسته شده است. [۲۴] هم‌چنین بنا بر پژوهشی در آثار طباطبایی از نظر او زبان قرآن، هر چند زبان عرف و عقلاء است ولی تفاوت‌هایی با زبان عرفی دارد. در واقع زبان قرآن زبان عرفی خاصی است که هر چند برای فهم آن باید از قواعد فهم عرفی استفاده کرد، ولی تکیه بر قواعد عرفی معمولی برای فهم آن کافی نیست.[۲۵]
  • حکومت اسلامی علامه حکومت پیشنهادی اسلام بر جامعه را حکومت انسانی و فطری می‌داند که حقوق فرد و جامعه و ضعیفان و ناتوان ها وقوی وضعیف ومرد وزن و... و تمام اصناف و طبقات درآن رعایت شود، نه حکومت استبدادی فردی ونه حکوت اکثریت(نصف +یک )که در آن حقوق (نصف+ یک) که اقلیت محسوب می شوند ضایع می‌شود.او معتقد است که حکومت اسلامی در واقع همان حکومت انسانی است که معیارش احترام به حقوق همه افراد است، نه فقط احترام به یک فرد و یا اکثریت. [۲۶]
  • فیلسوف نوصدرایی؛ برخی پژوهش‌گران با تکیه بر اندیشه‌های طباطبایی او را فیلسوفی می‌دانند که هرچند در مکتب ملاصدرا قرار می‌گیرد ولی به دلیل ابتکارات خود باید او را به نوعی مؤسس مکتبی به نام فلسفه نوصدرایی دانست. [۲۷] همایون همتی پژوهش‌گر فلسفه و عرفان، نوآوری‌های طباطبایی را دست‌کم در ده حوزه معرفتی بر می‌شمرد [۲۸]که مهم‌ترین تحول او در فلسفه صدرایی در عرصه معرفت‌شناسی است. [۲۹]
  • نظریه ادراکات اعتباری؛ نظریه ادراکات اعتباری را نیز از ابتکارات طباطبایی دانسته‌اند[۳۰] که بر اساس آن او تلاش می‌کند گزار‌های اخلاقی را توجیه و تبیین کند.[۳۱]
  • ولایت عمومی شهروندان. برخی نویسندگان بر این باورند که طباطبایی بر اساس آن‌چه در آثار خود نگاشته است در حوزه سیاسی نظریه ولایت عمومی شهروندان را قبول دارد. [۳۲]
  • عالم ذر؛ طباطبایی معتقد است پیمانی که در عالم ذر از انسان‌ها گرفته شده مربوط به صورت ملکوتی انسان بوده و در واقع در عالم مثال است. البته در این مرتبه انسان‌ها تشخص فردی دارند و این پیمان در فطرت و وجود همه انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است. [۳۳] طباطبایی معتقد است چنان نیست که قبل از خلقت انسا‌ن‌ها عالم دیگری قبل از این عالم ماده وجود داشته باشد. [۳۴] جوادی آملی در کتاب فطرت در قرآن نقدهایی بر نظریه طباطبایی وارد کرده است. [۳۵]
  • جهاد: به باور طباطبایی هدف از جهاد در اسلام کشور گشایی نیست بلکه هدف، توسعه سلطه دین و تأمین مصالح دنیا وآخرت مردمان است. [۳۶]
  • آزادی: علامه مرز آزادی فردی انسان را محدود به مزاحمت نداشتن با آزادی و حقوق دیگران می‌داند و در اجتماع نیز آزادی او را محدود به رعایت مصالح اجتماعی و عمومی می‌داند. وی هم چنان امر به معروف و نهی از منکر را در صورتی که براساس خیرخواهی و رعایت مصالح اجتماعی و عمومی باشد محدود کننده آزادی های فردی‌ای می‌داند که با مصالح عمومی ناسازگار هستند.[۳۷]
  • چندهمسری: علامه چند همسری را مختص به مردانی می‌داند که اطمینان به رعایت عدالت و دغدغه تامین خوشبختی خود و خانواده‌اشان را دارند اما نسبت به مردانی که زن را تنها مخلوقی برای شهوترانی و لذت‌جویی می‌دانند براین باور است که تنها حق گرفتن یک همسر دارند و شاید همین حق را هم نداشته باشند. [۳۸]
  • فقه: :علامه طباطبایی دین را مجموعه‌ای از معارف علمی(نظری) و عملی مرتبط با یکدیگر می داند که نمی توان تنها به بخشی از آنها بسنده کرد و انتظار نتیجه مطلوب داشت. [۳۹] و در نگاهی دیگر دین را مجموعه ای از عقاید و احکام و اخلاق دانسته [۴۰]و براین اساس فقه را هم بدون اخلاق مانند جسدی بدون روح می داند و پای بندی به ظاهر احکام فقهی بدون در نظر گرفتن اصول اخلاقی را در واقع مرگ دین و نابودی دین سعادت انسانی برشمرده است. [۴۱]
  • سال قمری: علامه معیار سال را در قرآن سال قمری و آن را سال معتبر در شریعت اسلام می داند. [۴۲]

ذوق شعری

علامه، دارای ذوق شعری بوده و اشعاری سروده که بعدها خودش آن‌ها را از بین برده است. پاره‌ای از اشعار باقی‌مانده‌اش در کتابی با نام «ز مهر افروخته» چاپ شده است. از اشعار مشهور علامه شعری است مُخُمّس در باره امام حسین(ع) که تضمین غزلی از حافظ است، در سال ۱۳۲۸-۱۳۲۷ شمسی سرود و همراه نامه‌ای به برادر خود، آیت‌الله الهی، ارسال کرد و در پایان سروده نوشت: «انتظار می‌رود این اشعار را در مجالس خودتان بخوانید.» بند نخست شعر این است:

گفت آن شاه شهیدان که بلا شد سویم
با همین قافله‌ام راه فنا می‌پویم
دست همت ز سراب دو جهان می‌شویم
شور یعقوب‌کنان یوسف خود می‌جویم[۴۳] [یادداشت ۱]


در برخی از سروده‌های او، مانند گذر ز دانه و دام جهان و خویش مباز و کیش مهر، واژه غیر فارسی به‌کار نرفته است. معروف‌ترین غزل علامه طباطبایی «کیش مهر» است. این غزل در ۱۳۶۵ش به‌صورت تصنیف با آهنگ‌سازی جلیل عندلیبی و آواز شهرام ناظری در آلبومی به نام کیش مهر منتشر شد [۴۴]

همی گویم و گفته‌ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون‌اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل‌افگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوه‌ها
چه حلاّج‌ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها


همچنین، براساس نقل خود مرحوم علامه، روزگاری که فشار زندگی در نجف زیاد شده بود دیداری با استاد عرفان واخلاقش سید علی قاضی طباطبایی (که او را در این سروده «پیر خرد پیشه نورانی» معرفی کرده است) داشته و پس از دیدار و پیداشدن حالت سبکباری و انبساط روحی، این شعر را که مضمون پند استادش بوده سروده است.

بود دلی، رفت و فراموش شد
طُرفه چراغی بُد و خاموش شد
پیش من اینک غم و شادی یکی‌ست
داغ‌دلی، شاد نهادی، یکی‌ست
دوش که غم پرده‌ٔ ما می‌درید
خار غم اندر دل ما می‌خلید
در بر استادِ خِرَدپیشه‌ام
طرح نمودم غم و اندیشه‌ام
کو به‌کف آیینه‌ٔ تدبیر داشت
بختِ جوان و خِرَد پیر داشت
پیرِ خِرَدپیشه‌ٔ نورانی‌ام
شُست زِ دل، زنگِ پریشانی‌ام
گفت که در زندگی آزاد باش
هان! گذران‌ است جهان، شاد باش
رو به خودت نسبت هستی مده
دل به چنین مستی و پستی نده
زآن‌چه نداری ز چه افسرده‌ای
وز غم و اندوه دل‌آزرده‌ای
گر ببرد ور بدهد دست دوست
ور ببُرد ور بنهد مُلکِ اوست
ور بِکِشی یا بکُشی دیوِ غم
کج نشود دست قضا را قلم
آن‌چه خدا خواست همان می‌شود
وآن‌چه دلت خواست نه‌آن می‌شود[۴۵]


درگذشت

طباطبائی در ۲۵ آبان سال ۱۳۶۰ از دنیا رفت.[۴۶] برابر با جنازه‌اش، فردای آن روز از مسجد امام حسن عسکری تا حرم حضرت معصومه(س)، تشییع شد. آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی، از مراجع تقلید شیعه، بر پیکرش نماز خواند و در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.[۴۷]

نظرات دیگران درباره علامه طباطبایی

  • آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر انقلاب)

آیت‌الله خامنه‌ای گفته‌اند که علامه طباطبایی «یکی از قله‌های تهذیب در حوزه» بوده‌اند و رفتار، زندگی و گفتارشان نورانی و آرامبخش بود. اگر امروز ما آرام و مطمئن در ساحل این دریا مأوا گزیده‌ایم باید خود را مدیون او بدانیم که آنچنان عمقی به معارف اسلامی بخشید که شاگردانش همه با بنیه‌ای قوی در عرصه فکر و عمل اسلامی اینک نقش آفرینی می‌کنند و راهش را ادامه می‌دهند.

در دیدار با اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، رهبر انقلاب به پافشاری علامه طباطبایی بر کار فلسفی‌اش اشاره کرده‌اند:

«هنر بزرگ علامه طباطبایی این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرایط مختلف ادامه داد.»

همچنین در خاطره‌ای نقل کرده‌اند که علامه طباطبایی «شجره‌نامه» ایشان را تنظیم کرده بود.

  • هانری کُربن (فیلسوف و اسلام‌شناس فرانسوی)

کُربن علامه طباطبایی را «چهره معنوی حکمت اسلامی» می‌دانست و شیفتگی زیادی نسبت به تعالیم فلسفی و عرفانی او داشت. کربن نقل می‌کند که بسیار تحت تأثیر ایمان و حکمت علامه قرار گرفته است.

  • غلامحسین ابراهیمی دینانی (فیلسوف معاصر)

آزاداندیش‌تر از علامه طباطبایی ندیده‌ام و هرگز کلامی در ردّ انقلاب از علامه طباطبایی نشنیدم.

  • مرتضی مطهری

مرتضی مطهری علامه طباطبایی را معلم و مفسری برجسته می‌دانست که توانایی انتقال مباحث علمی و فلسفی را به شکل روشن داشت.

علامه طباطبایی، چند تا نظریه در فلسفه دارند، نظریاتی در سطح جهانی، که شاید ۵۰ یا ۶۰ سال دیگر ارزش اینها روشن بشود، ولی خود ما قدر خودمان را نمی دانیم...

  • عبدالله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی علامه طباطبایی را فیلسوفی جامع‌النظر می‌دانست که همزمان در حوزه تفسیر، فلسفه و عرفان صاحب‌نظر بود و تأثیر عمیقی بر شاگردانش گذاشته است.

علامه طباطبایی جز خدا نیاندیشید و عاقلانه زندگی کرد؛ او که حرم کریمه اهل بیت(ع) می‌رفت و افطارش بوسه بر حرم بود.

همایش ملی نکوداشت علامه طباطبایی

پس از درگذشت علامه طباطبایی، همایش‌ها و نشست‌های متعددی با هدف بررسی و معرفی زندگی و اندیشه‌های او برگزار شده است، هرچند تعداد دقیق این رویدادها در منابع رسمی ثبت نشده است. از جمله مشهورترین این برنامه‌ها، همایش «میزان حکمت» است که در سال ۱۳۸۱ش توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران برگزار شد. همچنین همان سال، در تبریز نیز کنگره‌ای بزرگ به مناسبت یکصدمین سال تولد علامه برگزار گردید.

در ادامه، همایش ملی نکوداشت علامه طباطبایی با عنوان «مهر دلدارها» در سی‌ام آبان‌ماه ۱۴۰۳ در تالار پتروشیمی تبریز برگزار شد. این برنامه با سخنرانی آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی همراه بود و حضور فضلای حوزه‌های علمیه تهران و قم و اهالی فرهنگ و ادب تبریز، بر اهمیت علمی و فرهنگی آن افزود.

پانویس

  1. طباطبایی، «زندگی من»، ص۳۹.
  2. اوسی، الطباطبائی و منهجه فی تفسیره المیزان، ۱۴۰۵ق، ص۳۹.
  3. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۲۵.
  4. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۳۲.
  5. شمس، سیری در سیره علمی و عملی علامه طباطبایی از نگاه فرزانگان، ۱۳۸۷ش، ص۴۲.
  6. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۳۵.
  7. طباطبایی، «زندگی من»، ص۳۹؛ طباطبائی، بررسی‌های اسلامی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۹.
  8. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۳۷-۴۰.
  9. طباطبائی، بررسی‌های اسلامی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۹.
  10. غیاثی کرمانی، «اقیانوس حکمت: زندگی‌نامهٔ علامه سید محمدحسین طباطبائی»، ص۸۰ و ۸۱.
  11. تاجدینی، یادها و یادگارها، ۱۳۷۴ش، ص۱۰ و ۱۱.
  12. غیاثی کرمانی، «اقیانوس حکمت: زندگی‌نامهٔ علامه سید محمدحسین طباطبائی»، ص۸۱ و ۸۲.
  13. غیاثی کرمانی، «اقیانوس حکمت: زندگی‌نامهٔ علامه سید محمدحسین طباطبائی»، ص۸۲.
  14. تاجدینی، یادها و یادگارها، ۱۳۷۴ش، ص۱۱.
  15. طباطبائی، شیعه در اسلام، ۱۳۷۸ش، پیش‌گفتار، ص۱۳.
  16. طباطبائی، شیعه در اسلام، ۱۳۷۸ش، پیش‌گفتار، ص۱۳.
  17. «انقلابیونی که خوش نداشتند علامه طباطبایی با هانری کربن دیدار کند».
  18. فراتی، روحانیت و تجدد، ص۴۱۷
  19. استاد علی اکبر غفاری احیاگر میراثی از تشیع»، ص۳-۱۰.
  20. شمس، سیره علمی و علمی علامه طباطبایی از نگاه فرزانگان، ۱۳۸۷ش، ص۲۴۹.
  21. «مجموعه آثار علامه طباطبایی قدس سره». دریافت‌شده در ۲۱ مرداد ۱۴۰۳.
  22. طباطبايى، شيعه در اسلام، ۱۳۷۸ش، پیش‌گفتار، ص۱۵-۱۷؛ حسن‌زاده آملی، «آثار قلمی جناب علامه طباطبایی از نظم و نثر»، ص۱۸و۱۹.
  23. طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۷۸-۸۰؛ وکیلی، علامه طباطبایی و تفسیر قرآن به قرآن، ص۱۲۴.
  24. گلی و زارعی، عرضه روایات بر آیات قرآن از نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ص۸۱
  25. جعفرنژاد، زبان قرآن با تکیه بر آراء علامه طباطبایی در المیزان، ص۱۲۳.
  26. طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج۹، ص۱۱۵.
  27. رشاد، گفتمان فلسفی نوصدرایی، ص۴۰۹-۴۱۱.
  28. همتی، طباطبایی بنیان‌گذار حکمت نوصدرایی است، پایگاه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرور خبر ۱ مرداد ۱۴۰۱ش.
  29. علیزاده، علامه طباطبایی: فیلسوفی نوصدرایی، ص۲۹.
  30. جعفری ولنی، استاد مطهری و ادراکات اعتباری علامه طباطبایی، ص۷۳؛ بنی‌اسدی، نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی و تأثیرات آن در فلسفه و اخلاق، ص۴۹.
  31. همتی، طباطبایی بنیان‌گذار حکمت نوصدرایی است، پایگاه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرور خبر ۱ مرداد ۱۴۰۱ش.
  32. عبدالله، حکومت سعادت‌گرا در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی، ص۷۴؛ سروش محلاتی، تقریر نظریه علامه طباطبایی در باب ولایت عمومی شهروندان.
  33. غفاری و حکیم‌زاده، بررسی میان رأی ملاصدرا و علامه طباطبایی در عالم ذر، ص۱۴۸-۱۴۹.
  34. فاکر، ریاحی و حدیدی، تبیین و بررسی دیدگاه علامه طباطبایی درباره عالم ذر در تفسیر میثاق، ص۶۹.
  35. جوادی آملی، فطرت در قرآن، ۱۳۷۹ش، ص١٢٩-١٣۵؛ حبیبی و مشکی، مقایسه نظرات ملاصدرا، علامه طباطبایی و آیت آلله جوادی آملی درباره عالم ذر، ص۱۱۸-۱۲۴.
  36. طباطبایی، المیزن، ۱۳۹۳ق، ج۲۷ ص۲۸۴.
  37. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۱۰، ص۳۷۲.
  38. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۴ق، ج۴، ص۱۹۱.
  39. طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۲۳۹.
  40. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۳، ص۱۶۲.
  41. طباطبایی،الميزان في تفسير القرآن، ج۲، ص ۲۳۵.
  42. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۲۷۶؛ ج۲، ص۵۶.
  43. تهرانی، زمهر افروخته،۱۳۸۱ش، ص۱۲۸.
  44. علامه طباطبایی و دو تصنیف. خبرگزاری ایرنا. مرور خبر ۳ مرداد ۱۴۰۱ش.
  45. https://www.hawzahnews.com/news/927844/ ؛تهرانی، سیدعلی، زمهرافروخته، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۵.(بدون دو بیت اول)
  46. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۱۳۱.
  47. حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۱۳۱.

یادداشت

  1. «گفت آن شاه شهیدان که بلا شد سویم «با همین قافله‌ام راه فنا می‌پویم» «دست همت ز سراب دو جهان می‌شویم شور یعقوب‌کنان یوسف خود می‌جویم» که کمان شد ز غمش قامت چون شمشادم «گفت هرچند عطش کنده بن و بنیادم زیر شمشیرم و در دام بلا افتادم» «هدف تیرم و چون فاخته پر بگشادم فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم:» «بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم» «من به میدان بلا روز ازل بودم طاق کشته یارم و با هستی او بسته وثاق»» ««من دل رفته کجایم و کجا دشت عراق! طایر گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق» «که در این دامگه حادثه چون افتادم» «لوحه سینه من گر شکند سُم ستور ور سرم سیر کند شهر به شهر از ره دور» «باک نبود که مرا نیست به‌جز شوق حضور سایه طوبی و غلمان و قصور و قد حور» «به‌هوای سر کوی تو برفت از یادم» «تا در این بزم بتابید مه طلعت یار من خورم خون دل و یار کند تیر نثار» «پرده بدریده و سرگرم به دیدار نگار نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار» «چه کنم؟ حرف دگر یاد نداد استادم» «تشنه وصل وی‌ام آتش دل کارم ساخت شربت مرگ همی خواهم و جانم بگداخت» «از چه از کوی توام دست قضا دور انداخت کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت» «یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟»